اخبار فوری
هشدار جدید دریانوردی؛ حادثه دریایی در نزدیکی باب‌المندب جنایت آشکار آمریکا در بندرعباس؛ ترکش‌‎های تجاوز، قلب مادر شهید و دست کودک را قطع کرد دلاور مرد جنوب، حمید درزاده، در حمله ددمنشانه آمریکا به چابهار به شهادت رسید طنین فریاد خونخواهی رهبر شهید در حرم رضوی؛ ملت ایران پا در رکاب مکتب عاشورا انسداد تنگه هرمز؛ ضربه‌ای فلج‌کننده بر پیکره ترامپ/ ایران در اوج قدرت، بازدارندگی پایدار را دنبال می‌کند پاسخ کوبنده سپاه؛ سکوهای هیمارس در کویت و مواضع اشغالگران آمریکایی درهم کوبیده شدند ناکامی انگلیس در رسیدن به افتخار؛ کین: قطعه نهایی پازل را نداریم پیام وحدت‌بخش ستاره سه‌شیرها؛ بلینگام: اتحادمان را حفظ کنیم! تقویت اتحاد برای مقابله با تهدیدات سایبری؛ تشکیل کمیته مشترک مجلس و وزارت ارتباطات تحلیل یک کارشناس نامدار: آلکاراس و سینر هنوز به جمع 10 تنیسور برتر تاریخ نرسیده‌اند سوپراستار بسکتبال، کلید تعیین تقویم پر ستاره‌ترین لیگ جهان لاپورتا: یامال برای فینال، آماده است؛ آرزوی میزبانی نوکمپ در جام جهانی ۲۰۳۰

تهران، کربلا شد؛ پیوند خون شهادت، ضامن آزادی جهان

امروز، همزمان با تشییع پیکر پاک شهدای کربلا، تهران بستری شد برای تجدید میثاق با آرمان‌های حسینی؛ پیوندی که چکیده‌اش، خون علی بن جواد است که از ایران به کربلا می‌رود تا ضامن حیات و عزت جهان شود.

در روزگاری که یاد و خاطره حماسه حسینی در جان‌ها طنین‌انداز است، تشییع باشکوه شهدای کربلا، تلألوئی از همان عظمتی است که تهران را نیز کربلایی کرد. مصطفی محدثی خراسانی، شاعر اهل بیت، در یادداشتی اختصاصی، این تجربه ناب را روایت کرده است؛ تجربه‌ای که در آن، زمان و مکان در دریای جمعیت گم شده و تهران به میعادگاه تاریخ تبدیل می‌شود.

در روز تشییع رهبر شهیدمان، با خروج از خانه، ناگهان در سیل جمعیتی عظیم گم شدم. شور و حرارتی وصف‌ناپذیر، چون گردبادی کوچه را در آغوش کشید و در دریای خود گم کرد. زمان و مکان از میان برخاسته بود و مسیری که پیموده شد، چون رؤیایی در خاطره ماند. در میان این جمعیت، دیگر “من”ی در میان نبود؛ بل که قطره‌ای بودم که به دریا پیوسته و خود دریا شده بود. ما، سیل خروشان جاری از سرچشمه‌های تاریخ بودیم.

جمعیت مبعوث، فارغ از زمان و مکان، چونان گردونه تاریخ به چرخ آمده بود و مدام در رفت و آمد میان روز عروج مسیح، سحرگاه ضربت خوردن مولا علی (ع)، هنگامه جدا شدن سر از تن حضرت یحیی (ع) و ظهر عاشورا. تهران، کربلا، بیت‌المقدس، کوفه… همه در هم تنیده شده بودند. من نیز مدام بین محرم سال ۶۱ هجری و رمضان ۱۴۰۴ شمسی، بین کربلا و تهران، بین حسین بن علی (ع) و علی بن جواد (ع) در نوسان بودم.

رمضان، محرم بود و محرم، رمضان. تهران، کربلا بود و کربلا، تهران. حسین بن علی (ع)، علی بن جواد (ع) بود و علی بن جواد (ع)، حسین بن علی (ع). امروز، تاریخ به مواخذه خویش آمده بود تا به جبران غربت و تنهایی حسین بن علی (ع) در کربلا، بزرگترین تشییع و همراهی تاریخ را برای فرزند او تدارک ببیند. امروز تاریخ با مؤاخذه خویش، به تشییع حسین (ع) آمده بود.

روزگاری خون حسین بن علی (ع) از کربلا جاری شد، به ایران آمد و با خون سیاوش درآمیخت و هزار و چهارصد سال ضامن حیات، عزت و آزادگی ما شد. امروز، خون علی بن جواد (ع) از ایران به کربلا می‌رود تا با خون حسین بن علی (ع) درآمیزد و ضامن حیات، عزت و آزادگی جهان شود. این، طلیعه رهایی زمین از چنگال کفتاران و درندگان دیوسیرت روزگار است.