اخبار فوری
روند صعودی صنایع منتخب بورس در هفته گذشته؛ «خرده‌فروشی» پیشتاز شد وزیر اقتصاد، ستون‌ تکیه‌گاه تامین اجتماعی شد شکوفایی صنعت گاز ایران؛ نهمین صادرکننده بزرگ گاز جهان در سال 2025 تلاش شبانه‌روزی صنعت برق برای بازگرداندن پایداری در جنوب کشور نخست‌وزیر آینده انگلیس در باتلاق مشکلات؛ آیا برنهام ناجی بریتانیا خواهد بود؟ افشای ابعاد نفوذ اسرائیل در آمریکا؛ ایران با قاطعیت هشدار داد ضربه کاری سپاه به پایگاه هوایی آمریکا در قطر/ انهدام رادار برد بلند و سوخت‌رسان‌های راهبردی کارآفرینی تحسین‌برانگیز؛ معلولی که 5 هزار نفر را زیر چتر حمایتی خود برد نگرانی جدی درباره افزایش زنان بدسرپرست؛ بهزیستی در پی تقویت آموزش‌های پیشگیرانه هشدار جدی؛ 31 درصد جمعیت ایران تا 1430 سالمند می‌شوند/ نیازمند عزم ملی برای مقابله با موج سالمندی هوای تهران در وضعیت قابل قبول؛ شاخص روی عدد 96 هشدار جدید دریانوردی؛ حادثه دریایی در نزدیکی باب‌المندب

سیره رهبرانقلاب؛ الهام‌بخش دل‌های عزادار

نویسنده و مدیر انتشارات ۲۷ بعثت، در یادداشتی تأمل‌برانگیز، اراده و بصیرت رهبرانقلاب را تجلی‌بخش عظمت و معنای عمیقی دانست که فراتر از درک کلمات است.

جواد کلاته عربی، نویسنده و مدیر انتشارات ۲۷ بعثت، در یادداشتی با عنوان «گفتن و نوشتن»، حس و حال خود را در روز وداع با رهبرانقلاب شرح داد و نوشت: آدمی‌زاد است، درباره هر چیزی که می‌بیند و می‌شنود، فهمی، تصوری، چیزی در ذهنش نقش می‌بندد از جنس کلمات. جلوی فکر را هم نمی‌شود گرفت؛ هرجا دلش بخواهد می‌رود. تنها در به زبان آوردن نتیجه مواجهه‌ات با یک معنا، می‌شود اختیار داشت، انتخاب کرد، مهندسی‌اش کرد و آن فکرها را طوری که می‌خواهی بگویی و بنویسی.

اما همیشه هم این‌طور نیست. گاهی حرف‌ها را می‌شنوی، حال‌ها را می‌بینی و به تماشای تصویرها می‌نشینی، اما معنایی در ذهنت شکل نمی‌گیرد؛ نمی‌فهمی و درک نمی‌کنی. انگار اتفاقات جهان خارج از تو، بزرگ‌تر از چیزی است که به چنگ دل و فکرت بیاید. یا اصلا گاهی اوقات هم می‌فهمی، خوب هم می‌فهمی و به عمق جانت می‌رسانی آن معنا را، اما نمی‌توانی به کلمه و جمله و خط، ترجمه‌اش کنی و بنویسی.

گاهی حتی همه اینها را می‌دانی و می‌توانی، اما عزادار هستی و آدم عزادار که درست نیست و نباید و نمی‌تواند بنشیند به مهندسی کلمه‌ها و لفظ قلم. اینها مال آدمِ به‌قاعده و به‌خود است. آدم عزادار با سوز دل، خوش است. آدم عزادار با اشک دیده خوش است؛ با یاد خوش است. آدم عزادار حتی نمی‌تواند شعار «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» را مثل بقیه آدم‌ها فریاد بکشد.

آدم عزادار پَرَت می‌شود به حسینیه امام خمینی (ره). فکر آدم عزادار، در لحظه، هزار یاد و خاطره ردیف می‌کند و جلوی گلویت را بند می‌آورد. آنقدر که صدایت بالا نیاید و پقّی مثل بچه‌ها بزنی زیر گریه و انگشت‌نمای جمع بشوی.

اصلا آدم عزادار، دل و دماغ گفتن و نوشتن ندارد که! من می‌گویم اصلا در جاهایی «کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ. کار ما شاید این است، که در افسون گل سرخ شناور باشیم.» مثلا وقتی الله‌اکبر نمازِ رهبر شهید را گفتند، بگذاری چشم‌ها و شانه‌هایت کار خودشان را بکنند؛ اگرچه دوست داری صدای آقای سبحانی را از آخرین بلندگوهای انتهای مصلی در بزرگراه شهید سلیمانی از لابه‌لای صدای پرحجم پره‌های هلی‌کوپتر بشنوی و ذکرها را موبه‌مو تکرار کنی…

(از این بنده حقیر خواسته بودند چیزی درباره این روزها بنویسم. نمی‌توانم. می‌خواهم عزادار آقایم باشم.)