در روزهای آغازین پس از رحلت امام خمینی (ره)، کودکان بسیاری با شنیدن ضجههای مادران و پدران خود، بغض و گریه سر میدادند، اما معنای واقعی یتیمی را روزگار دیگری به آنان چشاند.
صوت حزین گلریز در سوگ امام خمینی (رحمةالله علیه) از همان کودکی و بدون درک علت ضجههای پدر و مادر و دیگران، جگر ما را میسوزاند. آنموقع و حتی سالها بعد، وقتی بزرگترها میگفتند با رفتن امام، همگی یتیم شدیم، مفهومش را خوب درک نمیکردیم؛ تا اینکه روزگار بار دیگر درد یتیمی را به ما چشاند. حال این ماییم که یتیم شدهایم و فرزندانمان متحیرند که او که بود که با رفتنش ما یتیم شدیم. خودمان هم اکنون چنان سرگشتهایم که شاید یادگاران نسل خمینی، حال امروز ما را بهتر بفهمند. قطعاً داغ چهل ساله رفتن امام خمینی (ره) با شهادت سید علی خامنهای تازه و داغتر شده است. امیدمان همانطور که خودش گفته بود، به خدا و صاحبالزمان (عج) است که فرمود این ملت مبعوث انشاءالله به ساحل پیروزی و آرامش خواهد رسید، بهویژه اکنون که خلف صالحش سکان و پرچم انقلاب را به دست گرفته است. اما چه کنیم که باید بخوانیم: «به چه عشق تو را سودا کند دل که همتای تو را پیدا کند دل. گلی با رنگ و بوی تو نبیند اگر صد چشم خود را وا کند دل. دریغا ای دریغا ای دریغا خدایی سایهای رفت از سر ما.»
منبع: تسنیم