کارشناسان اقتصادی معتقدند، جنگ در منطقه و تحریمهای ظالمانه علیه ایران، اقتصاد آمریکا را با چالشهای جدی مواجه کرده و زنگ خطر رکود و فروپاشی را به صدا درآورده است.
آلیشیا والاس، تحلیلگر ارشد اقتصادی، در گزارشی تکاندهنده، بحران کنونی در اقتصاد آمریکا را ناشی از شوک بزرگ نفتی و پیامدهای جنگ در منطقه دانسته است. وی معتقد است که پدیده «تخریب تقاضا» در حال گسترش است و این امر، زوال تدریجی رؤیای آمریکایی را سرعت بخشیده است.
بر اساس این گزارش، افزایش قیمت نفت، همچون یک مالیات سنگین بر دوش خانوارها سنگینی میکند. مردم کمتر به رستوران میروند، سفر نمیکنند و خرید کالاهای اساسی را به تعویق میاندازند. کسبوکارها نیز با کاهش فروش و افزایش هزینههای سوخت، با چالشهای جدی مواجه شده و در آستانه تعدیل نیرو قرار گرفتهاند.
فدرال رزرو نیز در اقدامی ناگزیر، برای مقابله با تورم ناشی از افزایش قیمت نفت، مجبور به افزایش نرخ بهره شده است. این اقدام، هزینه استقراض را افزایش داده و رکود اقتصادی را عمیقتر میکند؛ درست در زمانی که اقتصاد آمریکا بیش از هر زمان دیگری به پول ارزان نیاز دارد.
اگر قیمتهای بالا برای مدت طولانی ادامه یابد، تغییرات رفتاری عمیقی در جامعه آمریکا رخ خواهد داد. مردم به سمت خرید خودروهای برقی خواهند رفت، دورکاری رواج خواهد یافت و کسبوکارها به فناوریهای جایگزین روی خواهند آورد. این تغییرات، ساختار اقتصاد آمریکا را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
بحران کنونی، تنها به نفت محدود نمیشود. کمبود کود شیمیایی، قیمت مواد غذایی را افزایش داده است. آسیب به عرضه هلیوم، تولید تراشه را کند کرده و هزینههای درمانی را بالا برده است. این شوکهای زنجیرهای، اقتصاد آمریکا را از جهات مختلف تحت فشار قرار دادهاند.
فقرا و اقشار کمدرآمد، اولین قربانیان این بحران هستند. خانوارهای کمدرآمد که پسانداز کافی ندارند، بیش از دیگران آسیب میبینند.
سیانان در پایان گزارش خود نتیجه میگیرد که حتی با پایان یافتن جنگ، بهبود اوضاع اقتصادی آمریکا زمانبر خواهد بود. یک کارشناس اقتصادی ارشد میگوید: «خاموش کردن و روشن کردن دوباره تولید نفت، همانند روشن و خاموش کردن چراغ برق نیست. ممکن است شش ماه طول بکشد تا تولید نفت خلیج فارس به سطح قبل از جنگ بازگردد.»