حضرت آیتالله خامنهای (ره) در خاطراتی دلنشین، از روزگار سخت طلبگی و غذای سادهای که با عشق برادر و دوستانش تهیه میکرد، سخن میگویند.
زیست پربار و الهامبخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (ره)، سرشار از لحظهها و رخدادهای ژرفی است که تامل در آنها انسان را به معرفت تازهای درباره آن حکیم شهید رهنمون میسازد. در این راستا، بازخوانی خاطرهها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.
خاطرات رهبر شهید از لباسهایی که مادرش میدوخت و یک لباده ۴۰ ساله خاص!
رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود به زندگی سخت و دشواری که در دوران طلبگی تجربه کردهاند، اشاره و در این زمینه بیان میکنند: «در مورد عسرت از لحاظ غذا و اینها داستانهایی داریم. حالا مثلا از جمله داستانها این است که ما با برادرم آسید محمد، مدتی با همدیگر در یک حجره زندگی میکردیم. ایشان هم با اینکه متاهل بود، عیالش را به دلیل وضع حمل در مشهد گذاشته بود. بارها پیش میآمد که ظرفی را داغ میکردیم و تخم مرغ را در آن میشکستیم، این میشد نیمروی بدون روغن؛ چون روغن گران بود و برای ما خرید آن امکانپذیر نبود… بهترین غذایی که ما درست میکردیم این بود که برنج را با ماش مثلا مخلوط میکردیم، یعنی ماش پلو درست میکردم. این بهترین و آبرومندترین غذاهای من بود که گاهی اوقات مهمان دعوت میکردم.»
شهید خامنهای (ره) در بخش دیگری از خاطرات خود به علاقه مرحوم آیتالله سید مصطفی خمینی (ره) به دستپخت ایشان اشاره و در اینباره روایت میکنند: «مرحوم آقا مصطفی خیلی خوشش میآمد از غذا در اتاق (حجره) من. تاس کباب و ماش پلو درست میکردم، آقا مصطفی را دعوت میکردم با چندتا از دوستان و ایشان با علاقه میآمد…»