ایران، نبض تورم جهان را در تنگه هرمز در دست گرفت

تسلط ایران بر تنگه هرمز، نه‌تنها یک موقعیت استراتژیک، بلکه ابزاری برای تنظیم تورم جهانی و اعمال قدرت در عرصه بین‌المللی است.

در حالی که بازارهای جهانی با نگرانی تحولات خلیج فارس را دنبال می‌کنند، واقعیت ماجرا در شرکت‌های بیمه ای بزرگ در لندن و سنگاپور در حال رقم خوردن است.

تنگه هرمز، امروز فراتر از یک مسیر آبی، به اهرم قدرتمند ایران در عرصه بین المللی تبدیل شده است؛ جایی که یک تصمیم ایران، می‌تواند محاسبات ریسک را در بازارهای مالی جهان دگرگون کند.

این نفوذ ژئوپلیتیکی، صنعت بیمه دریایی را متحول کرده و «نرخ بیمه جنگی» را به یک مالیات پنهان تبدیل کرده است که بر سبد معیشت مردم در آسیا و بودجه‌های دولتی در اروپا تأثیر می‌گذارد.

اهمیت این تنگه زمانی مشخص می‌شود که بدانیم ۲۰درصد نفت خام و ۳۰درصد تجارت جهانی کود شیمیایی از این مسیر عبور می‌کند و هرمز را به کلید امنیت غذایی و انرژی جهان تبدیل کرده است.

با افزایش نااطمینانی‌ها، شرکت‌های بیمه ای که تا پیش از این با نرخ‌های حداقلی فعالیت می‌کردند، اکنون با افزایش ضریب ریسک، هزینه‌های سرسام آوری را به شرکت‌های کشتیرانی تحمیل می‌کنند.

این افزایش قیمت بیمه، هزینه حمل‌ونقل را در تمام زنجیره‌های تأمین بالا برده است. وقتی نرخ بیمه یک نفتکش در عبور از هرمز چندین برابر می‌شود، اثر آن در پمپ‌بنزین‌های دهلی‌نو با افزایش ۱۵ درصدی قیمت سوخت و در کارخانه‌های پوشاک بنگلادش با رکود تولید، خود را نشان می‌دهد.

نکته اساسی اینجاست که ایران با اشراف کامل بر این مسیر استراتژیک، عملاً به تنظیم کننده جریان تورم در اقتصادهای وابسته به انرژی تبدیل شده است. بیش از ۸۰درصد صادرات انرژی از این مسیر به مقصد قدرت‌های آسیایی نظیر چین، ژاپن و کره جنوبی بارگیری می‌شود و برخی کشورها مانند پاکستان و فیلیپین برای تأمین بیش از ۹۰درصد نیاز خود، هیچ راهی جز تکیه بر امنیت این آبراه ندارند.

این وابستگی مطلق، به ایران وجهه‌ای مقتدر در دیپلماسی انرژی بخشیده است؛ به‌طوری که هرگونه تغییر در منطقه، بلافاصله هزینه «حق بیمه ریسک» را جابه‌جا کرده و تراز تجاری قدرت‌های بزرگ را به چالش می‌کشد.

حتی صنایع مادر در دوردست‌ترین نقاط آسیا نیز از این بحران بیمه ای در امان نمانده‌اند. کاهش ۱۰درصدی تولید نیکل در اندونزی، که قلب تپنده صنایع فولاد و باتری‌سازی جهان است، نمونه‌ای از فلج‌شدن زنجیره تأمین در اثر ناامنی مسیرهای دریایی است.

این اختلالات ثابت می‌کند که قدرت ایران در هرمز، تنها یک مسئله نظامی نیست، بلکه ابزاری است که می‌تواند هزینه‌های حمایتی دولت‌ها در لندن و سایر پایتخت‌های غربی را تحت فشار قرار دهد و آن‌ها را در برابر فشارهای تورمی و نارضایتی‌های معیشتی ناشی از قیمت سوخت، بی‌دفاع بگذارد.

در نهایت، آنچه امروز در بازارهای جهانی شاهد هستیم، اعتراف ناخواسته اقتصاد بین الملل به وزن غیرقابل انکار ایران در نظم نوین جهانی است. ایران با مدیریت هوشمندانه این گلوگاه حیاتی، ثابت کرده است که امنیت تجارت جهانی بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه او، هزینه‌ای گزاف خواهد داشت؛ هزینه‌ای که شرکت‌های بیمه و غول‌های کشتیرانی اکنون ناچار به پرداخت آن هستند تا شاید بتوانند چرخ‌های زنگ زده زنجیره تأمین جهانی را در سایه اقتدار ایران به حرکت درآورند.