در دل مصلی، اقشار مختلف مردم با چشمانی اشکبار و قلبی سرشار از غم، پیرو رهبری والا مقام خود، با او وداع میکنند. اشکها نه از سر ضعف، که نشان از استقامت و ایمان به راهی است که آغاز شده است.
در روزهای تلخ جدایی، مصلی، شاهد شکوه استقامت و حماسه. مردم، همان ملتی که این مکان مقدس را برای عبادت و همدلی برگزیدهاند، امروز با دلی آکنده از غم و ارادهای پولادین، با رهبر خود وداع میکنند. گریههایشان، نه از سر درماندگی، که نشان از عمق باور و آمادگی برای ادامهی راه نورانی است.
در میان زمزمههای قرآن و نوای بلندگوها، پیکرهای مطهر، تازهترین نشانهی ایثار و فداکاری، به سوی ابدیت رهسپار میشوند. حضور این پیکرها، گویی یادآور رنجها و ایثار شهدای کربلا و تجدید پیمان با آرمانهای الهی است. مصلی، با وجود سنگینی این بار، استوار مانده و قامت ملت را در مواجهه با این غم بزرگ، نشانگر صلابت و مقاومت میسازد.
مردم، قلب تپندهی امت، با چشمانی که نشان از غم دارند و ندارند، اشکهای حماسی میریزند. این اشکها، بیانگر درک عمیق از مسئولیت سنگینی است که بر دوششان نهاده شده. آنها مبعوث شدهاند تا با رهبری خود، وداع کنند و در مسیر حق، گام بردارند.
این تنها یک وداع نیست، بلکه آغاز راهی جدید است. پس از سپردن بدن مطهر به مضجع شریف امام رضا (علیه السلام)، روح بلندشان با ارواح طیبه شهدا پیوند میخورد تا نیرویی خروشان در برابر پلیدیها و ستمها پدید آید. زمانه، گویی داغ سیدالشهدا را دوباره در دلها زنده کرده است، اما امت، با عزمی راسخ، چون مادران داغدیده، آستین بر دهان گرفته و فریاد میزنند.
اشکهایشان پنهان است، از ترس چشمهای ناپاک، اما بغضها برای ادامهی مبارزه ذخیره گشته. این غم، مبارک است، زیرا نویدبخش بلوغ و آمادگی برای یاری مظلومان و مستضعفان جهان است. مصلی، با چشمان پاکش، شاهد این صحنهی ناب و الهی است. مردمی که چشم دیدن جمال یار ندارند، اما اراده کردهاند تا بگویند: “ما امانتدار رنجهای تاریخیم و به فرمان مهدی، سرباز توایم.”