
تقابل با دشمن، تنها در میدان موشکها نیست؛ هویت و فرهنگ، خط مقدمِ نبرد برای حفظ استقلال و معنای پیشرفت است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، تاریخ گاهی آنقدر آرام و تدریجی پیش میرود که ملتها عمق تحولاتش را درنمییابند؛ اما هنگامی که تضادهای انباشته به نقطه اوج میرسند، پردهها کنار میروند و صفبندیهای پنهان آشکار میشوند. آن روز، دیگر نمیتوان با واژههای مبهم، شعارهای فریبنده یا امیدهای بیپشتوانه، واقعیت میدان را پنهان کرد.
شاید یکی از مهمترین ویژگیهای دوران ما همین باشد: رسیدن تقابلهای تاریخی به نقطهای که انتخابها، صریحتر و مسئولیتها سنگینتر شدهاند. رویارویی جمهوری اسلامی ایران با رژیم صهیونیستی را نباید صرفاً در محدوده موشکها، عملیات نظامی، مذاکرات سیاسی و معادلات امنیتی تحلیل کرد.
در لایهای عمیقتر، این رویارویی به مسئلهای فرهنگی و تمدنی گره خورده است؛ مسئلهای که با هویت، استقلال، معنای پیشرفت و نوع نگاه ما به جهان ارتباط مستقیم دارد.
دو جبهه و یک پرسش بنیادین
سالها پیش، آیتالله حائری شیرازی در تحلیلی درباره تقابل دو جریان فکری و اعتقادی، از شکلگیری صفبندیهایی سخن گفته بود که در نهایت، امکان ایستادن در منطقهای خاکستری میان آنها را دشوار میکند. اما ایده محوری آن، امروز موضوع تأملی جدی است: آیا ملتها میتوانند در بزنگاههای سرنوشتساز، بدون تعیین نسبت خود با جریانهای اصلی قدرت و اندیشه، مسیر مستقلی را دنبال کنند؟
در منطق انقلاب اسلامی، تقابل حق و باطل صرفاً یک تعبیر شعاری نیست، بلکه معیاری برای سنجش نسبت «قدرت با عدالت»، «سیاست با اخلاق»، «پیشرفت با استقلال» و «امنیت با کرامت انسانی» است. بر همین مبنا، حمایت از ملت مظلوم فلسطین و مخالفت با اشغالگری و تجاوز، بخشی از هویت سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
البته در جهان پیچیده امروز، شناخت جبههها نباید به داوریهای شتابزده درباره ملتها و افراد فروکاسته شود. معیار، صرفاً تابعیت، زبان، نژاد یا جغرافیا نیست؛ موضع عملی هر جریان در برابر ظلم، سلطهطلبی و حق ملتهاست که اهمیت دارد.
از همینجا باید پرسش اصلی را مطرح کرد: جبهه فکری و فرهنگی ما کجاست؟ کسانی که از آنان الگو میگیریم، به آنان اعتماد میکنیم و از آنان تأثیر میپذیریم، چه تصویری از ایران، دین، استقلال و آینده این سرزمین ارائه میکنند؟
این پرسش، فقط متوجه سیاستمداران نیست؛ خانوادهها، دانشگاهها، رسانهها، هنرمندان، فعالان فضای مجازی و مدیران فرهنگی نیز باید به آن پاسخ دهند.
روشنفکری یا خودباختگی فرهنگی؟
یکی از چالشهای تاریخی جامعه ایران، مواجهه با جریانی است که پیشرفت را بیش از آنکه در شناخت ظرفیتهای درونی کشور، اصلاح ساختارها و بهرهگیری هوشمندانه از دانش جهانی جستوجو کند، در تقلید از الگوهای مسلط غربی میبیند. نقد این جریان، به معنای نفی علم، فناوری، تجربههای موفق جهانی یا گفتوگوی برابر با تمدنهای دیگر نیست.
ایران برای پیشرفت به تعامل علمی، بهرهگیری از دانش روز، دیپلماسی مؤثر و ارتباط سازنده با جهان نیاز دارد. مسئله از جایی آغاز میشود که تعامل جای خود را به دنبالهروی بدهد و اقتباس آگاهانه به خودباختگی فرهنگی تبدیل شود.
چرا باید تصور کنیم که برای پیشرفتهشدن، الزاماً باید شبیه فرانسه، انگلیس یا آمریکا شویم؟ مگر پیشرفت، بدون انکار حافظه تاریخی، زبان، فرهنگ و ریشههای یک ملت امکانپذیر نیست؟
کشورهای برخوردار از قدرت و نفوذ جهانی، معمولاً از عناصر هویت ملی خود بهعنوان بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگیشان محافظت میکنند. پس چرا گاهی در جامعه ما، پایبندی به سنتهای اصیل ایرانی و اسلامی نشانه عقبماندگی معرفی میشود، اما تقلید از سبک زندگی بیگانه، مترادف با مدرنبودن تلقی میشود؟
ایرانیبودن به معنای بستن درهای کشور به روی جهان نیست؛ همانطور که مسلمانبودن نیز به معنای فاصلهگرفتن از دانش و تجربه بشری نیست. مسئله، یافتن نسبت درست میان هویت و تحول است؛ یعنی بتوانیم از جهان بیاموزیم، بیآنکه خود را از یاد ببریم.
ملتی که پیشرفت را با انکار هویت خود اشتباه بگیرد، ممکن است ابزارهای مدرنیته را به دست آورد، اما در تعیین مقصد و معنای پیشرفت، دچار وابستگی شود.
وقتی فرهنگ، میدان اصلی منازعه میشود
امروز میدان اثرگذاری فرهنگی، بسیار گستردهتر از گذشته است. سینما، شبکه نمایش خانگی، موسیقی، سلبریتیها، پلتفرمهای اجتماعی، تبلیغات و حتی الگوهای مصرف روزمره، در شکلگیری نگرش نسل جدید نقش دارند.
این ابزارها ذاتاً نه دشمن هویت ملیاند و نه الزاماً در خدمت آن؛ اهمیت موضوع به محتوایی باز میگردد که تولید و ترویج میکنند، تصویری که از جامعه میسازند و ارزشهایی که بهتدریج به هنجار تبدیل میکنند.
وقتی در یک محصول فرهنگی، «دین همواره با تحجر»، «خانواده با محدودیت»، «تعهد با عقبماندگی» و «زیست غربی با آزادی و موفقیت» یکسانسازی میشود، دیگر صرفاً با یک انتخاب هنری روبهرو نیستیم بلکه با الگوسازی فرهنگی مواجهیم که میتواند بر نگرش عمومی اثر بگذارد.
در سوی مقابل، هر اثر فرهنگی منتقد، هر هنرمند متفاوتاندیش یا هر روایت غیررسمی را نیز نمیتوان به دشمنی با ایران و دین متهم کرد. جامعه زنده، به نقد، تنوع دیدگاه و گفتوگوی آزاد نیاز دارد.
مرز اصلی، میان نقد مسئولانه و تخریب هویت، میان آزادی خلاقیت و تحقیر باورهای مردم، و میان تعامل فرهنگی و تسلیم فکری است.
بااینحال، یک پرسش جدی همچنان باقی است: چرا باید امکانات و ظرفیتهای داخلی، بدون ارزیابی دقیق پیامدهای فرهنگی، در خدمت تولید محتوایی قرار گیرد که به تضعیف اعتماد اجتماعی، تحقیر هویت ایرانی یا تعمیق شکافهای جامعه میانجامد؟ این پرسش باید با شفافیت، داده و نقد کارشناسی پاسخ داده شود؛ نه با برچسبزنی و نه با نادیدهگرفتن اثرگذاری رسانهها.
مهدی رضا، فعال رسانهای حوزه مقاومت
انتهایپیام/
اوباما با انتقاد از پیامدهای جنگ علیه ایران گفت: این جنگ به حمله به متحدان و پایگاههای آمریکا، کشته و زخمی شدن نیروهای آمریکایی و کاهش ذخایر موشکی ما منجر شد.
درگیری میان نیروهای انصارالله و عربستان شدت گرفته و حملات موشکی به اهدافی در خاک یمن، از جمله مراکز مرتبط با حملونقل و زیرساختهای حیاتی، نگرانیها درباره گسترش جنگ را افزایش داده است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با تأکید بر اینکه تقابل ایران و غرب فراتر از رویارویی نظامی است، گفت: میدان اصلی جنگ، رقابت بر سر معنا، تعریف پیشرفت و مرجعیت الگوهای زندگی است.
آمریکا در پی مصرف گسترده موشکهای پاتریوت و تاد در جنگ با ایران، تا سال 2030 با کمبود روبهرو است.
وزیر پیشنهادی دفاع بر ضرورت تولید پهپاد و موشکهای پیشرفته متناسب با ماهیت جنگهای نامتقارن تأکید کرد.
پلیس رژیم صهیونیستی برنامه عملیاتی خود را برای برگزاری انتخابات در سایه جنگ و موشک باران تدوین کرده است.
معاون وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه هیچ مسیری جایگزین ریل رشت - آستارا نمیشود، گفت: پل B1 با هفت موشک هدف حمله جنگ تحمیلی سوم قرار گرفت و بازسازی آن با اعتبار ۲.۷ همت یک سال زمان میبرد.
در جنگهای امروز، رسانه و روایت میتوانند با دروغ و سانسور، افکار عمومی و حتی معادلات میدان را تغییر دهند.
حماس همچنان در غزه حضور دارد و حزبالله نیز پس از درگیریها توان موشکی خود را حفظ کرده است.
وزیر آموزش و پرورش در سفر یکروزه خود به شهرستان لامرد استان فارس، از سالن ورزشی و مناطق مسکونی این شهرستان که در جنگ تحمیلی اخیر مورد اصابت موشکهای آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفته بود، بازدید کرد.
سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: تجهیزات جدید پدافندی و آفندی، از جمله موشک و پهپاد، در طول جنگ تحمیلی 40 روزه (رمضان) بهصورت روزانه تولید میشد و امروز نیز تولید آنها با شدت و حدت ادامه دارد. اکنون ذخیره بزرگی از این تجهیزات در اختیار نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
در جنگ شبکهمحور، مسئله فقط تعداد موشکها و رهگیرها نیست؛ مسئله این است که چه کسی زودتر میبیند، دقیقتر تشخیص میدهد و سریعتر واکنش نشان میدهد. رادارها حلقه آغازین این زنجیرهاند و از کشف و ردیابی هدف تا تفکیک و انتقال داده به سامانههای درگیرشونده، بر عهده این بخش از شبکه است. به همین دلیل، ضربه به رادار و ارتباطات، اختلال در زنجیرهای است که قرار بود آسمان را برای دشمن قابلکنترل نگه دارد. این رادارها قرار بود با رهگیری تمام اهداف، آمریکا را «رویین تن» کند. اما حمله به آنها، خود تبدیل به نقط ضعف اصلی و به اصطلاح کور کردن «چشم اسفندیار» تبدیل شد.