کاهش تردد نفتکشها از تنگه هرمز، زنگ خطر رکود تورمی را برای اقتصاد جهانی به صدا درآورده است.
تجربه ۵۰ روز گذشته نشان میدهد که وقتی نفتکشها در دهانه باریک تنگه هرمز لنگر میاندازند، فقط مسیر یک آبراه بسته نمیشود، بلکه نبض اقتصاد جهان کند میشود.
تازهترین دادهها از کاهش شدید عبور نفتکشها از این گلوگاه حیاتی حکایت دارد و بازار انرژی وارد مرحلهای از اضطراب بیسابقه شده است؛ اضطرابی که حالا از مرز نفت عبور کرده و سایه رکود تورمی را دوباره بر سر اقتصاد جهانی انداخته است.
هرمز فقط یک مسیر جغرافیایی نیست. حدود یکپنجم نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و هر اختلالی در آن، مستقیماً عرضه جهانی را تحت فشار میگذارد. برآوردها از کسری بالقوه ۷ تا ۱۰ درصدی عرضه نفت حکایت دارد؛ عددی که برای بازاری به این حساسیت، شوکآور است. همین نگرانی کافی بود تا قیمتها دوباره به کانالهای سهرقمی نزدیک شوند و معاملهگران از سناریوی ماندگاری قیمتهای بالا حرف بزنند.
اما داستان فقط نفت خام نیست. گازوئیل، گاز طبیعی مایع و حتی بازار کودهای شیمیایی هم در مدار تنش قرار گرفتهاند. افزایش بهای گازوئیل به معنای بالا رفتن هزینه حملونقل و لجستیک است؛ از سوپرمارکتهای اروپا گرفته تا کارخانههای شرق آسیا. بازار کود نیز که بهشدت به خوراک انرژی وابسته است، با هر تکانه در قیمت گاز و نفت، دچار نوسان میشود و این یعنی فشار تازه بر امنیت غذایی در ماههای پیشرو.
همزمان، مقامات پولی اروپا با لحنی محتاطانهتر از گذشته سخن میگویند. برخی از آنها از «مه غلیظ» پیش روی سیاستگذاران حرف میزنند؛ وضعیتی که در آن تورم دوباره تهدید میکند اما رشد اقتصادی رمق چندانی ندارد. ترکیب رشد پایین و تورم بالا همان کابوسی است که اقتصاددانان آن را رکود تورمی مینامند؛ پدیدهای که خاطره دهههای گذشته را زنده میکند.
در آمریکا نیز هر جهش در قیمت بنزین، مستقیم به سبد هزینه خانوار ضربه میزند. تجربه نشان داده عبور قیمتها از سطوح حساس، نهتنها مصرف را کاهش میدهد بلکه اعتماد مصرفکننده را هم تضعیف میکند. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی میان دو راهی دشوار قرار میگیرند: مهار تورم با سیاست سختگیرانهتر یا حمایت از رشد با نرمی بیشتر. هر انتخابی، هزینه خودش را دارد.
آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده بازگشت کامل تولید برخی زیرساختهای آسیبدیده در منطقه ممکن است زمانبر باشد. این یعنی حتی اگر تنشها فروکش کند، بازار انرژی فوراً به تعادل پیشین بازنمیگردد. فعالان بازار بیمه و کشتیرانی نیز با افزایش حق بیمه و احتیاط بیشتر، عملاً هزینه مبادله را بالا بردهاند؛ عاملی که بهصورت نامرئی اما مداوم بر قیمت نهایی انرژی اثر میگذارد.
با این حال، بازارهای مالی هنوز واکنشی هموزن با ابعاد بحران نشان ندادهاند. برخی تحلیلگران این آرامش نسبی را به امید به موقتی بودن تنشها نسبت میدهند، اما تجربه شوکهای انرژی در گذشته نشان میدهد اگر اختلال عرضه طولانی شود، موج اثرات آن با تأخیر اما قدرتمند به سایر بازارها سرایت میکند.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا جهان با یک شوک مقطعی روبهروست یا در آستانه چرخهای تازه از بیثباتی انرژی و فشار تورمی قرار دارد؟ پاسخ به این سؤال بیش از هر چیز به سرنوشت همین آبراه باریک گره خورده است؛ جایی که هر کشتی عبوری، معنایی فراتر از یک محموله نفت دارد و میتواند نشانهای از آرامش یا استمرار بحران برای اقتصاد جهانی باشد.