
جنگ زیرساختی عربستان علیه یمن ضمن گسترش دامنه تقابل، مراکز حیاتی این کشور را در معرض مخاطرات جدی قرار میدهد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، تصمیم اخیر عربستان سعودی برای حمله به تأسیسات نفتی یمن در حوالی صنعا را باید نشانهای از انتخاب دوباره مسیر تشدید تنش از سوی حاکمان ریاض دانست؛ انتخابی که نهتنها چشمانداز پایان جنگ را دورتر میکند، بلکه دامنه تقابل را نیز گسترش میدهد و زیرساختهای اقتصادی عربستان را بیش از گذشته در معرض پیامدهای جنگ قرار میدهد.
نکته اساسی این است که انصارالله پیش از این نیز بارها زیرساختهای انرژی عربستان را هدف قرار داده بود و ریاض با پیامدهای امنیتی چنین حملاتی آشناست، بنابراین، مسئله جدید، ورود انصارالله به این حوزه نیست؛ مسئله آن است که عربستان اکنون خود با حمله به زیرساختهای نفتی یمن، به توسعه این جبهه کمک کرده است، این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده است که اقتصاد یمن طی حدود دوازده سال جنگ و محاصره، خسارتهای گستردهای متحمل شده و بخش بزرگی از زیرساختهای آن تخریب شده است؛ در حالی که امنیت زیرساختهای انرژی و حملونقل همچنان برای اقتصاد عربستان و برنامههای توسعهای این کشور اهمیتی حیاتی دارد.
از تهدید سیاسی تا حمله به تأسیسات نفتی صنعا
تحولات دیروز، سهشنبه 21 مهر، با نشست شورای وزیران عربستان سعودی بهریاست محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور وارد مرحله تازهای شد، در پایان این نشست، مقامهای سعودی با لحنی تهدیدآمیز اعلام کردند که انصارالله هزینه اقدامات خود را بهسختی پرداخت خواهد کرد، پس از این موضعگیری، ائتلاف تحت رهبری عربستان با انتشار هشدار تخلیه، تأسیسات نفتی یمن در منطقه الصباحه در حوالی صنعا را بهعنوان هدف حمله معرفی کرد.
واکنش نیروهای مسلح یمن روشن بود، یحیی سریع، سخنگوی این نیروها، اعلام کرد که در صورت حمله به تأسیسات نفتی یمن، مراکز متعلق به شرکت آرامکو و شماری از زیرساختهای مهم عربستان بهعنوان اهداف نظامی شناسایی خواهند شد، این هشدار پیش از اجرای حمله سعودی صادر شد و از پیامدهای قابلپیشبینی اقدام ریاض خبر میداد، با این حال، عربستان حمله خود را انجام داد و نیروهای مسلح یمن نیز در واکنش، حملات موشکی و پهپادی متعددی را علیه اهدافی در عربستان اجرا کردند. گزارشها از اصابت پرتابه به ساختمان اداری آرامکو در ظهران و رهگیری شماری از پرتابههای دیگر در مسیر ریاض و مناطق مختلف این کشور حکایت داشتند.
این توالی رویدادها نشان میدهد که عربستان نهتنها تصمیم به تشدید تنش گرفت، بلکه با هدف قرار دادن تأسیسات نفتی یمن، دامنه آن را نیز گسترش داد، در چنین شرایطی، نمیتوان پاسخ انصارالله را جدا از هشدار قبلی این جنبش و اقدام نظامی عربستان ارزیابی کرد. ریاض میدانست که حمله به زیرساختهای نفتی یمن میتواند با پاسخ متقابل همراه شود؛ با این حال، این مسیر را انتخاب کرد و در نتیجه، خطر گسترش درگیری به زیرساختهای اقتصادی را افزایش داد.
برای درک ابعاد تحولات اخیر، باید یک نکته تاریخی را در نظر گرفت که هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی عربستان پدیده تازهای نیست. نیروهای انصارالله در سالهای گذشته بارها از موشکها و پهپادها برای حمله به اهداف راهبردی در عمق عربستان استفاده کردهاند و تأسیسات نفتی نیز در شمار اهداف اعلامشده یا مورد حمله قرار گرفته بودهاند.
حملات سال 2019 به تأسیسات بقیق و خریص، که تولید نفت عربستان را برای مدتی بهشدت مختل کرد، نمونهای برجسته از آسیبپذیری زیرساختهای انرژی این کشور بود. در سالهای بعد نیز حملات و تهدیدهای مرتبط با تأسیسات نفتی و مراکز حیاتی عربستان ادامه یافت،
بنابراین، تحلیل تحولات کنونی نباید بر این فرض نادرست استوار شود که انصارالله برای نخستین بار زیرساختهای اقتصادی عربستان را وارد معادله جنگ کرده است. آنچه اهمیت دارد، تصمیم اخیر ریاض برای گسترش حملات خود به زیرساختهای نفتی یمن است؛ اقدامی که بهجای محدود کردن دامنه تقابل، امکان تداوم و تشدید آن را افزایش میدهد.
عربستان در گذشته نیز این واقعیت را تجربه کرده است که برتری هوایی و توان اقتصادی، مصونیت کامل زیرساختهای راهبردی را تضمین نمیکند، با این حال، حمله اخیر نشان میدهد که این تجربه لزوماً به خویشتنداری نظامی منجر نشده است.
در واقع، اگر هدف ریاض کاهش توان عملیاتی انصارالله یا وادار کردن صنعا به عقبنشینی بوده باشد، گسترش حملات به تأسیسات نفتی یمن میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد، چنین اقدامی به نیروهای مسلح یمن امکان میدهد پاسخهای خود را در چارچوب مقابله به مثل توجیه کنند و تهدید علیه اهداف حساس عربستان را بار دیگر در مرکز محاسبات امنیتی این کشور قرار دهند.
نقطه اصلی ضعف راهبرد عربستان، نامتقارن بودن هزینههای این تقابل در مصاف با طرفی یمنی است. یمن طی حدود دوازده سال جنگ با تخریب گسترده زیرساختهای حملونقل، انرژی، صنعت و خدمات عمومی مواجه بوده است.
محاصره و محدودیتهای اقتصادی نیز بر ظرفیت بازسازی و فعالیتهای تولیدی این کشور فشار وارد کردهاند. بخش بزرگی از خسارتهای جنگ پیش از تحولات اخیر بر اقتصاد یمن تحمیل شده است و مردم این کشور سالهاست هزینه مستقیم و غیرمستقیم این وضعیت را میپردازند،
این واقعیت بهمعنای بیاهمیت بودن خسارتهای جدید برای یمن نیست، حمله به تأسیسات نفتی میتواند تأمین سوخت، فعالیتهای اقتصادی و زندگی روزمره مردم را با دشواری بیشتری مواجه کند، با این حال، از منظر محاسبات راهبردی، عربستان نمیتواند فرض کند که هر میزان تخریب بیشتر در یمن، لزوماً به عقبنشینی سیاسی یا نظامی انصارالله منجر خواهد شد. اقتصاد یمن از پیش تحت فشار شدید قرار دارد و ظرفیت تحمل خسارتهای بیشتر، هرچند محدود و پرهزینه، در بستری متفاوت از اقتصاد عربستان تعریف میشود،
در سوی مقابل، عربستان برای تحقق برنامههای توسعهای خود به ثبات اقتصادی، امنیت سرمایهگذاری، استمرار صادرات انرژی و عملکرد عادی زیرساختهای حملونقل نیاز دارد. فرودگاههای بزرگ، مراکز نفتی و تأسیسات آرامکو تنها داراییهای فیزیکی نیستند؛ آنها بخشی از پایههای قدرت اقتصادی و اعتبار بینالمللی ریاض بهشمار میروند، هرچه تهدید علیه این زیرساختها جدیتر و مستمرتر شود، هزینه تأمین امنیت افزایش مییابد و تصویر عربستان بهعنوان محیطی باثبات برای سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی با چالش بیشتری روبهرو میشود.
عربستان با حمله به تأسیسات نفتی یمن، در عمل جبههای را گسترش میدهد که پیامدهای آن را نمیتواند بهطور کامل کنترل کند. حملات پیشین انصارالله نشان داده بود که زیرساختهای انرژی عربستان در برابر تهدیدهای موشکی و پهپادی آسیبپذیر هستند، ازاینرو، ریاض باید میدانست که حمله به تأسیسات نفتی یمن میتواند زمینه پاسخ متقابل به مراکز حساس این کشور را فراهم کند، چنین پاسخی حتی اگر خسارت فیزیکی محدودی بهجای بگذارد، برای عربستان هزینههای امنیتی و اقتصادی ایجاد میکند؛ زیرا تکرار تهدیدها بهمعنای ضرورت تقویت پدافند، افزایش تدابیر حفاظتی و پذیرش احتمال اختلال در فعالیت زیرساختهای حیاتی است،
این همان تناقض راهبردی تصمیم اخیر ریاض است؛ عربستان برای افزایش فشار بر کشوری که زیرساختهایش پیشاپیش خسارتهای گستردهای دیده است، گستره خطر را به حوزهای منتقل میکند که برای خودش حساسیت اقتصادی و سیاسی بالایی دارد، در این معادله، خسارت واردشده به یمن لزوماً بهمعنای پیروزی عربستان نیست. معیار موفقیت باید میزان تحقق اهداف سیاسی و امنیتی باشد، نه صرفاً میزان تخریب یا تعداد حملات.
اگر نتیجه تشدید عملیات سعودی، افزایش حملات متقابل به زیرساختهای عربستان و بالا رفتن هزینههای امنیتی این کشور باشد، ریاض ممکن است بدون دستیابی به هدف موردنظر خود، دامنه تهدید علیه منافعش را گسترش داده باشد،
از این منظر، انصارالله تلاش میکند هزینه جنگ را از جبهه یمن به داخل عربستان منتقل کند، این راهبرد بر یک واقعیت تکیه دارد: ادامه جنگ برای عربستان نیز هزینه دارد و هرچه تقابل به زیرساختهای اقتصادی نزدیکتر شود، این هزینهها ملموستر خواهند شد، در مقابل، اگر ریاض همچنان بر تشدید حملات اصرار کند، نهتنها خطر پاسخهای بیشتر را میپذیرد، بلکه ممکن است فرصتهای کاهش تنش و مدیریت سیاسی بحران را نیز از بین ببرد،
بر همین اساس تصمیم عربستان برای حمله به تأسیسات نفتی صنعا را باید در چارچوب انتخاب میان مهار بحران و گسترش آن ارزیابی کرد. ریاض میتوانست با پرهیز از حمله به زیرساختهای نفتی یمن، از ورود به مرحله تازهای از تقابل جلوگیری کند؛ اما با انتخاب حمله، عملاً به انصارالله امکان داد که پاسخ خود را در چارچوب هشدار قبلی و مقابلهبهمثل صورتبندی کند.
مسئولیت تصمیم به گسترش تنش در این مرحله، متوجه عربستان است؛ کشوری که با وجود آگاهی از سابقه حملات انصارالله به زیرساختهای انرژی خود، بار دیگر زمینه افزایش تهدید علیه این مراکز را فراهم کرد.
در نهایت، مسئله این نیست که کدام طرف توان واردکردن خسارت بیشتر را دارد؛ مسئله این است که کدام طرف از تداوم وضعیت جنگ بیشتر آسیب میبیند و کدام طرف با گسترش آن، اهداف راهبردی خود را در معرض خطر قرار میدهد. یمن طی سالها هزینه سنگینی پرداخته و بخش بزرگی از زیرساختهایش را از دست داده است؛ اما عربستان همچنان برای حفظ امنیت اقتصادی، جایگاه منطقهای و برنامههای توسعهای خود به ثبات نیاز دارد، به همین دلیل، گسترش جنگ به حوزه زیرساختی لزوماً ابزار مؤثری برای وادار کردن انصارالله به عقبنشینی نیست، بهعکس، اگر این روند تهدیدهای مستمر علیه زیرساختهای عربستان را بهدنبال داشته باشد، ریاض خود را در موقعیتی قرار میدهد که هزینههای جنگ برایش افزایش مییابد، بیآنکه تضمینی برای دستیابی به اهداف سیاسیاش وجود داشته باشد، این همان خطای محاسباتی اصلی عربستان است: تصور اینکه میتواند دامنه جنگ را گسترش دهد، بیآنکه آسیبپذیریهای خود را نیز به همان معادله وارد کند.
نویسنده: احمد حاجیصادقیان، کارشناس مسائل یمن
یمن از معادله محاصره دربرابر محاصره سخن گفته و توانسته آن را به قاعدهای در نظم غرب آسیا تبدیل کند.
با وجود هزینههای نظامی سنگین و سامانههای پیشرفته پدافندی، عربستان در برابر حملات موشکی و پهپادی نیروهای یمنی با چالشهایی چون وسعت جغرافیایی، هزینه بالای رهگیری و تأمین مهمات روبهروست.
ارتش یمن با صدور بیانیهای از عملیات منحصر به فرد این کشور در عمق عربستان سعودی خبر داد.
روزنامه فایننشال تایمز به دلایل شکست عربستان در برابر حملات موفقیت آمیز نیروهای مسلح یمن علیه این کشور اشاره کرد.
منابع یمنی با اشاره به گسترش بانک اهداف خود گفتند: تصمیم به ازسرگیری ترافیک هوایی در عربستان در دست صنعاست.
منابع عراقی با اشاره به سفر الزیدی به عربستان، تردیدهایی درباره قدرت بغداد در تأثیر بر پرونده یمن مطرح کردند.
وکیل وزارت اطلاعرسانی یمن، گفت:کاری که ما انجام میدهیم، اعمال فشار برای توقف تجاوز و رفع محاصره است.
همزمان با تشویق ترامپ، شریک سیاسی اردوغان در ائتلاف جمهور، خواهان حمایت از عربستان سعودی است.
روزنامه تلگراف تاکیدکرد حملات یمن چشمانداز 2030 سعودی را تهدید میکند و بنسلمان با جدیترین بحران مواجه است.
محمد الفرح گفت باتلاق کنونی عربستان در یمن مشابه باتلاقی است که آمریکا با محاسبات غلط در ایران گرفتار آن شد.
معتز مطر با اشاره به آمار سازمان ملل، تأکید کرد جنگ یمن سالها پیش از حملات اخیر آغاز شده بود.
جنبش انصارالله یمن اعلام کرد که معادله «محاصره در برابر محاصره» تا توقف کامل تجاوزات عربستان ادامه خواهد داشت.
رئیس شورای عالی سیاسی یمن بر حقانیت ارتش یمن در پاسخ به تجاوزات عربستان به این کشور تاکید کرد.
کارشناس به بررسی پیامدهای درگیریهای ارتش یمن و عربستان و هراس حاکمان سعودی از حملات یمنیها پرداخت.
رئیس دولت تروریستی آمریکا به تبعات منفی افزایش قیمت نفت ناشی از پاسخ ارتش یمن به تجاوزات عربستان اعتراف کرد.
رسانههای یمنی از تداوم تجاوزات رژیم سعودی به الحدیده و صعده یمن خبر دادند.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن اهداف حملات انتقامجویانه خود را منتشر کرد.
نیروهای مسلح یمن تصاویر جدیدی از شکار مزدوران سعودی را منتشر کرد.