در میانِ سوگِ جمعی، قابِ عکسِ رهبرِ شهیدِ انقلاب که با گلهای سفید تزیین شده بود، نمادی از عهدی جاودانه شد؛ عهدی که یادِ او را در دلِ مردم زنده نگه میدارد.
در میانِ همهمه و حضورِ پرشورِ ملت در مصلی تهران، در نقطهای آرام، دختری نوجوان، دستانش را نه برای جلبِ توجه، بلکه برای در بر گرفتنِ بارِ خاطرهای سنگینتر از تصویر، در هم تنیده بود. او در دست، قابِ عکسِ رهبرِ شهیدِ انقلاب را داشت که با دستانِ هنرمندش، اطرافِ آن را با گلهای سپید، آراسته بود.

این دختر، همچون خیلِ عظیمی از حاضران، آمده بود تا در سکوت، روایتگرِ اندوهِ خویش باشد؛ اندوهای که با کلماتِ بلند بیان نمیشود، بلکه در عمقِ نگاهها و بغضهای فروخورده، نقش میبندد. برخی پرچمِ عشق را در دست داشتند، برخی دیگر اشکِ حسرت را در دیده، و عدهای این قابِ رویاییِ گلآراسته را—گویی هر دل، سهمِ خود از این وداعِ باشکوه را به همراه آورده بود.
این گلهایِ سپید، صرفاً زینتِ صحن نبودند؛ بلکه نشانهای از یک عهدِ ناگسستنی بودند. عهدی که بر آن بود تا یاد و خاطرهی رهبرِ عزیزمان، حتی زمانی که هیاهوها فروکش کند و جمعیتِ دلباخته، آرامآرام پراکنده شود، همچنان در دستِ مردمانِ این سرزمین، زنده و پایدار بماند.
منبع: تسنیم