اخبار فوری
روند صعودی صنایع منتخب بورس در هفته گذشته؛ «خرده‌فروشی» پیشتاز شد وزیر اقتصاد، ستون‌ تکیه‌گاه تامین اجتماعی شد شکوفایی صنعت گاز ایران؛ نهمین صادرکننده بزرگ گاز جهان در سال 2025 تلاش شبانه‌روزی صنعت برق برای بازگرداندن پایداری در جنوب کشور نخست‌وزیر آینده انگلیس در باتلاق مشکلات؛ آیا برنهام ناجی بریتانیا خواهد بود؟ افشای ابعاد نفوذ اسرائیل در آمریکا؛ ایران با قاطعیت هشدار داد ضربه کاری سپاه به پایگاه هوایی آمریکا در قطر/ انهدام رادار برد بلند و سوخت‌رسان‌های راهبردی کارآفرینی تحسین‌برانگیز؛ معلولی که 5 هزار نفر را زیر چتر حمایتی خود برد نگرانی جدی درباره افزایش زنان بدسرپرست؛ بهزیستی در پی تقویت آموزش‌های پیشگیرانه هشدار جدی؛ 31 درصد جمعیت ایران تا 1430 سالمند می‌شوند/ نیازمند عزم ملی برای مقابله با موج سالمندی هوای تهران در وضعیت قابل قبول؛ شاخص روی عدد 96 هشدار جدید دریانوردی؛ حادثه دریایی در نزدیکی باب‌المندب

وداع با سلاله آفتاب؛ دعایی برای جاماندگان

در روز تشییع شهادت‌گونه رهبر انقلاب، شاعر به وصف لحظات وداع با ایشان پرداخته و از ایشان خواسته است برای دل‌های طوفان‌زده و جامانده دعا کنند.

آسمان غریبانه بوی سیب می‌‌دهد و تقویم، خیمه ماتمش را در دل روزهای سرخ محرم برافراشته است. در میان سیاهی پرچم‌هایی که به نام جدّت حسین (ع) در باد مویه می‌کنند، تو ایستاده‌ای؛ باشکوه، آرام و بی‌قرار رفتن. ای سید قافله‌سالار، ای سلاله پاک یاس! همیشه در نگاهت، صلابت کوه بود و در لبخندت، مهربانی چشمه‌ساران.

آقا، یتیمان توایم، آراممان کن.

برای آخرین‌بار روبروی هم ایستادیم، بغض، راه نفسم را بسته است. می‌دانم این نگاه، نگاه وداع است. چشم‌هایت، تفسیر مجسم روضه‌های شب عاشوراست. شب “ای ایران بخوان”.

خواستم بگویم بمان، اما واژه‌ها در گلویم یخ زدند. مگر می‌شود کسی را که بوی کربلا گرفته و ندای «هَل مِن ناصِر» را از پس قرن‌ها شنیده، به خاک سرد زمین زنجیر کرد؟ قفس دنیا، مدت‌ها بود که برای بال‌های پهناور روح تو، کوچک و حقیر شده بود.

و حالا، در این لحظه سنگین و نفس‌گیر، تابوتت پیش روی ماست؛ پیچیده در پرچمی سه‌رنگی که امروز، خلعت زیبای شهادتت شده است. دست لرزانم را بر شانه چوبی این تابوت می‌کشم. چقدر سبک شده‌ای، ای کوه استوار!

اینجا، در کنار این قاب چوبی، عاشورایی دیگر در دل‌های ما به پا شده است. نگاه کن که چگونه شانه‌ها از داغ رفتنت می‌لرزند و چشم‌ها، فرات اشک شده‌اند.

ای امام شهید! ای مسافر کربلا! حالا که از این قفس تاریک رها شده‌ای و در آغوش نور، سر بر زانوی جدّ غریبت گذاشته‌ای، برای دل‌های طوفان‌زده و جا مانده ما هم دعا کن. سفرت به سلامت ای سلاله آفتاب…

چه تلخ است و ویران کننده این آخرین دیدار. آخرین وداع به جای خیابان کشور‌دوست، به مصلی و خیابان انقلاب کشیده شده است. به خیابان‌های فرش شده با اشک‌های سرخ مردمی بی‌قرار دیدار… .