
خوشتیپی او مسری و واگیردار بود چون محافظش هم کت چرمی خود را با لباس او ست میکرد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، شهید داوود شیخیان فرمانده پدافند هوافضای سپاه ازجمله سردارانی است که همراه شهید امیرعلی حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه در جنگ تحمیلی 12 روزه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسیدند.
سردار شیخیان، ازجمله نوابغ نظامی است که تلاشهایش منجر به شکار پهپاد MQ4 آمریکایی توسط ایران شد. او از سنین کودکی، علاقهمند به طراحی و ساختوساز بود و در نوجوانی به مدرسه سپاه رفت.
پس از ورود به سپاه هم به مسئولیت گروه مکانیک رادار رسید و برای دیدن دوره تخصصی آموزش سامانه پدافندی تور، راهی روسیه شد. ایدههایی مثل طراحی و ساخت کریر سامانههای موشکی و تبدیل و تجهیز کشتی به سکوی پرتاب موشک در خلیج فارس، ازجمله ایدههای خلاقانه اینشهید بودند.
پس از عملیات موفقیتآمیز وعده صادق 2 در مهرماه 1403، سردار حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه گفت «ما با غسل شهادت، قدم برمیداریم.» شهید شیخیان هم به تبعیت از فرمانده خود گفته بود بدون غسل شهادت از خانه بیرون نمیرود.
خردادماه 1403 بود که سردار حاجیزاده به داوود شیخیان بهعنوان فرمانده واحد پدافندش دستور رفتن به خانه امن را داد و از آنمقطع به بعد، حضور اینفرمانده پرکار و تلاش در منزل، به روزی چندساعت خلاصه شد و به گفته نزدیکان و اهالی خانوادهاش، ساعت 12 شب به منزل میرسید و 3 صبح از خانه خارج میشد.
یکی از کتابهایی که در قالب مجموعه «آسماندار» درباره شهدای هوافضای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران منتشر شدند، «مردی که هوای آسمان را داشت؛ روایتهایی از زندگی شهید داوود شیخیان فرمانده پدافند هوافضای سپاه» نوشته نوشته زینب سادات طباطبایی است که همراه با 3 عنوان دیگر اینمجموعه توسط انتشارات شهید کاظمی چاپ شد.
هفته دفاع مقدس امسال بهانهای برای مرور واقعیات ناگفته هوافضای سپاه بود که در آنمناسبت و بازه یکهفتهای 3 عنوان دیگر «آسماندار» را مرور کردیم. اینواقعیات درباره سرداران شهید محمود باقری فرمانده نیروی موشکی هوافضای سپاه، امیرعلی حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه و محمدباقر طاهرپور فرمانده یگان پهپادی سپاه در قالب مطالب زیر منتشر شدند:
* « فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود »
* « پس «زنزندگیآزادی»ها کجا هستن؟/سردار چهکسانی را عزل میکرد؟ »
* « مرخصیهای ساعتی طراح پهپاد شاهد 136 برای قدمزدن زیر باران »
در ادامه بنا داریم خاطرات و ناگفتههایی از زندگی شهید داوود شیخیان را هم با استفاده از کتاب «مردی که هوای آسمان را داشت» مرور کنیم.
مشروح اینمطلب در ادامه میآید:
واگیردار بودن خوشتیپی شهید خوشپوش هوافضا
شهید شیخیان بین دوستان و همرزمانش به «خوشتیپ هوافضا» معروف بود و هست. خط اتوی لباس او مورد توجه اطرافیانش قرار میگرفت و روایت میکنند وقتی سال 1399 سردار حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه حکم او را بهعنوان نماینده سپاه در قرارگاه خاتمالانبیا صاد کرد تا کنار امرای ارتش خدمت کند، فرماندههای دیگر منتظر یکچهره سنوسالدار و جاافتاده بودند و کسی فکر نمیکرد جوان خوشتیپ و خوشعطری که وارد جلسهشان شده، بناست همکارشان در قرارگاه مورد اشاره باشد.
اینفرمانده خوشتیپ و خوشپوش سپاه، بیشتر اوقات با کتوشلوارهای شیک ستشده در انظار ظاهر میشد و در دورهمیها و سفرهای خانوادگی هم تیشرتهای رنگی میپوشید. همرزمان و دوستان شیخیان روایت کردهاند خوشتیپی او مسری و واگیردار بوده چون محافظش هم کت چرمی خود را با لباس او ست میکرد!
همراهان سفر حج شهید شیخیان هم گفتهاند یکماشین ریشتراش همراه داشت که هر روز با آن ریش خود را خط انداخته و آنکادر میکرد.
توجه فرمانده شهید پدافند هوافضای سپاه به جزئیات ظاهر آراسته و زیبا در عین گرفتاری و مشغولیتهای بسیار، حتی در فونت اتیکت روی یونیفرم نظامیاش هم دیده میشد. اینرویکرد در فرازی از روایتهای «مردی که هوای آسمان را داشت» اینگونه است:
«لباس نظامی را میتوانست آماده بخرد ولی سپرده بود خیاط خوب پیدا کنند و لباسش را سفارش میداد. میخواست لباس به تنش بنشیند.
حتی اتیکت اسمش را هم چاپی نمیگرفت. روی فوتنش نظر میداد.
میگفت کلمه شیخیان با فلان فونت قشنگتر است. ست کردن بند ساعت با رنگ لباس هم از آن کارها بود که نیروهایش از او یاد گرفتند.
آدم پرخرجی نبود ولی به ظاهرش اهمیت میداد و برایش هزینه میکرد. کفشهای واکسزده و تمیزش جلب توجه میکرد.
یکبار سردار حاجیزاده با خنده گفته بود: داوود به من بگو آخه تو کی وقت میکنی کفشاتو واکس بزنی؟» (صفحه 16)
شکارچی ام کیوی آمریکایی
سیام خرداد 1398 اولینمرتبهای بود که سپاه پاسداران پهپاد پیشرفته گلوبال هاوک آمریکا را در آبهای خلیجفارس مورد هدف قرار داد و ساقط کرد.
Northrop Grumman MQ-4C Triton با وجود همه تبلیغات و پروپاگاندایی که درباره تکنولوژی پهپادهای جاسوسی آمریکا وجود داشت، توسط شهید شیخیان و همکارانش در واحد پدافند هوافضای سپاه شکار شد و با سقوطش بخشی از هیمنه نظامی آمریکا را خدشهدار کرد.
راهاندازی سامانه پدافندی خودروی متحرک از ابتکارات شیخیان و همکارانش بود که مقدماتش را در روسیه فرا گرفته بودند. یکی از قدمهای ابتدایی راهاندازیاش هم مربوط به سال 1397 است که شهید خوشتیپ هوافضای سپاه از طرف سردار حاجیزاده به عنوان فرمانده پدافند هوایی پنجم راهی بندرعباس شد و ایده تبدیل کشتی به سکوی پرتاب را بهعنوان نقطه شروع کارش در آنپایگاه مطرح کرد.
پهپاد جاسوسی ام کیو 4 سی یا همان گلوبال هاوک، عصاره دانش هوافضای آمریکاییها بود که بیش از 200 میلیوندلار برایشان هزینه داشت و فقط 4 فروند از آن تولید شده بود. این پهپاد میتوانست 32 ساعت بدون سوختگیری تا ارتفاع 65 هزارپا پرواز کند و در یک روز، مساحت 100 هزار کیلومتر را شناسایی و مخابره کند.
در لحظاتی که پهپاد مورد اشاره حریم هوایی ایران را نقض کرده بود، شهید شیخیان خطاب به اپراتور سامانه بومی پدافند سوم خرداد دستور شلیک را صادر کرد و پهپاد افسانهای آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت.
دستخوش شکارچیها/انگشترهایی که اول پذیرفته نشدند
شهید شیخیان بهعنوان هدیه و دستخوش شکارچیان جاسوس پرنده آمریکایی، همه آنها را به زیارت مشهد فرستاد. اینهدیه هم شامل همه نیروهای پدافند بود نه صرفا نیروهای بخش عملیات.
به اینترتیب نیروهای کادری و خدمات هم به پاس حضورشان در جمع شکارچیان MQ4C به زیارت امام رضا (ع) رفتند.
سردار حاجیزاده هم برای تقدیر و تشکر از نیروهای پدافند پایگاه بندرعباس، تعدادی انگشتر از بیت رهبری گرفت و برای آنها ارسال کرد اما شهید شیخیان اینهدیه را قبول نکرد و گفت « از طرف من تشکر کنید و بفرمایید تمام گروه پدافند هوایی پنجم در زدن ام کیو نقش داشتند. اگر امکان دارد تمام بچههای ما مورد تفقد قرار بگیرند!»
به اینترتیب سردار حاجیزاده هماهنگی لازم را انجام داد تا همه نیروهای دستاندرکار در شکار پهپاد آمریکایی انگشترهای متبرک به دست رهبر شهید انقلاب را دریافت کنند.
نکته جالب درباره شهید داوود شیخیان بهعنوان فرمانده شکارچیان MQ آمریکایی این است که نه به سفر تشویقی مشهد رفت، نه از انگشترهای اهدایی رهبر شهید سهمی برداشت و نه درجهای به درجه نظامیاش اضافه شد!
دعوای حاجقاسم و حاجیزاده سر شیخیان!
شهید داوود شیخیان ازجمله نیروهای کارآمد هوافضای سپاه بود که بهقول معروف سر داشتنش بین حاجقاسم سلیمانی و سردار حاجیزاده دعوا بود.
همرزمان اینشهید روایت کردهاند در یکی از این گفتگوها سردار سلیمانی از سردار حاجیزاده خواست شهید شیخیان را به عنوان نیرو به او بدهد و اینجواب را همراه با خنده سردار حاجیزاده گرفت: «واسه چی؟ خودم لازمش دارم.»
کارشناسی پرونده هواپیمای اوکراینی
پس از شهادت سردار سلیمانی و انتقام ایران از آمریکا با کوبیدن پایگاه عینالاسد عراق، ماجرای هدفقرار گرفتن هواپیمای مسافربری اوکراینی توسط پدافند ایران پیش آمد که سردار شهید حاجیزاده، مسئولیت ماجرا را تا روشنشدن واقعیت به عهده گرفت و در آنشرایط پر از التهاب، در یکبرنامه تلویزیونی گفت «گردن ما از مو باریکتر است.»
پس از ایناظهارات سردار حاجیزاده، شیخیان بهعنوان کارشناس تحقیق روی پرونده هواپیمای اوکراینی انتخاب شد. به اینترتیب او باید همراه با کارشناسان ارتش، میزان تقصیر هرکدام از مقصران حادثه را با دلیل و سند مشخص میکرد.
در نهایت هم میزان خطا و قصور شرکت اوکراینی مشخص و ناچار به پرداخت غرامت به خانواده قربانیان شد.
سوغاتی بخر!
شهید داوود شیخیان اهل هدیه خریدن و هدیه دادن بود. برای اینکار هم منتظر فرارسیدن مناسبتها نمیشد و با اینکه فرصتش را نداشت، بیدلیل هدیه میخرید.
آشنایان و اطرافیان اینشهید میگویند خرید سوغاتی از واجبات سفرهایش بود و با وجود همه مشاغل و گرفتاریها، برای همه کودکان خانواده هدیه میخرید.
اینفرمانده در سفر به مکه ضمن آوردن دلیل و برهان منطقی، خطاب به یکی از دوستانش که اهل خرید سوغاتی نبود، گفته بود: «خرید سوغاتی لازم است. محبت را زیاد میکند.»
چمدانهای مختلف صندوق عقب!
فرمانده شهید واحد پدافند هوافضای سپاه به گفته خانواده و دوستانش، دائمالسفر بود و سفرهای یکیدو روزه زیادی داشت. برای هر سفر هم به تناسب نوع آنسفر، ساک و چمدان کوچک و متفاوت داشت که همه در صندوق عقب خودرو شخصیاش با نظم مشخصی چیده میشدند.
طی چندسال آخر زندگی دنیایی شهید شیخیان فرصتی برای سفر خانوادگی وجود نداشت و در مقطع پایانی عمرش، سفرهایش محدود به مسافرتهای یکروزه به قم یا مشهد بودند. اما پیش از آن، در هر سفر که همراه خانواده میرفت، ادعای تدارک غذا و پخت کباب و جوجه داشت.
دستور پخت املت صبحانهاش نیز ویژه بود و روی آن تعصب داشت.
فرماندهای که ادای مدیر مهربان را در نمیآورد
شهید داوود شیخیان در برههای مسئول خدمات رفاهی نیروهای پدافند هوافضا شد و در برههای دیگر رئیس مرکز خدمات نیروی هوافضا. همکاران اینشهید روایت میکنند در شیوه مدیریتی خود به معاونان اختیار تام میداد و در موضوعات داخلیشان دخالت نمیکرد.
ادای مدیر مهربان و فرمانده فروتن را هم درنمیآورد و هیچگونه تظاهری در اینزمینه نداشت بلکه باورش را به اجرا میگذاشت.
اینفرمانده سپاه به نیروهای خود توجه ویژه داشت و پس از گذراندن لحظه تحویل سال و عید نوروز در کنار خانواده، بهسرعت خود را به پایگاه نزد نیروهایش میرساند. وقتی علت چرایی اینکار را از او جویا شدند، گفت: «سربازها گناه دارن!
سر سالتحویل، پیش پدر و مادرشون نیستن!»
حضور شهید شیخیان در ساعت اولیه سالتحویل بین سربازان و نیروهایش هم حتما با دست پر از هدیه و اسکناسهای نو یا کارت هدیه همراه بود که به عنوان عیدی به آنها اهدا میشد.
سراغ کار اقتصادی نرفت!
فرمانده شهید پدافند هوافضای سپاه به گواهی راویان خاطرات، با وجود سطح علمی و توانایی مدیریتیاش که میتوانست موقعیتهای مناسبی را خارج از سپاه برایش موجب شود، دنبال کار اقتصادی خارج از مجموعه سپاه نرفت.
شیخیان شخصیت قانونمند و منظمی داشت؛ همیشه پیش از اذان صبح بیدار شده و پیش از بیدارشدن دیگر اهالی خانه، میز صبحانه را میچید. نیروهای سپاه میگویند زمستان 1395 که مدیر آماد و پشتیبانی فرماندهی پدافند هوافضا شد، راس ساعت 6:45 صبح در دفتر کارش حاضر میشد.
نظر فرمانده پس از اغتشاشات «زن، زندگی، آزادی»
شهید داوود شیخیان در انجام واجبات و مستحبات دینی، معقول و منطقی عمل میکرد و هنگام زیارت حرمهای متبرک در قم و مشهد، پس از خواندن نماز زیارت از حرم بیرون میآمد.
اینفرمانده به گفته نزدیکانش، اهل موعظه و تذکر دادن هم نبود. پس از وقوع ناآرامیها و اغتشاشات «زن، زندگی، آزادی» هم میگفت: «هرجور خواستیم فکر کنیم، ولی بدونیم اعتقاد به قرآن و ائمه باعث نجات آدم میشه.»
شیخیان به گفته نزدیکانش، عاشق خواندن تاریخ بود و ضمن علاقه به فیلمهای مستند تاریخی، تاریخ را خوب میشناخت. هنگام تماشای فیلمهای تاریخی نیز میگفت: «دانستن تاریخ، آدم رو با تجربه میکنه که یکاشتباه رو دوبار تکرار نکنه!»
او هنگام تماشای سخنرانیهای رهبر شهید انقلاب که یکی از برنامههای ثابتش بود، خطاب به فرزندانش میگفت: «آقا دقیقا مثل پدر خانواده است. اگر حرفش رو هم قبول نداری، فقط باید بهش بگی چشم!»
برنامه روزانه قدمزدن با همسر
یکی از ویژگیهای ثابت و همیشگی زندگی شخصی شهید شیخیان این بود که صبر و طاقت همسرش را به رویش میآورد و بابت شرایط سخت زندگی یکپاسدار از او عذرخواهی میکرد. تا پیش از آنکه نیروهای حفاظت منعش کنند، هر روز یکساعت با همسرش قدم میزد.