
بحران مسکن، بیکاری و فساد، نسل زد اروپا را به اعتراض علیه دولتها واداشته است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، موج فزاینده اعتراضات به رهبری جوانان در کشورهای اروپایی دولتها و رهبران سیاسی این قاره را با چالش روبهرو کرده است.
این درحالی است که نسل زد در کشورهایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، آلبانی و صربستان، نارضایتی خود را از افزایش هزینههای زندگی، ضعف نظام آموزشی، محدودیت فرصتهای شغلی و فساد ابراز میکند و خواستار توجه دولتها به مطالبات و آینده اقتصادی و اجتماعی خود است.
برای مایا گوردل، دانشجوی 19 ساله در بروکسل، این نارضایتی در شعاری بازتاب یافته که جنبشهای جوانان در نقاط مختلف جهان از آن استفاده میکنند: «اگر ما بسوزیم، شما هم با ما بسوزید!» این عبارت که از فیلم «بازیهای گرسنگی» الهام گرفته شده، نشاندهنده خشم فزاینده جوانانی است که معتقدند نهادهای سیاسی مستقر در پاسخگویی به نیازهای آنها ناکام ماندهاند.
این درحالی است که اعتراضات در کشورهای مختلف اروپا شکلهای متفاوتی داشته است؛ از تجمعهای مسالمتآمیز دانشجویان تا درگیری با نیروهای پلیس تجربه شده است. به عنوان مثال در فرانسه طبق گزارشها هزاران مغازه طی هفتههای اخیر آسیب دیده یا غارت شدهاند و نیروهای امنیتی نیز برای متفرق کردن جمعیت از خودروهای آبپاش و نارنجکهای بیحسکننده استفاده کردهاند.
با این حال، دامنه این اعتراضات صرفاً به ابراز نارضایتی جوانان محدود نمیشود تا جایی که در صربستان، نزدیک به دو سال اعتراضات دانشجویی علیه فساد، به تحولات انتخاباتی و کنار رفتن الکساندر ووچیچ، سیاستمدار دیرینه این کشور، از قدرت منجر شد.
این تحولات پرسش مهمی را پیش روی دولتهای اروپایی قرار داده است که چرا نسلهای جوانتر بیش از گذشته برای مطالبه تغییرات اقتصادی و سیاسی به خیابانها میآیند؟
ناامنی اقتصادی؛ محرک خشم جوانان
برای بسیاری از جوانان اروپایی، ورود به بازار کار پس از پایان تحصیلات دیگر به معنای دستیابی به امنیت مالی و استقلال اقتصادی نیست. افزایش قیمتها، گرانی مسکن و ابهام درباره درآمد آینده، این نگرانی را تقویت کرده است که حتی تحصیلات دانشگاهی و تلاش مستمر نیز ممکن است برای دستیابی به یک زندگی باثبات کافی نباشد.
بر اساس نظرسنجی اتحادیه اروپا که در سال 2025 منتشر شد، افزایش قیمتها و هزینههای زندگی مهمترین دغدغه 40 درصد از افراد 16 تا 30 ساله بوده است.
آمارهای اقتصادی نیز ابعاد این نگرانی را نشان میدهد به این ترتیب که در سال 2025، از مجموع 92.7 میلیون نفر در اتحادیه اروپا که در معرض خطر فقر یا طرد اجتماعی قرار داشتند، جوانان 18 تا 24 ساله با نرخ 26.3 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند و این نرخ در میان افراد 65 ساله و بالاتر 18.8 درصد بود.
این فشارهای اقتصادی توضیح میدهد که چرا مطالبات معترضان اغلب از اعتراض به یک سیاست مشخص فراتر میرود. برای مثال، دانشجویانی که به شرایط مدارس و دانشگاهها اعتراض دارند، همزمان نگران آینده شغلی، هزینه مسکن و امکان ادامه زندگی در شهرهایی هستند که در آنها بزرگ شدهاند.
کیارا، دانشجوی 21 ساله در میلان، از آسیبهایی سخن گفته است که به اعتقاد او ساختار سیاسی حاکم به انتظارات نسل جوان وارد کرده است.
او به کمبود بودجه مراکز آموزشی، فرسودگی ساختمانها، مشاغل کمدرآمد و هزینه بالای مسکن اشاره کرده و معتقد است جوانان بهتدریج توانایی خود برای تصور آیندهای روشن را از دست میدهند.
این نگرانی بازتابدهنده احساس فزایندهای در میان جوانان است؛ احساسی که بر اساس آن، تحقق وعده سنتی پیشرفت اقتصادی از مسیر تحصیل و کسب مدرک دانشگاهی دشوارتر از گذشته شده است.
کاهش بودجه آموزش و تشدید نارضایتی جوانان
ضعف زیرساختهای آموزشی و کمبود نیروی انسانی در مدارس به یکی از محورهای اصلی نارضایتی در فرانسه و بلژیک تبدیل شده است. دانشآموزان در این کشورها معتقدند دولتها در فراهم کردن امکانات و شرایط مناسب برای تحصیل آنها کوتاهی کردهاند.
دومنیک رمزی، دانشآموز 17 ساله در حومه شمالی پاریس، شرایط نامناسب مدرسه خود را توصیف کرده است. به گفته او، این مدرسه پیشتر با مشکل موشها و ریزش سقف روبهرو بوده و همین مسئله دانشآموزان را بارها وادر به تخلیه اضطراری و حضور در فضای باز حیاط وادار کرده است.
رمزی معتقد است اعتراضات نشان داده جوانان در کشورهای مختلف اروپا با وجود تفاوت شرایط داخلی دغدغههای مشترکی دارند. او همچنین از برخورد برخی رهبران سیاسی با جوانان بهعنوان افرادی کمسنوسال که نظراتشان شایسته توجه کافی نیست انتقاد کرده است.
گوردل نیز در بلژیک گفته است دانشآموزان در ابتدا تلاش کردند اعتراضات خود را به شکل مسالمتآمیز برگزار کنند، اما احساس کردند صدایشان شنیده نمیشود. به گفته او، تنها زمانی که اعتراضات شکلهای مخربتری به خود گرفت، توجه رسانهها به این مطالبات جلب شد.
این روایت، یکی از چالشهای اصلی دولتهای اروپایی را نشان میدهد، درست هنگامی که جوانان تصور میکنند مسیرهای معمول مشارکت سیاسی پاسخگوی مطالبات آنها نیست، ممکن است اعتراضات گستردهتر و مخربتر را تنها راه جلب توجه عمومی بدانند.
با این حال، گسترش اعتراضات به درگیری و خشونت نیز برای جنبشهای اعتراضی چالشبرانگیز است. آسیب دیدن کسبوکارها و درگیری با پلیس میتواند حمایت عمومی از معترضان را کاهش دهد، حتی اگر نارضایتیهای اصلی آنها در جامعه فراگیر باشد.
از این رو، هم دولتها و هم معترضان با این مسئله روبهرو هستند که مطالبات اصلی جوانان مورد توجه قرار گیرد و درگیریها مانع از شنیده شدن این خواستهها نشود.
شکاف نسلی بر سر هزینههای عمومی
ناامنی اقتصادی جوانان با بحث گستردهتری درباره نحوه توزیع منابع عمومی میان نسلهای جوان و مسن درهمتنیده شده است.
در فرانسه، هزینههای بازنشستگی به یکی از موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شده است. افزایش جمعیت سالمند و تلاش دولتهای متوالی برای ایجاد تعادل میان پرداخت مستمری بازنشستگان و سایر اولویتهای عمومی، این مسئله را پیچیدهتر کرده است.
گزارش دولتی فرانسه که در ماه اکتبر منتشر شد، نشان میدهد سهم هزینههای بازنشستگی از تولید ناخالص داخلی این کشور بین سالهای 2000 تا 2023، به میزان 2.5 واحد درصد افزایش یافته است؛ در حالی که سهم هزینههای آموزش 0.5 واحد درصد کاهش داشته است. بر اساس همین گزارش، حقوق بازنشستگی 32 درصد از بودجه وزارت آموزش را تشکیل میدهد.
این آمار نگرانیهایی را درباره محدود شدن توان دولت برای سرمایهگذاری در مدارس و سایر خدمات عمومی مورد نیاز جوانان افزایش داده است.
توزیع ثروت نیز بُعد دیگری به این اختلافات نسلی اضافه کرده است. مؤسسه تحقیقات اقتصادی OFCE فرانسه بر تمرکز ثروت در میان افراد مسن تأکید کرده است؛ در شرایطی که جوانان با هزینههای بالای مسکن و چشمانداز نامطمئن اشتغال روبهرو هستند.
مسئله صرفاً بهرهمندی شهروندان مسن از مزایای عمومی نیست. نظامهای بازنشستگی حاصل دههها مشارکت و تعهدات اجتماعی تثبیتشدهاند.
با این حال، ممکن است نسل جوان احساس کند که باید هزینه حفظ ساختارهای موجود را بپردازد، در حالی که فرصت کمتری برای دستیابی به همان سطح از امنیت اقتصادی در اختیار دارد.
چنین برداشتی میتواند اختلافنظر درباره بودجه عمومی را به مناقشهای گستردهتر بر سر عدالت، نمایندگی سیاسی و مسئولیت دولتها در قبال نسلهای مختلف تبدیل کند.
چرا اعتراضات در اروپا گسترش یافته است؟
با وجود تفاوت شرایط داخلی کشورها، اعتراضات در چندین نقطه اروپا یک وجه مشترک دارد: جوانان معتقدند نهادهای سیاسی در پاسخگویی به نگرانیها و مطالبات آنها ناکام ماندهاند.
در آلبانی، اعتراضات دانشجویی علیه دولت ادی راما، نخستوزیر این کشور، تحت تأثیر عواملی مانند اتهامات فساد، محدودیت فرصتهای شغلی و نارضایتی از استانداردهای آموزشی گسترش یافته است.
زیکه کورتی، دانشجوی 19 ساله رشته معماری، دولت آلبانی را به دلیل بیتوجهی به خواستههای معترضان جوان مورد انتقاد قرار داده است. او میگوید بسیاری از دانشجویان آلبانیایی مهاجرت را بهترین راه برای ساختن آینده خود میدانند؛ زیرا در داخل کشور روابط شخصی ممکن است بیش از استعداد و شایستگی فردی در پیشرفت افراد نقش داشته باشد.
این اظهارات به مشکلی فراتر از دشواریهای اقتصادی اشاره دارد. زمانی که جوانان تصور کنند پیشرفت نه بر اساس شایستگی بلکه از مسیر روابط سیاسی و شخصی امکانپذیر است اعتماد خود را به نهادهای حاکمیتی از دست میدهند.
چنین نارضایتیهایی در اعتراضات نقاط دیگر جهان دیده میشود؛ جایی که مطالبات اقتصادی و مربوط به سطح زندگی بیش از گذشته با نگرانی درباره پاسخگویی سیاسی و کیفیت دموکراسی پیوند خورده است. به عنوان مثال اعتراضات جوانان در بنگلادش در سال 2024، نپال در سال 2025 و هند در سال 2026 نیز نشان داده است که چگونه نارضایتیهای اقتصادی و سیاسی میتواند نسلهای جوانتر را به میدان بیاورد.
اعتراضات کنونی اروپا نیز بخشی از همین روند گستردهتر است، هرچند هر جنبش دلایل و اهداف داخلی خاص خود را دارد.
برگزاری تظاهرات در آلمان با محوریت موضوعاتی مانند هزینههای زندگی، نابرابری، جنگ و آموزش نیز نشان میدهد که فعالیتهای اعتراضی جوانان از اختلافات و مسائل داخلی یک کشور فراتر رفته است.
صربستان؛ قدرت و محدودیتهای جنبشهای جوانان
صربستان نمونه برجستهای از ظرفیت سیاسی بسیج مستمر دانشجویان و تأثیر احتمالی آن بر ساختار قدرت است. پس از نزدیک به دو سال اعتراض علیه فساد جنبش مخالفان با محوریت دانشجویان به شکست انتخاباتی ووچیچ منجر شد؛ سیاستمداری که سالها بر فضای سیاسی این کشور تسلط داشت.
برای ستاشا پیلتیچ، یکی از دانشجویان معترض این نتیجه به معنای احساس آسودگی و پیروزی بود. او این تحول را مرحلهای توصیف کرد که در آن اعتراض به دولتمردان جای خود را به پذیرش مسئولیت در قبال آینده کشور میدهد.
با این حال، دستیابی به موفقیت انتخاباتی چالشهای تازهای ایجاد میکند. بسیج افکار عمومی علیه یک دولت مستقر، لزوماً به معنای برخورداری از تجربه حکمرانی، سیاستهای کارآمد یا حمایت نهادی لازم برای اداره مؤثر کشور نیست.
جنبش دانشجویی صربستان اکنون باید نشان دهد که میتواند مطالبات خود را به پیشرفت عملی در حوزه خدمات عمومی، پاسخگویی و تقویت نهادهای دموکراتیک تبدیل کند.
لوکا استویاکوویچ، یکی دیگر از معترضان، نگرانیها درباره نداشتن تجربه حکمرانی در این جنبش را رد کرده است. او استدلال میکند که سیاستمداران باتجربه پیش از این سوء مدیریتهایی قابل توجه خود را نشان دادهاند.
این پاسخ، عمق بیاعتمادی معترضان به ساختار سیاسی موجود را نشان میدهد. برای بسیاری از آنها، ناکامی چهرههای سیاسی تثبیتشده خود دلیلی برای سپردن فرصت به نیروها و صداهای جدید است.
با این حال، اینکه تحولات سیاسی صربستان به تغییرات پایدار منجر شود، به توانایی این جنبش برای عبور از مرحله اعتراض و ایجاد جایگزینهای معتبر بستگی دارد.
آینده دولتهای اروپایی در برابر اعتراضات نسل زد
گسترش اعتراضات به رهبری نسل زد، هم هشداری سیاسی برای دولتهای اروپایی و هم فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی به شمار میرود.
رسیدگی به نارضایتیهای موجود به اظهارنظرهای عمومی و ابراز همدردی محدود نمیشود. دولتها برای پاسخگویی به مطالبات جوانان باید زیرساختهای آموزشی را بهبود دهند، دسترسی به مسکن مقرونبهصرفه را گسترش دهند، فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد کنند و نشان دهند که توزیع منابع عمومی با نیازهای نسلهای جوانتر تناسب دارد.
همچنین، دولتها باید به نگرانیها درباره فساد و پاسخگویی سیاسی رسیدگی کنند. در شرایطی که جوانان تصور میکنند روابط شخصی و سیاسی بیش از شایستگی در پیشرفت افراد نقش دارد، اصلاحات اقتصادی بهتنهایی برای بازگرداندن اعتماد به نهادهای دولتی کافی نخواهد بود.
در مقابل، جنبشهای اعتراضی نیز با آزمونی مهم روبهرو هستند. حفظ نفوذ سیاسی به اهداف روشن، توان سازماندهی و ارائه پیشنهادهایی نیاز دارد که قابلیت تبدیل شدن به سیاستهای اجرایی را داشته باشند.
تجربه صربستان، هم ظرفیت اقدام جمعی و هم دشواریهای پیش روی جنبشهایی را نشان میدهد که پس از مخالفت با رهبران مستقر، مسئولیت اداره کشور را بر عهده میگیرند.
بنابراین، اعتراضات جوانان اروپا را نمیتوان صرفاً واکنشی موقت به نارضایتیهای نسلی دانست. این اعتراضات نگرانیهای عمیقتری درباره فرصتهای اقتصادی، نمایندگی دموکراتیک و نحوه توزیع منابع عمومی را بازتاب میدهد.
پیام اصلی معترضان این است که بسیاری از جوانان اروپایی دیگر باور ندارند ساختارهای سیاسی موجود به اندازه کافی از منافع آنها نمایندگی میکنند. واکنش دولتها به این مطالبات و میزان موفقیت آنها در اجرای اصلاحات معنادار، میتواند مسیر تحولات سیاسی اروپا را در سالهای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
سفیر آمریکا در یونان بعد از افشای اتهامات فساد مالی تحت فشار دولت استعفا داد.
با گذشت نیمه مهر، خلف وعده دولت در برگزاری شورایعالی کار، کارگران را در بنبست معیشتی رها کرده است.
قشقاوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی: افزایش حقوق و ارتقای معیشت نیروهای فراجا، حداقل وظیفه دولت و مجلس است.
دولت متعهد است تحت هر شرایطی معیشت مردم را تأمین کند.