
آیندهپژوهی مهدوی باید از شناسایی آسیبپذیریهای جامعه آغاز شود؛ تطبیق حوادث روز با روایات پیش از ظهور نیز به بررسی مستند و روشمند نیاز دارد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، سید حسین امامی؛ انتظار ظهور امام مهدی(عج) از جمله مفاهیمی است که افزون بر ابعاد اعتقادی و معنوی، با مسئولیتهای اخلاقی، اجتماعی و تاریخی انسان نیز ارتباط دارد. بااینحال، در بررسی مسائل مرتبط با مهدویت، گاه توجه به نشانههای ظهور و تحولات آخرالزمانی بر موضوع آمادگی فردی و اجتماعی غلبه میکند؛ درحالیکه فهم نسبت میان آینده موعود و وضعیت جامعه امروز، مستلزم نگاهی جامعتر است.
حجتالاسلام والمسلمین رحیم کارگر رئیس پژوهشکده آینده پژوهی و مهدویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در مجموعهای از نوشتههای خود با عنوان «آیندهپژوهی چالشهای شیعیان و منتظران در دوران پیش از ظهور» و نیز در تحلیلهایی درباره «منظومه حوادث پیش از ظهور»، بر ضرورت بررسی پیوند میان تحولات اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تأکید کرده است. از این منظر، آیندهپژوهی مهدوی صرفاً به معنای شناسایی نشانهها نیست، بلکه تلاشی برای شناخت روندها، ارزیابی خطرها، بررسی سناریوهای محتمل و افزایش آمادگی جامعه در برابر آینده است.
در این گفتگو، ابعاد مختلف آمادگی جامعه منتظر، چالشهای اعتقادی و معرفتی شیعیان، ضرورت حفظ امید و مسئولیتپذیری اجتماعی، و همچنین امکان بررسی روشمند نسبت میان حوادث معاصر و روایات پیش از ظهور را مرور میکنیم.
شما همواره بر ضرورت نگاه آیندهپژوهانه به مسئله انتظار تأکید دارید. اساساً چرا نمیتوان انتظار ظهور را صرفاً به باور به آمدن منجی و تحقق آیندهای عادلانه محدود کرد؟
انتظار ظهور امام مهدی(عج)، صرفاً باور به آمدن منجی و امید به پایانیافتن ظلم و بیعدالتی نیست؛ بلکه عهدی اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی برای زیستن در مسیر حق و آمادهشدن برای آیندهای عادلانه است. دوران غیبت، عرصه آزمون ایمان، بصیرت، صبر، اخلاص و مسئولیتپذیری انسان است.
در این دوران، فرد منتظر باید بتواند حق را از باطل تشخیص دهد، در برابر تحریف حقیقت مقاومت کند و جهتگیری اعتقادی و اخلاقی خود را حفظ کند.
انتظار زمانی از یک باور ذهنی فراتر میرود که به مسئولیت عملی تبدیل شود؛ مسئولیتی که از اصلاح خویشتن آغاز میشود، در مناسبات اجتماعی گسترش مییابد و به مشارکت در ساختن جامعهای آگاهتر، اخلاقیتر و عادلانهتر میانجامد. بنابراین، نمیتوان میان آینده موعود و رفتار امروز انسان منتظر فاصلهای مطلق برقرار کرد.
با این برداشت، چه نسبتی میان وضعیت امروز جامعه و آمادگی برای آینده موعود وجود دارد؟
آیندههای بزرگ صرفاً با آرزوکردن محقق نمیشوند؛ بلکه در بستر ظرفیتها و ضعفهایی شکل میگیرند که جوامع در زمان حال ایجاد میکنند یا از اصلاح آنها غفلت میورزند. ازاینرو، آینده موعود را نمیتوان فقط افقی امیدبخش در دوردست دانست.
این افق مستلزم آمادگی تاریخی، توانمندی انسانی، استحکام اجتماعی و شایستگیهای اخلاقی و نهادی است.
در منطق انتظار مهدوی، فاصله میان وضع موجود و آینده مطلوب باید با شناخت واقعبینانه چالشها، اصلاح کاستیها و ساختن ظرفیتهای لازم پیموده شود. به همین دلیل، آیندهپژوهی میتواند به ما کمک کند روندهای پیشرو را بهتر بشناسیم، آسیبپذیریهای جامعه را تشخیص دهیم و آگاهی از آینده را به تصمیم و اقدام در زمان حال تبدیل کنیم.
در صورتبندی شما، چالشهای پیش روی شیعیان و منتظران چه ابعادی دارند؟ آیا میتوان آنها را در چند حوزه اصلی دستهبندی کرد؟
چالشهای جامعه منتظر را نمیتوان به یک مسئله یا یک حوزه خاص محدود کرد. این چالشها به یکدیگر پیوند خوردهاند و ممکن است در تعامل با هم، آسیبپذیری جامعه را افزایش دهند.
در یک صورتبندی راهبردی، میتوان آنها را در پنج حوزه بههمپیوسته بررسی کرد.
پایداری اعتقادی و روانی است که تزلزل ایمان، فرسایش امید و گرفتارشدن در یأس تاریخی و نیز فقدان صبر راهبردی را دربرمیگیرد.
بصیرت و سلامت معرفتی است؛ یعنی توانایی تشخیص حقیقت در شرایط پیچیده، مقابله با فتنههای فکری، شناخت تحریف معارف مهدوی، پرهیز از فریب مدعیان دروغین و مقاومت در برابر جنگ روایتها و فریب رسانهای.
سلامت اخلاقی و عدالت اجتماعی است. دنیاگرایی و اسارت در جاذبههای قدرت و ثروت، سستی در عمل، مسئولیتگریزی، ضعف آمادگی اخلاقی و تربیتی و عادیشدن بیعدالتی در این حوزه قرار میگیرند.
انسجام اجتماعی و پایداری هویتی است که تفرقه، فروپاشی همبستگی اجتماعی و فرسایش هویت دینی و مهدوی در تحولات فرهنگی را شامل میشود.
یعنی توانایی جامعه برای تبدیل آرمانهای اعتقادی به ظرفیتهای انسانی، اجتماعی و نهادی.
این پنج حوزه در مجموع پانزده چالش اساسی را دربرمیگیرند. اهمیت این دستهبندی در آن است که نشان میدهد مسئله انتظار را باید در پیوند میان باور، شناخت، اخلاق، روابط اجتماعی و توانایی اقدام جمعی بررسی کرد.
چرا تأکید میکنید که این چالشها باید بهصورت یک منظومه بررسی شوند، نه مجموعهای از مشکلات مستقل؟
مسئله اصلی فقط وجود چالشها نیست، بلکه پیوند و همافزایی آنهاست. ضعف ایمان میتواند امید را فرسوده سازد؛ ضعف بصیرت زمینه فریب را فراهم میکند؛ ضعف اخلاق، اعتماد اجتماعی را کاهش میدهد و فقدان همکاری و ظرفیتسازی، آرمانهای بزرگ را از تحقق عملی دور میکند.
ازاینرو، شناخت جامعه منتظر را نمیتوان به بیان فضیلت انتظار یا شمارش نشانههای ظهور محدود کرد. باید بررسی کنیم که جامعه در برابر تحولات فکری، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی چه اندازه آمادگی دارد، چگونه حقیقت را از تحریف بازمیشناسد و تا چه اندازه میتواند ایمان و آرمان را به مسئولیت، همکاری، نهادسازی و اقدام مؤثر تبدیل کند.
در مقابل، معرفت آگاهانه، ایمان پایدار، اخلاق نیک، عدالتخواهی، صبر راهبردی، هویت ریشهدار و همکاری مسئولانه میتوانند زمینه آمادگی عمیقتر فردی و جمعی را فراهم آورند.
یکی از چالشهایی که بر آن تأکید کردهاید، فرسایش امید و گرفتارشدن در یأس تاریخی است. جامعه منتظر چگونه میتواند امید خود را در شرایط دشوار حفظ کند؟
انتظار به معنای انکار واقعیتهای تلخ جهان نیست؛ همانطور که به معنای تماشای منفعلانه حوادث نیز نیست. انتظار مستلزم توانایی تشخیص حق از باطل، حفظ امید در شرایط دشوار، مقاومت در برابر فساد، اصلاح خویشتن و مشارکت در ساختن جامعهای عادلانه است.
امید هنگامی از استحکام بیشتری برخوردار میشود که با شناخت واقعیتها و مسئولیتپذیری همراه باشد. اگر جامعهای صرفاً از آینده مطلوب سخن بگوید، اما برای اصلاح ضعفهای خود اقدامی نکند، میان آرمان و واقعیت آن فاصله خواهد افتاد.
انتظار باید انگیزهای برای عمل باشد، نه وسیلهای برای بهتعویقانداختن مسئولیتها.
در این میان، عدالت اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ آیا میتوان از انتظار عدالت جهانی سخن گفت، اما در برابر بیعدالتیهای روزمره بیتفاوت ماند؟
نمیتوان خواهان جهانی سرشار از عدالت بود، اما در مقیاس زندگی شخصی و مناسبات اجتماعی خود به بیعدالتی رضایت داد. اگر عدالت، مسئولیتپذیری و حقیقتجویی از ارزشهای اساسی حکومت مهدوی به شمار میروند، باید نسبت این ارزشها با رفتار فردی و اجتماعی خود را نیز بررسی کنیم.
جامعه منتظر باید بتواند در برابر دروغ، تبعیض، تحقیر انسان و تباهی اخلاقی بایستد. این مسئله تنها به رفتار فردی محدود نیست؛ مناسبات اجتماعی و ظرفیتهای جمعی نیز اهمیت دارند.
انتظار، در این معنا، با اصلاح اخلاقی و مسئولیت اجتماعی پیوند میخورد و از سطح آرزو برای آینده به تلاش برای بهبود وضعیت موجود گسترش مییابد.
شما جنگ روایتها و فریب رسانهای را از چالشهای جامعه منتظر دانستهاید. در شرایطی که اخبار و تفسیرهای متعارض بهسرعت منتشر میشوند، چه ضرورتی برای تقویت بصیرت وجود دارد؟
یکی از مسائل اساسی در دوران غیبت، توانایی تشخیص حق از باطل در شرایط پیچیده و چندلایه است. در چنین وضعیتی، انسان ممکن است با اطلاعات فراوان مواجه باشد، اما دسترسی به اطلاعات بهتنهایی به معنای شناخت حقیقت نیست.
گاهی تحریف معارف، مدعیان دروغین یا روایتهای گمراهکننده، تشخیص درست را دشوار میکنند.
قرآن کریم در آیه ششم سوره حجرات فرمان میدهد که در برابر خبرها تحقیق و بررسی کنیم: «فَتَبَیَّنُوا». این اصل، ضرورت بررسی و روشنسازی را یادآوری میکند.
بنابراین، جامعه منتظر باید در برابر اخبار و ادعاها رویکردی سنجیده داشته باشد و میان واقعیت، تفسیر و ادعای اثباتنشده تمایز بگذارد.
این ضرورت بهویژه هنگامی اهمیت پیدا میکند که یک خبر به مسئلهای اعتقادی یا به نشانهای برای ظهور نسبت داده میشود. در چنین شرایطی، هیجان و شتابزدگی نمیتواند جایگزین بررسی معتبر شود.
در نوشتههای اخیر خود از «منظومه حوادث پیش از ظهور» سخن گفتهاید. مقصود از این منظومه چیست و چرا بررسی ارتباط میان حوادث اهمیت دارد؟
در روایات پیش از ظهور، از مجموعهای از حوادث و تحولات سخن گفته شده است؛ از جمله «هرج الروم»، «مارقة الروم»، حوادث آذربایجان، فتنههای داخلی، تحولات سرزمین شام، حرکت یمانی و سفیانی و جنگها و کشتارهای بزرگی مانند قرقیسیا.
پرسش مهم این است که آیا باید این گزارشها را صرفاً نشانههایی پراکنده و مستقل از یکدیگر دانست یا میتوان ارتباط میان آنها را نیز بررسی کرد؟ وجه مهم این گزارشها، امکان مطالعه نسبت میان بحرانهای جهانی و منطقهای، آشفتگی قدرتها، مداخله نیروهای خارجی، تشدید اختلافات داخلی و تغییر موازنههای سیاسی و نظامی است.
اگر حوادثی در چنین چارچوبی به یکدیگر پیوند بخورند، ممکن است زنجیرهای از تحولات بزرگ شکل بگیرد که پیامدهای آن از یک کشور یا منطقه فراتر رود. البته بررسی این ارتباطها به معنای اثبات قطعی یک ترتیب مشخص یا پیشبینی حتمی آینده نیست؛ بلکه باید امکانها و فرضیهها را با توجه به شواهد معتبر ارزیابی کرد.
در این منظومه، «هرج الروم» و «مارقة الروم» چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
در توضیحی که درباره روایت امام باقر(ع) در کتاب «الغیبة» نعمانی مطرح کردهام، این دو عنوان به دو مرحله متفاوت اما مرتبط اشاره دارند. «هرج الروم» ناظر به آشوب، درگیری و کشتار گسترده در جبهه روم و مغرب است؛ درحالیکه «مارقة الروم» به حرکت و ورود نیرویی وابسته به روم اشاره دارد که در روایت، به سمت رَمْله پیش میرود.
بنابراین، نباید این دو اصطلاح را مترادف دانست. یکی بیشتر بر وضعیت آشوب و درگیری دلالت دارد و دیگری ناظر به حرکت یک نیرو است.
در روایت مورد بحث، میان این حوادث و تحولاتی که در مناطق پیرامونی و سرزمین شام رخ میدهند، ارتباطی مطرح شده است.
بااینحال، برای فهم دقیق این گزارشها باید ترتیب نقلشده در روایت، دلالت اصطلاحات و اعتبار سندی گزارشها جداگانه بررسی شود. همچنین نمیتوان بدون دلیل کافی، عنوان «روم» را دقیقاً معادل غرب معاصر یا یک کشور مشخص دانست.
با توجه به بحرانها و تنشهای جهان امروز، آیا میتوان گفت حوادثی مانند «هرج الروم» آغاز شدهاند؟
تحولات جهان امروز، از جمله بحرانهای سیاسی و اجتماعی، جنگها، رقابت قدرتهای بزرگ و تغییرات در مناسبات منطقهای، این پرسش را مطرح میکند که آیا برخی از روندهای جاری میتوانند با فضای کلی حوادث پیش از ظهور ارتباط داشته باشند.
بااینحال، میان مشاهده یک بحران و اثبات انطباق آن با یک روایت تفاوت وجود دارد. احتمال ارتباط برخی روندهای کنونی با فضای کلی گزارشهای پیشاظهور را نمیتوان از پیش نادیده گرفت؛ اما این احتمال بهتنهایی برای اعلام اینکه یک حادثه مشخص همان «هرج الروم» است، کفایت نمیکند.
برای چنین داوریای باید ویژگیهای حادثه در روایات، اعتبار گزارشها و ابعاد واقعی تحولات جاری با دقت بررسی شوند. ممکن است ناآرامیهای امروز صرفاً مجموعهای از بحرانهای پراکنده باشند؛ همچنین ممکن است بخشی از دگرگونی گستردهتری در نظم سیاسی و اجتماعی جهان باشند.
تشخیص میان این احتمالها به شواهد و بررسی روشمند نیاز دارد.
برخی تحلیلها از گسترش جنگهای بزرگ، تغییر موازنه قدرتها و تحولات سرنوشتساز در شام و فلسطین سخن میگویند. چگونه باید نسبت این تحولات را با روایات پیش از ظهور بررسی کرد؟
در این زمینه باید میان سه سطح تمایز قائل شد: نخست، آنچه در روایت نقل شده است؛ دوم، تحلیلی که از ارتباط میان حوادث و روندهای تاریخی ارائه میشود؛ و سوم، فرضیهای که درباره مصداقهای احتمالی معاصر مطرح میگردد.
ممکن است بحرانهای منطقهای، رقابت قدرتهای جهانی، مداخله نیروهای خارجی و تشدید اختلافات داخلی در کنار یکدیگر اهمیت پیدا کنند. اما از این مسئله نمیتوان مستقیماً نتیجه گرفت که یک جنگ مشخص، یک تحول سیاسی معین یا سرنوشت یک کشور دقیقاً همان حادثهای است که در روایت توصیف شده است.
پیشبینی جنگ جهانی، تعیین ترتیب قطعی حوادث یا اعلام زمان و چگونگی تحولات نهایی، به شواهد معتبر و بررسی دقیق نیاز دارد. کنار هم قراردادن چند خبر یا شباهت ظاهری میان حوادث، برای اثبات چنین نتیجههایی کافی نیست.
ازاینرو، مسئله مهم کشف منطق احتمالی ارتباط میان حوادث است، نه تطبیق شتابزده نشانهها بر رویدادهای روز.
چه تفاوتی میان آیندهپژوهی مهدوی و پیشبینیهای شتابزده درباره آخرالزمان وجود دارد؟
آیندهپژوهی مهدوی مستلزم شناخت روندها، ارزیابی خطرها، بررسی سناریوهای محتمل و تقویت آمادگی در برابر آیندههای گوناگون است. در این رویکرد، باید میان روایت معتبر، تحلیل تاریخی و برداشت احتمالی تمایز گذاشت و در صورت ظهور شواهد تازه، ارزیابیهای خود را اصلاح کرد.
پیشبینی شتابزده معمولاً از شباهتهای ظاهری یا کنار هم قراردادن اخبار پراکنده به نتیجهای قطعی میرسد؛ اما بررسی روشمند، احتمالهای مختلف را در نظر میگیرد و برای داوری خود به شواهد نیاز دارد.
آیندهنگری مهدوی زمانی ارزشمند است که هم امید را حفظ کند و هم عقلانیت را. نه باید تحولات جهان را بدون بررسی نادیده گرفت و نه باید هر بحران سیاسی یا نظامی را نشانهای قطعی از ظهور معرفی کرد.
اگر بخواهیم از بحث نشانههای ظهور به مهمترین مسئولیت امروز جامعه منتظر برسیم، باید بر چه مسئلهای تأکید کنیم؟
شاید مهمترین پرسش برای انسان منتظر این باشد که اگر عدالت، مسئولیتپذیری و حقیقتجویی از آرمانهای حکومت مهدوی هستند، امروز چه اندازه از این ارزشها در وجود ما و در مناسبات جامعهمان تحقق یافته است؟
ظهور را نمیتوان به محاسبه زمان فروکاست؛ همانگونه که انتظار را نمیتوان به تماشای نشانهها محدود کرد. جامعه منتظر باید در برابر ظلم مسئولتر، در تشخیص حقیقت دقیقتر و در ساختن زندگی صالحانه جدیتر باشد.
این مسیر از اصلاح خویشتن آغاز میشود، به ساختن جامعهای آگاه و اخلاقی گسترش مییابد و در تقویت همکاری، ظرفیتهای اجتماعی و آمادگی برای آینده ادامه پیدا میکند. آینده موعود، افق امید و عدالت است؛ اما سهم ما در این افق، آمادهترشدن برای حقیقت و مسئولیتپذیری بیشتر در برابر انسان و جامعه است.