
نفاق رسانههای مزدور که یک بانوی هنرمند عراقی را به سبب حضور در سفارت ایران مورد هجمه قرار دادند، آشکار شد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، در ماههای اخیر، نام «آلاء حسین»، بانوی هنرمند و بازیگر عراقی، به دلیل حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران در بغداد، در کانون حملات گسترده قرار گرفته است، این در حالی است که همزمان شخصیتهای سیاسی و هنری متعددی در بغداد با مقامات آمریکایی دیدار کردهاند، اما هیچیک از آنها هدف چنین حملات سازمانیافتهای قرار نگرفتهاند. تنها آلاء حسین، هنرمند عراقی، به دلیل حضور در یک نشست فرهنگی در سفارت ایران، با موجی از تخریب و توهین روبهرو شده است.
این تقابل آشکار، پرسشی جدی درباره معیارهای دوگانه در قبال آزادی بیان و فعالیت فرهنگی در عراق ایجاد کرده است.
طولی نکشید که یک هنرمند زن دیگر با حضور در سفارت عربستان مورد تمجید سفیر سعودی قرار گرفت و البته این هنرمند هم در صفحه شخصی خود به حمایت کامل از سعودی پرداخت.
«آلاء حسین»، بانوی هنرمند عراقی، تنها به دلیل تقدیر شدن در یک رویداد فرهنگی در سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد، هدف هجمه سنگین رسانهای و کمپین تخریب دشمنان روابط ایران و عراق قرار گرفت، اما همین طرفها و رسانههای مزدور در برابر تقدیر سفارت عربستان از «شذی حسون» هنرمند دیگر عراقی کاملا سکوت اختیار کرده و هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند.
سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد اعلام کرده بود که: «آلاء حسین هنرمند عراقی در دفاع از ایران، مظهر ایستادگی با حقیقت و شرافت در برابر بیعدالتی است.».
این هنرمند عراقی از ایران حمایت کرده و در مراسم تشییع رهبر شهید حضور پیدا کرده بود. وی در مراسم برگزارشده در نجف اشرف، کربلای معلی و مشهد حضور داشته و به پوشش رسانهای این رویداد پرداخته بود.
از سوی دیگر در صفحه سفارت سعودی در فضای مجازی دیدار دیگر هنرمند زن عراقی یعنی «شذی حسون» با سفیر سعودی در راستای دیدارها و نشستها با اهالی هنر و فرهنگ عراق قلمداد شده است و رسانه هایی که اخیرا خانم آلاء حسین هنرمند عراقی را به سبب حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران مورد هجمه سنگین قرار می دادند و جنجال گسترده ای به راه انداختند، حالا در برابر دیدار هنرمند دیگر عراقی از سفارت عربستان و تمجید سفیر سعودی از وی و البته حمایت این بازیگر از شاه سعودی سکوت اختیار می کنند تا معیارهای دوگانه آنها آشکار شود.
این در حالی است که حکومت سعودی اخیرا با همسویی آمریکا، به عراق تجاوز نظامی کرد و در سالهای اخیر نیز در حملات هوایی به خاک عراق نقش داشته و سالهای پیش هم در دوران سیطره گروه تروریستی داعش، به حمایت گسترده از تروریستهای تکفیری می پرداخت و هزاران تروریست سعودی هم به ارتکاب جنایات علیه ملت عراق پرداخته بودند.
این تقابل آشکار نشان میدهد که مسئله اصلی نه «حضور در سفارت خارجی» و نه «دفاع از حاکمیت ملی» است؛ بلکه کدام سفارت و کدام سیاست مورد پسند قرار دارد.
وقتی معیارهای دوگانه جایگزین وجدان حرفهای میشود، آزادی بیان و کرامت هنرمند عراقی هر دو قربانی میشوند.
دلیل هجمه سنگین رسانههای معلوم الحال در عراق به یک هنرمند با شرافت پس از حضور در سفارت ایران
در ماههای اخیر، نام «آلاء حسین»، بانوی هنرمند و بازیگر عراقی، به دلیل حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران در بغداد، در کانون حملات گسترده قرار گرفته است. اما این حملات در حالی رخ میدهد که شمار قابل توجهی از هنرمندان عراقی سالهاست در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن اقامت دارند، در آنجا به فعالیت هنری و کسب درآمد مشغول هستند و تنها برای شرکت در پروژههای کاری به عراق سفر میکنند.
مقایسه این دو الگو، پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا «حضور اقتصادی» در کشورهای دیگر عادی است، اما «حضور عقیدتی» در سفارت ایران به «خیانت» تعبیر میشود؟
بسیاری از چهرههای شناختهشده هنری عراق، سالهاست که در امارات، عربستان یا اردن زندگی میکنند. محمد السالم، خواننده مشهور عراقی، مقیم دبی است و بخش عمده فعالیت حرفهای خود را در همانجا سازماندهی میکند.
ماجد المهندس، از مشهورترین خوانندگان عراقی، از سال 2010 میلادی تابعیت عربستان سعودی را دریافت کرده و در امارات اقامت دارد. باسل العزیز، خواننده و آهنگساز، پس از سالها زندگی در اردن، در امارات مستقر شده است.
علی صابر، آهنگساز و خواننده، نیز مقیم امارات است.
در حوزه هنرهای تجسمی نیز این الگو دیده میشود. نجم القیسی، هیثم حسن و رضا فرحان از عراق در ریاض نمایشگاه برگزار کردهاند.
مخلد حبیب، هنرمند تجسمی، در جده به نمایندگی از عراق در یک نمایشگاه شرکت کرده است. در اردن نیز هنرمندان تجسمی عراقی مانند جنان شفیق و عشتار نصرالله مقیم هستند و در همان کشور فعالیت حرفهای خود را ادامه میدهند.
نکته کلیدی این است که هیچ یک از این هنرمندان به دلیل اقامت در کشورهای خارجی، همکاری با نهادهای فرهنگی آن کشورها، یا کسب درآمد از بازارهای هنری منطقه، با کمپین تخریب یا اتهام «خیانت» روبرو نشدهاند. حضور آنها در این کشورها نه تنها عادی تلقی میشود، بلکه گاه به عنوان «موفقیت بینالمللی» هنرمند عراقی ستوده میشود.
آلاء حسین؛ تفاوت در «نوع» حضور
آلاء حسین نیز مانند بسیاری از همکارانش در خارج از عراق فعالیت داشته است. او خود تأکید کرده که به دلیل مواضعش، از حضور در برخی کشورهای عربی محروم شده است.
اما آنچه او را هدف حملات قرار داده، اقامت یا کسب درآمد در خارج نیست؛ بلکه حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران و ابراز همدلی با جمهوری اسلامی ایران در برابر جنگ و تجاوزات تروریستی آمریکایی صهیونیستی است.
آلاء حسین در دفاع از خود گفت که برای دیدن یک فیلم به «واحد فرهنگی» سفارت ایران رفته و در آنجا مورد تقدیر قرار گرفته است، نه اینکه «تکریم» رسمی شده باشد. این بانوی عراقی به صراحت اعلام کرده بود که: «من تشرینی و حشدی(طرفدار حشد شعبی) هستم».
وی به صراحت گفته بود که خبر شهادت رهبر انقلاب اسلامی ایران، او را «بسیار متألم» کرده است.
این اظهارات—یعنی ابراز تعلق خاطر به یک شخصیت مذهبی-سیاسی و همدلی با یک کشور آن هم همسایه ای که همیشه در کنار ملت عراق بوده و در کوران هجوم وحوش تروریست تکفیری مورد حمایت برخی رژیمهای عربی، آمریکا و صهیونیستی حتی از بذل جان مردم خود هم دریغ نکرده است،—دقیقاً همان نقطهای است که حملات را برانگیخته است. در حالی که هنرمند عراقی مقیم دبی میتواند سالها در امارات کار کند و هیچکس از او نپرسد چرا، آلاء حسین به دلیل یک حضور کوتاه در سفارت ایران و یک ابراز همدلی، با کمپینی روبرو شده که به گفته خودش «هدایتشده» است و «بیشتر صفحات آن از خارج عراق اداره میشوند».
معیار دوگانه در سکوت و واکنش
این تقابل زمانی آشکارتر میشود که به واکنش نهادهای صنفی نگاه کنیم. تجمع هنرمندان عراق در بیانیهای تأکید کرد که «کرامت هنرمند عراقی بالاتر از کمپینهای توهین» است و خواستار برخورد قانونی با متخلفان شد.
اما این بیانیه در واکنش به حملات علیه آلاء حسین صادر شد، نه در واکنش به حضور گسترده هنرمندان در کشورهای دیگر.
اگر معیار، «حضور در نهادهای خارجی» باشد، سفارت آمریکا در بغداد در ماههای اخیر میزبان دهها سیاستمدار و مقام عراقی بوده است—از نخستوزیر پیشین و رئیسجمهور تا مشاور امنیت ملی—بدون آنکه هیچیک با کمپین تخریب روبرو شوند. اما آلاء حسین، تنها به دلیل حضور در سفارت ایران، هدف قرار گرفته است.
مقایسه زندگی حرفهای هنرمندان مقیم خلیج فارس و اردن با سرنوشت آلاء حسین، یک واقعیت ناخوشایند را آشکار میکند: در عراق امروز، «حضور اقتصادی» در کشورهای دیگر—حتی کشورهایی که در جنگ با عراق بودهاند و با اعزام تروریستهای تکفیری در کشتار مردم این کشور مشارکت یا در محاصره آن نقش داشتهاند—کاملاً پذیرفته شده است. اما «حضور عقیدتی» و ابراز همدلی با ایران، حتی در قالب یک رویداد فرهنگی، به «خیانت» تعبیر میشود.
این معیار دوگانه نه با آزادی بیان سازگار است و نه با منطق هنر، که ذاتاً مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درمینوردد. آلاء حسین شاید تنها تفاوتش با همکارانش این باشد که به جای سکوت، هویت و همدلیهایش را آشکارا بیان کرده است—و همین، او را در معرض تخریبی قرار داده که دیگران از آن مصون ماندهاند.
تعلق خاطر به وطن یا پایبندی به عقیده؟
آلاء حسین اخیرا در یک برنامه تلویزیونی در پاسخ به مجری که از وی خواسته بود میان تعلق خاطر به وطن و پایبندی به عقیده کدام را انتخاب می کند،به صراحت گفت که هر دو، چرا که تعلق خاطر به وطن و عقیده از هم جدا نیستند.
این اظهارنظر با استقبال شهروندان عراقی روبرو شد و آنها به صراحت گفتند از نظر آلاء حسین حمایت می کنند و هم نظر او هستند.
در ادامه یک رسانه عراقی دو تصویر منتشر کرد، در تصویر اول(تصویر زیر، قسمت بالا)، جوانان پرشور عراقی که در پی فتوای جهاد کفایی مرجعیت عالی دینی(آیت الله العظمی سیستانی) به سوی جبهه های نبرد با تروریسم تکفیری می شتافتند و در این راه برای سوار شدن و رفتن به جبهه با هم مسابقه می گذاشتند و در تصویر دوم(بخش پایین تصویر زیر)، چند شهروند عراقی را نشان می دهد که همزمان با حمله تروریستهای تکفیری و همزمان با خیزش جوانان مومن به جبهه های نبرد با تروریسم، آنها با قایق در حال فرار و رفتن به اروپا بودند.
در تصویر نخست این نکته مورد تاکید قرار گرفت که رفتن به جبهه بیانگر تعلق خاطر به وطن و پایبندی به عقیده است، اما تصویر دوم، کاملا متضاد است، زیرا اگر پایبندی به عقیده بود و حتی ادعای تعلق خاطر به وطن وجود داشت، شهروندان نباید در اوج خطرات علیه کشورمان و هجمه تروریستهای تکفیری، به فرار از کشورشان بپردازند.
کاظم القریشی هنرمند عراقی در حمایت از آلاء حسین بانوی هنرمند عراقی چنین گفته است: آلاء حسین به وطنش خیانت نکرد، انسانیتش را نفروخت و از تابعیتش دست نکشید.. آنچه این هنرمند از کمپینهای تخریب متحمل میشود چیزی جز تلاشهای نومیدانه برای مخدوش کردن صدایی پاک نیست که در همه زمانها در کنار مردم و خانوادهاش ایستاد.