
آخر هفته تلویزیون فیلمهایی را از روایت جنگ و مقاومت تا درامهای خانوادگی و آثار معمایی خارجی روی آنتن میبرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، تنوع ژانرها و مضمونها، جدول پخش فیلمهای آخر هفته شبکههای تلویزیون را به مجموعهای از روایتهای تاریخی، درامهای خانوادگی، آثار حادثهای و انیمیشنهای سرگرمکننده تبدیل کرده است. با این حال، ارزیابی این جدول تنها با شمارش فیلمها و تنوع ملیت و ژانر آنها ممکن نیست؛ نسبت میان آثار تأملبرانگیز و فیلمهای صرفاً سرگرمکننده، میزان تنوع در شیوه روایت و تناسب انتخابها با زمان پخش نیز در سنجش کیفیت این مجموعه اهمیت دارد.
جنگ و تاریخ؛ تکرار مضمون یا فرصتی برای بازخوانی؟
در میان آثار این هفته، فیلمهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ معاصر ایران سهم قابل توجهی دارند. «23 نفر» و «بزرگمرد کوچک» با تمرکز بر حضور نوجوانان در جنگ، به موضوعاتی چون شجاعت، مسئولیتپذیری و نقش نسل جوان در موقعیتهای بحرانی میپردازند.
«زنبورک» و «دست شیطان» نیز از زاویههایی متفاوت، خاطرات جنگ و تحولات سیاسی آن دوران را روایت میکنند. در کنار این آثار، «کفر قاسم» و «قانون و اخلاق» با بازنمایی خشونت سیاسی، سرکوب و مبارزه برای استقلال، دامنه روایتهای تاریخی جدول پخش را به تجربههای جوامع دیگر گسترش میدهند.
حضور این فیلمها را میتوان از نقاط قوت جدول دانست؛ زیرا امکان مواجهه مخاطب با تجربههای تاریخی و پیامدهای انسانی جنگ و خشونت سیاسی را فراهم میکنند. با این حال، تمرکز نسبتاً پررنگ بر مضامین جنگ، مقاومت و قهرمانی، زمانی به تنوع واقعی منجر میشود که آثار از نظر زاویه دید، شخصیتپردازی و شیوه روایت نیز تفاوت معناداری داشته باشند.
صرف پرداختن چند فیلم به یک دوره تاریخی یا ارزش مشترک، لزوماً به معنای ارائه خوانشهای متفاوت از آن نیست. از همین رو، کیفیت این بخش را باید نه فقط با موضوع فیلمها، بلکه با ظرفیت آنها برای فراتر رفتن از روایتهای آشنا سنجید.
درامهای انسانی؛ جایی که زندگی روزمره اهمیت پیدا میکند
بخش دیگری از فیلمهای آخر هفته به روابط انسانی و دشواریهای زندگی اختصاص دارد. «نیاز» علیرضا داوودنژاد با تمرکز بر تلاش نوجوانی برای تأمین معاش خانواده و شکلگیری رابطهای تدریجی با جوانی دیگر، فقر، مسئولیت و همدلی را به محور روایت تبدیل میکند.
«یه حبه قند» رضا میرکریمی نیز با تکیه بر فضای یک خانه قدیمی، روابط خانوادگی، سنتها و تغییر ناگهانی شادی به اندوه را به تصویر میکشد.
این دو فیلم از آن جهت اهمیت دارند که بهجای تکیه بر حادثههای بزرگ، از دل روابط و جزئیات زندگی روزمره به مسائل انسانی میرسند. در چنین آثاری، مخاطب فرصت دارد با شخصیتها و موقعیتهای ملموس ارتباط برقرار کند؛ امکانی که گاه در فیلمهای متکی بر تعقیبوگریز و حوادث پیدرپی کمتر دیده میشود.
در عین حال، قرار گرفتن این آثار در کنار فیلمهای حادثهای و پرشتاب، تفاوت ریتم و شیوه روایت را برجسته میکند؛ تفاوتی که اگر در چینش برنامهها مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است فرصت ارتباط مخاطب با آثار آرامتر و جزئینگر را کاهش دهد.
«رگهای دنیا» نیز با روایت زندگی خانوادهای در مغولستان، معیشت، فقدان و پیامدهای جستوجوی طلا را با رؤیای خوانندگی یک نوجوان پیوند میزند. تقابل نیازهای اقتصادی با آرزوهای فردی، ظرفیت اجتماعی این فیلم را شکل میدهد.
«برهای به نام عسل» هم با محوریت سفر پسربچهای تنها و پیوند عاطفی او با یک بره، بر تجربه فقدان و همدلی با موجودات زنده تمرکز دارد. حضور این دو اثر، جغرافیای داستانی جدول را گسترش میدهد؛ هرچند میزان موفقیت چنین انتخابی در جذب مخاطب، به کیفیت روایت و توانایی فیلم در برقراری ارتباطی فراتر از تفاوتهای فرهنگی وابسته است.
قهرمانی؛ از میدان جنگ تا رقابت و زندگی روزمره
قهرمانان فیلمهای این هفته تنها در میدان جنگ یا موقعیتهای استثنایی ظاهر نمیشوند. در «مسابقه»، رقابت در بازی بادوک به بستری برای پرداختن به رابطه استاد و شاگرد، غرور و پذیرش شکست تبدیل میشود.
مسئله اصلی فیلم صرفاً پیروزی در رقابت نیست، بلکه مواجهه استاد با استقلال شاگرد و ناتوانی او در پذیرش تغییر است. این زاویه نگاه، مفهوم قهرمانی را از برتری فردی فراتر میبرد و به بلوغ اخلاقی پیوند میزند.
«هیرو قهرمان بود» با تمرکز بر نوجوانی از خانوادهای کمدرآمد، آرزوهای فردی را در برابر محدودیتهای اقتصادی قرار میدهد. «ابر قهرمانان» نیز با تقابل قهرمانان خیالی و تواناییهای واقعی یک پدربزرگ، به بازتعریف مفهوم قهرمانی میپردازد.
در «تیم ملی در قلب من 2»، فشار کاپیتانی، رقابت و حسادت در کنار مسئولیتهای خانوادگی و تحصیلی، وجه کمتر دیدهشده موفقیت ورزشی را به نمایش میگذارد.
نقطه قوت این بخش، تنوع موقعیتهایی است که در آنها مفهوم قهرمانی بازتعریف میشود؛ از تحمل شکست تا غلبه بر محدودیتهای اقتصادی و پذیرش مسئولیت. با این حال، بخشی از این آثار بر الگوهای آشنای داستانهای انگیزشی استوارند: نوجوانی که با دشواری روبهرو میشود، شخصیتی که باید تواناییهایش را ثابت کند و پایانی که بر امید و غلبه بر مشکلات تأکید دارد.
تکرار این الگوها میتواند پیشبینیپذیری روایتها را افزایش دهد؛ مسئلهای که کیفیت شخصیتپردازی و پرهیز از سادهسازی موانع اجتماعی را مهمتر میکند.
سینمای حادثهای و معمایی؛ سرگرمی در کنار پرسشگری
برای علاقهمندان به سینمای حادثهای و معمایی، آثاری چون «ضد حمله»، «ناشناخته»، «نجیبزاده» و «دزدان مقبره» در جدول پخش قرار گرفتهاند. تعقیبوگریز، بحران هویت، گذشته پنهان شخصیتها و تقابل با شبکههای خلافکار، عناصر اصلی این فیلمها هستند.
این آثار در مقایسه با درامهای اجتماعی و تاریخی، بر تعلیق و پیشبرد سریع داستان تکیه بیشتری دارند و میتوانند مخاطبانی را جذب کنند که سینما را پیش از هر چیز تجربهای سرگرمکننده میدانند.
با این همه، حضور فیلمهای پرحادثه بهتنهایی نشانه تنوع کیفی نیست. در این ژانر، تفاوت میان اثری که صرفاً بر غافلگیری و حادثه تکیه دارد و فیلمی که از دل تعلیق به شخصیتپردازی یا پرسشهای اخلاقی میرسد، تعیینکننده است.
اطلاعات مربوط به داستان این فیلمها، بهتنهایی برای داوری قطعی درباره کیفیت اجرایی آنها کافی نیست؛ اما تنوع روایی آنها دستکم امکان انتخاب میان الگوهای متفاوت سرگرمی را فراهم میکند.
در این میان، «جیافکی» الیور استون با طرح پرسشهایی درباره ترور جان اف. کندی و روایت رسمی قدرت، مخاطب را وارد فضای تردید سیاسی و جستوجوی حقیقت میکند.
«بالا را نگاه نکن» نیز با استفاده از موقعیتی آخرالزمانی، انکار واقعیت علمی و تأثیر سیاست، رسانه و منافع اقتصادی بر افکار عمومی را به نقد میکشد. اهمیت حضور این دو فیلم، فراتر از تفاوت ژانری آنهاست؛ هر دو به رابطه حقیقت و قدرت میپردازند، هرچند از مسیرهای روایی متفاوت.
البته قرار گرفتن یک فیلم در جدول پخش تلویزیون، بهخودیخود تضمینکننده شکلگیری گفتوگویی انتقادی درباره موضوع آن نیست. زمان پخش، معرفی اثر و زمینهای که برای مواجهه مخاطب با آن فراهم میشود، در میزان بهرهبرداری از ظرفیتهای فکری فیلم نقش دارند.
در نتیجه، ارزش چنین انتخابهایی را باید علاوه بر مضمون اثر، در امکان دیدهشدن و درک دقیقتر آن نیز جستوجو کرد.
«دو برادر» با محوریت جدایی دو ببر و رویارویی دوباره آنها و «جهنم سبز» با پرداختن به شکار غیرمجاز و حفاظت از محیط زیست، موضوع رابطه انسان و طبیعت را نیز وارد این مجموعه میکنند. «باغ اسرارآمیز» در سوی دیگر، با تکیه بر کشف، امید و بازگشت تدریجی شور زندگی، فضای خیالانگیزتری دارد.
این تفاوتها از نظر موضوعی قابل توجهاند، اما برای آنکه به تنوعی فراتر از فهرست ژانرها تبدیل شوند، باید به تفاوتهای واقعی در شیوه روایت و تجربه تماشاگر نیز منجر شوند.
انیمیشن و مخاطب کودک؛ تنوع در انتخاب، پرسش درباره تناسب
آثاری چون «سونیک» و «پنگوئن ببری» با تکیه بر ماجراجویی، طنز و تقابل قهرمانان با تهدیدها، بخش سرگرمکننده جدول را شکل میدهند. «جزیره گنج» نیز ماجراجویی گروهی کودکان را با فضای جنگ پیوند میزند.
در کنار این آثار، «بزرگمرد کوچک» و «تیم ملی در قلب من 2» بهترتیب از مسیر تاریخ و ورزش، مسئولیتپذیری و رشد نوجوانان را مطرح میکنند.
وجود آثار متنوع برای گروههای سنی پایینتر، از امتیازهای جدول است؛ اما در ارزیابی این بخش باید میان سرگرمی، پیام تربیتی و تناسب محتوا با سن مخاطب تفاوت قائل شد. هر فیلمی که شخصیت کودک یا نوجوان دارد، الزاماً برای همه گروههای سنی مناسب نیست و صرف وجود پیامهای اخلاقی نیز کیفیت اثر را تضمین نمیکند.
افزون بر این، تعدد آثار در شبکههای مختلف زمانی به انتخابی مؤثر تبدیل میشود که زمان پخش و دسترسی مخاطب به برنامه مورد نظر نیز در نظر گرفته شود.
تنوع در جدول پخش؛ معیار اصلی، فراتر از تعداد فیلمها
جدول فیلمهای پنجشنبه و جمعه 7 و 8 آبان، از نظر گستره موضوعی، مجموعهای متنوع از سینمای اجتماعی ایران، روایتهای تاریخی، آثار حادثهای خارجی و فیلمهای کودک و نوجوان را کنار هم قرار میدهد. این گستردگی، امکان انتخاب را برای مخاطبان با سلیقههای متفاوت افزایش میدهد و در برخی موارد، زمینه مقایسه روایتهای ایرانی و خارجی از موضوعاتی مانند قهرمانی، خانواده، قدرت و مسئولیت را فراهم میکند.
با این حال، ضعف احتمالی چنین جدولی را باید در فاصله میان تنوع کمّی و تنوع کیفی جستوجو کرد. تعداد زیاد فیلمها، تعدد کشورها و تفاوت ژانرها زمانی به یک امتیاز واقعی تبدیل میشوند که انتخابها از نظر کیفیت، تناسب با مخاطب و فرصت دیدهشدن نیز ارزیابی شوند.
همچنین، غلبه برخی مضامین آشنا، از جنگ و قهرمانی تا غلبه بر مشکلات فردی، میتواند در صورت فقدان زاویههای تازه، بخشی از ظرفیت این تنوع را محدود کند.
از سوی دیگر، نمیتوان صرفاً بر مبنای خلاصه داستانها درباره کیفیت نهایی فیلمها یا میزان استقبال مخاطبان داوری کرد. برای چنین ارزیابیای، بررسی خود آثار، زمانبندی پخش، میزان تکرار آنها و بازخورد بینندگان ضروری است.
بنابراین، جدول این هفته را میتوان از نظر تنوع موضوعی مجموعهای قابل توجه دانست، اما سنجش موفقیت آن به معیاری فراتر از تعداد عناوین نیاز دارد: اینکه این انتخابها تا چه اندازه تجربهای متفاوت، متوازن و متناسب با نیازهای گروههای مختلف مخاطبان ایجاد میکنند.
مراسم تشییع زندهیاد «سیروس ابراهیم زاده» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در خانه هنرمندان برگزار میشود.
در مراسم تجلیل از علی نصیریان، از سردیس این هنرمند پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون رونمایی شد.
فاطمه شکری بازیگر سینما و تلویزیون از همدردی مردم با خود و همچنین کمکهای مالی آنها خبر داد.
عباس دقاقی، مدیر تولید باسابقه سینما و تلویزیون، طی یک دوره بیماری امروز پنجشنبه (۲۳مهرماه) درگذشت.
بازگشت مازیار لرستانی به کارگردانی، ساخت مستندی درباره روسای صداوسیما، حضور چهرههای تلویزیونی در سینما و نکته ضرغامی درباره سانسور در پلتفرم مهمترین نکات خبری این هفته بود.
«اورژانس سیار»، «هیچ مانعی نیست»، «خدانگهدار جون»، «پلیس مخفی»، «باسکار خوش شانس»، «بزن قدش»، «سرآشپز هتل» و «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» فیلمهای جدیدی هستند که این هفته از شبکههای سیما پخش میشوند.
تلویزیون در آخر این هفته فیلمهای سینمایی مختلفی در ژانرهای گوناگون، از درامهای لطیف خانوادگی و عاشقانههای دفاع مقدسی تا آثار معمایی و کمدیهای کلاسیک را به نمایش میگذارد.
حسین پرستار، هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در مراسم بزرگداشت خود آرزو کرد که مردم کشورمان خوشبخت و خوشحال شوند و حال خوبی داشته باشند.
بهمن دان بازیگر سینما و تلویزیون با تأکید بر اینکه برای به دست آوردن فرصتهای شغلی از اعتقادات خود نسبت به ایران فاصله نمیگیرد، گفت که ایران نقطه اشتراک همه ما است.
یکی از تهیه کنندگان و برنامهسازان سینما و تلویزیون معتقد است یک اثر نمایشی میتواند منجر به رونق گردشگری شود.
وقتی «روزهای رادیو» در نوروز ۱۳۸۰ روی آنتن شبکه یک رفت، کمتر کسی میدانست که پشت آن استودیو ۱۱، ترکیبی از سه نسل سینما و تلویزیون ایران نشسته است: فرهاد توحیدی که همان سالها هم نویسندهای قابل بحث در سینما بود، حسن پورشیرازی که با «مختارنامه» به بهرام رنگرز جان میداد و هرچه گذشت نقشهای ماندگارتری از خود به جا گذاشت و الهه کسمایی که این جمع را گرد هم آورده بود.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان امسال میزبان آثاری بود که با تکیه بر چهرهها و شخصیتهای محبوب تلویزیونی، به سینما رسیدهاند؛ رویهای که چندان غیرمنتظره به نظر نمیرسد و پیشتر هم بسیاری از کاراکترهای محبوب برنامههای تلویزیونی نه تنها به سینما راه یافتهاند که در زمره پرفروشها قرار گرفته و رکودها را جابهجا کردند.
در روزهای پایانی این هفته، «گنج آدم کوچولوها»، «جایی که ماندیم»، «ربات جنجالی»، «جوجه تیغی»، «هشتگ خانه»، «یولی و سه پهلوان» و «سرزمین ربات ها»؛ فیلمهای جدیدی هستند که از قاب شبکه های سیما پخش میشوند.
تلویزیون این آخر هفته با تنوعی از ژانرها به میدان آمده، اما چیدمان برخی فیلمهای مهم، همچنان محل تأمل است.
تلویزیون در آخر هفته فیلمهای سینمایی مختلفی در ژانرهای گوناگون، از آثار ورزشی و پرهیجان تا درامهای معمایی و تاریخی را به نمایش میگذارد.
شبکه نمایش سیما به مناسبت هفته نیروی انتظامی، این هفته هفت فیلم پلیسی را هر شب ساعت ۲۱ پخش میکند.
تاخیر تلویزیون در پخش مبارزه یکی از دختران جودوکار ایران باعث شد برخی در فضای مجازی با کنایه به این شکست دختر ۱۷ ساله ایران اشاره کنند.
کنداکتور آخر هفته تلویزیون با فیلمهای متنوعی پر شده؛ اما مسئله اصلی همچنان کیفیت انتخابهاست، نه تعداد آنها.