خبر فوری
فرهنگی

«روایت آقا»؛ دریچه‌ای نو به زندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی منتشر شد

۱۴۰۵/۰۴/۲۲ - ۱۵:۱۴ تحریریه ۶۰ ثانیه
خلاصه ۶۰ ثانیه
کتاب «روایت آقا» که به تازگی به زبان عربی ترجمه و در عراق توزیع شده است، روایتی صمیمی و خواندنی از زندگی پدر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای، ارائه می‌دهد.

کتاب «روایت آقا» که به تازگی به زبان عربی ترجمه و در عراق توزیع شده است، روایتی صمیمی و خواندنی از زندگی پدر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای، ارائه می‌دهد.

کتاب «روایت آقا» که به تازگی به زبان عربی ترجمه و در عراق توزیع شده است، روایتی صمیمی و خواندنی از زندگی پدر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای، ارائه می‌دهد.

کتاب «روایت آقا» اثری گرانسنگ از انتشارات انقلاب اسلامی است که با نگاهی عمیق‌تر و از زاویه‌ای نزدیک، زندگی و منش اخلاقی رهبر معظم انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار داده است. این کتاب مجموعه‌ای است از خاطرات و روایت‌های ارزشمند ایشان درباره پدر بزرگوارشان، حضرت آیت‌الله سید جواد حسینی خامنه‌ای، که جایگاه رفیع ایشان در جامعه روحانیت مشهد و فضائل اخلاقی‌شان را به تصویر می‌کشد.

داستان «آدم حسابی» که برای سربلندی ایران از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.

اگرچه روایت‌های این اثر در زمان‌های مختلف شکل گرفته‌اند، اما با تدبیری شایسته، وحدت و یکپارچگی خاصی در لحن و مضمون آن احساس می‌شود که خواننده را مجذوب خود می‌سازد.

این اثر ارزشمند که پس از ارتحال پدر گرانقدرشان به زبان عربی نیز ترجمه و در کشور عراق منتشر شده است، بخشی از خاطرات دلنشینی را از زبان رهبر معظم انقلاب بازگو می‌کند. در گوشه‌ای از این مجموعه آمده است:

«لباس‌های آقا غالباً کهنه بود. یادم هست در همان دوران بچگی یک شب آقا از نماز برگشت و به اتاق ما آمد. لباده‌اش را که از تنش کند و آویزان کرد گفت: «من بیست سال است که این لباده را دارم». این لباده تا بزرگی من هم بود و آن طور که من حساب کردم حدود چهل سال عمر کرد. بعدها پدرم آن را به من داد و من هم مدتی استفاده کردم. این لباده از پارچه های برک قدیمی کت و کلفت بود.»

در ادامه خاطره‌ای دیگر در مورد قباها عنوان می‌شود: «آن زمان بَرَک معمول بود و علما غالباً می‌پوشیدند. چندین قبای برک هم در خانه ما بود که غالباً یا دامن یا آستین یا سرشانه‌اش وصله داشت و با این حال پدرم آنها را می‌پوشید و می‌گفت: «قبا باید کثیف یا پاره نباشد اما وصله برای قبا عیب نیست و اشکالی ندارد باید پوشید.» البته ایشان به عبا اهمیت می‌داد و هیچ وقت ندیدم که عبای بد استفاده کند؛ همیشه عباهای خوب می‌پوشید.»

علاقه‌مندان به تهیه این کتاب وزین می‌توانند به انتشارات انقلاب اسلامی مراجعه نمایند.