دعای ابودرداء، مرهمی بر زخمهای زندگی و حافظی در برابر گزندِ حوادث.
دعا، نوری در تاریکیِ زندگی و پناهگاهی امن در برابر طوفان حوادث است. این عمل عبادیِ ارزشمند، نهتنها یک درخواستِ ساده نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای دگرگونی سرنوشت و بهبود شرایط فردی و اجتماعی است. در نگاهِ عمیقِ دینی، گرههای کورِ زندگی با توسل به دعا گشوده میشوند و انسان میتواند با تضرع و بازگشت به سوی خدا، زمینهٔ نزول رحمت و تغییرِ شرایط را فراهم سازد. جامعهای که با دعا مأنوس باشد، سرشار از امید، آرامش و پیوند با خدا میشود و در برابر سختیها و بحرانها استقامت بیشتری از خود نشان میدهد.
در احادیث و روایات نیز، جایگاه ویژهای به دعا اختصاص داده شده است. دعا نهتنها بلا را دفع میکند، بلکه میتواند تقدیراتِ الهی را نیز تغییر دهد. خداوند متعال، راهِ بازگشت، اصلاح و دگرگونی سرنوشت را از طریق دعا به روی بندگانش گشوده است. بنابراین، دعا تنها یک واکنش در زمانِ گرفتاری نیست؛ بلکه راهی برای ساختنِ آیندهای روشن و محافظت از جامعه در برابر آسیبها و انحرافات است.
یکی از این دعاهای نافع، دعایی مشهور به «ابودرداء» است که برای ایمنی از بلاها خوانده میشود. ابودرداء از صحابهٔ رسول اکرم (ص) بود. او در جنگ صفین، همراه با ابوامامه باهلی از جنگ کنارهگیری کرد و راوی مناجات امیرالمؤمنین (ع) در باغهای بنینجار بود. او بارها سوگند یاد کرد که علی (ع) پارساترین و کوشاترینِ مردم در عبادت است و برای اثبات این ادعا، ماجرای دیدنِ مناجات شبانهٔ ایشان را در باغهای بنینجار بازگو کرد. ابودرداء میدید که علی (ع) با سوز و گداز از خداوند طلب بخشش و رحمت میکرد و آنقدر گریست که دیگر صدایی از او شنیده نمیشد.
دعای «ابودرداء» در صبح و شام خوانده میشود. شیخ ابن فهد روایت میکند که روزی به ابودرداء خبر دادند خانهات سوخته است، اما او با اطمینان پاسخ داد که نهسوخته است. وقتی خانههای اطراف سوختند، از او پرسیدند: از کجا میدانستی که خانهٔ تو سالم میماند؟ پاسخ داد: زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: هرکس در صبح این دعا را بخواند، در آن روز بدی به او نمیرسد و اگر در شب بخواند، در آن شب بدی به او نمیرسد و من این دعا را خوانده بودم.
متن دعای ابودرداء:
«اَللّهُمَّ اَنْتَ رَبّى لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ، عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّبِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ؛ ما شاءَاللَّهُ کانَ وَ مالَمْ یَشَاءْلَمْ یَکُنْ؛ اَعْلَمُ اَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذى شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتَها، اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ.»
(خدایا تویی پروردگار من، معبودی جز تو نیست، بر تو توکل کردم و تو پروردگار عرش بزرگی و هیچ نیرو و توانی نیست مگر به خدای بلندمرتبهی بزرگ، آنچه خدا خواست شد و آنچه نخواست، نشد، میدانم که خدا بر هر کاری تواناست و به همهچیز از جهت علم احاطه یافته است. خدایا به تو پناه میآورم، از شرّ خود و از شرّ قضای بد و از شرّ هر صاحب شرّی و از شرّ جنّ و انس و از شرّ هر جنبندهای که گیرندهی مهار اختیارش هستی، بهدرستی که پروردگار من بر راهی راست است.)