اخبار فوری
گشایش در تسهیل تجارت؛ ورود موقت کالا از پرداخت عوارض 10 درصدی حمل دریایی معاف شد سازمان هواپیمایی: تمام تلاش خود را برای جلوگیری از گرانی بلیت هواپیما در ایام محرم بکار می‌گیریم ** ستاد دانشگاهیان؛ تجلی وحدت و اقتدار برای بدرقه رهبر شهید استقبال دوگانه گروه ۷؛ طنین خصمانه در پیام حمایت از توافق ایران غفلت دولت از قانون؛ مجلس از ظرفیت قانونی برای الزام دستگاه‌ها به قانون‌مداری استفاده می‌کند ریزش پایگاه رای سنتی؛ جدایی 47 درصد آمریکایی‌ها از دو حزب اصلی خودکفایی در دانه‌های روغنی، اولویت اقتصادی کشور؛ پیشنهاد مجلس به وزیر جهاد کشاورزی پیوند علم، صلح و حافظه تاریخی؛ تاکید وزیر علوم ایران در بلاروس افشای شبکه فساد؛ کیفرخواست زمین‌خواری 225 هکتاری در سعادت‌آباد صادر شد تئاتر شهر میزبان مستند “تمرین آخر؛ تعزیه حر دلاور” به روایت ناصر تقوایی طرح ملی پایش خاک‌های کشاورزی در 3300 پایگاه مطالعاتی در سراسر کشور آغاز شد اقدام قاطعانه در تبریز؛ انهدام موفقیت‌آمیز مهمات دوران دفاع مقدس

گلوله باران مرگبار کودکان لامرد با ترکش‌های صدامعادل سنتکام؛ نقشی بر ستمدیدگی مظلومانه

آسمان لامرد و میناب به جای باران، شاهد بارش 180هزار گلوله تنگستنی بود و خون کودکان بی‌گناه قربانی جنایات سردمداران جنگ‌افروز آمریکا شد.

بچه‌های لامرد و میناب، هنوز کوچک‌تر از آن بودند که معنای جنگ را دریابند. میان صدای انفجار و صدای رعد تفاوت قائل نمی‌شدند و نورهای ناگهانی را جشن ستاره‌ها می‌پنداشتند. اما در آن روز شوم، آسمان به جای باران، 180هزار گلوله تنگستنی با آوای مرگ بر سرشان فروریخت و خون، زمین کربلا را تداعی کرد. این حادثه دلخراش، نتیجه آزمایش موشکی سنتکام با کلاهکی ترکش‌زا بود؛ کلاهکی که با انفجار در ارتفاع، هزاران ترکش مرگبار را بر سر منطقه‌ای وسیع پراکنده کرد.

حداقل هفتصد و بیست ترکش ریز، که هر کدام قصه نا تمام کودکی را در خود داشت؛ رویاهای بر باد رفته، مداد رنگی‌های زمین‌خورده و خنده‌هایی که در گلو خفه شدند. چه تفاوتی میان تیر سه‌شعبه حرمله و موشک ترکش‌زای آمریکایی است؟ ترکش‌ها بی‌رحمانه از دیوارها، پنجره‌ها و تن‌های کوچک کودکان عبور کردند، کودکانی که هنوز معنای نفرت آمریکایی_صهیونیستی را نمی‌فهمیدند.

پزشکان از تعداد زخم‌ها و قطعات فلزی سخن گفتند، اما هیچ‌کس نتوانست تعداد رؤیاهای زخمی را بشمارد. هیچ دستگاهی قادر به سنجش اندوه مادران و عمق سکوت کودکانی که ناگهان از بازی بازمانده‌اند، نیست. این ترکش‌ها در حافظه شهر باقی خواهند ماند، نه فقط به شکل فلز، بلکه به شکل سؤال‌هایی که در کوچه‌ها سرگردان‌اند: چرا آسمان بر سر کودکان فرو می‌ریزد؟ چرا بازی به میدان جنگ تبدیل می‌شود؟ و چرا چشم جهان، صدای افتادن گلوله‌ها را عادی می‌پندارد؟ کودکانی چون آوینای دوساله، با لالایی خداحافظی ابدیشان، قربانی این جنایات شدند. «هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللّهِ»؛ خدایا تو شاهد باش.