آیا ادعای محاصره بنادر ایران یک بلوف سیاسی است و یا واقعاً می تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد؟
اخیراً، باز هم زمزمههایی از «فشار حداکثری» و تکرار نسخههای ناکارآمد اقتصادی علیه ایران به گوش میرسد. دونالد ترامپ در اظهاراتی که بیشتر به یک بیانیه تبلیغاتی میماند، ادعا کرده با محاصره بنادر دریایی، اقتصاد ایران را به سمت فروپاشی کامل خواهد برد. اما آیا بستن چند اسکله میتواند کشوری با این وسعت و دسترسیهای متنوع را به نقطه صفر برساند؟
واقعیت این است که ایران یک جزیره محصور در آب نیست که با چند ناو جنگی بتوان نبض زندگی را در آن قطع کرد. ایران با 15 همسایه مرز مشترک دارد که بخش بزرگی از آنها، شریانهای حیاتی تجارت ایران در سختترین سالهای تحریم بودهاند. از بازار پررونق عراق و مسیر ترانزیتی ترکیه گرفته تا بازارهای نوظهور در آسیای میانه و روسیه، همگی نشان میدهند که تجارت ایران ریشههایی عمیقتر از اسکلههای خلیج فارس دارد. تجربه سالهای اخیر ثابت کرده که تجارت زمینی و کریدورهای جایگزین، همواره به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کرده و اجازه ندادهاند زنجیره تامین کالا به بنبست برسد.
نکته دیگری که در محاسبات واشنگتن نادیده گرفته شده، تبعات سنگین چنین اقدامی برای کل جهان است. محاصره دریایی در عرف بینالملل، یعنی اعلان جنگ رسمی. در منطقهای مثل خلیج فارس که حکم رگ گردن انرژی جهان را دارد، هر جرقهای میتواند آتش به جان قیمت نفت بزند. ناامنیهای پراکنده و کاهش تردد در تنگه، چگونه بر بازارهای جهانی تأثیر گذاشت. حال تصور کنید یک محاصره رسمی و همهجانبه چه بلایی سر اقتصاد غرب و قیمت سوخت در بازارهای جهانی میآورد. در واقع ترامپ با این ادعا، امنیت انرژی متحدان خود را به خطر انداخته است.
البته کسی منکر فشارهای معیشتی و دشواریهای ناشی از تحریمها نیست، اما میان «سختی اقتصادی» و «فروپاشی ساختاری» تفاوت زیادی وجود دارد. اقتصاد ایران یاد گرفته چطور در فضای تحریم و فشار تنفس کند. تکیه بر توان تولید داخلی در کنار پیدا کردن راههای میانبر برای دور زدن محدودیتها، باعث شده که ساختار اقتصادی کشور نوعی مقاومت دفاعی پیدا کند. به همین خاطر است که اکثر تحلیلگران معتقدند این ادعاها، بیشتر از آنکه یک نقشه راه عملیاتی باشد، یک پاتک روانی برای تحت تاثیر قرار دادن بازار ارز و القای حس ناامیدی در میان افکار عمومی است.
در نهایت باید گفت که معادلات امنیتی و اقتصادی در منطقه ما بسیار پیچیدهتر از آن است که با یک دستور ساده حلوفصل شود. ایران با تکیه بر عمق استراتژیک و مسیرهای دسترسی خشکی، نشان داده که پتانسیل بالایی برای مقاومت در برابر انسدادهای فیزیکی دارد و این قبیل ادعاها، بیشتر شبیه به یک رویاپردازی سیاسی برای چانهزنیهای آینده به نظر میرسد.