
آمارها از افزایش میزان اضطراب اجتماعی و احساس تنهایی فراگیر در میان صهیونیستها در سه سال گذشته حکایت دارد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، حمله 7 اکتبر 2023 و جنگ متعاقب آن که تا امروز در چندین جبهه ادامه دارد، علاوه بر پیامدهای نظامی، اقتصادی و سیاسی، سلامت روان جامعه صهیونیستها را نیز با چالشی گسترده مواجه کرده است. یافتههای پژوهشی منتشرشده در اراضی اشغالی نشان میدهد آثار روانی این تحولات به روزهای نخست حمله محدود نمانده و در بخشهایی از جامعه، با تداوم جنگ، مواجهه مکرر با اخبار، نگرانیهای امنیتی و تجربه آوارگی، همچنان ادامه داشته است.
اهمیت این موضوع در آن است که پیامدهای روانی 7 اکتبر را نمیتوان صرفاً به افرادی محدود کرد که مستقیماً در معرض حمله قرار گرفتند. خانوادههای کشتهشدگان و گروگانها، نیروهای نظامی، ساکنان مناطق مرزی، افراد آواره از محل سکونت و حتی کسانی که از طریق رسانهها در معرض تصاویر و اخبار جنگ قرار گرفتند، در معرض درجات متفاوتی از فشار روانی بودهاند.
گزارش مؤسسه پژوهشی مایرز ـ جویینت ـ بروکدیل نشان میدهد در همان شوک اولیه و در سه ماه نخست، شیوع احتمالی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) از 16.2 درصد پیش از حمله به 29.8 درصد پس از آن افزایش یافت. همچنین میزان مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر از 24.9 درصد به 42.7 درصد و علائم افسردگی از 31.3 درصد به 44.8 درصد رسید.[1]
نکته مهم آن است که آسیب و فشار روانی در طول جنگ میتواند نوسان داشته باشد و با تشدید ناامنی یا بروز تحولات جدید، دوباره افزایش یابد، همچنین مسئله صرفاً تداوم مشکلات افرادی نیست که در روزهای نخست بیشترین آسیب را دیدهاند؛ بلکه در طول بحران، ممکن است افراد دیگری نیز دچار علائم قابلتوجه روانی شوند.
در همین راستا در سومین سالگرد هفت اکتبر مؤسسه بیمه داخلی اسرائیل در گزارشی اعلام کرد در طول این دوره، از کارافتادگی 34878 نفر بر اساس آسیب روانی و 3171 نفر به دلیل آسیب جسمی تشخیص داده شده است. همچنین 2355 نفر هر دو آسیب جسمی و روانی را بر اثر عملیات طوفان الاقصی در 7 اکتبر متحمل شدهاند.[2]
سازمان خدمات سلامت کلالیت، به عنوان بزرگترین سازمان ارائه دهنده خدمات درمانی در فلسطین اشغالی نیز در سومین سال آغاز جنگ، تصویری جامع بر اساس دادههای تقریباً 5 میلیون عضو بیمهشده منتشر کرد. طبق این دادهها، 121 درصد افزایش در مراجعه کودکان و نوجوانان به اورژانس روانپزشکی وجود داشته است و در میان آوارگان مناطق جنوب فلسطین اشغالی، میزان تشخیص اختلال استرس پس از سانحه حتی در سال سوم جنگ 6 برابر بیشتر بوده است.
این بررسی د رعین حال نشان میدهد 53.7 درصد افزایش در میزان افراد مبتلا به فشار خون نامتعادل در میان آواره های مناطق جنوب و 60 درصد افزایش در میزان افراد مبتلا به چربی خون بالا (کلسترول بالا) در میان آوارگان شمال وجود داشته است. نکته دیگر آنکه سازمان کلالیت از تغییر در نحوه مصرف دارو توسط اسرائیلیها خبر میدهد.
به طور کلی افزایش مصرف داروهای مربوط به توجه و تمرکز حواس در سراسر اراضی اشغالی نشان دهنده بار روانی مداوم است. در این خصوص دکتر یاردن لوینسکی، مدیر سیستم سلامت روان کلالیت، اعلام کرد: «دادههای سه سال جنگ، تغییر قابل توجهی را در وضعیت روانی ساکنان اراضی اشغالی نشان میدهد که در افزایش 28 درصدی تقاضا برای خدمات سلامت روان و افزایش شدید اضطراب و تشخیصهای پس از آسیب منعکس شده است.»[3]
سازمان غیردولتی «اِران» که کارش ارائه کمکهای اولیه روانشناختی است، گزارش سهسالهای در 6 اکتبر 2026 منتشر کرد که بُعد دیگری از بحران را آشکار میکند. این سازمان اعلام کرد از زمان حمله 7 اکتبر تا زمان انتشار گزارش، به 928 هزار و 911 درخواست کمک پاسخ داده است؛ شامل 774 هزار و 604 تماس تلفنی و 154 هزار و 307 ارتباط دیجیتال از طریق واتساپ، گفتوگو، پیامک و ایمیل.
طی این سه سال 21 هزار و 829 تماس مرتبط با افکار، قصد یا رفتارهای خودکشی ثبت کرده است که اگرچه سهم این تماسها از کل درخواستها در سال نخست 2 درصد بود اما در سال سوم به 2.83 درصد رسید.[4] این آمار مؤید مزمن شدن مشکلات روانی ناشی از جنگ در جامعه اسرائیل است.
گزارش اِران همچنین اشاره دارد در سه سال اخیر، حدود 160 هزار تماس از نظامیان وظیفه و نیروهای ذخیره دریافت کرده است. احساس تنهایی، 41 درصد از تماسهای نظامیان در سال دوم و سوم را تشکیل میداد.
این دادهها بهویژه از آن جهت قابل توجهاند که فشار روانی نظامیان تنها به حضور در میدان نبرد محدود نمیشود؛ بلکه بازگشت به زندگی خانوادگی و غیرنظامی نیز ممکن است با احساس انزوا و دشواری سازگاری همراه باشد. تعداد تماس ها گویای نیاز به حمایت روانی در میان نیروهای نظامی و ذخیره است.
مسئله دیگر آنکه در بخشی از جامعه، آسیب از واکنش حاد به بحران به مشکلات طولانیمدت در روابط، کارکرد روزمره و سلامت روان تغییر شکل داده است.
بنابراین تداوم جنگ، آوارگی، فشار بر خانوادهها و اختلال در روال عادی زندگی، همگی در شکلگیری پیامدهای بلندمدت نقش دارند. از این رو چالش جامعه جنگ زده اسرائیل در حال حاضر، علاوه بر درمان آسیبهای ثبتشده، تشخیص و حمایت از افرادی است که ممکن است در ظاهر به زندگی روزمره بازگشته باشند، اما همچنان با آثار روانی جنگ دستوپنجه نرم میکنند.
این در شرایطی است که این اختلالات و آسیبها نسل جوان و حتی کودکان را تحت تأثیر قرار میدهد که براین اساس میتوان انتظار داشت بحران روانی ناشی از جنگ و ناامنی تا مدتهای طولانی این جامعه را درگیر خود خواهد کرد.
پانوشت:
[1]. https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/10994954/
[2]. https://13tv.co.il/item/news/politics/security/7-10-905379393/?pid=7&refc=902992371
[3]. https://13tv.co.il/item/news/domestic/health/lwv1g-905380785/
[4]. https://www.timesofisrael.com/nearly-1-million-israelis-called-mental-health-hotline-over-three-years-of-war/