شاعران انقلاب، در سرودههای تازه خود، ارتحال ملکوتی رهبر بزرگ انقلاب را به تصویر کشیدهاند و غم و حسرت خود را پس از این فقدان بزرگ ابراز داشتهاند.
در پی ارتحال ملکوتی رهبر بزرگ انقلاب، جمعی از شاعران کشورمان در سرودههای تازه خود، حس و حال و دلتنگی عمیق خود را نسبت به این فقدان بزرگ به تصویر کشیدهاند. این اشعار، بازتاب غم و اندوه ملت ایران در فراق رهبری است که چراغ راه هدایت امت بود.
یکی از این سرودهها، حس و حال تهران پس از تشییع را اینگونه به تصویر میکشد:
“از تشییع آمدهام
و تهران،
شبیه باغیست
که ناگهان
بلندترین سرو خود را گم کرده باشد.
آب حیات هنوز جاریست،
پرندهای
آهسته مرثیه میخواند،
و در سکوت شاخهها
جای خالی قامتی سترگ
پیداست
و من دلتنگم؛
مثل پنجرهای
که سالها
رو به آفتاب گشوده بود،
و امروز
در روشنای سحر،
چشم به راه
خورشیدی جوان است.”
—— عبدالرحیم سعیدی راد
این سروده، تصویری از جای خالی رهبر فقید را در منظر شاعری ترسیم میکند که خود را همچون درختی بیسرو و گلی پژمرده میبیند.
همچنین، دلنوشته یک فعال رسانهای لبنانی برای شهادت قائد امت، ابعاد جهانی این مصیبت را نمایان میسازد.
در دلنوشتهای دیگر، حسرت بیتکیهگاهی پس از فقدان رهبر به شرح زیر بیان شده است:
“بهسویت نامهها از اشک راهی میکنم ای دوست
دلم را نذر کفترهای چاهی میکنم ای دوست.
شبیه کودکی گمگشته در یک جنگل تاریک
پس از تو وحشت از اشباح واهی میکنم ای دوست.
به هر سو میدوم بی چلچراغ چشمهای تو
تو گویی سیر در متن سیاهی میکنم ای دوست.
پناه بیپناهیهای من بودی و بعد از تو
در این کابوس حسّ بیپناهی میکنم ای دوست.
کنارت رنجها هم با دل من مهربان بودند
فغان از حسرت بیتکیهگاهی میکنم ای دوست.
دلم با خندهات هر روز میبالید و گل میداد
کنون بیخندهات حسّ تباهی میکنم ای دوست.
پس از تو این جهان دیگر همان دنیای قبلی نیست
نظر هر قدر من در این نواحی میکنم ای دوست.”
—— محمدرضا ترکی
این اشعار، اوج اندوه و دلتنگی ملت ایران و رهروان انقلاب در سراسر جهان را در سوگ رهبری که الگوی صبر، ایثار و مقاومت بود، آشکار میسازد.
منبع: تسنیم