هشدار؛ سفره خالی کارگران با حقوق امروزی، حتی ۱۰ روز هم دوام نمیآورد!
قدرت خرید کارگران به پایینترین حد خود رسیده و ضرورت بازنگری فوری در حقوق شهریور ماه، از یک مطالبه به یک بحران حیاتی تبدیل شده است.
قدرت خرید کارگران به پایینترین حد خود رسیده و ضرورت بازنگری فوری در حقوق شهریور ماه، از یک مطالبه به یک بحران حیاتی تبدیل شده است.
شکاف عمیق میان دستمزدهای کارگران و سبد معیشت، بازنگری در حقوق ماه شهریور را به ضرورتی حیاتی برای حفظ نظم بازار کار تبدیل کرده است. عدم اصلاح واقعی دستمزدها، کارگران را در برابر فشار بیرحمانه هزینههای زندگی بیدفاع رها میکند و این امر بهطور محسوس زمینهساز گسترش «اقتصاد کاذب» و رشد روزافزون مشاغل غیررسمی خواهد شد؛ چرا که کارگران برای بقا و تأمین حداقل نیازهای اولیه خود، ناگزیر از ترک ساختار رسمی کار و جستجوی هرگونه منبع درآمدی جانبی و ناپایدار خواهند شد.
قطار تورم با شتابی بیسابقه در حال پیشروی است و محاسبات جدید از سبد معیشت کارگران، تصویری تکاندهنده از عقبگرد تاریخی طبقه کارگر را ترسیم میکند؛ وضعیتی که در آن، درآمد ماهانه کارگر حتی برای تأمین نیازهای اولیه در ۱۰ روز اول ماه نیز کفایت نمیکند.
بحران معیشت در میان خانوادههای کارگری، از یک چالش اقتصادی به یک «بحران بقا» تبدیل شده است. فرامرز توفیقی، فعال کارگری، با تحلیل دادههای مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه، از وضعیتی سختی خبر میدهد که او آن را «صعود بیسابقه هزینههای زندگی» نامیده است.
طبق محاسبات توفیقی، هزینه حداقلی برای تأمین سبد معیشت یک خانواده متوسط (۳.۳ نفره)، اکنون به رقم ۹۰ میلیون تومان رسیده است. این در حالی است که سبد معیشت محاسبهشده توسط شورای عالی کار در اسفند سال گذشته، تنها ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بود. این یعنی تنها در یک بازه چهارماهه، هزینههای زندگی با رشد خیرهکننده ۲۱۱ درصدی مواجه شده و ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان به سبد معیشت اضافه شده است.
فاجعه اصلی در تضاد میان این عدد با دریافتی کارگران نهفته است. با توجه به اینکه حقوق ماهانه یک کارگر متاهل (با یک فرزند و یک سال سابقه) حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است، قدرت پوشش این دستمزد در برابر هزینههای زندگی به شدت سقوط کرده است. اگر در ابتدای سال، دستمزد میتوانست ۱۷ روز از هزینههای زندگی را پوشش دهد، اکنون در پایان تیر ماه، این رقم به تنها ۸ روز کاهش یافته است. به عبارت دیگر، کارگران با دریافت حقوق خود، تنها قادر به تأمین نیازهای خود برای ۸ روز باقی از ماه هستند و برای بیش از ۲۰ روز دیگر، با بنبست مالی مواجهاند.
این عقبگرد تاریخی، پرسشهای بنیادینی را در جامعه ایجاد کرده است: وقتی اکثریت طبقه کارگر حتی نصف درآمد مورد نیاز برای «سرپا ایستادن» را نیز ندارند، مسئولیت این شکاف عمیق بر عهده کیست؟ متخصصان تأکید میکنند که در برابر این موج تورمی، صرفِ کاهش جزئی نرخ تورم، درمانکننده نیست؛ بلکه نیاز به بازنگری بنیادین در سیاستهای حمایتی و بازگشت به وظایف حاکمیتی در حمایت از فرودستان است تا از فروپاشی اجتماعی جلوگیری شود.
منبع: تسنیم







