
در مراسم رونمایی و نقد کتاب «اخلاق رسانه در عصر اطلاعات» باقر ساروخانی، هادی خانیکی، محمدمهدی فرقانی و مهناز رونقی به سخنرانی و نقد این اثر پرداختند و هر یک از منظر خود بر ضرورت بازگشت به اخلاق در عصر سلطه فناوری و هوش مصنوعی تأکید کردند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، مراسم رونمایی و نقد کتاب «اخلاق رسانه در عصر اطلاعات» نوشته صدیقه ببران، از سلسله نشستهای رویداد صدسالگی روزنامه اطلاعات، عصر دوشنبه ـ ۲۰ مهر ماه ـ در مؤسسه اطلاعات برگزار شد.
در این نشست علمی، جمعی از استادان و پیشکسوتان برجسته علوم ارتباطات از جمله دکتر باقر ساروخانی، دکتر هادی خانیکی، دکتر محمدمهدی فرقانی و دکتر مهناز رونقی به سخنرانی و نقد کتاب پرداختند.
این مراسم همچنین با حضور حجتالاسلام ایزدپناه ـ نماینده ولیفقیه و مدیرمسئول روزنامه اطلاعات ـ و جمعی دیگر از استادان و دانشجویان حوزه فرهنگ و ارتباطات با اجرای علیرضا بهرامی همراه بود.
اخلاق، جانمایه حیات جامعه
دکتر باقر ساروخانی، استاد باسابقه علوم ارتباطات درباره رابطه اخلاق با رسانه و جامعه گفت: کتاب حاضر رابطه اخلاق را با مفاهیمی مانند همدلی و درک متقابل بررسی میکند. انسان اخلاقی کسی است که خصوصیات دیگری را درک کند؛ وقتی میخواهد انتقاد کند و وقتی میخواهد گفتگو کند، نگاه کند که دیگری در چه شرایطی قرار دارد.
من تصور میکنم اساساً اخلاق جانمایه حیات است؛ یعنی جامعه بدون اخلاق، جامعه درستی نیست.
نقش اخلاق در شکوفایی و انحطاط تمدنها
ساروخانی سپس با اشاره به نقش اخلاق در تاریخ تمدنها اظهار کرد: جامعه بدون اخلاق، جامعه درستی نیست. در کتاب بسیار جالب توجه است که نشان میدهد علل عظمت و انحطاط امپراتوریها بالا رفتن فاصله طبقاتی است؛ یعنی انحطاط یک امپراتوری ناشی از فاصله طبقاتی است.
ببینید تا چه حد اخلاق میتواند در تمدنها، در پیمانهای وفاداری، در ارتباطات و در رعایت اخلاقیات نقشآفرین باشد.
او افزود: ما با اندیشههای مختلف، رنگها و سلیقههای متفاوت خلق شدهایم و هر کدام هویت خود را داریم اما هیچ چیزی مهمتر از تقوای اخلاقی نیست. اخلاق را در علم و عمل پیاده کنید و مبادا به قوم و طبقه خود افتخار کنید.
اخلاق شیرازه حیات است و شما نمیتوانید سرمایه اجتماعی جامعه را بدون اخلاق حفظ کنید.
تکنولوژی، ابزاری دولبه در خدمت اخلاق یا علیه آن
دکتر ساروخانی درباره چالشهای عصر تکنولوژی گفت: شما نمیتوانید سرمایه اجتماعی جامعه را بدون اخلاق بسازید. حالا این اخلاق و این عظمت و اهمیت اخلاق را ببینید.
امروز میبینید که تکنولوژی جدید حاکم شده و اندیشهها، رفتارها و زندگی انسانها جابهجا میشود. اخلاق انسانی همینجاست، تکنوکراسی همینجاست.
یعنی شما ابعاد اخلاقی حیات انسانی را با تکنولوژی میسنجید. تکنولوژی یک ابزار دولبه است؛ میتوانید در خیر و شر از آن استفاده کنید.
ماشین را برای نجات و رستگاری و افتخار و راحتی آدمها به کار ببرید. تکنولوژی همین است.
آیا ما از این تکنولوژی برای ارتقای انسانها و اخلاق انسانی استفاده میکنیم؟ متأسفانه در یافتهها، آفتهای انسان بر انسان در عصر جدید نمایان شده است.
او پس از طرح پرسش بالا برای حاضران، در ادامه تصریح کرد: رنسانس دنیا را جابهجا کرد، ولی با اندیشه وارد جامعه شد و جامعه را دگرگون کرد. به مردمان گفت که به جای اینکه بنشینیم و فقط دعا کنیم، خداوند به شما عقل و توانایی داده است؛ کافی است از این عقل استفاده کنیم و جامعه بسازیم.
بنابراین رنسانس با اندیشه آغاز شد، با رعایت اخلاق آغاز شد. ولی حالا تکنولوژی جدید، تمدنی تولید میکند که شما نظر خود، منافع خود را در زبان دیگری قرار میدهید و این چقدر خطرناک است.
رسالت رسانه در ترویج اخلاق در جامعه
دکتر ساروخانی با اشاره به نقش رسانهها افزود: یونانیان باستان دقت میکردند که آدم چیست، انسان چیست؛ انسانی که با دیگران ارتباط برقرار میکند. چنین انسانی را با رسانههای جدید معرفی میکنیم.
ببینید مثلاً این تکنولوژی بد نیست، به ما امکان میدهد یک انسان بزرگ و توانا باشیم، انسانی باشیم که در تاریخ انسان وجود نداشته است. چشم ما میتواند هزاران کیلومتر را ببیند.
بنابراین این تکنولوژی، امکاناتی برای ارتقای اخلاقی فراهم میکند اما آیا از این امکانات برای ابتکار، محبت و صلح استفاده میکنیم؟ این ابزار جنگی و هک کردن تمام سازمانهای جهانی، ساختههای انسان است.
انسان چقدر در عصر خطر قرار دارد!
وی با اشاره به کلیدواژه «خفقان» در کتاب اخلاق رسانه، گفت: توجه داشته باشید که خفقان از بدترین اعتیادهای جامعه بشری است. آیا واقعاً اخلاقی است که شکاف طبقاتی و نابرابریهای بیسابقه تاریخ ایجاد شود؟
وقتی شکاف طبقاتی ایجاد شد، جامعه سالمی نخواهد بود و سرمایه اجتماعی بالا نیست. ما به جای آنکه از تکنولوژی در جهت رفاه، آسایش و امنیت غذایی استفاده کنیم، در جهت جنگ و از بین بردن دیگران استفاده میکنیم یا متأسفانه به حریم خصوصی آدمها ورود میکنیم.
باقر ساروخانی در بخشی از سخنانش در موسسه اطلاعات، اظهار کرد: بزرگترین مساله جامعه جدید را ایجاد کردهایم: ناامنی شغلی. یعنی شما حالا روزنامهنگارید، رانندهاید یا هرچیز دیگر، به شما میگویند آقا بلند شو، دیگر تمام شد، همهچیز اتوماتیک شد.
بازار کار میگوید برنامهریزی کامپیوتر جای راننده ساده را میگیرد. امنیت امروز هست، فردا نمیتوانیم شغل داشته باشیم.
ببینید اخلاق جامعه بدون امنیت شغلی جامعه شدنی نیست. الان یخچال خریدهاید، اما یک سال یا دو سال بعد کهنه میشود؛ تکنولوژی و خلاقیت هر روز اژدهای جدیدی میسازد.
کارگزاران رسانه و مسئولیت اخلاقی
این استاد ارتباطات سپس گفت: کارگزاران روزنامه باید اخلاقی باشند و مبادا در تحلیل و اندیشه از اخلاق فاصله بگیرند. از طرف دیگر، رسانه و روزنامه باید اخلاق را در جامعه تزریق کنند و به عمق جامعه ببرند.
اینجاست که شما توانایی دارید جامعه اخلاقی و انسانهای اخلاقی بسازید که در عمل اخلاق را به کار ببرند. انسانی که غرق در تکنوکراسی و تکنولوژی است، انسان سالمی نیست و سعادتمند و آرام نیست.
باید از انسان در برابر ساختههای خودش حمایت کنیم و این ساختار را در خدمت انسان قرار دهیم.
امید به تمدن اخلاقمحور و انسانمحور
ساروخانی در پایان ابراز امیدواری کرد: امیدوارم روزی این امکانات به کار گرفته شود و با هم به امید روزی باشیم که انسانها با توان بالای تکنولوژی، سرزمین امن برای بندگان خدا بسازند. امیدوارم انسانها از اسارت ساختار خود رها شوند و جهان را برای همه مردمان به کار گیرند، همه از محبت، کار و خلاقیت بهره بگیرند و عدالت توزیعی که متن اخلاق و جوهره اخلاقی است، محقق شود.
امیدواریم روزی اخلاق در جایجای جهان قرار بگیرد و تمدن اخلاقمحور و انسانمحور، شکوفایی همه استعدادها را به ارمغان آورد.
اخلاق رسانه در دوران چیرگی بیاخلاقی؛ مسئولیت ما در برابر دیگری
در این مراسم همچنین دکتر هادی خانیکی، از استادان باسابقه علوم ارتباطات، با اشاره به جایگاه روزنامه اطلاعات گفت: روزنامه اطلاعات در دوران چیرگی بیاخلاقی، یکی از ستونهای اخلاق بوده است؛ مرحوم آقای دعایی و دیگران این مسیر را حفظ کردند. در زمانی که حقیقت با خیال، فهم با شایعه و انسان با ماشین هر روز بیشتر مخلوط میشود، پرسشی زنده شده است: مسئولیت ما در برابر دیگری چیست؟
او افزود: نویسنده محترم در مقدمه کتاب اخلاق رسانه با اشاره به نقش تأثیرگذار رسانهها و شکلدهی آنها به افکار عمومی، راهنمای عمل اطلاعات را مورد تأکید قرار داده و این گزاره را برگرفته است که هر پیام رسانهای افزون بر انتقال اطلاعات مهم، در کرامت انسانی و مشارکت دادن مخاطب نیز مسئول است. من در این صحبت سعی میکنم بخش متناظر با کتاب را دنبال کنم؛ اهمیت اخلاق فردی و رسیدن از اخلاق فردی به اخلاق ارتباطات و هوش مصنوعی، با همان پرسش بنیادین که مسئولیت انسان در جهان اطلاعات کجاست و تا کجا پیش میرود؟
سطح اول: اخلاق فردی و ضرورت خویشتنداری دیجیتال
خانیکی درباره اخلاق فردی گفت: من فکر میکنم آغاز سخن اخلاق، از خود انسان است؛ چرا که هیچ اخلاقی بدون اخلاق خودِ فاعل اخلاقی ممکن نیست. در سنت اندیشهای ما نیز اخلاق پیش از اینکه نظریه باشد، تربیت و ریاضت بوده است.
کسی که میخواهد در جهان اطلاعات مسئول باشد، اول باید خودش را بشناسد؛ اینکه کیست و چه میخواهد.
او افزود: در عصر ارتباطات و اطلاعات، این خودشناسی یک وجه کاربردی تازه پیدا کرده که میتوان آن را خویشتنداری دیجیتال نامید. امروز ما با معماریهایی سروکار داریم که برای تسخیر توجه انسان طراحی شدهاند؛ الگوریتمهایی که خوراکسازی میکنند، اعلانهایی که پیوسته فرایند و جریانهای بیپایان محتوا، مرز میان نیاز و اعتماد را با اعتیاد در هم میشکنند.
خویشتنداری دیجیتال یعنی بازیابی حاکمیت انسان بر توجه خویش؛ یعنی تسلیم آگاهانه به اینکه چه ببینیم، چه بخوانیم و مسائلی از این دست.
خانیکی سه رکن برای خویشتنداری دیجیتال برشمرد و گفت: رکن اول آگاهی است؛ اینکه بدانیم فناوری بیطرف نیست و معماری هر پلتفرم میتواند اهداف تجاری یا سیاسی داشته باشد. رکن دوم انضباط انتخاب است؛ وقت و میزان مصرف و داشتن سکوت دیجیتال در برنامه روزانه؛ همان سکوتی که در اخلاق کلاسیک از آن به عنوان خلوت و درونگرایی یاد میشد و امروز ما به سکوت دیجیتال هم نیاز داریم.
رکن سوم مسئولیت فردی است؛ در فعل کوچک بازنشر یک شایعه، خودش میتواند یک عمل غیراخلاقی باشد، هرچند به ظاهر فقط زدن یک دکمه است.
اخلاق حرفهای؛ از ضمیر درونی تا عملکرد سازمانی
خانیکی درباره اخلاق حرفهای اظهار کرد: از منظر اخلاق حرفهای، همانگونه که مورد تأکید نویسنده است، در این سطح فردی، خبرنگار، مدیر رسانه و پژوهشگر رسانه، هر یک پیش از اینکه حامل پیام باشند، انسان هستند. رسانهای که در درونش خودشناسی و خویشتنداری سامان نگرفته باشد، در بیرونش نمیتواند حقیقتمحور باشد.
به همین سبب کتاب پیش از رفتن به سراغ منشورهای جهانی و روابط بینالمللی، نخست بر بنیانهای فلسفی، تاریخی و مذهبی تکیه میکند؛ گویا میخواهد بگوید اخلاق رسانهای از اتاق فکر شروع نمیشود، از ضمیر و درونمایه خبرنگار شروع میشود.
سطح دوم: اخلاق ارتباطات و مسئولیت در قبال دیگری
خانیکی درباره اخلاق ارتباطات گفت: اخلاق رسانه در بنیاد خود، اخلاق رابطه است. رسانه فقط دستگاهی برای انتقال پیام نیست؛ شبکهای از نسبتهاست میان گوینده و شنونده، میان روزنامهنگار و شهروند، میان قدرت و جامعه و میان گروههایی که در فضای عمومی دیده میشوند یا بیرون میافتند و از فضای رسمی محروم میمانند.
در این شبکه، حقیقت صرفاً یک ارزش انتزاعی نیست؛ شرط اعتماد است و اعتماد شرط رابطه.
او افزود: اما حقیقت و حقیقتجویی رسانهای به معنای ادعای مالکیت حقیقت نیست؛ به معنای روشی است که در آن خبر پیش از انتشار خطاب و پس از آشکار شدن اصلاح میشود، منابع و محدودیتهای دانستهها روشن میشود و صدای کسانی که معمولاً شنیده نمیشوند یا مجال سخن ندارند، شنیده میشود. اینجا دیگر عدالت و کرامت انسانی به معیارهای سنجش کار رسانه تبدیل میشوند.
آیا پوشش خبری، گروهی را به شیء تماشا و تمسخر فرو نکاسته؟ حریم خصوصی و شرافت افراد رعایت شده؟
آیا پیچیدگیهای یک رویداد قربانی سرعت یا هیجان نشده است؟
دکتر خانیکی با اشاره به یادآوری نویسنده کتاب اخلاق رسانه گفت: هر پیام رسانهای مسئولیتی در مقابل حقیقت، عدالت و کرامت انسانی دارد. این گزاره را میشود دعوت دانست به بازاندیشی در عادتهای روزمره رسانهای.
ممکن است پیام درست باشد اما شیوه انتشارش ناعادلانه باشد؛ ممکن است تصویری واقعی باشد اما انتشارش ناقض کرامت و حریم خصوصی باشد؛ ممکن است خبری از نظر فنی دقیق باشد اما با حذف زمینه، مخاطب را به داوری نادرست سوق دهد.
ضرورت زمینهمندی و پرهیز از تعمیم افراطی
دکتر هادی خانیکی در بخشی از سخنانش اظهار کرد: اخلاق ارتباطات از ما میخواهد نه فقط بپرسیم آیا این جمله درست است یا نه، بلکه بپرسیم این پیام در چه بافت و زمینهای منتشر میشود، چه کسانی را متأثر میکند و چه امکاناتی برای پاسخ و تصحیح باقی میگذارد. اخلاق حرفهای زمانی زنده میماند که در فرهنگ سازمانی رسانهای، در شیوه سردبیری، در رابطه با منابع و در پاسخگویی به مخاطبان جاری شود.
او افزود: در مرور فصول جهانی و تجربه عام، نباید تفاوتهای محلی را کنار بگذاریم و نه آنچنان به تفاوتها تأکید کنیم که منشور اخلاقی به متنی بیارتباط با واقعیت جامعه تبدیل شود. گاه آنقدر به تفاوتهای جامعه خودمان تأکید میکنیم که گویا میتوانیم هر دروغ و تهمتی را به بهانه اینکه رقیبی را از میدان خارج کنیم یا دشمنی را دور کنیم، منتقل کنیم.
و گاه آنچنان به اصول عام تکیه میکنیم که ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خودمان را فراموش میکنیم.
سطح سوم: اخلاق هوش مصنوعی و مشروعیت انسان در جهان اطلاعات
این استاد برجسته ارتباطات درباره رعایت اخلاق در استفاده از هوش مصنوعی گفت: به پرسش دشوار روزگار خودمان رسیدیم؛ وقتی که بخشی از تولید، دستهبندی و توصیه پیام به سامانههای مصنوعی سپرده میشود، مسئولیت اخلاقی به عهده کیست؟ سامانه میتواند دادهها را تحلیل کند، متن یا تصویر بسازد و پیشنهادهای شخصیسازیشده عرضه کند، اما آیا توانایی پردازش به خودی خود به پیامدها یا پاسخگویی اخلاقی هم هست؟
اخلاق همچنان به انسانها و نهادهایی بازمیگردد که سامانه را طراحی، آموزش را به کار میگیرند و بر آن نظارت میکنند.
او افزود: چالشها فقط در جعل تصویر و خبر خلاصه نمیشود. دادههای ناقص یا سوگیرانه ممکن است تبعیض را بازتولید کنند؛ سازوکارهای نامرئی رتبهبندی و درجهیک و دو کردن شهروندان ممکن است بعضی صداها را برجسته و بعضی را خاموش کنند؛ تولید انبوه محتوا میتواند منبع معتبر را دشوار کند؛ و سپردن داوری به سامانههای خودکار میتواند مسئولیت را میان افراد و سازمانها پراکنده کند تا هیچکس پاسخگو نباشد.
خانیکی تصریح کرد: در چنین وضعی، پرسش اخلاقی دیگر آن نیست که آیا از هوش مصنوعی استفاده میکنیم یا نه؛ پرسش این است که تحت چه شرایطی، با چه شفافیتی، با چه هدفی و با چه سازوکار پاسخگویی از آن استفاده میکنیم. فصل پایانی کتاب به این موضوع پرداخته است.
۳ پرسش برای اندیشیدن
خانیکی در جمعبندی سخنان خود سه پرسش مطرح کرد و گفت: نخست اینکه در هر پیام رسانهای بدانیم چه چیزی را میدانیم و چه چیزی را هنوز نمیدانیم. مانع اولیه گفتگو، ادعای مالکیت بر حقیقت است؛ کسی که فکر میکند مالک حقیقت است و دیگران را فقط میخواهد اقناع کند، به سراغ گفتگو نمیرود، به سراغ سواد رسانهای میرود که در حقیقت میخواهد دیگران را زیر هژمونی و چیرگی خودش بکشد.
در این پرسش اول باید روشن کنیم آیا بین خبر، تخصیص و حدس تمایز میگذاریم یا نه و برای اصلاح خطا راهی هست یا نه.
او افزود: پرسش دوم اینکه پیام و شیوه انتشار و زبان انتشار چه اثری بر عدالت و کرامت انسانها دارد. جامعه ما بیشترین سطح نارضایتیاش از تبعیض و احساس تبعیض گسترده است.
آیا ما در آن بافتار تبعیض چگونه میتوانیم بگوییم پیامی که منتقل میکنیم برای رفع تبعیض و حفظ کرامت انسانهاست؟ چه کسی در این روایت ما دیده میشود و چه کسی غایب میماند؟
آیا حریم و شرافت کسانی که برایشان حرف میزنیم رعایت شده یا نه؟
خانیکی پرسش سوم را چنین بیان کرد: در به کارگیری هوش مصنوعی، مسئولیت را چطور قابل ردیابی و پاسخگویی میکنیم؟ آیا مخاطب از نقش سامانه آگاه است؟
آیا نظارت انسانی واقعی وجود دارد؟ آیا کسی که آسیب میبیند میتواند اعتراض کند و جبران بخواهد؟
این سه پرسش نسخه آمادهای برای همه موقعیتها و همه رسانهها اعم از دیداری، شنیداری و مجازی ندارد.
دعوت به مکث و سنجش
هادی خانیکی در بخش پایانی سخنانش گفت: از خانم ببران تشکر میکنم که طرح کلی مسئله را مطرح کردند. طرح کلی این است که ما عادت کنیم به مکث و سنجش در کارگیری رسانه و بازگرداندن اخلاق.
شاید مهمترین دستاورد اخلاق این باشد که این کتاب هم دنبال آن بوده است؛ اینکه پیش از انتشار هر خبری، چه تصویری و نوشتاری و چه مجازی، مکث کنیم؛ پیش از داوری بشنویم؛ و پیش از سپردن اختیار به ماشین، مسئولیت خودمان را روشن کنیم.
اخلاق حرفهای، گمشده امروز جامعه و ضرورت تبدیل آن به فرهنگ
محمدمهدی فرقانی، استاد باسابقه روزنامهنگاری، با ابراز خرسندی از برگزاری این نشست گفت: خوشحالم که امروز درباره کتابی صحبت میکنیم که در واقع خلأ بزرگ جامعه، حرفه و بسیاری از دستاندرکاران ما را پر کرده است. استادان بزرگوار مباحث نظری و فلسفی را مطرح کردند و من میخواهم کمی ملموستر و زمینیتر درباره جایگاه اخلاق در انواع رسانهها صحبت کنم؛ از نسخههای مکتوب گرفته تا خبرگزاریها، هوش مصنوعی و رباتهای اطلاعرسانی.
اما تأکید من بر امر روزنامهنگاری به عنوان مادر سلسله اقوام ارتباطی در همه جای دنیا است.
ضرورت تبدیل اخلاق به فرهنگ عمومی
دکتر فرقانی درباره ضرورت فرهنگسازی اخلاقی گفت: خود من تلاشم این بوده که تا حد امکان روزنامهنگاری را با تم اخلاقی انجام دهم و به دوستان، همکاران و دانشجویانم نیز همین توصیه را داشتهام. بعضی وقتها دانشجویانم میگویند شما کجا هستید؟
در این کشور و ایران دارید صحبت میکنید؟ بروید بیرون ببینید چه خبر است، در روزنامه چه خبر است، رادیو و تلویزیون چه خبر است؛ کدام یک از این توصیههای شما قابل اجراست؟
بحث من این است که اول ما به لحاظ نظری باید یک ضرورت را بپذیریم و آن را به فرهنگ تبدیل کنیم؛ هم در ذهن خودمان و هم در ذهنیت عمومی جامعه، تا بعد قابلیت اجرا و تداوم پیدا کند. هرچه بیشتر در این مورد صحبت کنیم، بنویسیم و کتاب منتشر کنیم، در واقع به تبدیل شدن امر اخلاق به فرهنگ در جامعه کمک کردهایم که به نظر من امروز بزرگترین گمشده در اکثر حرفههاست؛ از پزشکی و مهندسی بگیریم تا روزنامهنگاری.
تلاشهای گذشته برای تدوین منشور اخلاق حرفهای
فرقانی با اشاره به تلاشهای پیشین برای تدوین منشور اخلاق حرفهای اظهار کرد: از خانم ببران تشکر میکنم که همت کرد و کاری را که ما سالها پیش آغاز کرده بودیم، به انجام رساند. در دانشکده علوم ارتباطات و مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها، با مدیریت و محوریت مرحوم استاد دکتر معتمدنژاد، تلاش ما این بود که یک نظامنامه و منشور حقوقی و شرح وظایف تدوین کنیم.
چهار متن حقوقی تهیه شد؛ شامل متن مربوط به استقلال روزنامهنگاری، آموزش تخصصی روزنامهنگاری، تشکلهای روزنامهنگاری و اخلاق حرفهای. حداقل پیشنویس منشور حرفهای منتشر شد و در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت.
او افزود: این متون در شورای پژوهشی مرکز مطالعات رسانهها بررسی، اصلاح و بازنویسی و بارها و بارها ویرایش شد. تلاش این بود که این متون تقدیم دولت شود و در کمیسیون فرهنگی دولت تبدیل به لایحه شود و به مجلس برود، ولی متأسفانه به برخی مشکلات سیاسی و اجتماعی برخورد و در دولت مسکوت ماند.
چند سال بعد در دولت آقای احمدینژاد در سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، آقای مختارپور جلسات متعددی را دعوت کرد که من هم بودم تا هم آییننامه کار حرفهای روزنامهنگاری را بازنگری و بازنویسی کنیم و هم منشورهای چهارگانه را نهایی کنیم. جلسات خوبی برگزار شد، پیشنهادها و اصلاحات خوبی مطرح و نهایی شد، اما باز مثل همیشه ماند و به سرانجام نرسید.
اخلاق حرفهای؛ شرط احترام هر حرفه
فرقانی درباره اهمیت اخلاق حرفهای گفت: من نزدیک به ۲۰ سال است که درسی را در دانشکده خودمان تحت عنوان حقوق و مسئولیتهای اجتماعی ارائه میکنم؛ هم در مقطع لیسانس و هم پیشرفتهاش در مقطع ارشد. چرا اخلاق حرفهای روزنامهنگاری مهم است؟
من معتقدم حتی در غیاب سایر ارکان روزنامهنگاری حرفهای، باز هم اخلاق حرفهای مهم است. از نظر شخصی من، اخلاق حرفهای ضامن بقای مطبوعات است.
هیچ حرفهای بدون اخلاق حرفهای قابل احترام نیست. در غیاب اخلاق حرفهای، خدمت به خیانت تبدیل میشود.
یکی از آن حرفهها بالقوه میتواند پزشکی باشد. دیشب شنیدم یک پزشک مشهور جراح مغز و اعصاب برای عمل دیسک کمر ۷۵۰ میلیون تومان زیرمیزی گرفته است.
آیا چنین پزشکی قابل احترام است؟!
او افزود: از نظر من خبرنگاری که شب از دیوار خانه قاتل بالا میرود تا در آلبوم شخصیاش عکس قاتل را پیدا کند و فردا تنها و اولین روزنامهای باشد که عکس قاتل را چاپ میکند و از این نظر افتخار کند و پاداش بگیرد و تشویق شود، این نه تنها چیزی به حرفه روزنامهنگاری اضافه نمیکند، بلکه به شدت توهینآمیز است. من بسیار دیدهام که در حرفه ما به چنین حرکتهایی پاداش میدهند و عاملشان را مورد تعریف و تمجید قرار میدهند.
خود من شاهد بودهام که چگونه کار غیراخلاقی به عنوان کار خلاقانه روزنامهنگاری معرفی میشود. تناقضها را ببینید؛ یک جا میگویند از صدر تا ذیل باید اخلاقمدار باشند، اما اگر مدیر مسئول اخلاقمدار نباشد، نمیتواند چنین رفتار کند.
خبرنگار به اصطلاح ماهر غیراخلاقمدار را تشویق میکنند و او را عزیزتر میکنند. بنابراین هیچ حرفهای در غیاب اخلاق حرفهای و اخلاق فردی قابل احترام نیست و اخلاق را به شر مطلق تبدیل میکند.
استدلال حقوق در برابر مسئولیت؛ چالش روزنامهنگاران
فرقانی درباره استدلال برخی فعالان رسانهای درباره حقوق و مسئولیت گفت: همکاران ما همیشه استدلالی داشتهاند. زمانی که منشور اخلاق حرفهای را به نظرخواهی گذاشتیم، هیچکس حاضر نشد آن را بپذیرد.
استدلالی میکردند که تا حدی قابل تأمل است. من درس حقوق و مسئولیتهای حرفهای روزنامهنگاری را مبتنی بر مبانی نظری و منشورهای جهانی ارائه میکنم.
بحث بر سر این است که یک طرفش حقوق است. در غیاب حقوق، نمیشود از کسی مسئولیت خواست و نمیشود از کسی پاسخگویی طلبید.
در غیاب حقوق، شخص اختیار عمل ندارد، قدرت تصمیمگیری مستقل ندارد و در نتیجه برای چه باید پاسخگو باشد؟ این در واقع مصیبتی است که امروز روزنامهنگاران ما با آن روبهرو هستند.
او افزود: در طول تاریخ ۲۰۰ ساله مطبوعات ایران، منهای مقاطع کوتاهی، کدام قانون، حقوق و اختیارات روزنامهنگار را در ایران به رسمیت شناخته است؟ کجا حق جستجو و کسب و انتشار آزاد اطلاعات را برای روزنامهنگار در چارچوب قانون تدوین کردهایم؟
کجا آزادی مطبوعات را به طور رسمی به رسمیت شناختهایم؟ در کنار یکی دو ماده، روزنامهنگاران مجازند که فلان کار را بکنند، بقیهاش اگر چنین شود چه میشود؟
روزنامهنگار باید حقوقش مشخص باشد؛ حقوقی که بحث استقلال حرفهای در وهله اول و استقلال تحلیلی را در بر میگیرد؛ کسی برای او حق تعیین تکلیف نداشته باشد و کسی نتواند تصمیمی را بر او تحمیل کند. حقوقش باید تضمین شود؛ امنیت شغلی داشته باشد، وضعیت بیمه، حقوق و بازنشستگیاش مشخص باشد، استقلال اقتصادی داشته باشد و حق ایجاد تشکلهای صنفی و حرفهای مستقل خود را داشته باشد.
حق ایجاد نهاد ناظر بر حفظ آزادی و حرمت روزنامهنگاران را داشته باشد و البته نهاد ناظر بر اجرای اخلاق حرفهای که در موارد تخلف، مجازات یا تنبیه را اعمال کند.
پاسخگویی بدون اختیار؛ معضل تاریخی روزنامهنگاری ایران
فرقانی تصریح کرد: آیا ما هرگز چنین قانونی در کشور داشتهایم؟ در غیاب چنین حقوقی، روزنامهنگاران میگویند ما که اختیار نداریم.
برای انجام یک گزارش، یک مصاحبه یا مراجعه به جایی مورد بازخواست قرار میگیریم. چرا فقط باید به الزامات اخلاق حرفهای پایبند و متعهد باشیم؟
این استدلال باعث میشود که ما باز هم محدودتر شویم؛ البته شخص من چنین استدلالی را قبول ندارم. معتقدم حرف شریفی است به شرط داشتن اصول اخلاقی و مراعات آن توسط عموم.
نمیشود چنین استدلالی را در یک جامعه به عنوان استدلال عام پذیرفت. در عین حال منطقی است؛ کسی میگوید آقا من چطور در جایی که اختیار از خودم ندارم و حقی از خودم ندارم، باید پاسخگو باشم؟
او افزود: چرا قانون مطبوعات در سال ۱۳۷۹ علاوه بر مدیر مسئول، خبرنگار را هم مسئول دانست؟ مگر نه اینکه عنصر مادی جرم مطبوعاتی با دستور و مجوز مدیر مسئول صورت میگیرد؟
خبرنگار چه حقی دارد که بگوید روزنامه چاپ بشود یا نشود؟ چه اختیاری دارد؟
پس چرا باید خبرنگار مسئول انعکاس واقعیت آنچنان که هست، نه آنچنان که میخواهند، باشد و مسئول انتشارش باشد؟ به همین دلیل بوده که در قانون مطبوعات، از مشروطه تا سال ۱۳۷۹، وقتی نگاه میکنید، مدیر مسئول فقط مسئول در قبال مطبوعات بود اما در سال ۱۳۷۹ خود خبرنگار هم مسئول شد؛ خبرنگاری که حقوقی نداشته و اختیاری نداشته، حالا مسئول چیزی است که گاه حتی خودش هم نمینویسد.
اخلاق در جامعه دینی؛ انتظار و واقعیت
فرقانی درباره وضعیت اخلاق در جامعه گفت: اخلاق در جامعه ما به شدت به هم ریخته است. تصور من و امثال من در اوایل انقلاب به صراحت این بود که در یک جامعه دینی و در یک حکومت دینی، اخلاق بر همه ارکان جامعه حاکم است و هیچ امر غیراخلاقی، هیچ رفتار غیراخلاقی و هیچ گفتار غیراخلاقی صادر نمیشود.
مگر میشود دروغ به عنوان گناه کبیره به صراحت گفته شود و کسی آن را مرتکب شود؟ مگر میشود تهمت به این راحتی به کسی زد و آب از آب تکان نخورد؟
توهین حتی کجا رفته است وقتی میگویند آبروی مؤمن خط قرمز است، چه اتفاقی افتاده؟ در اوایل انقلاب، دوستی که حالا موضعش را ۱۸۰ درجه عوض کرده، در اعتراض به کسی که گفته بود چرا این مطلب خلاف واقع را در روزنامه کیهان نوشتی، گفت: ببین من کاری ندارم اگر نمیخواهی بخوری، حرف سیاسی نزن.
حرف سیاسی چه بود؟ گفته شده بود جامعه مطبوعاتی ما کارمندپرور شده و به جای روزنامهنگارپروری، روزنامهنگاران تبدیل به کارمند شدهاند که باید کارت ورود بزنند، اضافهکار بگیرند، مرخصی بگیرند و تا هشت شب سر کار باشند.
فاصله طبقاتی و تشدید بیاخلاقی
دکتر فرقانی از استادان باسابقه ارتباطات سپس اظهار کرد: این شرایط کم و بیش در همه جای جامعه ما رسوب کرده و به خصوص وقتی اوضاع اقتصادی به شرایطی میرسد که عدهای از فرط برخورداری خفه میشوند و عده کثیری از فرط نداری زندگی میکنند، این بیاخلاقی به شدت تشدید میشود. فاصله طبقاتی موضوع صحبت امروز است.
اعتراض عمومی جامعه مطبوعاتی به جامعه این است که ما هم مسئولیت اجتماعیمان را انجام میدهیم، نمیشود پاسخگوی عملکرد باشیم اما هیچ اختیاری از خودمان نداشته باشیم. این اتفاقی است که در جامعه ما در طول تاریخ ۲۰۰ ساله افتاده و متأسفانه جز در مقاطع کوتاهی، اخلاق حاکم نبوده است.
اخلاق در عصر هوش مصنوعی؛ مسئولیت سنگینتر روزنامهنگار
فرقانی درباره اخلاق در عصر هوش مصنوعی گفت: خواهش میکنم اخلاق را جدی بگیرید، به ویژه در زمان سیطره هوش مصنوعی و رباتهای تولیدکننده محتوا. مسئله اصول روزنامهنگاری سنتی با این بحث فضای مجازی و کنار رفتن نسخههای کاغذی چه میشود؟
در زمان هوش مصنوعی، بزرگترین مسئولیت روزنامهنگار رعایت اخلاق، راستآزمایی، احترام به کرامت انسانی است و اینکه اجازه ندهد حقیقت لابلای انبوه اطلاعات گم شود. در زمانی که مجاز و حقیقت را ربوده، اتفاقاً در این زمینه اصول و هنجارهای حرفهای روزنامهنگاری در هر شکلش؛ اعم از فضای مجازی، روزنامه مکتوب، رادیو، تلویزیون و خبرگزاریها، بیشتر از همیشه باید رعایت، اجرا و توصیه شود؛ برای اینکه امکان تولید دروغ، امکان تولید اخبار جعلی و اطلاعات جعلی و امکان ترور شخصیتها با همین ابزارها بسیار بیشتر شده است.
اخلاق در عصر رسانههای نوین؛ از مسئولیت انسانی تا زیباییشناسی رنج
دکتر مهناز رونقی، استاد علوم ارتباطات در سخنانی با موضوع اخلاق رسانه گفت: خوشحالم که امروز در حوزه روزنامهنگاری و اخلاق در کنار اساتیدی صحبت میکنم که در حوزه روزنامهنگاری و ارتباطات شهره هستند به بااخلاق بودن. خانم دکتر ببران در آغاز کتاب یک داوری بنیادین کردند که انتقال اطلاعات توسط رسانه بیطرفانه نیست و کاملاً با این نظر موافقم و هم منتقدم.
اما قبل از هر چیز راجع به این صحبت کنم که اخلاق هم بدون بخشهای دیگرش، یعنی بدون توجه به عاطفه، انسانیت، کرامت انسان، عدالتخواهی و حقیقتجویی، معنا پیدا نمیکند.
تمرکز بر فصل ششم؛ اخلاق در حوزه فناوریهای نوین
رونقی با اشاره به تمرکز سخنان خود بر فصل ششم کتاب، اظهار کرد: من میخواهم به حوزه فصل ششم کتاب بپردازم که در مورد بحث اخلاق، هوش مصنوعی و فناوریهای نوین است. اینجا دیگر ما با فرد به عنوان یک روزنامهنگار یا با یک رسانه مشخص و حقوق روزنامهنگاری و مسئولیتهای اجتماعی روبهرو نیستیم؛ اینجا ما با عموم افراد جامعه روبهرو هستیم.
که هرکدام یک رسانه هستند و یکی از مسائل اصلی ما در جهان فعلی پاسخگویی به این مساله است که با این شرایط، تکلیف چیست.
اخلاق به عنوان سبک زندگی، نه مجموعه قوانین
این استاد دانشگاه در حوزه فرهنگ درباره ماهیت اخلاق و مسئولیت انسانی گفت: بر اساس آنچه در سالهای اخیر زیاد روی آن کار کردهام، باید از حوزه انتقادی به مقوله اخلاق در پیامهای ارتباطی و رسانه به صورت عام و بهخصوص رسانههای نوین، نگاه کرد. اخلاق را نباید فقط یکسری قوانین نوشته یا نانوشته در نظر بگیریم؛ اخلاق یکسری علوم است که به اعتقاد من با تمرین به دست میآید، درست مثل تفکر.
بنابراین بر این اعتقادم که رسانه باید موضع اخلاقی داشته باشد و افراد انسانی که هم الان در رسانه کار میکنند باید وظیفهمدار باشند و به آنچه منتشر میکنند و به پیامدهای آن توجه کنند.
او افزود: داماسیو (عصبشناس پرتغالی-آمریکایی) در کتاب «خطای دکارت» راجع به این حرف میزند که وقتی بخشی عاطفی مغز آسیب میبیند، گزینشهای اخلاقی و انتخابهای مغز دچار اختلال میشود. من میخواهم به این مسئله برسم که اگر در روانشناسی اخلاق و بحثهایی که در حوزههای اجتماعی مطرح است، مقولهای مثل عاطفه را در نظر نگیریم، بدون درک نقش عاطفه عملاً نمیتوانیم اخلاق را در نظر بگیریم، پس ما نیازمندیم ـ به عنوان یک شهروند خبرنگار یا هر نام دیگری که بر خود میگذاریم ـ زندگی انتقادی و مراقبتی داشته باشیم؛ از نظریه تا تبیین.
دکتر رونقی درباره مراقبت عاطفی اظهار کرد: اگر از مراقبت عاطفی صحبت میکنیم، یعنی به رسمیت شناختن احساسات خودمان و دیگران و اینکه بتوانیم یک همدلی را پرورش دهیم و این پذیرش را داشته باشیم که هر کسی میتواند در این جهان با ارزشهای متکثر و فناوری شتابان، چیزهایی را بگوید هرچند نهچندان درست. پس ما باید نقش عاطفه را در تصمیمگیریهای افراد به رسمیت بشناسیم و مهارت این را داشته باشیم، در جهانی که ارزشها متکثر است و از طرف دیگر با فناوری بسیار شتابان روبهرو هستیم ـ جوری که معمولاً عقب میمانیم ـ به حفظ کرامت انسانی توجه کنیم.
اخلاق در فضای پیچیده دیجیتال
او درباره فضای دیجیتال هم گفت: نکته دیگری که میخواستم در موردش صحبت کنم، بحث فضای پیچیده دیجیتال و بحث تفسیری و اخلاقی آن است. به صورت کلی میگویم که اخلاق نه به عنوان یکسری مجموعه قوانین، بلکه به عنوان سبک زندگی باید مورد توجه قرار گیرد.
نظریهپردازان همدلی و خستگی شفقت
این عضو هیات علمی دانشگاه تهران مرکز با اشاره به نظریهپردازان همدلی گفت: اگر قرار است جلد دیگری به کتاب اخلاق رسانه اضافه شود، خوب است که بحثهای نظریهپردازان «همدلی» که از «رنج از راه دور» یا بحثهای مرتبط با «خستگی شفقت» حرف میزنند، مورد توجه قرار گیرد. بحث بر سر این است که در وضعیتی که در حال حاضر رخ داده، رسانهها بیماری، مرگ و...
را به عنوان یک محصول به ما عرضه میکنند و میفروشند و وقتی این اتفاق به صورت بسیار زیاد رخ میدهد، همان خستگی شفقت را ایجاد میکند؛ یعنی بیحسی و انفعال نسبت به اخبار.
دکتر رونقی با در توضیح مکانیزم «فروش رنج» اظهار کرد: این مکانیزم به این صورت است که قبل از همه چیز، پوشش خبری، به صورت فرمولی و کلیشهای ارائه میشود و درباره همه چیز با یک روایتِ یک شکل و به شکل یک بحران حرف میزنند؛ حال میخواهد این بحران در کشوری مانند سومالی باشد یا جایی دیگر. نکته دوم «حساسیتزدایی» است که رخ میدهد.
یعنی انقدر اخبار دردناک میشوند که به نوعی دیوار حوصله مخاطب میشکند.
ابراز وجود و ابرمردسازی در شبکههای اجتماعی
این استاد فرهنگ و ارتباطات در ارزیابیاش از وضعیت اخلاق در شبکههای اجتماعی، اظهار کرد: نکته دیگر که باید در نظر بگیریم، در شبکههای اجتماعی، اتفاقی افتاده که میتوانیم اسمش را «ابرمردیسازی» بگذاریم. یعنی همه چیز بسیار زیاد در دید عموم قرار میگیرد و تکرار میشود.
حالا این اتفاق میتواند از سوی یک اینفلوئنسر رخ دهد یا حتی از سوی یک فردی که به طبقه الیت جامعه اختصاص دارد؛ اینها فکر میکنند به مسئولیت اجتماعی خود عمل میکنند و به تعبیری جامعه را هوشیار میکنند. اما در حقیقت با این کار، از نگاه عمیقتر به ماجرا جلوگیری میشود.
یعنی یه حدی موضوعات تکرار میشود که جامعه برایش عادی میشود. آیا ما میتوانیم بازنمایی رنج را زیباتر کنیم و آیا این نوعی بیاخلاقی نیست؟
اینها نکاتی است که باید راجع به آن فکر کنیم و سوالاتی است که وقتی کتاب را خواندم در ذهنم نقش بست.
زیباییشناسی رنج و کالایی شدن آن
مهناز رونقی با طرح پرسشهایی درباره زیباییشناسی رنج و بحث اقتصاد توجه در فضای مجازی، گفت: آیا میتوانیم در بحث اخلاق رسانه به حوزه اقتصاد توجه نگاه کنیم و برای گرفتن این توجه، به چیزهایی تن میدهیم؟ آیا میتوانیم به حوزه زیباییشناسی رنج نگاه کنیم و بعد ببینیم که رنجهایمان به صورتهای مختلف، خوراک رسانهای میشوند و همینطور این چرخهی معیوب ادامه پیدا میکند.
یعنی اینکه ما میبینیم با رفتار نمایشی آنلاین روبهرو هستیم، با خودکالاییسازی روبهرو هستیم، با جامعه نمایشی روبهرو هستیم، با فروش حریم خصوصی روبهرو هستیم؛ در واقع با یک نوع درد فروشی روبهرو هستیم و به این ترتیب یک سری چیزها تحت تأثیر قرار میگیرد.
رونقی درباره اقتصاد احساسات گفت: احساسات شدید، ارزش مبادلهای بالاتری پیدا کردهاند. نکته بعد «زیباییشناسی فوری» است؛ هر چیزی در کسری از ثانیه باید اثر بگذارد وگرنه تصویرش از بین میرود.
در واقع رنج، مرگ و بیماری به مواد خام زیباییشناسی اخبار رسانه تبدیل شدهاند. حالا من با چند سؤال روبهرو هستم: آیا محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی میتواند اصیل باشد؟
آیا اصالت، مقوله زیباییشناختی است یا اخلاقی؟ آیا با بازتولید مکانیکی بنیامینی، رنج هاله خودش را از دست میدهد؟
آیا این دیده شدن به قیمت کرامت انسانی، در خدمت جامعه هست؟ در خدمت چه جیزی است؟
پرسشهای کلیدی میان اخلاق و زیباییشناسی
رونقی در جمعبندی اظهار کرد: اینها پرسشهای کلیدی میان اخلاق و زیباییشناسی است که به نظر من باید به آنها توجه کنیم و پاسخ دهیم. و در نهایت، رسانهها رنج را به کالا، بحران را به کلیشه و انسان را به ابرمرد تبدیل میکنند.
قبل از هر چیزی باید به این فکر کنیم که انسان به وسیله خودِ انسان در تهدید است. و اینکه چگونه میتوانیم تبیین اخلاق کنیم، بحثی است که بسیار جای کار دارد.
ضرورت بازگشت به ریشههای اندیشه اخلاقی در عصر قدرت رسانه
دکتر صدیقه ببران، نویسنده کتاب، درباره انگیزه تألیف اثر خود گفت: ما در دورهای زندگی میکنیم که رسانه بیش از هر زمان دیگری از قدرت برخوردار است و میتواند بر افکار عمومی اثر بگذارد، روایت بسازد و حتی مسیر و سرنوشت جوامع را تحت تأثیر قرار دهد. هرچه قدرت رسانه بیشتر میشود، پرسشی جدیتر مطرح میشود که رسانه چه کاری میتواند انجام دهد و چه باید انجام دهد.
او افزود: فناوری به ما میگوید چه کاری امکانپذیر است اما اخلاق از ما میپرسد آیا این کار درست است یا نه. به همین دلیل تلاش کردم کتاب را از هوش مصنوعی آغاز نکنم، هرچند نام کتاب به عصر اطلاعات اشاره دارد.
اخلاق رسانه موضوعی نیست که هوش مصنوعی تنها یکی از تازهترین و پیچیدهترین مصادیق آن باشد.
ساختار کتاب و رویکرد فلسفی به اخلاق رسانه
ببران درباره ساختار کتاب «اخلاق رسانه» توضیح داد: برای رسیدن به این نقطه باید کمی به عقب برگردیم و به ریشههای اندیشه اخلاقی و پرسشهایی که بشر قرنها با آن روبهرو بوده، توجه کنیم. در فصل اول کتاب، از فلسفه اخلاق آغاز کردهام و از مفاهیمی مانند فضیلت و عدالت سخن گفتهام.
تلاش کردهام مسیر تاریخی اندیشه اخلاقی را در سنتهای مختلف دینی و فلسفی دنبال کنم؛ از اندیشههای شرقی و غربی تا سنت فکری اسلام و اندیشمندان مسلمان و سپس رویکردهای معاصر اخلاقی.
نویسنده کتاب تصریح کرد: هدف من این بود که با طرح و تبیین دیدگاههای متنوع اخلاقی در طول تاریخ نشان دهم پرسشهایی مانند عدالت، مسئولیت، حقیقت، خیر و شر و کرامت انسان، پرسشهای تازهای نیستند.
پیوند نظریههای اخلاقی با مسائل واقعی رسانه
ببران در ادامه گفت: در فصل سوم به خود رسانه میرسیم و نظریههای اخلاقی و کاربرد آنها در حوزه رسانه و روزنامهنگاری بررسی میشود. تلاش کردهام نشان دهم آیا نظریاتی که از گذشته تاکنون مطرح بودهاند، در حوزه رسانه امروز نیز کاربرد دارند یا نه.
پیوند میان اندیشه اخلاقی و مسائل واقعی رسانه و اینکه نظریههای اخلاقی چگونه میتوانند به فهم و ارزیابی تصمیمهای رسانهای کمک کنند، از اهداف این فصل است.
اصول حرفهای اخلاق رسانه در سطح بینالمللی
نویسنده کتاب درباره فصل چهارم اظهار کرد: در این فصل به اصول حرفهای اخلاق رسانه پرداختهام؛ اینکه رسانه در عمل باید بر چه پایههایی قرار بگیرد و چه اصولی را رعایت کند. علاوه بر مفاهیمی مانند صداقت، عینیت، انصاف، بیطرفی، استقلال، شفافیت، پرهیز از دستکاری اطلاعات، رعایت حریم خصوصی و احترام به حقوق و کرامت انسان، به اسناد و تجربههای بینالمللی نیز پرداختهام.
او افزود: اصول بینالمللی اخلاق حرفهای روزنامهنگاری و فعالیت سازمان ملل و یونسکو در این زمینه، در کنار منشورها و اصول حرفهای نهادهای بینالمللی مانند فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران و انجمن روزنامهنگاران حرفهای بررسی شده است. هدف این بود که نشان دهیم احکام حرفهای صرفاً یک توصیه فردی یا مسئلهای مختص به یک کشور نیست، بلکه موضوعی است که طی دههها در سطح بینالمللی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مقایسه بینالمللی و تجربه ایران
ببران درباره فصل پنجم کتاب گفت: این فصل از مقایسه بینالمللی آغاز میشود و سپس به تجربه ایران میرسیم. منشورها و اصول اخلاقی رسانه در کشورهای مختلف بر اساس تقسیمبندی قارهای بررسی شدهاند؛ از آسیا و اروپا گرفته تا آمریکا، آفریقا و استرالیا.
از هر قاره کشورهایی انتخاب شدهاند تا تفاوتهای فرهنگی و نظامهای رسانهای متفاوت مورد توجه قرار گیرد. هدف این بود که ببینیم در نظامهای رسانهای و زمینههای فرهنگی متفاوت، چه اصول مشترکی شکل گرفته و چه تفاوتهایی وجود دارد.
او در ادامه به تجربه ایران اشاره کرد و گفت: در ایران تلاشهای بسیار ارزشمندی برای تضمین اصول اخلاق حرفهای رسانه پیش و پس از انقلاب اسلامی صورت گرفته است. فعالیتهای زندهیاد دکتر معتمدنژاد و همکاران ایشان از جمله این تلاشهاست و پس از آن نیز پیشنویسهایی مطرح و تدوین شد.
اما این روند بر اساس پژوهش من به توافقی فراگیر و پایدار منتهی نشد. با وجود تلاشهای علمی و حرفهای انجامشده، هنوز نتوانستهایم منشور رسمی مورد توافق عمومی همه روزنامهنگاران ایران داشته باشیم.
سندی نیز بر روی سایت وزارت ارشاد موجود است که آن هم مورد توافق همگان نیست.
ضرورت گفتگوی مستمر درباره اصول اخلاقی روزنامهنگاری
این استاد ارتباطات تأکید کرد: این نکته به معنای نادیده گرفتن تلاش ارزشمند گذشته نیست، بلکه بر اهمیت آن تلاشها و ضرورت ادامه دادن در حوزه حرفهای رسانه تأکید میکنم. همچنان به گفتگوی جدی، مستمر و فراگیر درباره اصول اخلاقی روزنامهنگاری نیاز داریم؛ گفتوگویی که با مشارکت خود روزنامهنگاران، استادان، نهادهای حرفهای و دیگر دستاندرکاران رسانه انجام شود.
حضور امروز استادان در این جمع فرصت خوبی است تا یاد این تجربه و تلاشهای ارزشمند روزنامهنگاری ایران زنده بماند.
رسانههای نوین و هوش مصنوعی
ببران درباره فصل ششم کتاب اخلاق رسانه اظهار کرد: در این فصل به رسانههای نوین عصر اطلاعات و هوش مصنوعی پرداختهام و ضمن بررسی رویکردها و ویژگیهای اخلاقی رسانههای دیجیتال، برخی اسناد مهم مرتبط با اخلاق هوش مصنوعی و رسانه نیز بررسی شده است. از توصیهنامه یونسکو درباره اخلاق هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۱ و قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گرفته تا قانون اتحادیه اروپا، سند ملی هوش مصنوعی ایران و منشور پاریس درباره هوش مصنوعی و روزنامهنگاری که در ۲۰۲۳ منتشر شده است.
او افزود: این اسناد از این جهت اهمیت دارند که نشان میدهند با گسترش فناوریهای هوشمند، بحث مسئولیت اخلاقی، حقوق انسانها و اصول حرفهای رسانه وارد مرحله تازهای شده است. رسانه ممکن است مخاطبان فراوانی داشته باشد اما اگر رسانهای که از فناوری و الگوریتمها استفاده میکند، نتواند اعتماد مخاطبان را جلب کند، لزوماً مرجعیت پایدار نخواهد داشت.
به نظر میرسد میزان این اعتماد، بسیار زیاد با حوزه اخلاق گره خورده است.
ببران در پایان سخنانش گفت: صادقانه باید بگویم این کتاب قطعاً جامعترین اثر ممکن در حوزه اخلاق رسانه نیست و ادعایی در این زمینه ندارم. حوزه رسانه بسیار گسترده است و با تغییرات اجتماعی، حرفهای و فناورانه همچنان مسائل تازهای در آن مطرح میشود اما امیدوارم این کتاب بتواند سهمی هرچند کوچک در گسترش گفتگوی علمی، حرفهای و تجربی درباره اخلاق رسانه و روزنامهنگاری داشته باشد.
امیدوارم این اثر بهویژه برای دانشجویان تلنگری باشد تا اگر به راحتی وارد عرصه روزنامهنگاری نوین و هوش مصنوعی میشویم، در حوزه نوع محتوای خود دقت بیشتری داشته باشیم. در نهایت، رسانه بدون قدرت و قدرت بدون مسئولیت نمیتواند پایدار باشد.
از حضور همه شما صمیمانه سپاسگزارم و از مؤسسه اطلاعات، مدیران و دستاندرکاران آن، استادان خودم و همه دوستانی که در مسیر شکلگیری و انتشار این کتاب همراه من بودند، از صمیم قلب تشکر میکنم.
باشگاه مخاطبان مرکز جامع کتب رسانه با هدف ایجاد ارتباطی مستمر و نزدیکتر با علاقهمندان کتاب، رسانه و اندیشه راهاندازی شد.
روزنامهنگاری فقط یک شغل نیست؛ مسیری پرچالش است که تعهد، مهارت، پشتکار و شناخت جامعه را از علاقهمندان میطلبد.
این کتاب با نقد الگوهای رسانهای غرب، به دنبال تبیین نظام مطبوعاتی متناسب با ارزشها و آرمانهای جامعه اسلامی ایران است.
کتاب «ذهن سوژهپرداز» به نقش خودآگاهی، خلاقیت و شیوه اندیشیدن روزنامهنگار در تولید محتوای مؤثر و مسئولانه میپردازد.
کتاب «جهانی شدن اخبار» نوشته الیور بوید-بارت و تری رانتانن، با بررسی تاریخی و تحلیلی جایگاه خبرگزاریها، به ارتباط میان ساختارهای ملی، رسانههای بینالمللی و فرایند جهانیشدن میپردازد و نقش خبرگزاریها را در شکلگیری نظام جهانی گردش اخبار بررسی میکند.
کتاب «اسرار روایتگری کوتاه و اقناعی منتشر شد؛ کتاب «اسرار روایتگری کوتاه و اقناعی» با تمرکز بر روایتهای کوتاه و محاورهای، نشان میدهد چگونه میتوان بدون داستانهای بلند و پیچیده، ذهن و تصمیم مخاطب را در رسانه، فروش و ارتباطات حرفهای تحت تأثیر قرار داد.
کتاب «اسرار روایتگری کوتاه و اقناعی» به زودی منتشر میشود؛ کتاب «اسرار روایتگری کوتاه و اقناعی» نوشته دیوید گارفینکل با ترجمه پیام تیرانداز از سوی انتشارات بهزودی منتشر خواهدشد. اثری که میکوشد مهارت روایتگری اقناعی را بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی اثرگذاری رسانهها معرفی کند.
نگاهی به کتاب «زیستگاه رسانهای»؛ کتاب «زیستگاه رسانهای» آشنایی با شگردها و تکنیک های جنگ رسانه ای، نوشته محمود رضا کبیرییگانه، برای بار چهارم به همت انتشارات موسسه راهی بازار نشر شد.
توانایی پرسشگری صحیح، امری است که هر ثانیه بر تمایز و تاثیرگذاری یک خبرنگار نسبت به سایر فعالان رسانهای افزوده و او را از دایره بازتاب صرف تحلیل ها دور میکند.
انتشارات فارس در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، مجموعهای حرفهای برای علاقهمندان به روزنامهنگاری و رسانه فراهم کرده است. «بسته خبرنویسی» با ۸ عنوان کتاب تخصصی در حوزه رسانه، اکنون با تخفیف ویژه در دسترس عموم قرار دارد. فروش این بسته حتی پس از پایان نمایشگاه نیز ادامه خواهد داشت.
کتاب «جادوی شناسایی» نوشته فرهاد دوانقی، با موضوع مخاطبشناسی و آموزش رسانه، به چاپ سوم رسید. این کتاب با تمرکز بر اهمیت شناخت مخاطب در رسانهها، راهکارهای ارتباط موثر با مخاطبان را ارائه میدهد.
کتاب « نرم خبر و سخت خبر » با موضوع آموزش رسانه اثر محمدرضا نوروزپور توسط انتشارات ثانیه به چاپ رسیده و در مرکز جامع کتب رسانه عرضه می شود.
کتاب « فیچرنویسی برای روزنامه نگاران » با موضوع آموزش رسانه اثر شارون ویلر توسط انتشارات ثانیه به چاپ رسیده و در مرکز جامع کتب رسانه عرضه می شود.
کتاب "اتاق خبر پلتفرمی" تازه ترین اثر انتشارات همشهری به نویسندگی جواد دلیری و با پیشگفتار دکتر یونس شکرخواه در مرکز جامع کتب رسانه عرضه میشود.