
جنگ فقط در لحظه حمله و دفاع جریان ندارد؛ بلکه در واژهها، تصویرها و تفسیرها نیز ادامه پیدا میکند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، سیده زهرا موسوی پژوهشگر علوم اجتماعی در یادداشتی برای سرویس اندیشه نوشت، جنگ رمضان را میتوان از زاویه تصویری که از ایران ساخته میشود و معنایی که به این جنگ نسبت میدهند بررسی کرد، تصویری که میدان نظامی در آن کمتر مشاهده میشود.
در برخی روایتهای خصمانه از سوی دشمن، ایران تنها یک دولت با منافع سیاسی و امنیتی مشخص نیست، بلکه به کشوری تبدیل میشود که هویت تاریخی، سنت اسلامی و جهتگیری سیاسی آن در قالب یک کلیت واحد تفسیر میشود. البته ترسیم خصمانه تصویر ایران را باید در پیوند میان قدرت سیاسی و نیاز به معنا جستوجو کرد، جایی که جنگ از رقابت بر سر منافع فراتر میرود و به نزاع بر سر تعریف هویت و آینده تبدیل میشود.
بدون در نظر گرفتن لایههای گوناگون تاریخ ایران، نمیتوان آن را شناخت. میراث ایران باستان، ورود اسلام، شکلگیری تشیع، سنتهای فلسفی و عرفانی و تجربه دولت مدرن، هر یک بخشی از واقعیت تاریخی این سرزمیناند و این عناصر در طول قرنها بر یکدیگر اثر گذاشتهاند، بیآنکه تفاوتهایشان از میان برود.
همچنین هویت ایرانی حاصل همین تاریخ پیچیده است، تاریخی که در آن، فرهنگ ایرانی و تجربه اسلامی نه دو قلمرو کاملاً بیارتباط بودهاند و نه در همه دورهها نسبتی یکسان با یکدیگر داشتهاند.
در منازعات سیاسی، پیچیدگیها اغلب نخستین قربانی روایتسازیاند، چرا که طرف مقابل برای معرفی یک رقیب به عنوان تهدید، ممکن است تفاوت میان جامعه، حکومت، فرهنگ و اعتقادات دینی را کنار بگذارد و همه را در یک تصویر خلاصه کند، که در این صورت، ایران دیگر فقط یک بازیگر منطقهای نیست و به نمادی از اسلام سیاسی، مقاومت در برابر نظم مسلط یا حتی یک رقیب تمدنی تبدیل میشود. از اینرو، چنین تصویری را نباید با واقعیت متنوع جامعه ایرانی یکی دانست.
پیوند ایران و اسلام محصول نگاه دشمن نیست و ریشه در تاریخ واقعی جامعه ایران دارد، اما نحوه تفسیر آن میتواند به موضوع رقابت سیاسی تبدیل شود، چرا که تفاوت میان این دو مسئله اساسی است:
بنابراین، اولی به شناخت تاریخ نیاز دارد و دومی به بررسی سازوکارهای تبلیغاتی و سیاسی احتیاج دارد و اگر این دو را از هم تفکیک نکنیم، ممکن است ناخواسته همان تصویری را بپذیریم که قصد نقد آن را داریم.
تناقضی قابل تأمل در اینجا وجود دارد، زیرا گاهی تلاش برای اینکه ایران را به عنوان تهدیدی واحد، معرفی کنیم، ناخواسته باعث برجستهش پیوند میان هویت ایرانی و اسلامی و کمک به آن میشود. وقتی یک قدرت خارجی، ایران را با مجموعهای از نمادهای دینی، تاریخی و سیاسی نشان میدهد، این تصور را تقویت میکند که تقابل با ایران، فراتر از اختلاف بر سر سیاستهای روزمره است.
البته این نتیجه همیشه به وقوع نمیپیوندد، واکنش جامعه هم یکسان نیست، چرا که فشار بیرونی میتواند احساس همبستگی را افزایش دهد، اما ممکن است اختلافهای داخلی را هم تشدید کند. بنابراین، نباید فقط با یک روایت خصمانهایی که دشمن بیان کرده است، نتیجهای قطعی درباره چگونگی شکلگیری هویت جمعی گرفت.
از این منظر، جنگ رمضان ترسیم روایت خصمانه دشمن و تصورات آخر الزمانی را وارد سطح دیگری میکند، چرا که نام رمضان واجد بار دینی و عاطفی است و میتواند بر نحوه دریافت عمومی جنگ اثر بگذارد. البته همزمانی یک جنگ با ماه رمضان، تنها نشانه وجود طرحهای آخرالزمانی نیست، چرا که برای فهم این مسئله باید میان سه موضوع واقعیت نظامی جنگ، استفاده سیاسی و رسانهای از نمادهای دینی و اعتقاد برخی جریانها به تفسیر آخرالزمانی رویدادها تفاوت گذاشت.
آخرالزمان در برخی قرائتهای دینی، افقی برای فهم سرنوشت نهایی تاریخ است. مثلا هنگامی که چنین مفهومی وارد زبان سیاست میشود، ممکن است رخدادهای روزمره در چارچوب تقابلی بزرگتر تفسیر شوند، تقابلی که در آن هر حادثه نشانهای از حرکت تاریخ به سوی سرنوشتی از پیش معنا شده تلقی میشود.
از این رو، اگر این برداشت، در گفتمان یک جریان سیاسی جایگاه تعیینکننده پیدا کند، میتواند بر نحوه تعریف دشمن و حدود سازش اثر بگذارد، اختلافی که در شرایط عادی با محاسبه منافع و هزینهها قابل بررسی است، در یک روایت مطلقگرا ممکن است به تقابل میان خیر و شر تبدیل شود.
نباید هر سخن دینی درباره جنگ را نشانه آخرالزمانگرایی دانست، و برای نسبتدادن چنین رویکردی به یک دولت، جریان سیاسی یا رهبر فکری، شواهد مشخص لازم است، از جمله سخنان مستند، اسناد رسمی یا تکرار یک الگوی روشن در تبلیغات سیاسی است. البته بدون این شواهد، سخنگفتن از یک نقشه آخرالزمانی فراگیر بیشتر به فرضیهای اثبات نشده شباهت دارد تا تحلیلی مستند.
اهمیت این دقت در آن است که نقد روایتهای خصمانه نباید خود به تولید روایتی غیرقابلآزمون منجر شود.
مسئله دیگر، تأثیر روایتها آخر الزمانی بر فهم ما از هویت خودمان است، زیرار اگر ایران در نگاه بیرونی تنها با یک مؤلفه تعریف شود، ممکن است در واکنش به آن، همان مؤلفه را معیار کامل هویت ایرانی قرار دهیم. البته این واکنش قابل فهم است، اما لزوماً به شناخت دقیقتر خودمان نمیانجامد، چرا که هویت ایرانی از تاریخ، زبان، فرهنگ، دین، تجربه سیاسی و زندگی روزمره مردم شکل گرفته است و هیچیک از این عناصر را نمیتوان حذف کرد و هیچکدام نیز بهتنهایی نماینده تمام جامعه نیست.
همچنین دفاع از پیوند تاریخی ایران و اسلام، به معنای نادیدهگرفتن تنوع جامعه یا تبدیل یک تجربه تاریخی به تعریفی بسته و تغییرناپذیر نیست، بلکه شناخت عمیقتر این پیوند، مستلزم پذیرفتن پیچیدگی آن است. اسلام در ایران تنها یک عقیده فردی باقی نمانده و در شکلگیری فرهنگ، ادبیات، هنر و نهادهای اجتماعی اثر گذاشته است، همانگونه که فرهنگ ایرانی نیز در صورتهای تاریخی و فرهنگی اسلام در این سرزمین نقش داشته است و این رابطه را نمیتوان با یک شعار توضیح داد؛ باید آن را در متن تاریخ و تجربه زیسته جامعه فهمید.
از همین رو، هنگامی که جنگ با زبان هویت و دین روایت میشود، این خطر را به همراه دارد که مرز میان تحلیل سیاسی و داوری مطلق اخلاقی از میان برود. در چنین وضعی، طرف مقابل دیگر تنها رقیبی با منافع مشخص نیست، بلکه به نماد یک نیروی تاریخی معرفی میشود که باید در برابر آن ایستاد.
درد ازاینرو، بررسی روایتهای آخرالزمانی فقط موضوعی نظری نیست، بلکه با چگونگی فهم جنگ و امکان مهار خشونت نیز ارتباط دارد.
مسئله ایران و اسلام در روایت دشمن را باید از دو خطای متقابل دور نگه داشت؛ نخست، انکار کردن پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی این دو است؛ دوم، پذیرفتن این تصور که تمام واقعیت ایران را میتوان در یک هویت سیاسی و دینی خلاصه کرد. به خاطر اینکه ایران نه تصویری است که رقیبانش از آن میسازند و نه مفهومی ثابت که بتوان آن را از پرسش و بازاندیشی بینیاز دانست.
از اینرو، اهمیت جنگ رمضان در این جا، بیش از آنکه به اثبات یک روایت آخرالزمانی مربوط باشد، در آشکارکردن رقابت بر سر معنای جنگ است، چرا که در این رقابت، هر طرف در تلاش است که توضیح دهد چرا میجنگد، با چه نیرویی روبهروست و آینده را چگونه میبیند. بنابراین، شناخت این روایتها به همان اندازه اهمیت دارد که شناخت توان نظامی و محاسبات راهبردی دارد، زیرا جنگ فقط در لحظه حمله و دفاع جریان ندارد؛ بلکه در واژهها، تصویرها و تفسیرهایی نیز ادامه پیدا میکند که از آن ساخته میشوند.
رئیس گروه مشاوران فرمانده سپاه از عقبنشینی هزار کیلومتری تجهیزات آمریکا و واکنش سریع ایران به تحرکات خبر داد.
عضو شورای بانک مرکزی اروپا از افزایش احتمال نرخ بهره به دلیل جنگ علیه ایران برای سومین بار خبر داد.
تنوع زبانی و فرهنگی و توانایی مدیریت تکثر از عوامل تابآوری ایران در مواجهه با تمدنهای دیگر است.
همزمان با قصد نمایندگان کنگره برای استیضاح پیت هگست، او بار دیگر از جنگ بیهوده علیه ایران دفاع کرد.
خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه مدعی شده که گزینههای دونالد ترامپ علیه ایران محدودتر شده است.
افزایش هزینههای زندگی، بازگشت تورم و پیامدهای جنگ ایران، نارضایتی اقتصادی رأیدهندگان آمریکایی را تشدید کرد.
مشاور فرمانده هوافضای سپاه گفت: در صورت تجاوز جدید، هر کشوری که به آمریکا کمک کند، هدف مشروع ایران خواهد بود.
قانونگذاران آمریکایی قصد دارند به زودی وزیر جنگ دولت تروریستی دونالد ترامپ را استیضاح کنند.
ارزیابی اطلاعاتی محرمانه آمریکا نشان میدهد که ایران یک قدرت فضایی در حال ظهور است.
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
اگر دشمن بار دیگر دست به شرارت بزند، ضرباتی بهمراتب دردناکتر از گذشته دریافت میکند.
رئیسجمهور آمریکا به تلافی شکست در انتخابات قصد دارد فرماندهان نظامی جنگ علیه ایران را اخراج کند.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران عصر پنجشنبه با وزیر امور خارجه اردن گفتوگو کرد.
ایران جنگ نمیخواهد اما دفاع از کشور را در چارچوب منافع ملی دنبال میکند.
پیام رهبر انقلاب تکلیف آینده آحاد ملت و مسئولان را برای حفاظت از ایران در برابر دشمنی آمریکا روشن کرد.
جمهوریخواهان آمریکا مجبور شدند صراحتا اذعان کنند که جنگ علیه ایران دلیل اصلی شکست آنها در انتخابات بود.
شهردار نیویورک نسبت به اظهارات معاون ترامپ درباره تاثیر جنگ علیه ایران در انتخابات آمریکا انتقاد کرد.