تلاش برای تطهیر مزدوران غرب در لباس ناجی وطن!

بازخوانی چهره‌های واداده در فضای فکری امروز، تلاشی مذبوحانه برای توجیه سازش و تسلیم در برابر دشمنان است.

در شرایطی که نشانه‌های اضمحلال نظم ناعادلانه جهانی بیش از پیش آشکار شده و تحولات بین‌المللی، پایه‌های آن را سست کرده است، متاسفانه برخی جریانات فکری در داخل کشور، به‌جای بازنگری در مواضع خود، به دنبال تطهیر چهره‌های وابسته به غرب هستند. جریان نئولیبرالیسم داخلی با بازسازی گفتمانی و تکیه بر پروپاگاندا، سعی دارد سیاست‌های شکست‌خورده خود را دوباره احیا کند.

انتشار شماره اخیر نشریه «آگاهی نو» با تصویر محمدعلی فروغی در هیئت «ناجی وطن»، نمونه‌ای از این تلاش‌هاست. این بازنمایی‌ها، تلاشی برای معرفی یک الگوی سیاسی مشخص است؛ الگویی که در اتاق‌های فکرِ وابسته در حال تدوین است و هدفش، القای ضرورت تسلیم در برابر زور است. پیش از این نیز نشریات دیگری با انتشار مقالات متعدد، به برجسته‌سازی چهره فروغی پرداخته بودند که این روند اکنون با جدیت بیشتری دنبال می‌شود.

بازخوانی فروغی در فضای فکری امروز، نه یک بررسی علمی، بلکه تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به وادادگی است. در قاموس این جریان، عقب‌نشینی، واقع‌بینی نامیده می‌شود و سازگاری با فشار خارجی، ترجمان عقلانیت است. آن‌ها با برجسته‌کردن این چهره‌ها، در حالِ صورت‌بندی یک الگوی سیاسی برای «اکنون» هستند؛ الگویی که به مخاطب القا می‌کند: «اگر می‌خواهید وطن بماند، باید یاد بگیرید چگونه در برابر زور، سر فرود آورید.» او قرار است نشان دهد که تاریخ ایران، تاریخ اضطرار است و تنها راه نجات، دیپلماسی تسلیم.

این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که نظم غربیِ موردِ ستایشِ این جریان، پس از شکست‌های اخیر، با ضربه‌ای مهلک روبه‌رو شده است. وقتی ساختارهای بین‌المللیِ متکی بر هژمونی غرب در حال فروپاشی است، پناه بردن به نسخه فروغی‌سازی، چیزی جز یک عقب‌گرد استراتژیک نیست.

این وضعیت، هشداری جدی برای جریان فکری انقلابی نیز به همراه دارد. اگر این جریان تصور کند که با پایان «جنگ‌های اخیر»، نسخه‌های غرب‌گرایانه خودبه‌خود از صحنه حذف می‌شوند، دچار خطایی استراتژیک شده است. جریان نئولیبرالیسم داخلی، مهارت ویژه‌ای در «تغییر وضعیت» دارد و با تکیه بر پروپاگاندای فکری در تلاش است تا مسیر جنگ را هموار کند.

اگر نیروهای معتقد به اعتلای بومی و توسعه درون‌زا نتوانند این هژمونی تاریخی را به چالش بکشند و روایت رقیب و ایجابی برای فضای پساجنگ ارائه ندهند، فرصت تاریخی استحاله جریان غرب‌گرا از دست خواهد رفت.

پاسخ به این پروژه، در ارائه الگوی توسعه مستقل و تبیین عقلانیت مقاومت است؛ عقلانیتی که بر اساس توان ملی و اقتدار سرزمینی بنا شده باشد. اگر این جبهه فکری شکل نگیرد، مسیر آینده، مسیری پرپیچ‌وخم برای پذیرش نظم‌های تحمیلی خواهد بود.