فرزند شهید طباطبائیان در وصف آخرین دیدار با پیکر مطهر رهبر معظم انقلاب نوشت: امشب مُردیم… محافظان ایشان نیز که همواره محکم و اتو کشیده حاضر میشدند، اشک ریختند و ضجه زدند.
امشب، در انتهای خیابان کشوردوست، شاهد صحنههایی باورنکردنی بودیم. ساعاتی که هم زمان وصال بود و هم مصداق فراق، جانمان را به ستوه آورد. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، میهمان خانوادههای معظم شهدای دو جنگ تحمیلی اخیر بودند و در میان فرزندان شهدا و دلبستگان راه ولایت حضور یافتند.
اما این بار، ورود ایشان با تصویری تلخ همراه بود. محافظان که معمولاً قوی و باصلابت حضور دارند، با چهرههایی شکسته و متأثر، ایشان را همراهی میکردند. فضای حاکم بر جمع، مملو از اشک و شیون بود؛ به گونهای که مردان نیز همچون زنان، ضجه میکشیدند و در سوگ نشستند.
در روضههای گذشته در حسینیه شهید بهشتی، محافظان همواره خونسردی خود را حفظ میکردند، زیرا با مشاهده رهبر معظم انقلاب، دلشان آرام میگرفت. اما امشب، حتی آنها نیز تاب نیاوردند و اشک بر گونههایشان جاری شد.
فیلمها و عکسهای این مراسم، گویای عمق این اندوه است. محافظان، که همواره با صلابت و نظم حاضر میشدند، امشب خاک بر سر میریختند و لباس عزا به تن داشتند. حضور در این مراسم، برای بسیاری از ما، تجربهی تلخ و ناگهانی عذابی سخت بود؛ گویی به دیوار سخت واقعیت خوردیم.
مردم، رهبر ما، عزیز دلها، واقعاً شهید شدند. ایشان امشب در میان ما حضور داشتند، اما خبری از آن لبخندهای همیشگی و تکان دادن دستها نبود. خودشان روضهای بودهاند که دلها را سوزاند. همه، از کوچک و بزرگ، با چشمان خود شاهد پر کشیدن جانان بودند.
این صحنهها، یادآور فراق پدران نیز بود. امشب، رفتن شما را نیز بیشتر باور کردیم. جای شما در میان رفقا، شاگردان و همرزمانتان خالی… یا شاید هم، جای همه ما پیش شما خالیست.