تکنگاشت «معمار قدرت، دیدهبان تمدن» با موضوع بررسی تحولات عمیق اسلام سیاسی در دوران رهبری رهبر معظم انقلاب منتشر شد. این اثر، رویکردی نو به بازخوانی اندیشههای ایشان در راستای تمدنسازی نوین اسلامی دارد.
مرکز مطالعات راهبردی اخیراً سلسله یادداشتهایی را با عنوان «تحول اسلام سیاسی در عصر رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای» در پنج شماره منتشر کرد که ابعاد مختلف این موضوع را مورد بررسی قرار داد.
اکنون، مجموعه این یادداشتها در قالب یک تکنگاشت با عنوان «معمار قدرت، دیدهبان تمدن» در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. این اثر ارزشمند، به بررسی عمیق تحولات اسلام سیاسی در دوران رهبری رهبر معظم انقلاب میپردازد.
برخی از مهمترین محورهای این تکنگاشت عبارتند از:
– در دوران رهبری رهبر معظم انقلاب، اسلام سیاسی از مرحله شور انقلابی و صرفاً نفی نظم پیشین، به بلوغ عقلانیت نهادی و مهندسی قدرت رسید و ضمن مراقبت از روح آرمانخواهی، به معماری منسجمی برای اداره جامعه مبدل شد.
– جوهر نظری این تحول را میتوان ولایت نهادساز نامید؛ الگویی که اسلام سیاسی را در چهار ساحت بازتعریف کرد: ۱ ـ فقه حکمرانی؛ فراروی اجتهاد از حجرهها و کتابها و پیوند آن با پیچیدگیهای روزافزون اداره نظام.۲ ـ تقنین و سیاستگذاری؛ تبدیل چشماندازهای دینی به اسناد حقوقی و مسیرهای اجرایی برای حکمرانی حرفهای.۳ ـ ساختاربندی اجتماعی؛ بازتولید هویت سیاسی از طریق علم، رسانه و نهادهای مدنی متعهد به ارزشها. ۴ ـ تکوین امت مقاوم؛ ترسیم دیپلماسی فرامرزی بر پایه حمایت از مستضعفان و خلق جبههای جهانی علیه نظام سلطه.
– با بازخوانی اندیشه سیاسی و اجتماعی رهبر معظم انقلاب، آشکار میشود که اسلامگرایی اصیل، نه در هاضمه دولت مدرن نابود میشود و نه برای بقا نیازمند استحاله در مفاهیم غربی است.
– ایشان تلاش کردند با پیوند زدن فقاهت به عرصه سیاستگذاری، اسلام سیاسی را به یک الگوی پایدار برای اداره دولت مدرن تبدیل کنند.
– در مواجهه با چالشهای پیچیدهٔ حکمرانی، ایشان خوانشی بدیع و مترقی از مفهوم «ولایت مطلقه» ارائه دادند که آن را بهطور بنیادین از اتهامات رایج ناظر بر استبداد و خودکامگی متمایز میسازد؛ ظرفیتی پویا برای گرهگشایی از ساختارها که نقش حیاتی در برابر بنبستهای سخت ساختاری ایفا میکند.
– گفتمان انقلاب در عصر ایشان، از حصار تنگ ادبیات صرفاً داخلی و محلی عبور کرده و به زبان مخاطب جهانی مجهز شده است. این ارتباط عملاً اسلام سیاسی را از انفعال تدافعی خارج کرد و به کنشگری فعال در سپهر عمومی جهانی بدل ساخت.