اخبار فوری
هشدار جدید دریانوردی؛ حادثه دریایی در نزدیکی باب‌المندب جنایت آشکار آمریکا در بندرعباس؛ ترکش‌‎های تجاوز، قلب مادر شهید و دست کودک را قطع کرد دلاور مرد جنوب، حمید درزاده، در حمله ددمنشانه آمریکا به چابهار به شهادت رسید طنین فریاد خونخواهی رهبر شهید در حرم رضوی؛ ملت ایران پا در رکاب مکتب عاشورا انسداد تنگه هرمز؛ ضربه‌ای فلج‌کننده بر پیکره ترامپ/ ایران در اوج قدرت، بازدارندگی پایدار را دنبال می‌کند پاسخ کوبنده سپاه؛ سکوهای هیمارس در کویت و مواضع اشغالگران آمریکایی درهم کوبیده شدند ناکامی انگلیس در رسیدن به افتخار؛ کین: قطعه نهایی پازل را نداریم پیام وحدت‌بخش ستاره سه‌شیرها؛ بلینگام: اتحادمان را حفظ کنیم! تقویت اتحاد برای مقابله با تهدیدات سایبری؛ تشکیل کمیته مشترک مجلس و وزارت ارتباطات تحلیل یک کارشناس نامدار: آلکاراس و سینر هنوز به جمع 10 تنیسور برتر تاریخ نرسیده‌اند سوپراستار بسکتبال، کلید تعیین تقویم پر ستاره‌ترین لیگ جهان لاپورتا: یامال برای فینال، آماده است؛ آرزوی میزبانی نوکمپ در جام جهانی ۲۰۳۰

تکریم «رهبر شهید»؛ اراده ملت بر فراموش نکردن

دلاوری‌ها و فداکاری‌های «رهبر شهید» حاج قاسم سلیمانی، از همدردی با زلزله‌زدگان کرمانشاه تا تجلیل از خانواده شهدا، همواره در یاد و خاطره ملت ایران زنده خواهد ماند.

همه می‌گویند «هر تصویری که از آن‌ها می‌بینی، زیباست»؛ اما حقیقت این است که وقتی می‌خواهی در حافظه‌ات جستجو کنی تا بفهمی واقعاً کدام تصویر را به یاد می‌آوری، در میان انبوهِ خاطرات، گم می‌شوی. همه آن لحظه را دیدند که لرزش صدا و بغضِ سنگینِ گلویت، وقتی زمزمه می‌کردی: «اللهم إنا با نعلم منه الا خیرا»، حکایت از اندوهی داشت، اما هیچ‌کس نفهمید که آن بغض رهبری شهید، از چه جنس بود.

آن‌ها فقط ناراحتی را دیدند، اما کسی درک نکرد که آن اشک، از عمقِ یک عشقِ بی‌کران به حاج قاسم سلیمانی بود؛ از آن فراقی که گویی بخشی از وجودِ تو را با خود برد.

یادم می‌آید چقدر متواضعانه، وقتی به میان زلزله‌زدگان کرمانشاه رفتی، مراقب بودی که حتی خاکِ کفش‌هایت، چادرِ همان مردمِ بی‌چاره را لکه‌دار نکند. آن تواضعِ بی‌قید و شرط، همانی بود که در آن بازدیدهای سرزده و گمنام از مناطق آسیب‌دیده می‌درخشید.

یا آن لحظه‌ای که برای دختران نوجوان، با همان مهربانیِ پدرانه، جشن تکلیف گرفتی؛ یا آن دیدارِ صمیمانه با خانواده‌های شهدای مسیحی که مرزهای دین و مذهب را در آغوشِ انسانیت معنا کرد.

و چقدر دلمان می‌شکست، وقتی با آن صدای لبریز از مهر می‌گفتی: «همه تان را دوست دارم…»؛ جمله‌ای که فقط یک کلام نبود، بلکه پیمانی بود که در قلب‌های ما حک شد.

یا صحنه‌ای که هیچ وقت مردم فراموشش نمی‌کنند همان که از محمود کریمی خواست تا از ایران بخواند. آنقدر این اشاره رهبری حکیمانه بود که مدت‌ها رسانه‌های ایرانی و خارجی از آن عاشورای خاص گفتند.

اما امروز، نگاه من به مردمی می‌افتد که در مراسم تشییع، از همان نخستین لحظات، خود را به حوالی دانشگاه شریف رسانده بودند؛ گویی می‌خواستند اولین کسانی باشند که پیکرِ رهبرِ شهید را در آغوش می‌گیرند. امروز، آن‌ها در میدان آزادی ایستاده‌اند؛ در میانِ نگاه‌های سنگین و دل‌های شکسته.

برایشان باورکردنی نیست؛ برایشان سخت است که بدانند مردی که بیش از سه دهه بر پهنه جان‌هایشان فرمانروایی کرد، حالا باید تهران را ترک کند، راهیِ دمشق و عراق شود و در نهایت، در آرامشِ مشهد به خواب زمینی برود.

برای مردم، تمامِ آن فرمایشات، آن لحظاتِ عاشقانه با ملت و آن تصاویرِ پر از معنا، نه یک خاطره، که یک «یادگار» است. یادگاری که در گوشه‌ی قلب‌ها جان می‌گیرد.

همه‌چیز را می‌دانیم، اما یک حقیقتِ ساده در میانِ همه این‌ها موج می‌زند: ما دلتنگ هستیم… و این دلتنگی، از جنسِ فراموش نکردن است.

منبع: خبرگزاری تسنیم