اخبار فوری
اقتدار دریایی سپاه: تنبیه قاطع کشتی متخلف در تنگه هرمز دفاع قاطعانه مس رفسنجان از حقوق قانونی؛ شکایت به دادگاه عالی ورزش (CAS) واکنش ایران به جنایت جنگی آمریکا؛ سیلوهای گندم خوزستان پیش از حمله دشمن تخلیه شده بودند تنگه هرمز زیر بال و پر ایران؛ کاهش چشمگیر ترددها و تثبیت مسیر عبوری پهپاد جاسوسی آمریکا در آسمان خوزستان سرنگون شد؛ ضربه قاطع پدافند هوایی سپاه افت سرعت رشد فروش در اقتصاد آمریکا؛ کاهش قیمت بنزین عامل اصلی کشف حقیقت؛ دزدان دریایی سومالی، عامل یورش به نفتکش در خلیج عدن صدور مجوز برای پلتفرم‌های آنلاین طلا در انتظار ابلاغ بانک مرکزی؛ گامی دیگر برای شفافیت در بازار حاکمیت ایران بر تنگه هرمز؛ 87.5 درصد ترددها از مسیر آبی ایران ذخایر خونی کشور در اوج مطلوبیت؛ هشداری جدی درباره فراخوان‌های احساسی ولوو با چشمان نگران به نیمه دوم سال؛ بحران بازار جهانی، غول سوئدی را به عقب‌نشینی واداشت آمادگی کامل حشدالشعبی برای خدمت‌رسانی به زائران اربعین حسینی در کربلای معلی

دلنوشته رئیس فدراسیون وزنه برداری؛ عمق حضور رهبر شهید در نبودنشان

سجاد انوشیروانی، رئیس فدراسیون وزنه برداری، در دلنوشته‌ای به مناسبت تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، به تبیین عمق حضور شخصیت‌های اثرگذار حتی پس از فقدان جسمانیشان پرداخت.

سجاد انوشیروانی به مناسبت روزهای وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، دلنوشته‌ای در اختیار خبرگزاری «۶۰ ثانیه» قرار داد که در زیر می‌خوانید:

« بعضی روزها را نمی‌شود فقط در تقویم ثبت کرد؛ باید آنها را در حافظه دل نگه داشت. روزهایی که خیابان‌ها دیگر فقط مسیر عبور آدم‌ها نیستند؛ بلکه به رودخانه‌ای از احساس تبدیل می‌شوند؛ رودخانه‌ای که از هزاران دل سرچشمه می‌گیرد و در یک مقصد به هم می‌رسد. در میان آن همه نگاه، اشک و سکوت، فهمیدم که گاهی نبودنِ یک انسان، حضوری عمیق‌تر از همیشه می‌آفریند.

در آن ازدحام، هیچ‌کس غریبه نبود. پیرمردی که عصا به دست آرام قدم برمی‌داشت، نوجوانی که پرچم را محکم در آغوش گرفته بود، مادری که اشک‌هایش را از نگاه فرزندش پنهان می‌کرد و جوانی که بی‌آنکه سخنی بگوید، از برق چشمانش می‌شد عهدی بزرگ را خواند؛ همه روایت یک دلتنگی مشترک بودند. انگار هرکس بخشی از اندوه دیگری را بر دوش می‌کشید تا هیچ قلبی زیر بار این غم تنها نماند.

آن روز بیشتر از هر زمان دیگری فهمیدم که بعضی انسان‌ها با رفتن‌شان تمام نمی‌شوند. جسم‌شان از میان ما می‌رود، اما اندیشه، منش و راه‌شان در جان مردمی که دوست‌شان داشته‌اند، ادامه پیدا می‌کند. یادشان دیگر یک خاطره نیست؛ چراغی است که در تاریکی مسیر را نشان می‌دهد و هر بار که غبار ناامیدی بر دل‌ها می‌نشیند، دوباره روشن‌تر از قبل می‌درخشد.

شاید بزرگ‌ترین میراث انسان‌های بزرگ، سخنرانی‌ها یا تصاویرشان نباشد؛ بلکه اثری باشد که بر دل مردم می‌گذارند. اثری که سال‌ها بعد، در سخت‌ترین روزها، آدم‌ها را کنار هم جمع می‌کند؛ بی‌آنکه کسی دعوت‌شان کرده باشد. این پیوند از جنس اجبار نیست؛ از جنس ایمان، محبت و باور است.

من آن روز فقط یک مراسم را ندیدم؛ تصویری از وفاداری یک ملت را دیدم. دیدم که چگونه اشک می‌تواند هم‌زمان نشانه‌ی دلتنگی و آغاز یک تصمیم باشد. فهمیدم که پایان یک زندگی، اگر با صداقت و خدمت گره خورده باشد، آغاز مسئولیتی برای دیگران است؛ مسئولیتی برای حفظ ارزش‌هایی که با آنها زیسته شده است.

شاید روزگار، چهره‌ها را از ما بگیرد، اما هیچ قدرتی نمی‌تواند خاطره انسان‌هایی را که در قلب مردم خانه کرده‌اند، خاموش کند. نام‌شان در زمزمه نسل‌ها خواهد ماند، راهشان در گام‌های کسانی که باورشان را ادامه می‌دهند زنده خواهد بود و یادشان، همچون نوری آرام، تا همیشه بر مسیر آینده خواهد تابید.