
خانواده امروز میان آزادی فردی، تعهد و مسئولیت در حال بازتعریف است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، نشست علمی با موضوع خانواده در عصر تحول؛ از ساختار سنتی تا خانواده جدید با حضور یاسر ابراهیمی پژوهشگر و استاد دانشگاه و میترا محمودی پژوهشگر حوزه خانواده برگزار شد. در این نشست، دگرگونی خانواده از منظر تحولات روابط انسانی، مسئولیتپذیری و تغییر مبانی پیوندهای خانوادگی مورد بررسی قرار گرفت.
یاسر ابراهیمی پژوهشگر و استاد دانشگاه در ابتدای این نشست اظهار داشت: خانواده را فقط نمیتوان مجموعهای از افراد دانست که در یک خانه زندگی میکنند یا از طریق نسبت خونی و حقوقی به یکدیگر متصلاند، چرا که خانواده قبل از آنکه یک واحد زیستی یا حقوقی باشد، از مهمترین بسترهای شکلگیری انسان اجتماعی است، نهادی که فرد در آن نخستین تجربههای تعلق، اعتماد، مراقبت، اقتدار و مسئولیت را میآموزد. از این منظر، هر تحول عمیق در خانواده، در حقیقت تغییری در شیوه شکلگیری و بازتولید روابط اجتماعی است.
وی افزود: آنچه امروز درباره مفهوم خانواده با آن مواجه هستیم، فقط تغییر در اندازه خانوار، الگوهای ازدواج و فرزندآوری یا نقش زنان و مردان نیست، بلکه موضوع تغییر در منطق حاکم بر خانواده است. خانواده سنتی از قبل بر نظمی ازپیشتعریفشده استوار بود، ولی خانواده معاصر بیش از گذشته به نظمی نیاز دارد که در بستر رابطه، گفتوگو و توافق میان اعضا شکل بگیرد.
ابراهیمی خاطرنشان کرد: در ساختار سنتی، بخش قابلتوجهی از معنای خانواده از سنت، عرف، مذهب، خویشاوندی، تقسیم نقشهای جنسیتی و ساختار اقتصادی جامعه گرفته میشد. جایگاه پدر، مادر، فرزند و همسر در چارچوبی نسبتاً تثبیتشده تعریف شده بود و افراد پیش از ورود به زندگی مشترک، کموبیش میدانستند جامعه چه انتظاراتی از نقشهای خانوادگی آنان دارد.
اما در شرایط جدید، بخشی از این قطعیتها تضعیف شده و انسان با انتخابهای بیشتری روبهرو است که همین مسئله خانواده را از الگویی تثبیتشده به رابطهای تبدیل کرده است که برای استمرار، به گفتوگو و بازتعریف مستمر نیاز دارد. از این رو، امروز پرسش فقط این نیست که چه کسی پدر یا مادر است، بلکه چگونگی ایفای نقش پدری و مادری، مسئولیت مراقبت، شیوه تقسیم کار خانگی، توزیع قدرت و مبنای استمرار رابطه زوجین نیز اهمیت پیدا کرده است.
وی اظهار داشت: گذر خانواده سنتی به خانواده جدید به معنای پایان خانواده دانست، بلکه باید آن را عبور از یک منطق خانوادگی به منطق دیگری تعبیر کرد. در الگوی سنتی، خانواده بیش از هر چیز نهادی بود که فرد در آن قرار میگرفت و نقش اجتماعی خود را ایفا میکرد، اما در الگوی جدید، خانواده به رابطهای تبدیل میشود که استمرار آن به اعتماد، رضایت، مسئولیتپذیری و گفتوگو میان اعضا وابسته است.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه با اشاره به تغییر جایگاه انتخاب فردی در زندگی خانوادگی خاطرنشان کرد: در گذشته، ازدواج، فرزندآوری و پیوندهای خویشاوندی برای بخش بزرگی از جامعه، اجزای نسبتاً بدیهی مسیر زندگی محسوب میشدند، اما در جامعه جدید، این مسیرها بیش از گذشته در معرض تصمیمگیری فردی قرار گرفتهاند. ازدواج و فرزندآوری برای بسیاری از افراد به انتخابهایی تبدیل شدهاند که باید درباره شرایط، پیامدها و مسئولیتهای آنها تأمل کرد.
ابراهیمی افزود: انتخابیشدن زندگی خانوادگی به معنای افزایش آزادی نیست، بلکه مسئولیت بیشتری نیز بر دوش افراد میگذارد. هنگامی که جامعه نسخهای واحد و ازپیشتعیینشده برای همه ابعاد زندگی خانوادگی ارائه نمیکند، افراد باید درباره معنای وفاداری، تعهد، مراقبت و مسئولیت مشترک تصمیم بگیرند.
به همین دلیل، خانواده جدید در کنار برخورداری از امکان انتخاب بیشتر، با پیچیدگیهای اخلاقی و ارتباطی بیشتری نیز مواجه است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: از ویژگیهای مهم خانواده معاصر، افزایش سهم گفتوگو و مذاکره در تنظیم روابط است. موضوعاتی که در گذشته غالباً بر اساس عرف و نقشهای تثبیتشده تعیین میشدند، امروز بیش از گذشته نیازمند توافق هستند.
تقسیم مسئولیتهای اقتصادی، اشتغال، تربیت فرزندان، استقلال فردی، مراقبت از والدین سالمند و تعیین مرزهای حریم خصوصی، از جمله این مسائلاند. از همین رو، این تحولات میتوانند ساختار خانواده را از الگویی عمودی و نقشمحور به سوی روابطی افقیتر سوق دهند، اما چنین تغییری الزاماً به معنای حذف اقتدار نیستف بلکه مسئله اصلی، تغییر مبنای اقتدار است.
در روابط جدید، جایگاه خانوادگی بهتنهایی برای ایجاد اعتماد و پذیرش کافی نیست و توانایی حمایت، ایجاد امنیت عاطفی و پذیرش مسئولیت نیز اهمیت پیدا میکند.
ابراهیمی در ادامه سخنان خود در این نشست با تأکید بر اهمیت مراقبت در مناسبات خانوادگی اظهار داشت: مراقبت باید بهعنوان یکی از مفاهیم اساسی در فهم خانواده معاصر مورد توجه قرار گیرد. اگر خانواده صرفاً بر اساس نسبتهای خویشاوندی، نقشها و تکالیف تعریف شود، بخشی از واقعیت روابط خانوادگی نادیده میماند.
مراقبت متقابل نشان میدهد که اعضای خانواده چگونه آسیبپذیری یکدیگر را میپذیرند و برای پاسخگویی به نیازهای یکدیگر مسئولیت بر عهده میگیرند. مراقبت را نمیتوان صرفاً وظیفهای زنانه یا مسئولیتی حاشیهای دانست، بلکه این مفهوم باید در مرکز اخلاق خانواده قرار گیرد، زیرا پیوند خانوادگی تنها با وجود نسبت حقوقی یا زیستی استمرار نمییابد، بلکه به تجربه عملی حمایت و مسئولیتپذیری نیز وابسته است.
این پژوهشگر افزود: انسان معاصر از یک سو استقلال بیشتری به دست آورده و از سوی دیگر، همچنان به روابط امن و قابل اعتماد نیاز دارد. استقلال اقتصادی، تحرک جغرافیایی و گسترش فردگرایی میتوانند وابستگیهای سنتی را کاهش دهند، اما نیاز انسان به تعلق را از بین نمیبرند.
از همینجا یکی از مسائل مهم خانواده معاصر شکل میگیرد که چگونه میتوان استقلال فردی را حفظ کرد و در عین حال، به رابطهای متعهدانه و پایدار تعلق داشت؟
وی اظهار داشت: خانواده آینده باید بتواند میان استقلال و تعلق تعادل برقرار کند. اگر در برخی صورتهای خانواده سنتی، حفظ ساختار به محدودشدن استقلال فردی منجر میشد، در خانواده جدید نیز نباید استقلال به وضعیتی برسد که امکان تعهد و مسئولیت مشترک را تضعیف کند.
مسئله اصلی، یافتن نسبتی متوازن میان فردیت و زندگی جمعی است؛ نسبتی که در آن نه خواستههای فردی بهطور کامل نادیده گرفته شوند و نه مسئولیتهای مشترک بیاهمیت تلقی شوند.
ابراهیمی با اشاره به تغییر بستر زندگی خانوادگی خاطرنشان کرد: مهاجرت، شهرنشینی، تحرک شغلی و فناوریهای ارتباطی، مفهوم حضور در خانواده را دگرگون کردهاند. اعضای یک خانواده ممکن است در شهرها یا کشورهای مختلف زندگی کنند، اما از طریق شبکههای ارتباطی همچنان با یکدیگر در تماس باشند.
به این ترتیب، پیوند خانوادگی دیگر صرفاً در فضای فیزیکی خانه شکل نمیگیرد و ارتباطات مجازی نیز بخشی از بستر روابط خانوادگی را تشکیل میدهند. با وجود این، نباید گسترش ارتباطات را الزاماً معادل افزایش صمیمیت دانست، چرا که فناوری میتواند بخشی از فاصله جغرافیایی را جبران کند، اما بهتنهایی جایگزین حضور انسانی و کیفیت رابطه نمیشود.
این استاد دانشگاه اظهار داشت: تغییرات نسلی هم در بازتعریف روابط خانوادگی نقش مهمی دارند. نسلهای جدید بیش از گذشته خواهان آن هستند که هویت فردی و نیازهایشان در روابط خانوادگی به رسمیت شناخته شود و خانواده برای این نسلها تنها ساختاری برای انتقال نقشها و الزام به اطاعت نیست، بلکه باید فضایی برای رشد فردی، امنیت روانی و تجربه تعلق فراهم کند.
یاسر ابراهیمی در پایان بیان کرد: پایداری خانواده در شرایط جدید به توانایی آن برای برقراری تعادل میان تعلق و فردیت، تعهد و آزادی و اقتدار و گفتوگو وابسته است. از این منظر، هر تفاوتی میان خانواده امروز و خانواده گذشته را نباید نشانه بحران تلقی کرد، زیرا ساختارهای اجتماعی در بستر شرایط تاریخی شکل میگیرند و با تغییر این شرایط، شیوههای زندگی خانوادگی نیز دگرگون میشوند.
بنابراین، مسئله اصلی بازگشت کامل به ساختار گذشته یا پذیرش بیقیدوشرط تمام صورتهای جدید روابط نیست، بلکه باید شیوهای برای سازماندهی زندگی خانوادگی پیدا کرد که ضمن توجه به تحولات جامعه، اصولی همچون اعتماد، مراقبت، تعلق و مسئولیت را حفظ کند.
در ادامه این نشست میترا محمودی پژوهشگر حوزه خانواده، با تمرکز بر نسبت میان آزادی فردی و تعهد در روابط خانوادگی، به یکی از پرسشهای اساسی خانواده معاصر پرداخت، اینکه با افزایش امکان انتخابهای فردی، چه عواملی میتوانند افراد را به حفظ روابط خانوادگی و پذیرش مسئولیت در قبال یکدیگر متعهد نگه دارند.
محمودی خاطرنشان کرد: خانواده در عصر تحول با پرسشی بنیادین روبهرو است که اگر انسان بیش از گذشته از آزادی انتخاب برخوردار شده است، چه چیزی میتواند وی را به دیگری متعهد نگه دارد؟ پاسخ به این پرسش برای فهم آینده خانواده اهمیت دارد، زیرا پایداری روابط خانوادگی را نمیتوان تنها بر مبنای استمرار سنتها یا الزامهای اجتماعی توضیح داد.
وی افزود: اگر تعهد بتواند از دل آزادی، انتخاب آگاهانه و پذیرش مسئولیت شکل بگیرد، خانواده همچنان ظرفیت ورود به مرحلهای تازه از حیات اجتماعی را خواهد داشت. در چنین شرایطی، خانواده تنها نهادی برای انتقال نسل، مالکیت یا نقشهای اجتماعی نیست، بلکه میتواند فضایی برای تولید و تقویت اعتماد انسانی باشد.
این پژوهشگر حوزه خانواده اظهار داشت: مسئله خانواده جدید را نباید صرفاً در یافتن شکلی متفاوت برای زندگی مشترک خلاصه کرد، بلکه پرسش مهمتر چگونگی بازتعریف معنای باهمبودن است. در الگوی مبتنی بر استمرار ساختارهای سنتی، بخشی از پیوند افراد از جایگاهها و انتظارات اجتماعی ناشی میشد، اما در شرایط جدید، حفظ رابطه به انتخاب و پذیرش آگاهانه مسئولیت در قبال دیگری نیز نیاز دارد.
محمودی در ادامه افزود: آزادی فردی و تعهد خانوادگی الزاماً دو مفهوم متضاد نیستند. چنانچه تعهد به انتخابی آگاهانه و مسئولانه تبدیل شود، امکان دارد پیوندهای خانوادگی بر پایه شناخت متقابل و اعتماد شکل بگیرند.
در مقابل، اگر آزادی به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت در برابر دیگران تعبیر شود، استمرار رابطه با دشواری روبهرو خواهد شد. از این منظر، تحو خانواده را باید فراتر از تغییرات ظاهری و در سطح دگرگونی مبانی روابط انسانی بررسی کرد و آنچه در اینجا اهمیت دارد، یافتن نسبتی تازه میان میراث خانوادگی و نیازهای جامعه معاصر است، نسبتی که نه به حذف دستاوردهای تاریخی خانواده بینجامد و نه امکان پاسخگویی به شرایط جدید را از میان ببرد.
این پژوهشگر حوزه خانواده تصریح کرد: بررسی تحولات خانواده به رویکردی فراتر از داوریهای دوگانه درباره سنت و تجدد نیاز دارد. خانواده نه نهادی کاملاً ثابت است که در برابر هر تغییری آسیب ببیند و نه رابطهای که بتوان پایداری آن را مستقل از مسئولیتهای مشترک تضمینشده دانست.
مسئله اصلی، چگونگی سازگارکردن شکلهای متحول زندگی خانوادگی با نیازهای پایدار انسان به تعلق، اعتماد، مراقبت و امنیت عاطفی است. از این منظر، گذار از خانواده سنتی به خانواده جدید را میتوان تغییری در شیوه شکلگیری و استمرار تعهد دانست، تغییری که در آن، نقش انتخاب فردی و گفتوگو پررنگتر شده و بسیاری از انتظارات پیشین نیازمند بازتعریف شدهاند.
با این حال، افزایش انتخاب بهتنهایی تضمینکننده کیفیت روابط نیست و بدون پذیرش مسئولیت، ممکن است به تضعیف پیوندهای مشترک منجر شود.
محمودی در پایان اظهار داشت: خانواده در عصر تحول با این پرسش روبهرو است که چگونه میتوان آزادی فردی را با مسئولیت در برابر دیگری جمع کرد. پاسخ به این پرسش، نه در بازسازی کامل گذشته و نه در کنارگذاشتن بیقیدوشرط میراث خانوادگی، بلکه در بازاندیشی درباره مبانی اخلاقی و اجتماعی زندگی مشترک جستوجو میشود، جایی که انتخاب، اعتماد و مراقبت بتوانند در کنار یکدیگر، زمینه استمرار روابط خانوادگی را فراهم کنند.