
یکی از اتهاماتی که طی سالهای اخیر به سیدجمال الدین اسدآبادی میزنند سلفیگری است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، نشست نقد و بررسی کتاب سنت علیه تجدد؛ عثمانی و مصر در نیمه نخست قرن بیستم نوشته سیدجلال محمودی به همت انتشارات نگارستان اندیشه و معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران و با حضور داریوش رحمانیان دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران، سعید طاووسیمسرور استادیار تاریخ اسلام دانشگاه علامه طباطبایی، سیدجلال محمودی استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی و نویسنده کتاب، صادق حیدرینیا مدیرعامل انتشارات نگارستان اندیشه به میزبانی خانه کتاب دانشگاه برگزار شد. سخنرانان این نشست با اشاره به تحولات فکری جهان اسلام در مواجهه با تجدد، به بررسی نسبت سنت و تجدد در مصر و عثمانی و بازتاب این تحولات در ایران به سخنرانی پرداختند.
در آغاز این نشست حیدری نیا با اشاره به اینکه کتاب حاضر از رساله دکتری سیدجلال محمودی برگرفته شده است، آن را پژوهشی کمنظیر درباره موضوعی دانست که در ایران کمتر محل توجه بوده است. وی افزود: این اثر به ریشههای بنیادگرایی در جهان اسلام و دگرگونیهای بخش غربی این جهان، بهویژه مصر و عثمانی، در دوره پیش از فروپاشی امپراتوری عثمانی و سالهای نخست پس از آن میپردازد.
مدیرعامل انتشارات نگارستان اندیشه گفت: در این نشست قرار است افزون بر گفتوگو درباره کتاب، پرسشهایی مطرح شود که برای مخاطب امروز نیز راهگشا باشد و بتواند میان مباحث اثر و مسائل ایران، چه در آغاز قرن بیستم و چه در امتداد آن تا امروز، پیوندی برقرار کند.
وی افزود: اندیشه نوگرایی و اندیشه دینی، بهعنوان دو جریان فکری که از قرن نوزدهم و بیستم در جهان اسلام فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشتهاند، تا چه اندازه از مسائل داخلی مصر و عثمانی برخاسته و چه میزان از غرب اثر پذیرفتهاند؟ همزمان، عمده فعالیتهای روشنفکری و تحولات ایران نیز زیر تاثیر جهان غرب قرار داشته است.
بنابراین باید پرسید متفکران اسلامی در غرب جهان اسلام، شمال آفریقا و عثمانی تا چه حد اندیشههای درونزا داشتند و وضعیت تفکر در آن مناطق با پویایی همراه بود یا رکود و اضمحلال به همراه داشت.
حیدرینیا با اشاره به آثار متعدد داریوش رحمانیان درباره سیدجمالالدین اسدآبادی افزود: بخشی از کتاب نیز به این شخصیت اختصاص یافته است. سیدجمال در تعامل با متفکران عثمانی، مصر و غرب قرار داشت، هم تحولات غرب را دنبال میکرد و هم از آن تاثیر میپذیرفت و در عین حال با ایران نیز رفتوآمد و ارتباط داشت.
از این رو، این پرسش وجود دارد که تحولات فکری عثمانی و مصر در آن دوره چه اندازه بر وضعیت اندیشه در ایران اثر گذاشته است. همچنین باید دید آیا جز سیدجمال، حلقههای دیگری هم وجود داشتهاند که این اندیشهها را به ایران پیوند دهند یا خیر؟
مدیرعامل انتشارات نگارستان اندیشه تصریح کرد: نجف، که در آن زمان مهمترین حوزه علمیه محسوب میشد، عملا در قلمرو امپراتوری عثمانی قرار داشت و نسبت به حوزههای علمیه ایران، آسانتر به مطبوعات و نوشتههای منتشرشده در عثمانی، شمال آفریقا و حتی اروپا دسترسی پیدا میکرد. از همین رو، این پرسشها با هدف رسیدن به تصویری از وضعیت تفکر در غرب جهان اسلام، در محدوده امپراتوری عثمانی پیش از فروپاشی و سالهای نخست پس از آن، مطرح میشود تا بتوان نسبت آن را با مسائل اندیشه در ایران نیز بررسی کرد.
در ادامه نشست سیدجلال محمودی استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی و نویسنده کتاب خاطر نشان کرد: مواجهه با تجدد، دغدغهای مشترک در جهان اسلام بوده است، مسئلهای که هم در ایران وجود داشته و هم در عثمانی و همه متفکران به نحوی با آن روبهرو بودهاند.
وی افزود: این دغدغه به دوره جدید محدود نیست و ریشهای کهنتر دارد. در ادامه پژوهشهایم، مسئله مواجهه سنت و تمدن اسلامی با امر نو را دنبال میکنم و رویارویی با تجدد نیز ذیل همین مسئله قرار میگیرد.
پرسش این است که وقتی پدیدهای تازه وارد جهان اسلام میشد، متفکران مسلمان در برابر آن چه میکردند؟
محمودی با اشاره به روند پژوهش درباره شخصیتهای فکری اظهار داشت: نویسندگان ما معمولا به سراغ چهرههایی رفتهاند که بیشتر شناختهشده بودهاند و کنشگری، اثر و کتاب داشتهاند. در چنین مسیری، گاه مسائل قدیمی را با همان صورت سابق و گاه با رنگ و لعابی تازه تکرار کردهایم.
از همین رو، تلاش من این بود که سراغ شخصیتی بروم که بتوان او را از جهتی سنتگرا و از جهتی دیگر متجدد دانست، از جنس افرادی که در پیرامون خود میبینیم و در تاریخ معاصر نیز بسیار با آنان مواجه بودهایم و این شخصیت، مصطفی صبری توقاتی است.
استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی درباره اهمیت مصطفی صبری بیان کرد: از او بهعنوان یکی از آخرین شیخالاسلامهای بزرگ عثمانی یاد میشود، زیرا پس از وی، حتی در سالهای آغازین دوره آتاتورک نیز شیخالاسلام وجود داشت، اما دیگر تاثیرگذار نبود. صبری همچنان دغدغه خلافت داشت و احساس میکرد چیزی از میان رفته است که باید برای آن کاری کرد.
وی افزود: هنگامی که الفبای عربی جای خود را به الفبای لاتین داد، صبری واکنشی بسیار حساس نشان داد. وی به سبب خاستگاه خود، برای خویش رسالتی تاریخی قائل بود.
صبری هم دوره عبدالحمید را دیده بود، هم دوره وحیدالدین را و هم تحولات پس از جنگ جهانی اول و الغای خلافت را درک کرده بود.
محمودی در ادامه خاطر نشان کرد: صبری ناچار بود با کمالیستها و دیگر ترقیخواهان ترکیه، اسلامگرایان و ناسیونالیستهای عرب مواجه شود، او با همه جریانهایی روبهرو شد که در عثمانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم حضور داشتند. بنابراین پس از الغای خلافت، به دلیل مواضع خود و فشار کمالیستها تبعید شد.
صبری پیشتر نیز چند بار بهتناوب شیخالاسلام شده بود. وی دو سال در رومانی ماند و پس از آن، همراه خانواده به یونان رفت و چند سال در آنجا زندگی کرد.
این استاد دانشگاه مذاهب اسلامی اظهار داشت: صبری در یونان روزنامهای منتشر کرد که اهمیت فراوانی داشت و قصیدهای سرود که مشهور شد، و در این قصیده از ترک بودن خود استعفا داد. درست در همین دوره بود که آتاتورک الفبای ترکی را از عربی به لاتین تغییر داد و پذیرش این تحول برای صبری بسیار دشوار بود.
ایشان پس از آن ناچار شد به حجاز برود، اما آبوهوا آن منطقه با وی سازگار نبود و سرانجام در مصر مستقر شد و نیمه دوم زندگیاش را تا هنگام مرگ در سال 1953 در مصر گذراند و در روزنامهها و رسانههای آنجا، با افرادی مانند محمد فرید وجدی و بسیاری دیگر، مواجهههای فکری جدی داشت.
وی افزود: به دلیل حضور انگلیسیها، مسئله تجدد در مصر بسیار جدی بود و ابعاد معرفتی مهمی پیدا کرده بود. مجموعه این مواجههها سبب شد صبری، که برای خود رسالتی تاریخی قائل بود، قلم به دست بگیرد و بنویسد.
او سنتگرایی ریشهدار بود که در عین حال از ابزارهای تجدد نیز استفاده میکرد، روزنامه داشت و از تریبونهای عمومی بهره میگرفت.
محمودی درباره ساختار کتاب اظهار داشت: در بخش نخست کوشیدهام بستر تاریخی مواجهه با تجدد را تفسیر کنم. ممکن است این بخش برای ایرانیان تا حدی خستهکننده باشد، زیرا با همان فضا، همان داستان، همان شخصیتها و همان دغدغههایی مواجه میشوند که در تاریخ خودمان نیز دیدهایم.
در بخش دوم با ورود صبری، کار تا حدی متفاوت میشود، زیرا با سنتگرایی مواجه هستیم که ابزارهای جدید و روزنامه را میشناسد، از تریبونهای عمومی استفاده میکند و خود نیز صاحب روزنامه است. این فرد وارد میدان میشود، کنشگری میکند، خلافت ملغی میشود و او به تبعید میرود.
استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: برای متفکران ایرانی نیز همواره این پرسش مطرح بوده که آیا میتوان مدرنیته یا تجدد را گرفت، اما مبانی معرفتی آن را نپذیرفت. باید دید چنین کاری تا چه اندازه ممکن است و این پرسش تا چه حد اعتبار دارد.
از این منظر، مسلمانان در مواجهه با امر نو، پیشتر با فلسفه یونان نیز روبهرو شده بودند. متفکران به آن ارجاع میدادند و درون سنت نیز گروههایی بودند که آن را تلفیق، رد یا قبول کردند.
بنابراین پرسش این است که آیا در دوره تجدد نیز اتفاقی از همین جنس رخ داده است یا خیر؟
محمودی افزود: تلاش کردهام زمینهای تاریخی برای مواجهه با تجدد در سنتها، بسترها و فضاهای گوناگون ترسیم کنم و سپس فردی را که ظاهرا سنتگراست، اما با فضای سنت و تجدد روبهرو شده، در این بوم قرار دهم تا روشن شود میخواهد چه کند و سرانجام به کجا میرسد.
مولف کتاب سنت علیه تجدد؛ عثمانی و مصر در نیمه نخست قرن بیستم در پاسخ به پرسشی درباره اینکه مقاومت افرادی چون صبری تا چه حد در موقعیت و منافع آنان ریشه داشت و تا چه اندازه از اندیشه برمیخاست، افزود: بسیار دیده میشود که سنتگرایان را افرادی معرفی میکنند که فقط به دنبال منافع شخصی و جایگاه خود بودهاند و به همین دلیل در برابر تجدد موضعی جدی داشتهاند، اما من درباره صبری به چنین نتیجهای نرسیدهام.از همین رو، صبری موضعگیری جدی در برابر جنبههای فنی و علمی تمدن غرب نداشت و با آن بخش از تمدن غرب نیز مشکلی نداشت.
استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی افزود: تجدد به شکل یک بسته وارد فضای اسلامی نشد. مدرنیته یا تجدد واژهای پسینی است، درحالیکه مجموعهای از پدیدههای تازه، از دولت، ملت و قومیت تا آزادی و شهروندی، وارد شد و ما بعدها این مجموعه را مدرنیته یا تجدد نامیدیم.
وی افزود: سادهسازی است اگر همه اندیشههایی را که در دوره تجدد شکل گرفت و به سمت ما آمد، یکجا مدرنیته بنامیم و تصور کنیم در ایران، عثمانی و مصر همه چیز یکسان بوده است، چرا که مواجهه با هر یک از این عناصر در ایران، عثمانی و مصر تفاوت داشت و باید به تفکیک تجدد قائل بود. از این منظر، نمیتوان همه سنتگرایان را در مخالفت با مبانی معرفتی تجدد، به حفظ منافع شخصی تقلیل داد، زیرا چنین برداشتی تقلیلگرایانه و سادهسازی مسئله است.
محمودی تصریح کرد: اگر اینگونه با موضوع مواجه شویم، به همان دوره تاریخی بازمیگردیم که همیشه درگیر آن بودهایم و شاید اکنون نیز گرفتار آن باشیم، در نتیجه، دوباره به نقطه آغاز بازمیگردیم.
مولف کتاب، فقه اسلامی را نمونهای برای توضیح این مسئله دانست و بیان کرد: وقتی از فقه اسلامی صحبت میکنیم، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان شریعت را در قالب ماده واحده و تبصره درآورد و برای امور مختلف جامعه از فقه بهره گرفت.
وی با اشاره به اقدام عثمانیها در مجله الاحکام العدلیه افزود: در همان زمان، شافعیها آن را نپذیرفتند و بر آن حاشیه نوشتند، شیعیان نیز آن را نپذیرفتند و کاشفالغطاء تحریر المجله را نوشت که در ایران در چند جلد چاپ شد. از این منظر، تبدیل شریعت به ماده واحده در فضای عثمانی، بهویژه برای کسانی مانند صبری، بسیار دشوار بود.
بنابراین مسئله فقط قانون نبود، بلکه موضوع زن، حقوق شهروندی و حکمرانی نیز مطرح بود.
استادیار دانشگاه مذاهب اسلامی و مولف این کتاب در پایان سخنان خود اظهار داشت: در کتاب، چهار چالش مهمی را که سراسر جهان اسلام با آن مواجه بود مطرح کردهام و کوشیدهام آنها را در نوشتههای صبری دنبال کنم تا روشن شود وی با این چالشها چه کرده است.
دیگر سخنران این نشست سعید طاووسیمسرور، استادیار تاریخ اسلام دانشگاه علامه طباطبایی بود، وی با بیان اینکه محمودی با پرداختن به تاریخ اندیشه در عثمانی و مصر کار ارزشمندی انجام داده است، افزود: این حوزه در مطالعات عثمانی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به برخی آثار مربوط به تاریخ اجتماعی عثمانی و ترجمه فارسی کتاب زندگی روزانه در امپراتوری عثمانی به قلم مهرداد کیا، خاطر نشان کرد: اگرچه حسن حضرتی در کتاب مشروطه ایران و عثمانی تا اندازهای به تاریخ اندیشه و تاثیر تحولات فکری عثمانی بر ایران پرداخته است، اما همچنان دستمان در این زمینه خالی است.
طاووسیمسرور افزود: برخی عثمانی را تنها ترکیه پیش از جمهوریت میدانند و سوریه، مصر، یمن و عربستان آن دوره را اصلا در محاسبات خود نمیآورند، در نتیجه، درباره این مناطق نیز پژوهش چندانی صورت نمیگیرد. تاریخ ایران و عثمانی، شاید از چهارصد سال پیش و از دوره صفویه، و با تاکید بیشتر از عصر قاجار، بهویژه از زمان عباسمیرزا و مشروطه به بعد، به هم گره خورده است.
استادیار تاریخ اسلام دانشگاه علامه طباطبایی سیدجمال را نمونهای از این درهمتنیدگی دانست و بیان کرد: سیدجمال در فضایی گسترده، از استانبول و مصر تا افغانستان، نقشآفرینی میکرد که مسئله نشان میدهد که تاریخ، فرهنگ و مسائل ما در این مقطع با یکدیگر پیوند داشتهاند.
وی افزود: مسئله زن که صبری با آن مواجه بود، موضوعی نبود که نجف یا قم با آن مواجه نباشند. بلکه تجدد مسئلهای کلان بود که همه این جغرافیای فکری و فرهنگی را تحت تاثیر قرار داد و تا امروز نیز با آن دستوپنجه نرم میکنیم.
طاووسی مسرور با اشاره به روش پژوهش محمودی در این کتاب خاطر نشان کرد: وی از نظریه بهره میگیرد و در این کتاب نیز از تحلیل گفتمان و مباحث فوکو استفاده کرده است، اما این نظریات را بر محتوای تاریخی تحمیل نکرده و به تعبیر من، ادا درنیاورده است، چرا که اگر کسی که میخواهد از نظریه استفاده کند، باید ابتدا محتوای تاریخی درستی در اختیار داشته باشد تا بتواند آن را با نظریه تحلیل کند. نظریه ابزار پژوهشگر است، اما کار ویژه اصلی رشته تاریخ توصیف است و تاریخنگار برای ورود به تحلیل، از نظریه یا روشهای دیگر بهره میبرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: محمودی به منابع متعدد و متنوعی در زبانهای مختلف مراجعه کرده، زحمت فراوانی کشیده و آثار صطفی صبری و دیدگاههای او را در موضوعاتی مانند قومیت، زن، شرق و غرب معرفی کرده است و پیوستهای کتاب، از جمله تصاویر و اسناد، بر ارزش اثر افزوده است.
داریوش رحمانیان، دیگر سخنران ایننشست، در بخش نخست سخنانش به عنوان کتاب پرداخت و گفت: شاید بهتر بود کتاب با عنوان شیخ مصطفی صبری منتشر میشد، زیرا دو بخش بزرگ کتاب و مسئله محوری آن، زندگی، آثار، دیدگاهها و آرای صبری است.
وی افزود: صبری در مقطعی مهم از تاریخ اسلام، جهان اسلام، عثمانی، خاورمیانه و مصر ظهور کرد و واکنشهای او به مسائلی که جهان اسلام، بهویژه در عثمانی، ترکیه جدید و مصر، با آنها دستوپنجه نرم میکرد، برای ما اهمیت فراوانی دارد.
رحمانیان عنوان سنت علیه تجدد را یکسویه دانست و گفت: تجدد نیز به یک معنا به سنت حملهور میشود و باید هر دو سوی این ماجرا را دید. شاید عبارت چالش سنت و تجدد بتواند مفهوم بهتری را منتقل کند.
دانشیار دانشگاه تهران اهمیت اینکتاب را در درجه نخست، روایت آن از شیخ مصطفی صبری دانست. وی در ادامه از برخی چهرههای موثر در مطالعات تاریخ اندیشه خاورمیانه یاد کرد و خاطر نشان کرد: نخست باید از زندهیاد حمید عنایت نام برد که از پیشگامان مطالعه تحولات اندیشه در خاورمیانه، بهویژه در بخش عربی و کشورهایی چون سوریه و مصر، بود و کتاب سیری در اندیشه سیاسی عرب را منتشر کرد.
عبدالهادی حائری چهره دیگری در این مسیر است، ایشان در کنار پروژه پژوهشی خود درباره ایران و کتاب تاریخ رویارویی اندیشهگران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب، به دو رویه علمی، فرهنگی، فنی و صنعتی تمدن غرب و رویه استعماری آن پرداخت.
رحمانیان افزود: آثار و گفتارهای دیگری نیز از حائری درباره آزادیهای سیاسی و اجتماعی وجود دارد. همچنین مقالهای مفصل درباره عثمانی نوشت که در ضمیمه مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد و به رویارویی اندیشهگران و علمای عثمانی با دو رویه تمدن بورژوازی غرب پرداخت.
رحیم رئیسنیا نیز کتاب سهجلدی ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم را نوشته که در آن کوشیده است روایتی از تعاملات، دادوستدها و تاثیر و تاثرهای ایران و عثمانی ارائه کند. از این منظر، در سالهای اخیر، بهویژه در دانشگاهها، رسالهها و پایاننامههای نسبتا خوبی نوشته شده است، از جمله پژوهش محمودی به راهنمایی حسن حضرتی و کتابی که محمدحسین صادقی، دیگر شاگرد حضرتی درباره مشروطه ایران و عثمانی منتشر کرده است.
دانشیار دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: ما ایرانیان همچنان در وضعیت غفلت قرار داریم و درباره تحولاتی که در کشورهای همسایه ما رخ داده، به اندازه کافی کار نکردهایم. نگاه ما همواره به غرب، اروپا، فرانسه، انگلیس، آلمان و آمریکا بوده و به متفکران بزرگ غربی توجه فراوانی داشتهایم، اما کمتر پرسیدهایم که در ترکیه، در نزدیکی ما، چه تحولات فکریای رخ داده است.
در سالهای اخیر، افزون بر پیشینهای که با آثار حمید عنایت، عبدالهادی حائری و دیگران شکل گرفته، فعالیتهایی انجام شده و این روند نیز ادامه دارد، اما هنوز آنگونه که باید به این نیاز اساسی پاسخ ندادهایم. از همین رو، باید متفکران مصر را بشناسیم، هم تحولات عمومی، بحثهای گفتمانی، جریانها و انجمنها را و هم شخصیتها را و حتی لازم است درباره این افراد تکنگاری انجام شود.
رحمانیان با اشاره به یکی از منابع مورد استفاده محمودی در این کتاب گفت: رساله دکتری چارلز کلارنس آدامز با عنوان اسلام و مدرنیسم در مصر، که نویسنده بارها به ترجمه عربی آن ارجاع داده، به گمان من از شاهکارهای اسلامشناسی غربی است و باید به فارسی ترجمه شود تا ما شخصیت شیخ محمد عبده آشنا شویم.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سپس این پرسش را مطرح کرد که ما درباره تحولات پاکستان و آنچه در دو سده اخیر در هند، بهویژه میان مسلمانان هند، رخ داده چه اندازه میدانیم و چه میزان پژوهش انجام دادهایم.
او در ادامه گفت: این تحقیقات در سالهای اخیر رونق گرفته، اما هنوز در حدی نیست که بتوان به خود نمره قبولی داد. باید از این آثار و پژوهشگران استقبال کرد، زیرا این مسیر دشوار است و دانستن زبانهای ترکی، عربی و انگلیسی و گاه استفاده از منابع آلمانی، فرانسوی و روسی را میطلبد.
نویسنده در برخی بخشها اثری را روایت میکند، اما روایت آنقدر فشرده، اجمالی و گذرا است که از منظر پژوهشی دستاورد چندانی برای خواننده ندارد. درباره صبری در ترکیه تکنگاریهایی نوشته شده و نویسنده نیز در حد توان به آنها ارجاع داده و از استنادات خوبی بهره گرفته است، اما یکی از نقدها این است که برخی آثار ترکی، عربی و ترجمهها به اندازه کافی بررسی نشدهاند.
رحمانیان به ترجمه صبری از کتاب شکیب ارسلان درباره علل عقبماندگی و انحطاط مسلمانان اشاره کرد و اظهار داشت: این ترجمه بنا به خواست خود شکیب ارسلان انجام شد و نویسنده نیز به آن پرداخته است، اما لازم بود روشن شود این ترجمه چه ویژگیهایی داشت، بازتاب آن چه بود و اگر اطلاعاتی به دست نیامده، نویسنده به خواننده توضیح دهد که جستوجو کرده و به نتیجه نرسیده است. درباره وجه روزنامهنگارانه زندگی صبری، با وجود مقالات فراوان و تاسیس چند نشریه، نیز همین اختصار دیده میشود.
در بخش پنجم کتاب که اندیشههای ایشان شرح داده شده نیز وضع به همین صورت است، درحالیکه خواننده و پژوهشگر برای دنبال کردن پرسشهای خود به روایتی جامع و روشنگر نیاز دارد.
اینپژوهشگر، نقد دیگر را به مباحث مفهومی، نظری و تا حدی روشی کتاب مربوط دانست و افزود: نویسنده بر روش تحلیل گفتمان تکیه کرده و در بخشهای مختلف، از گفتمانی با عنوان گفتمان سنتگرایی سخن میگوید، بهگونهای که خواننده تصور میکند خود نویسنده نیز برای این گفتمان پیشینهای بسیار کهن قائل است.
وی افزود: در بحث دوره خلافت عباسی، قرون نخستین اسلامی و دورههای پس از سقوط بغداد، زمانی که خلیفه همچنان نماد و نشانه وحدتبخش جماعت و امت اسلامی بود، نویسنده بارها از چگونگی ترویج گفتمان، سوژههای سخنگو و آثار تولیدشده سخن میگوید.
دانشیار دانشگاه تهران این مسئله را درهمآمیزی و حتی آشفتگی مفهومی توصیف کرد و خاطر نشان کرد: میان آن گفتمانها و گفتمان سنتگرایی مدرن نمیتوان قیاس برقرار کرد. سنتگرایی با سنت تفاوت دارد و نمیتوان سنتگرایی را که واکنشی در عصر مدرن است، با سنت قدما یکی دانست، چرا که سنتگرایی یکی از جریانها، گفتمانها، حرکتها و کنشهایی است که در برابر تجددگراییها شکل میگیرد و خود پدیدهای مدرن است، همانگونه که مدرنگرایی پدیدهای مدرن به شمار میرود.
رحمانیان افزود: روایت یکپارچه از گفتمان سنتگرایی و گفتمان تجددگرایی نیز از نظر مفهومی خطا ایجاد میکند، زیرا با یک گفتمان واحد روبهرو نیستیم، بلکه گفتمانهای سنتگرایی و گفتمانهای تجددگرایی وجود دارند. درباره نمایندگان این گفتمانها نیز نمیتوان با قطعیت گفت که یک فرد نماینده تجددگرایی و فرد دیگر نماینده سنتگرایی است.
باید با احتیاط سخن گفت و پیچیدگیها و ظرافتهای این مسئله را روایت کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به نمونهای در این کتاب گفت: نویسنده در مواردی رشیدرضا را تجددگرا و متعلق به گفتمان تجددگرایی معرفی میکند که این موضوع میتواند محل مناقشه جدی باشد. رشیدرضا شاگرد شیخ محمد عبده بود و عبده نیز شاگرد سیدجمال به شمار میرفت.
این افراد در کلیت خود، نمایندگان جریانی هستند که از آن با عنوان تجددگرایی اسلامی یا تجددگرایی دینی یاد میکنیم، اما این جریان طیفی است که دگرگونیها و تناقضهایی هم در سطح کل جریان و هم در اندیشه هر یک از افراد آن دیده میشود.خود من این اتهام را نمیپذیرم، اما در سالهای اخیر یکی از اتهامهای اصلی علیه این جریان و پیشگامان آن، بهویژه سیدجمالالدین اسدآبادی، این بوده که آنان پدران سلفیگری هستند و سلفیگری امروز جهان اسلام از آثار، اندیشهها، گفتار و کردار آنان بیرون آمده است. به همین دلیل، ساختن یک مفهوم یکپارچه و ارائه روایتی کلی از چیزی که ذاتا قابلیت تعمیم ندارد، مسئلهساز است و در این کتاب نیز به مسئله تبدیل شده است.
از این منظر، بخشی که به سیدجمال و شیخ محمد عبده اختصاص دارد، قابلیت بازنویسی و بازپرداخت دارد. پیش از این نیز آثار پرشماری درباره این دو شخصیت منتشر شده است.
وی افزود: حدود پانزده یا شانزده سال پیش، یا شاید بیشتر، رصدی انجام داده بودم و دیده بودم بیش از چهارده هزار عنوان گفتار، مقاله، کتاب، رساله، سخنرانی و همایش درباره سیدجمال برگزار یا منتشر شده است. امروز کتابشناسی سیدجمال شاید ممکن نباشد، زیرا درباره او به زبانهای فارسی، عربی، ترکی، اردو، پشتو و زبانهای اروپایی مانند روسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی نوشتهاند.
دانشیار دانشگاه تهران تصریح کرد: بنابراین، انتظار نمیرود نویسنده همه این آثار را دیده باشد، اما لازم بود امهات پژوهشهای مرتبط با سیدجمال، عبده و دیگران را بررسی کند. در روایت کتاب، جای برخی پژوهشهای اصلی خالی است و امیدوارم در صورت بازنویسی، این موارد نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: یکی از مسائل محوری کتاب، الغای خلافت است و روایت محمودی از این مسئله، روایتی ارزشمند، جاندار و آوردهای تازه برای زبان فارسی است، هرچند همچنان جای بحث دارد. تا جایی که میدانم، واکنشهای فکری، کنشها و بحث و جدلهای مربوط به الغای خلافت، در میان غیرترکها، از هندیها و عربها تا افغانها، به حدود یک قرن پیش بازمیگردد.، چرا که مسائل ایرانیان متفاوت بود، چون بخش بزرگی از جمعیت ایران شیعه بودند، هرچند اهل سنت، کردها، بلوچها، ترکمنها و گروههای دیگر نیز در بخشهایی از کشور جایگاه قابل توجهی دارند.
با این حال، الغای خلافت در ایران نیز تاثیر گذاشت و جامعه ایران را تکان داد. همچنین نخستین کسی که به بحران ناشی از الغای خلافت پرداخت، زندهیاد حمید عنایت بود، وی به بحرانی که در جهان اسلام شکل گرفت پرداخت، هرچند اشارهای به ایران نداشت.
هضو هیئت علمی دانشگاه تهران افخاطر نشان کرد: در ترکیه، مصطفی کمال که بعدها آتاتورک نام گرفت، جمهوری را اعلام کرد و خلافت از میان رفت. سلطان محمد ششم وحیدالدین کنار گذاشته شد و کمالیستها بر مجلس کبیر ملی غلبه کردند.
نویسنده نوشته است که برخی از جمله صبری، گریختند. صبری نیز گریخت، زیرا اگر به دست آنان میافتاد، ممکن بود کشته یا دستکم زندانی شود.
وی با تاکید بر ضرورت پژوهشهای اسنادی در ایران گفت: همچنان نیاز داریم بر اساس اسناد و مدارک بررسی کنیم که پیامدهای این رویداد چه بود. محمودی درباره تلقی جمهوری رضاخانی و پیامدهای آن برای ایرانیان و عتبات عالیات بحثهای خوبی ارائه کرده است.
نویسنده در بحث جهان اسلام، انصافا سرنخهای خوبی داده و بر گفتههای اجمالی پژوهشگرانی مانند حمید عنایت افزوده است و با تکیه بر تحقیقات عربی و ترکی و در مواردی ارجاع به آثار اروپایی، به ادبیات پژوهشی فارسی افزوده است. از همین رو، روایت محمودی برای امروز ما نیز اهمیت دارد، زیرا ما چه مسلمان و چه غیرمسلمان، در جغرافیای جهان اسلام و در مرکز آن، یعنی خاورمیانه، زندگی میکنیم.
رحمانیان افزود: امروز سلفیگری و گرایشهای جهادی، القاعده و داعش، ادعای خلافت دارند و میخواهند آن را در برابر الغای خلافت احیا کنند. خلافت در جهان اسلام سنی مانند نختسبیحی بود که مهرههای پراکنده شرق و غرب جهان اسلام را، اگر نه همه را، دستکم بخش بزرگی از آنها را به شکل نمادین به هم پیوند میداد و حس یگانگی جماعت مسلمانان را پدید میآورد.
با فروپاشی خلافت عثمانی و شکلگیری ترکیه جدید، خلایی ایجاد شد و این پرسش به وجود آمد که چه باید کرد. محمودی این بحران را در کتاب خود به خوبی نشان داده است.
از همین رو، محمودی به درستی نشان میدهد که نزد هندیها که زیر سلطه استعمار انگلیس بودند و حرکت استقلالخواهی خود را آغاز کرده بودند، و نیز نزد مصریها که تحت سلطه بریتانیا بودند، صورت و معنای ماجرا تفاوت داشت. در نتیجه پیامدهای بحران خلافت در این مناطق شکل دیگری پیدا کرد و مواجهه آنان با استعمار و سلطه قدرتهای غربی متفاوت بود.
وی خاطرنشان کرد: مسئلهای که از گذشته وجود داشت و پس از سقوط بغداد در میان نظریهپردازان اهل سنت کمرنگ شد و با روی کار آمدن عثمانیها تقریبا کنار رفت، شرط قرشی بودن خلیفه بود. محمودی به درستی به این نکته اشاره کرده است که در میان مذاهب چهارگانه اهل سنت، ابوحنیفه نعمان بن ثابت این شرط را در همان دوران قدیم کنار گذاشته بود، اما دیگر مذاهب آن را میپذیرفتند.
البته خلای خلافت، پیش از عثمانیها نیز سابقه داشت. خلیفه عباسی در ظاهر در مصر مینشست و زیر سلطه ممالیک بود و آنان به نام او حکومت میکردند.
سلطان سلیم اول به مصر حمله کرد و آخرین خلیفه عباسی را با خود برد.
عضو هیئت هلمی دانشگاه تهران اظهار داشت: پس از سقوط بغداد بحرانی پدید آمد که در نهایت با حضور او برطرف شد. کسروی نیز در مقالهای نشان داده بود که تیمور لنگ به یک معنا به دنبال آن بود که ببیند میتواند خود را خلیفه اعلام کند یا نه.
سکهای که از شاهشجاع مظفری باقی مانده نیز در همین بحث مطرح شده است. این موضوع از منظر اندیشه سیاسی اهمیت زیادی دارد.
رحمانیان یکی دیگر از نقدهای خود به کتاب را بیتوجهی به برخی پژوهشها، تفسیرها و روایتها درباره تحول اندیشه سیاسی در جهان اسلام و تغییر مبانی مشروعیت خلافت و سلطنت دانست.
وی افزود: ممکن است در ظاهر، این موضوعات ارتباط مستقیمی با مصر نداشته باشند، اما آثار سیدجواد طباطبایی، داوود فیرحی و پژوهشهای متعدد دیگر در این زمینه اهمیت دارند. کتاب سلوک الملوک فضلالله بن روزبهان خنجی با ترجمه محمدعلی موحد، اثر مربوط به او با عنوان فقیه سرگردان و تاریخ عالمآرای امینی از جمله منابع مهم این حوزه هستند.
از این رو، اگر محمودی به این بحث توجه میکرد، میتوانست از گفتار محمدعلی موحد درباره ضیاءالدین برنی، نویسنده تاریخ فیروزشاهی، نیز استفاده کند. برنی کتابی به نام فتاوای جهانداری دارد و خلاصه سخن او این است که حکومت با شریعت محض اداره نمیشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تصریح کرد: این دقیقا همان مسئلهای است که محمودی پس از الغای خلافت در کتاب توضیح میدهد. کتاب علی عبدالرازق با عنوان الاسلام و اصول الحکم نیز سالها پیش ترجمه شد و محمودی اکنون شرح خوبی از آن ارائه کرده است.
عبدالرازق در این کتاب که یک سال پس از الغای خلافت نوشته شد، صریحا میگوید برخلاف اندیشه قدما، خلافت ذاتی شریعت و ذاتی اسلام نیست و البته بهتر بود این پیشینهها در جهان اسلام نیز بررسی و به آنها توجه میشد. البته بهتر بود محمودی به مسئله تبدیل خلافت به سلطنت نیز به شکل محوری میپرداخت.
علاوه بر آثار کسانی مانند ماوردی و ابنفرات که نویسنده به آنها اشاره کرده و همچنین بحثهای غزالی و ترتیببندی سیاست در چهار مرتبه، پیشنهاد میکنم کتاب «سیاست و غزالی» هانری لائوست نیز دیده شود.
رحمانیان با اشاره به ابنخلدون گفت: ابنخلدون نقطه عطفی در نظریه عصبیت و نظریه دولت است و درباره عصبیت دینی نیز بحث میکند، اما عصبیت دینی، آنگونه که تاریخ نشان داده، استثناست و قاعده حاکم بر تاریخ، عصبیت قبیلهای یا همان استیلا است. ابنخلدون در نظریه استیلا، آن را از منظر فلسفه تاریخ توجیه میکند و در سده نوزدهم نیز سیدجمال که در این زمینه تقریبا مغفول مانده، نخستین بار توجه به ابنخلدون را مطرح کرد و به شاگردان خود در مصر توصیه میکرد ابنخلدون را بخوانند.
وی افزود: یکی از مسائل مهم سیدجمال نیز همین بود که خلافت چگونه به سلطنت تبدیل شد و این تغییر چه پیامدهایی برای مسلمانان داشت؛ از انحطاط و ضعف گرفته تا استبداد و گرفتاریهای دیگر. البته جزئیات فراوانی در این زمینه وجود دارد که از آنها میگذرم.
رحمانیان در بخش دیگری از سخنان خود، یکی دیگر از ایرادهای کتاب را به استفاده از شرطیهای خلاف واقع مربوط دانست و تصریح کرد: میان پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی، بهویژه تاریخنگاران، همواره بحث وجود دارد که آیا اساسا میتوان از اگرها سخن گفت یا خیر؟
این استاد دانشگاه تهران افزود: برخی با آن مخالفاند، زیرا پژوهشگر در چنین حالتی به صورت ذهنی یک عامل یا چند عامل را برجسته میکند، درحالیکه علل و زمینههای وقوع رویدادهای تاریخی متنوع و متعدد هستند. در نتیجه، یک عامل محور و بنیاد قرار میگیرد و دیگر علتها و زمینهها به حاشیه رانده یا کماهمیت تلقی میشوند.
اما برخی معتقدند باید شرطیهای خلاف واقع را به کلی کنار گذاشت و گروهی دیگر میگویند میتوان از آنها استفاده کرد، اما باید با احتیاط و دقت فراوان باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به نمونهای در کتاب اشاره کرد و بیان کرد: محمودی در جایی، درباره وحدتی که خلافت میان جماعت و امت مسلمانان پدید میآورد، پس از گذر از بحث خوارج و مسائل دیگر، نوشته است که شیعه نزدیک بود به مذهب پنجم تبدیل شود. این نتیجهگیری بسیار قابل بحث است.
وی پرسید: آیا این موضوع فقط به صفویه بازمیگردد یا پیش از آن نیز وجود داشت؟ آیا اساسا میشد جلوی چنین پدیدهای را گرفت یا، به باور برخی، امکان جلوگیری از آن وجود نداشت؟
رحمانیان در پایان اظهار داشت: پیوستهای کتاب خوب است و روایت آن از شیخ مصطفی صبری برای فارسیزبانانی که به فارسی مطالعه میکنند، غنیمت است. روایت نویسنده درباره خیرالدین تونسی، طهطاوی، فرح انطون، عبده و دیگران نیز در درجات مختلف برای مخاطب کتاب ارزشمند است.
البته نمایه کتاب میتوانست کاملتر باشد، افزون بر نام اشخاص، لازم بود فهرستی از انجمنهایی که در کتاب بسیار از آنها یاد شده، برخی احزاب، اصطلاحات و مفاهیم، طوایف، قبایل و مکانها نیز در نمایه قرار گیرد.
پس از دیدارناشران با رئیس سازمان برنامه و بودجه مطالبهای 5 بندی در کارگروه فرعی تدوین و تحویل رئیس سازمان شد.
کارگروه صیانت از حقوق ناشران در وزارت فرهنگ و ارشاد فعالیت خود را با بروزرسانی آیین نامهها از سر گرفته است.
مراسم پاسداشت «تمیم برغوثی»، شاعر و روشنفکر فلسطینی، با بررسی شعر او در وداع با رهبر شهید و رونمایی از ترجمه فارسی قصیده ۲۰۰ بیتیاش برای پیامبر اکرم(ص) با عنوان «برده سوم» برگزار میشود.
کتاب «چراغ خاموش؛ پژواکی از شخصیت دانشمند شهید سردار حسن طهرانی مقدم» روایتی از مسیری است که از روزهای کمبود و محاصره آغاز شد و به بنیانگذاری صنعت موشکی جمهوری اسلامی ایران رسید؛ داستان مردی که برای حل مسئله، منتظر آمادهبودن امکانات نماند و از همان نقطهای که دیگران بنبست میدیدند، راهی تازه ساخت.
کتاب «مفهومشناسی نفوذ» ابعاد سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی نفوذ را بررسی کرده و تصویری جامع از این پدیده ارائه میدهد.
کتاب «پینوکووید» با نگاهی مستند، شایعات، عملیات رسانهای و نبرد روایتها در دوران همهگیری کرونا را بازخوانی میکند.
انتشارات همزمان با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، مجموعه کتابهای «ایران پس از انقلاب اسلامی» در قالب بسته «تاریخ انقلاب مردم» را با تخفیف ویژه عرضه کرده است.
انتشارات در راستای برنامههای خود در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، بسته تخصصی و ۸ جلدی «جریانشناسی ایران» را با ۵۰ درصد تخفیف عرضه میکند.
انتشارات در حاشیه برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، با هدف دسترسی آسانتر مخاطبان به منابع تحلیلی، بسته اختصاصی «صهیونیسمشناسی» را با تخفیف ویژه عرضه کرد. این بسته ۵ جلدی که به واکاوی ابعاد مختلف جریان صهیونیسم میپردازد، هماکنون با قیمت نهایی ۱ میلیون و ۶۳ هزار و ۵۰۰ تومان قابل تهیه است؛ همچنین علاقهمندان میتوانند با مراجعه به «مرکز جامع کتب رسانه انتشارات »، از همین تخفیف ویژه برای خرید حضوری بهرهمند شوند.
انتشارات همزمان با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، ۱۱ بسته موضوعمحور را با تخفیف ویژه به علاقهمندان عرضه می کند.
کتاب «ارتباطات راهبردی؛ اصول، مبانی، مفاهیم و کاربردها در دولتها، سازمانها و شرکتهای تجاری» به قلم حسن خجسته، کمیل خجسته، ملیکا بردبار و علی رجبزاده طهماسبی همزمان با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب با تخفیف ارائه میشود.
اگر از فعالین و علاقهمندان به رسانه میباشید و در عین حال به بررسی مبانی اقتصاد و حکمرانی هم علاقهمند هستید، این کتاب مخصوص شماست.
انتشارات فارس در سی و ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، بستههای کتابی متنوعی را با تخفیف ویژه عرضه میکند. یکی از این بستههای جذاب، «خانواده و سواد رسانه» است که با هدف ارتقای دانش و آگاهی خانوادهها در زمینه سواد رسانهای ارائه شده است.
انتشارات فارس در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، مجموعهای حرفهای برای علاقهمندان به روزنامهنگاری و رسانه فراهم کرده است. «بسته خبرنویسی» با ۸ عنوان کتاب تخصصی در حوزه رسانه، اکنون با تخفیف ویژه در دسترس عموم قرار دارد. فروش این بسته حتی پس از پایان نمایشگاه نیز ادامه خواهد داشت.
کتاب « تیتر نویسی در وب » با موضوع آموزش رسانه اثر مجید رضاییان توسط انتشارات ثانیه به چاپ رسیده و در مرکز جامع کتب رسانه عرضه می شود.
کتاب « نرم خبر و سخت خبر » با موضوع آموزش رسانه اثر محمدرضا نوروزپور توسط انتشارات ثانیه به چاپ رسیده و در مرکز جامع کتب رسانه عرضه می شود.
کتاب « فیچرنویسی برای روزنامه نگاران » با موضوع آموزش رسانه اثر شارون ویلر توسط انتشارات ثانیه به چاپ رسیده و در مرکز جامع کتب رسانه عرضه می شود.