
محمدجواد استادی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی، هشدار داد: تغییر مرجعیت فرهنگی، خطر اضمحلال استقلال فرهنگی ایران است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، محمدجواد استادی پژوهشگر مطالعات فرهنگی، در نشستی با موضوع "هالووین و جامعه ایرانی" به تحلیل گرایش فرهنگی نوظهور در جامعه ایران پرداخت و با تأکید بر ضرورت پرهیز از نگاه سطحی، این پدیده را بهانهای برای تبارشناسی ذائقه و بازتولید هویت ایرانی دانست.
زیستبوم فرهنگی و ضرورت ایفای نقش
استادی در آغاز سخنان خود اظهار داشت: ما در یک زیستبوم زندگی میکنیم که بسیار بسیار اهمیت دارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، کلیت این زیستبوم و این جامعه میتواند ما را در خود هضم کند و اگر مؤثر نباشیم، ایفای نقش هم نمیتوانیم بکنیم.
بهخصوص دانشجوی ما یا طلبه ما اگر نسبت به این زیستبوم بیتوجه باشد، حاصلش همان چیزی میشود که امروز دچار آن شدهایم و به کسی هم نمیتوانیم اعتراض کنیم که خودمان به این موضوعات توجه نداشتیم.
وی با اشاره به سابقه حوزوی خود افزود: برای من که زیستهام در فضای حوزه، از یک خاندان حوزوی برآمدهام و سالها در حوزه کار کردهام و زندگی کردهام و در دانشگاه نیز حضور داشتهام، خیلی تأسفبار است که نسبت به همین پدیدههای پیرامون خودمان متوجه نیستیم و دقت نمیکنیم. حضور دوستانی مثل آقای دکتر قائننیک در دانشگاه برکت است و انتظار این است که با حضور چنین دوستانی، همین رویکردها و فضاها دنبال شود.
هالووین؛ بهانهای برای تبارشناسی ذائقه
اینپژوهشگر در ادامه گفت: بحث هالووین در جامعه ایرانی را بهعنوان یک بهانه مطرح میکنم. اتفاقاتی که در شیراز، تهران، مشهد و جاهای دیگر در هالووین رخ داده، چه در حد وسیع و چه کارهای کوچک، بهانهای است برای اینکه یک گرایش فرهنگی شکلگرفته در جامعه را تبارشناسی کنیم و از منظر هویت اسلامی و ایرانی مورد نقد قرار دهیم.
قرار نیست راجع به اینکه یک شب مهمانی برگزار میشود و چهار نفر ماسک میزنند و یک کدوی تزئینشده میآورند، گفتگوی سطحی داشته باشیم.
استادی گفت: چون بنا نیست شما سطحی به من نگاه کنید. چیزی که دیگران انجام میدهند این نکته بسیار مهم است.
هر رویکردی که جامعهشناسی در بیرون دارد، قرار نیست شما آن را داشته باشید؛ چون شما با یک گرایش اسلامی و دینی پدیدهها را نگاه میکنید، نه همان روشهای مرسوم جامعهشناسی. میخواهم از این پدیده بهظاهر کوچک عبور کنیم و به مسئلهای برسیم که بدون تردید آینده ایران تحت تأثیر آن است.
پرسش اصلی؛ چه کسی ذائقه ما را میسازد؟
وی در ادامه ایننشست، پرسش محوری بحث را چنین مطرح کرد: آن پرسش و آن مسئله این است که چه کسی ذائقه ما را میسازد؟ این سؤال بسیار مهمی است.
ذائقه را حتماً مطالعه کنید؛ کتابهایی مثل کارهای بوردیو و کتاب تمایز را اگر نخواندهاید، بخوانید. سؤال بعدی این است که هویت ایرانی کجا بازتولید میشود و به چه شکل بازتولید میشود؟
و با مصداق هالووین، چه اتفاقی میافتد که یک آیین نسبتاً بیریشه مثل هالووین که در تاریخ اجتماعی ما بیریشه است، بتواند برای عدهای از ایرانیان به یک تجربه مطلوب و دوستداشتنی تبدیل شود؟
اینمحقق در ادامه گفت: مدیران و سیاستگذاران فرهنگی ما نباید از اینکه هالووین در فضای فرهنگی ما به یک مناسبت مطلوب تبدیل میشود، به این راحتی بگذرند. اینها شب خوابشان نباید ببرد که این مطلوبیت از کجا میآید.
نه به این خاطر که بگوییم کسانی که در این پدیده مشارکت میکنند ضد دین یا ضد ایراناند. کی گفته همه کسانی که در جشن هالووین شرکت میکنند، حتی اگر بیحجاب باشند، ضد ایران یا ضد دیناند؟
اصلاً مسئله این نیست و این اتهام اگر زده شود، کار غیراخلاقی است.
نقطه خطر؛ تغییر مرجعیت فرهنگی
استادی نقطه خطر را چنین تبیین کرد: نقطه خطرناک آنجاست که ظاهراً در جامعه ایرانی بهتدریج مرجعیت فرهنگی در حال تغییر است. این آن نقطه خطر است.
مرجعیت فرهنگی با کیست؟ چه چیزهایی شایسته تقلید هستند در تصویر و فرم و شکل؟
اگر به این تغییری که دارد اتفاق میافتد نگاه نکنیم، بررسیاش نکنیم، باعث میشود بهتدریج استقلال فرهنگی در جامعه ایرانی مضمحل و فرسوده شود و وقتی استقلال فرهنگی مضمحل شد، همه چیزمان را از دست میدهیم. این یک واقعیت است.
وی ادامه داد: ما با سرگرمی مخالف نیستیم. کدام روحانی صاحباندیشه را پیدا میکنید که بگوید با سرگرمی مخالفم؟
اما بحث این است که چرا گاهی یک جوان یا نوجوان ایرانی تصویر جشنی مثل هالووین را بهتر از آیینهای فرهنگی و اجتماعی خودش تصور میکند و به سراغش میرود؟ چه اتفاقی افتاده که آیینهایی که صدها سال در کشور ریشه دارند، حالا جوان ایرانی میرود سراغ مراسمی که در هویتش ریشه ندارد؟
البته باید با احتیاط صحبت کنیم؛ چون آمار متقنی نداریم.
فرهنگ در شیوه زندگی مردم عادی
پژوهشگر مورد اشاره، با استناد به ریموند ویلیامز گفت: اگر از منظر مطالعات فرهنگی بخواهیم به موضوع بپردازیم، ویلیامز تعریفی دارد که میگوید فرهنگ را فقط نمیتوانید در متون فاخر و نهادهای رسمی دنبال کنید. فرهنگ در شیوه زندگی مردم عادی تولید و بازتولید میشود.
اینکه جوانهای ما چه لباسی میپوشند، چه آیینها یا مناسبتهایی را تجربه میکنند، چه چیزهایی را با دوستانشان جشن میگیرند و چه تصویری را منتشر میکنند، در مطالعات فرهنگی مورد بررسی قرار میگیرد. مطالعات فرهنگی رشتهای است که در ایران نسبتاً مهجور است و کمتر به آن پرداخته شده، اما بسیار میتواند کاربردیتر باشد برای فضای امروز ما.
این انتخابهایی که جوانها انجام میدهند با قدرت، نهاد قدرت، رسانه، اقتصاد، طبقه اجتماعی و هویت اجتماعی ارتباط دارد.
سه خطای رایج در تحلیل پدیدههای فرهنگی
استادی سه خطای رایج را برشمرد و هشدار داد: خطای اول، تاریخزدگی تقلیلگرایانه است. چون در گذشته برخی ریشههای هالووین را با ارواح و مردگان پیوند میدادند، بگوییم هر فردی که لباس هالووین میپوشد همان باورها را پذیرفته است.
این استدلال معتبر نیست. خطای دوم، بیمعناسازی افراطی است؛ اینکه جوانی بگوید من فقط برای تفریح آمدهام پس هیچ پیامد فرهنگی وجود ندارد.
این هم خطاست. خطای سوم، جانشین کردن ممنوعیت بهجای تحلیل است؛ انگار حذف یک نماد از ویترین، مسئله تغییر ذائقه را حل میکند.
اینطور نیست. باید منشأ پدیده را شناسایی کنید، فرایند و سازوکار ترویج را بشناسید و سطح واقعی تهدید را تشخیص دهید.
گاهی چیزهایی را نباید آنقدر بزرگ کنیم و گاهی چیزهایی که خیلی بزرگ و مهماند را کوچک نگاه نکنیم.
سه سطح مطالعه پدیده هالووین
وی سه سطح مطالعه را چنین تعریف کرد: سطح نخست، توصیف است؛ باید پدیده را بهدرستی توصیف کنیم، تصویر دقیقی داشته باشیم که چه چیزی، کجا و در چه مقیاسی رخ میدهد. سطح دوم، تبیین است؛ چه سازوکارها و عللی باعث شده این پدیده در ایران امکانپذیر شود.
سطح سوم، ارزیابی هنجاری است؛ هالووین را با شاخصهای هویت اسلامی و ایرانی داوری کنیم.
پنج لغزش در مراحل مطالعه
اینپژوهشگر پنج لغزش رایج را اینگونه برشمرد: اول، تعمیم مشاهدات رسانهای به کل جامعه جوان ایرانی. دوم، یکسان دانستن منشأ شکلگیری هالووین با نیت کسی که در ایران آن را انجام میدهد.
سوم، اینکه هر نوع تماس فرهنگی با غرب به معنای بیهویتی نیست. چهارم، تصور اینکه هر سرگرمی بهصرف سرگرمی بودن خنثی و بیخطر است.
پنجم، تقلیل علل متعدد یک پدیده به یک علت واحد. پدیدههای فرهنگی تکعلتی نیستند.
دو قاعده کلی در نقد ساختاری
استادی دو قاعده کلی را یادآور شد: قاعده اول این است که یک جوان بدون اینکه قصد ضد ایرانی یا ضد دینی داشته باشد، ممکن است در الگوهای فرهنگی وارداتی درگیر شود. این در درازمدت و مقیاس کلان نامطلوب است.
قاعده دوم، نقد ساختاری است؛ ما قرار نیست آدمها را تحقیر کنیم. رفتارها را بر اساس زمینههایی که شکل دادهاند نقد میکنیم، نه خود افراد را.
هالووین؛ محصول فرهنگی مدرن نه انتقال عقیده باستانی
وی درباره ماهیت هالووین گفت: خود مراسم هالووین در شامگاه سیویکم اکتبر برگزار میشود و تاریخ چندلایهای دارد. وقتی از نظر علمی بررسی میکنید، به یک ریشه ثابت نمیرسید.
کتاب «هالووین از آیین پاگانی تا شب مهمانی» نوشته نیکلاس راجرز که انتشارات آکسفورد در سال 2002 منتشر کرده، نشان میدهد مهاجرت، فرهنگ شهری، سینما، بازار مصرف و روابط همسایگی روی جشن هالووین اثر گذاشتهاند. ما بیشتر از آنکه با انتقال یک عقیده باستانی روبهرو باشیم، با توسعه یک محصول فرهنگی وارداتی بیارتباط با سنت اسلامیایرانی مواجهایم.
هالووین یک محصول مدرن است با ویژگیهایی چون مناسبت فصلی، زبان تصویری قوی و متمایز، تحریک مصرف، تجربه نمایشی و دراماتیک، جمعی بودن و پیوند با صنعت رسانه و سرگرمی.
خطر تبدیل مناسک به کالای قابلتکثیر
اینپژوهشگر در بخشی از سخنانش هشدار داد: نکته منفی اینجاست که مناسک تبدیل میشود به یک کالای آماده قابلتکثیر. این بدترین خطر است.
ما راجع به اربعین هم میگوییم مراقب باشیم این اتفاق نیفتد. وقتی رویداد را از بستر اجتماعیاش جدا میکنید و تبدیل به مجموعه تجهیزات مصرفی و تصاویر تکرارشونده میکنید، خطرناک است.
این عناصر اجزایی از نظام بازنمایی هستند و اگر در سطح جمعی تکرار شوند، بهتدریج سلیقه بصری و فرهنگی میسازند و وارد زیست میشوند.
پیشنهاد به دانشجویان و پژوهشگران
استادی در پایان خطاب به دانشجویان گفت: پایاننامههایتان را متمرکز کنید بر مسائل امروز. سراغ پایاننامه انتزاعی نروید.
حداقل یک مسئله را تدقیق و شفاف کنید. نهادهای دولتی کاری انجام نمیدهند؛ شما وقت و انرژی گذاشتهاید، حداقل به مسئلهای بپردازید که شاید کمک کند یا حداقل مسئله را روشنتر کند.
از جامعه فرار نکنید. با طیفهایی که ممکن است شما را قبول نداشته باشند ارتباط بگیرید.
این جامعه ریشه دارد و به این راحتی آسیب نمیبیند مگر خودمان بیدقتی کنیم.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره معماری و شهرسازی نیز گفت: علوم انسانی محصول رنسانس و انسانگرایی غربی است و انقلاب اسلامی تعریف جدیدی از انسان الهی و فرهنگی ارائه کرده است. اسلامیسازی به معنای تأسیس علوم جدید متناسب با این انسان است، نه تعطیل کردن همه چیز.
سنت دینی باید در زندگی فرآوری و جاری شود و این نیازمند رنسانس معرفتی است.