اخبار فوری
منبع مطلع: ادعای بلومبرگ درباره تفاهم‌نامه دقیق نیست هم‌افزایی اقتصادی ایران و چین؛ قالیباف در گفتگوی راهبردی با اتاق بازرگانی افزایش ۱۵ درصدی عوارض عبور از تنگه‌های کلیدی ترکیه؛ گامی دیگر در جهت تامین منافع ملی هتک حرمت مساجد در کرانه باختری؛ وزارت اوقاف فلسطین: اقدام شهرک‌نشینان صهیونیست محکوم است آغاز نویدبخش بهار طبیعت با تولد نخستین گوساله مرال در دامان سرسبز گیلان اقدام سریع محیط زیست بابل؛ میمون وحشی تحت کنترل درآمد انفجار کنترل‌شده مهمات آمریکاییـصهیونیستی در یزد؛ پایانی بر خسارت ۱۰۰ درصدی به خودروها احیای گوزن ایرانی در سایه نظارت قاطع قضایی؛ نویدبخش آینده‌ای روشن برای مرال‌های قرق شب دوم محرم؛ افلاک، دلاویزترین منظره را به نمایش می‌گذارند انهدام باند تبصره پنج؛ پلمب کلینیک م در تهران با دستور قضایی/ سودهای میلیاردی شبکه‌ دلالی زیبایی با فریب سلبریتی‌ها «فواد»؛ پیشران نوین اصلاح ساختار اداری کشور با رویکرد رضایت‌مندی مردم ایران پیشگام شگفتی‌های پزشکی: افتتاح نخستین آزمایشگاه ملی سلول‌درمانی و ژندرمانی در پژوهشگاه رویان

گلوله باران مرگبار کودکان لامرد با ترکش‌های صدامعادل سنتکام؛ نقشی بر ستمدیدگی مظلومانه

آسمان لامرد و میناب به جای باران، شاهد بارش 180هزار گلوله تنگستنی بود و خون کودکان بی‌گناه قربانی جنایات سردمداران جنگ‌افروز آمریکا شد.

بچه‌های لامرد و میناب، هنوز کوچک‌تر از آن بودند که معنای جنگ را دریابند. میان صدای انفجار و صدای رعد تفاوت قائل نمی‌شدند و نورهای ناگهانی را جشن ستاره‌ها می‌پنداشتند. اما در آن روز شوم، آسمان به جای باران، 180هزار گلوله تنگستنی با آوای مرگ بر سرشان فروریخت و خون، زمین کربلا را تداعی کرد. این حادثه دلخراش، نتیجه آزمایش موشکی سنتکام با کلاهکی ترکش‌زا بود؛ کلاهکی که با انفجار در ارتفاع، هزاران ترکش مرگبار را بر سر منطقه‌ای وسیع پراکنده کرد.

حداقل هفتصد و بیست ترکش ریز، که هر کدام قصه نا تمام کودکی را در خود داشت؛ رویاهای بر باد رفته، مداد رنگی‌های زمین‌خورده و خنده‌هایی که در گلو خفه شدند. چه تفاوتی میان تیر سه‌شعبه حرمله و موشک ترکش‌زای آمریکایی است؟ ترکش‌ها بی‌رحمانه از دیوارها، پنجره‌ها و تن‌های کوچک کودکان عبور کردند، کودکانی که هنوز معنای نفرت آمریکایی_صهیونیستی را نمی‌فهمیدند.

پزشکان از تعداد زخم‌ها و قطعات فلزی سخن گفتند، اما هیچ‌کس نتوانست تعداد رؤیاهای زخمی را بشمارد. هیچ دستگاهی قادر به سنجش اندوه مادران و عمق سکوت کودکانی که ناگهان از بازی بازمانده‌اند، نیست. این ترکش‌ها در حافظه شهر باقی خواهند ماند، نه فقط به شکل فلز، بلکه به شکل سؤال‌هایی که در کوچه‌ها سرگردان‌اند: چرا آسمان بر سر کودکان فرو می‌ریزد؟ چرا بازی به میدان جنگ تبدیل می‌شود؟ و چرا چشم جهان، صدای افتادن گلوله‌ها را عادی می‌پندارد؟ کودکانی چون آوینای دوساله، با لالایی خداحافظی ابدیشان، قربانی این جنایات شدند. «هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللّهِ»؛ خدایا تو شاهد باش.