
یکی از تهیه کنندگان و برنامهسازان سینما و تلویزیون معتقد است یک اثر نمایشی میتواند منجر به رونق گردشگری شود.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، مهدی غفاری خضری تهیه کننده و کارگردان در یادداشتی که برای انتشار در اختیار قرار گرفته، به بررسی "رابطه میان اثر نمایشی و جاذبههای گردشگری" پرداخته است.
مشروح اینیادداشت را در ادامه میخوانیم:
"به عنوان کسی که سالها در حوزه برنامه سازی، تبلیغات و برندینگ فعالیت کردهام، همیشه برایم جالب بوده که چرا بعضی مکانها فقط با دیده شدن در یک فیلم یا سریال، ناگهان برای مردم جذاب میشوند. فکر میکنم خیلی از ما این تجربه را داشتهایم.
فیلمی میبینیم و بعد از آن، اسم یک شهر، خیابان، رستوران یا حتی یک هتل را جستوجو میکنیم. شاید همان لحظه تصمیم به سفر نگیریم، اما یک تصویر در ذهنمان میماند.
چند وقت بعد، وقتی صحبت از سفر میشود، همان تصویر دوباره برمیگردد.از نظر من، همینجا فیلم و گردشگری به هم وصل میشوند. فیلم و سریال برخلاف تبلیغات معمولی، مستقیماً نمیگویند «این مقصد را انتخاب کنید».
مخاطب را وارد یک داستان میکنند و مقصد را هم در دل همان داستان نشان میدهند. خیابانها، معماری، رستورانها، طبیعت و حتی شیوه زندگی مردم، آرامآرام وارد ذهن بیننده میشود.البته سریال در این زمینه قدرت بیشتری دارد، چون فرصت بیشتری برای آشنا کردن مخاطب با یک مکان دارد.
وقتی یک شهر را در چند قسمت و چند فصل میبینیم، دیگر آن شهر کاملاً غریبه نیست. نمونههایی مثل «Game of Thrones» یا The Lord» of the Rings» نشان دادهاند که یک اثر تصویری میتواند توجه گردشگران را به محل فیلمبرداری و حتی کل یک منطقه جلب کند.
حقیقت این است که اقتصاد حلقه مفقوده این ماجراست؛ وقتی یک نفر به دلیل یک فیلم تصمیم میگیرد به شهری سفر کند، فقط هزینه دیدن لوکیشن را پرداخت نمیکند. هتل رزرو میکند، غذا میخورد، تاکسی میگیرد، خرید میکند و از جاذبههای دیگر هم بازدید میکند.
یعنی یک اثر نمایشی میتواند به شکل مستقیم یا غیرمستقیم برای تعداد زیادی از کسبوکارهای یک مقصد درآمد ایجاد کند که البته معتقدم در این باره در ایران هنوز جای کار زیادی داریم. ما لوکیشن کم نداریم؛ مخصوصا در سریال های تاریخی ولی چیزی که کمتر داریم، برنامهریزی برای استفاده از ظرفیت همان لوکیشن بعد از پخش فیلم است.
ممکن است یک محله یا ساختمان در یک سریال دیده شود و مورد توجه مردم قرار بگیرد، اما خیلی زود همهچیز تمام شود. در حالی که میتوان برای آن تور طراحی کرد، مسیر گردشگری ساخت، رستورانها و کسبوکارهای اطراف را وارد ماجرا کرد و حتی برای هتلهای همان منطقه، بسته اقامتی تعریف کرد.
مستند هم ظرفیت دیگری دارد که به نظرم برای ایران بسیار مهم است. ما کشوری هستیم که فقط با بناهای تاریخی شناخته نمیشود.
غذا، معماری، بازار، روستاها، صنایع دستی، موسیقی، طبیعت و حتی زندگی روزمره مردم، موضوعاتی هستند که اگر درست روایت شوند، میتوانند مخاطب را به فکر سفر بیندازند و در مورد تهران این موضوع برای من جدیتر است. تهران در نگاه خیلی از مردم، شهری شلوغ و پر از ساختمان و ترافیک است؛ اما وقتی کمی دقیقتر به آن نگاه کنیم، متوجه میشویم که شهر پر از قصه و تصویر است.
محلههای قدیمی، موزهها، گالریها، کافهها، بازار، معماری معاصر و اتفاقات تاریخی، همه میتوانند موضوع یک فیلم یا مستند جذاب باشند. من در کار برندینگ هتل، همیشه به این موضوع فکر میکنم که هتل نباید خودش را از مقصد جدا ببیند.
مهمان فقط برای خوابیدن اتاق رزرو نمیکند؛ او برای تجربه یک شهر سفر میکند. هتل های قدیمی تهران هم حرف برای زدن زیاد دارند مثلا هتل بینالمللی لاله تهران از این نظر شرایط متفاوتی دارد.
خود هتل بخشی از تاریخ هتلداری تهران است و سابقه و جایگاه آن میتواند بخشی از تجربه مهمان باشد. برای من این ظرفیت فقط یک موضوع تاریخی نیست؛ میتواند تبدیل به یک ابزار برندینگ شود.
روایت گذشته هتل، ارتباط آن با شهر، محله اطراف و خاطراتی که طی این سالها در آن شکل گرفته، میتواند برای مسافر جذاب باشد. به نظرم ما باید نگاهمان را کمی تغییر بدهیم.
فیلم فقط یک محصول فرهنگی نیست و گردشگری هم فقط فروش اتاق و تور نیست. وقتی این دو کنار هم قرار بگیرند، یک اثر فرهنگی میتواند برای یک مقصد، مسافر، اقامت، مصرف و در نهایت درآمد ایجاد کند.
شاید به همین دلیل است که بعضی سفرها خیلی قبلتر از بستن چمدان شروع میشوند."
تلویزیون این آخر هفته با تنوعی از ژانرها به میدان آمده، اما چیدمان برخی فیلمهای مهم، همچنان محل تأمل است.
تلویزیون در آخر هفته فیلمهای سینمایی مختلفی در ژانرهای گوناگون، از آثار ورزشی و پرهیجان تا درامهای معمایی و تاریخی را به نمایش میگذارد.
شبکه نمایش سیما به مناسبت هفته نیروی انتظامی، این هفته هفت فیلم پلیسی را هر شب ساعت ۲۱ پخش میکند.
تاخیر تلویزیون در پخش مبارزه یکی از دختران جودوکار ایران باعث شد برخی در فضای مجازی با کنایه به این شکست دختر ۱۷ ساله ایران اشاره کنند.
کنداکتور آخر هفته تلویزیون با فیلمهای متنوعی پر شده؛ اما مسئله اصلی همچنان کیفیت انتخابهاست، نه تعداد آنها.
انتشار قسمت پایانی سریال «بیستویک» بار دیگر ضعفهای مزمن ژانر پلیسی در ایران را به نمایش گذاشت؛ ژانری که سالهاست میان فانتزیسازی، سیاهنمایی و فیلمنامههای قابل پیشبینی گرفتار مانده است. چرا سینما و تلویزیون ایران هنوز نتوانستهاند یک اثر پلیسی ماندگار و باورپذیر خلق کنند؟
«گذرگاه» را میتوان یکی از آن سریالهای خوش ایده تلویزیون دانست؛ جایی که ایدهای درخشان درباره عدالتخواهی در روزهای انقلاب و پس از جنگ، در دام فیلمنامهای گرفتار میشود که از سوژه عقبتر است.
فیلمهایی که عید و رمضان به سینما و تلویزیون میآیند