
محمد هلسه، کارشناس فلسطینی در مصاحبه با به بررسی سناریوهای انتخابات رژیم صهیونیستی میپردازد.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، با اعلام نتایج بیست و ششمین دوره انتخابات کنست رژیم صهیونیستی و مشخص شدن تعداد کرسی های مهم ترین احزاب و جریانات سیاسی حاضر در این رقابت، گمانه زنی ها در مورد ادامه بن بست سیاسی در این رژیم قوت گرفت. این مسئله به ویژه در سایه موفقیت دو فهرست عربی حاضر در این رقابت و کسب 19 کرسی سبب شد تا ابهامات در مورد چشم انداز معرفی نامزد نخست وزیری و مسئول تشکیل کابینه آتی در سرزمین های اشغالی قوت بگیرد.
در همین راستا «لما ابوحلو»، خبرنگار در کرانه باختری، گفتگویی ویژه با دکتر «محمد هلسة»، یکی از کارشناسان برجسته مسائل رژیم صهیونیستی در جهان عرب، ترتیب داده است تا در خلال آن به بررسی آثار و پیامدهای اصلی نتایج انتخابات کنست و سناریوهای پیشِ رو آن بپردازد.
نسخه ویدئویی و متن مکتوب این گفتگوی اختصاصی در ادامه تقدیم مخاطبان خواهد شد.: دکتر محمد هلسة، خوش آمدید. لازم میدانم به بینندگان عزیز در این برنامه ویژه نیز سلام و عرض خوشآمد داشته باشم؛ برنامهای که در آن به بررسی چشمانداز فضای سیاسی اسرائیل و تأثیر آن بر مسئله فلسطین و فلسطینیان و منطقه غرب آسیا خواهیم پرداخت.
در آغاز بحث، چند پرسش از شما دارم. ارزیابی شما از نتایج اولیه انتخابات چیست؟
چرا ائتلاف بنیامین نتانیاهو نتوانست کابینه جدید را تشکیل دهد؟
محمد هلسه: به نام خدا، نتیجه انتخابات اخیر کنست رژیم صهیونیستی بازتابدهنده بحران عمیقی است که جامعهی اسرائیل از هفتم اکتبر با آن دستبهگریبان بوده است؛ بحرانی که هنوز از آن خارج نشده است. با توجه به شمار قابلتوجه کرسیهایی که احزاب عربی به دست آوردهاند، وضعیت حتی وخیمتر هم شده است.
در حال حاضر، هیچیک از طرفین قادر به تشکیل کابینهای با ثبات و برخوردار از اکثریت 61 کرسی نیست.
به نظر میرسد گزینههای پیش روی هر دو طرف حاضر در این رقابت محدودند؛ چون آنها خود را در چارچوب خطقرمزها و معیارهایی همچون احزاب عربی، حریدیها و بنیامین نتانیاهو محدود ساختهاند. بنابراین، به نظر میرسد این وضعیت در نهایت به بنبست سیاسی منجر شد و معتقدم برای رهایی از آن شاید نیازمند معجزه، یا شاید مداخله طرفهای بینالمللی برای تحمیل راهکاری مشخص باشیم.: چه سناریوهایی برای تشکیل کابینه بعدی مطرح شده است؟
آیا احزاب عرب میتوانند تعیینکننده نتیجه نهایی این انتخابات باشند، یا اینکه اسرائیل به سمت تشکیل یک کابینه واحد و یکپارچه پیش میرود؟
محمد هلسه: قرار بود احزاب عربی، راه کار خروج از این بحران باشند، اما نتانیاهو بار دیگر مرزهای مجاز و ممنوع را در خصوص روابط با اعراب تعیین کرد و عملاً عرب تباران را از چارچوب مدنظر صهیونیستها کنار گذاشت. در نظامهای دموکراتیک، انتظار میرود اکثریتی شکل بگیرد که نتانیاهو و کابینه راستگرای او را کنار زده و نظر خود را ابراز کند، اما در اسرائیل، سازوکار نظام به شکل متفاوتی عمل میکند.
این نظام نه بر پایه یک اکثریت صرفاً پارلمانی، بلکه بر اساس یک اکثریتِ «موثر و متنفذ» استوار است. به عبارت دیگر، این اکثریتِ صهیونیست است که ماهیت رابطه میان «جناح مخالف» و کابینه را تعیین میکند.
در اینجا، تعلق به نژاد یا هویت صهیونیستی، کلیدِ اصلیِ مشارکت در نظام سیاسی اسرائیل محسوب میشود. بنابراین، احتمال ائتلاف با احزاب عربی در حال حاضر منتفی به نظر میرسد.
با این حال، نتانیاهو میتواند با بهرهبرداری از شکافهای موجود در میان جناح مخالف، یکی از جریانهای مخالف را به سوی خود جذب کند؛ سناریویی که با توجه به حضور احزاب راستگرا، محتمل به نظر میرسد؛ یا حتی ممکن است آیزنکوت بتواند با حمایت احزاب «حریدی» ائتلافی تشکیل دهد؛ این گزینه با وجود محدودیتهای پیش رو، همچنان مطرح است. گزینه دیگر، تشکیل کابینه وحدت ملی است؛ کابینهای که ممکن است تحت فشار ایالات متحده، ضرورتهای موجود یا مداخله ترامپ شکل بگیرد؛ او نیز گفته است که شاید برای تشکیل چنین کابینهای بهعنوان راه خروج از بن بست فعلی به سود دو طرف، وارد عمل شود.: جنگها ی اخیر در سطح منطقه تا چه اندازه بر انتخابهای رأیدهندگان اسرائیلی تأثیر گذاشته است و افزایش کلی مشارکت رأیدهندگان از جمله در میان جمعیت عرب تبار در این انتخابات چه اهمیتی دارد؟
محمد هلسه: جامعه صهیونیستی، حتی پیش از هفتم اکتبر نیز گرایشهای راستگرایانه داشت؛ اما هفتم اکتبر به این روند شتاب بخشید و آن را بیش از پیش به سوی نژادپرستی و فاشیسمِ شدیدتر سوق داد. موضع کنونیِ تمام طیف سیاسی و احزاب سیاسی صهیونیستی در قبال آرای اعراب گواهی آشکار بر این نژادپرستی و چرخش به سمت راستگرایی است.
نتانیاهو همواره از شبح جنگ به عنوان ابزاری برای بسیج جامعه صهیونیستی حول رویکرد خود بهره برده است. احزاب راستگرا مدتهاست که از هراسِ جنگ و تصورِ وجودِ تهدیدهای وجودی برای مطیع نگه داشتن جامعه صهیونیستی و حفظ نفوذ خود بر آن استفاده میکنند؛ چرا که آنها را تنها راه نجات و تنها کسانی میدانند که قادرند جامعه را در برابر چنین خطراتی محافظت کنند.
نتانیاهو نیز همانطور که میدانید خود را به عنوان تنها «چهره امنیتی» معرفی میکند که توانایی حفاظت از اسرائیل در برابر این تهدیدها را دارد.
بنابراین، جنگها و تهدیدِ وقوع آنها عمدتاً در خدمت منافع جریان راستگرایان بوده است، با این باور که تنها جریان راستگرا توانایی حفاظت از اسرائیل را دارد و دیگران، امنیت این رژیم و دستاوردهای حاصلشده در عرصههای گوناگون نظیر گسترش شهرکسازیها و حفظ کنترل نظامی را به خطر خواهد انداخت.: این نتایج بهطور کلی چه تأثیری بر فلسطینیان خواهد داشت؟ و آیا میتوان انتظار تغییری در سیاستهای مربوط به شهرکسازیها و الحاق کرانه باختری را داشت یا اینکه فارغ از هویت کابینه کنونی یا کابینههای آینده، رویکرد فعلی همچنان ادامه خواهد یافت؟
محمد هلسه: فرض کنیم نتانیاهو که نماینده جناح راست است از صحنه سیاسی اسرائیل حذف شود؛ تفاوت بنیادین میان دو طرف همچنان باقی میماند. چرا که دستور کارِ جناح راستِ صهیونیستی بر پایه سلطه قاطع و تمامعیار بر فلسطینیان استوار است؛ جایگزینی، شهرکسازی، جابهجایی جمعیت و اعمال کنترل بر زمین؛ که در اصل به معنای دگرگون ساختن تمام جغرافیای فلسطین فارغ از سایر ملاحظات و تبدیل آن به قلمرویی یهودی متعلق به کابینه اسرائیل است.
جناح دیگر یعنی اپوزیسیون نیز در نگاه امنیتیمحور خود به فلسطینیان تفاوت چندانی با جریان حاکم ندارد؛ بلکه رویکرد کلی آن، مدیریتِ وضعیت اشغال به جای دستیابی به راهحلی قطعی و نهایی است. رویکردهای پیشنهادی احزاب اپوزیسیون در صورت رسیدن به قدرت متفاوت است؛ به عنوان مثال، لیبرمن ایدهٔ تشکیل یک کنفدراسیون را مطرح کرده که طی آن کرانه باختری به اردن و نوار غزه به مصر واگذار شوند.
چهرههایی همچون آیزنکوت، بنت و لاپید از رویکردهایی مطرح میکنند که فاقد هرگونه چشمانداز سیاسیِ قادر به تحقق یک کابینه فلسطینی است.
در میان صهیونیستها نوعی اجماع نسبی بر سر رد اصل وجود یک موجودیت سیاسی فلسطینی شکل گرفته است که عملاً از دستور کار گفتمان سیاسی اسرائیل حذف شده است. با این حال، ممکن است جلوههای پوپولیستی کاهش یابد؛ از جمله رفتارهای مهارنشده شهرکنشینان و اقدامات نمایشی بنگویر در برابر زندانیان فلسطینی و در مسجدالاقصی.
همچنین ممکن است در برخی مسائل بشردوستانه و امور روزمره نظیر تسهیل وضعیت ایستوبازرسیها یا صدور مجوز ورود برای شماری از کارگران فلسطینی، تغییراتی رخ دهد، اما در لایه بنیادین یعنی در نحوه نگرش به موجودیت فلسطینیان و حقوق آنان هیچ تغییری صورت نگرفته است.: استاد هلسه، آیا این نتایج پیامدهای منطقهای به همراه دارند؟ تأثیر احتمالی آنها بر تشدید تنشها با ایران و لبنان، روند عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی، و موضع دولت ایالات متحده در قبال این مسائل چیست؟
محمد هلسه: احزاب مخالف بر این باورند که اسرائیل باید گفتمانی متفاوت از آنچه نتانیاهو همچنان ترویج میکند، در پیش گیرد؛ گفتمانی مبنی بر اینکه اسرائیل باید از جنگهای دائمی و بیپایان که فاقد هرگونه چشمانداز روشنی هستند فاصله بگیرد و در عوض، دستاوردهای نظامی خود را به دستاوردهای راهبردیِ سیاسی تبدیل کند. این امر مستلزم ایجاد ترتیبات سیاسیای است که واقعیتهای میدانیِ ایجادشده توسط اسرائیل در خصوص نوار غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه را با هماهنگی ایالات متحده تثبیت نماید.
چنین تغییری به اسرائیل امکان میدهد تا به عرصه بینالمللی بازگردد، پیوند و همگرایی بیشتری با جهان پیدا کند و وجهه جهانی خود را ترمیم نماید. این توافقها تضمین میکنند که دستاوردهای حاصلشده در زمینه کنترل نظامی و گسترش شهرکسازیها به منافع راهبردی در درون نظام سیاسی اسرائیل بدل شوند.
رویکرد نتانیاهو بر این فرض استوار است که برای به انقیاد درآوردن همگان باید به استمرار توسل به زور و جنگهای بیپایان برای فریب دادن همه اتکا داشت. او لزوماً به دنبال تشکیل کابینههای دارای حاکمیت در منطقه نیست؛ بلکه در پی ایجاد شبهنهادهایی است که تحت چتر حمایتی اسرائیل و آمریکا فعالیت کنند.: پرسش پایانی من از شما این است که با توجه به این نتایج، مهمترین چالشهای پیش روی فلسطینیان را در ادامه مسیر چه میدانید؟
آیا مرحلهٔ پیش رو میتواند راه را به گشایش سیاسی برای فلسطینیان هموار کند یا اینکه این تحول صرفاً به تغییر چهرهها محدود خواهد ماند؟ و چه پیامی برای فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری دارید؟
محمد هلسه: تغییر سیاسی بدین معناست که وضعیت در سرزمینهای اشغالی دچار فروپاشی شده است. دیگر مجالی برای سخن گفتن از یک افق سیاسی که در نهایت به گفتگو پیرامون حقوق فلسطینیان نیز بینجامد، وجود ندارد.
اما صرف خوب جلوه دادن چهره اسرائیل از طریق اینکه تغییر رژیم و کابینه در آن، ممکن است برای طرف فلسطینی خطراتی به همراه داشته باشد، چنین تغییری میتواند اسرائیل را از زیر بار تعهداتش خارج کند و آن را از انزوا و انتقاداتی که هماکنون با آنها روبروست، نجات دهد و فلسطینیان را در وضعیتی متزلزل قرار خواهد داد؛ زیرا در وهله نخست، حمایت افکار عمومی جهان و موج همبستگی بینالمللی از فلسطینیان سلب خواهد شد؛ با این استدلال که نظام سیاسی اسرائیل تغییر کرده و دیگر خبری از راستگرایی افراطی در آن نیست.
به عبارت دیگر، بار اثبات بر دوش طرف فلسطینی میافتد؛ طرف اسرائیلی ممکن است چیزی ارائه دهد که جدید به نظر برسد و بدینوسیله فلسطینیان را تحت فشار بگذارد تا امتیازات بیشتری بدهند.
تغییر چهرهها لزوماً به تغییر سیاستها نمیانجامد. اگرچه ممکن است اصلاحاتی ظاهری یا تغییراتی جزئی صورت گیرد، اما رویکرد بنیادین همچنان پابرجا خواهد ماند؛ رهبران جدید با چالش اساسی مواجهند چون امکان عقب نشینی از وعدههایشان را ندارند، چون باید به هوادارانشان اثبات کنند که رویکرد راستگرا، صهیونیستی قوی تری در قیاس با نتانیاهو دارند.
نتانیاهو نیز به نوبه خود در کمین خواهد نشست و به جانشینش اجازه نخواهد داد فراتر از چارچوبهایی گام بردارد که خود او در تعامل با اعراب و فلسطینیان تعیین کرده بود. در عوض، رهبری جدید باید همین مرزهای موجود را حفظ کند و یا گزینه محتملتر آن است که در زمینههایی همچون کنترل نظامی، گسترش شهرکسازیها و توسل به نیروی نظامی، حتی فراتر از آن پیش برود.: با تشکر فراوان از دکتر محمد هلسه، کارشناس مسائل رژیم صهیونیستی.
نتایج انتخابات اسرائیل، چشمانداز سیاسی پیچیدهای را آشکار میسازد و مسیر را برای سناریوهای گوناگون در خصوص کابینه آینده رقم زده است. در چنین شرایطی، پیامدهای این نتایج برای فلسطینیان و کل منطقه به سیاستهایی بستگی خواهد داشت که کابینه جدید در پیش میگیرد.
منتظر گفتگوهای ویژه بعدی ما که به تحلیل دقیقتر فضای سیاسی اسرائیل، تحولات آن و بازتابهای این رویدادها بر فلسطین و منطقه خواهیم پرداخت، باشید. خدانگهدار.