ناتوانی فعالان بازار سرمایه در پیشبینی مسیر ریسکها، عاملی کلیدی در آشفتگی بورس تهران است؛ کاهش نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی، کلید بازگشت اعتماد و رونق مجدد بازار محسوب میشود.
بر اساس آموختههای اقتصادی، بازار سرمایه ذاتاً محل پذیرش ریسک است و سرمایهگذار سهام را خریداری میکند تا در ازای پذیرش ریسک، امکان کسب بازدهی بالاتر را داشته باشد. با این حال، آنچه این روزها بورس تهران را تحت فشار قرار داده، صرفاً افزایش ریسک نیست؛ بلکه ناتوانی فعالان بازار سهام در برآورد و پیشبینی مسیر این ریسکهاست.
تجربه روزهای اخیر نشان میدهد هر زمان نااطمینانی بر فضای اقتصادی و سیاسی سایه میاندازد، تحلیلهای بنیادی موقتاً جای خود را به رفتارهای احتیاطی میدهند. در چنین شرایطی، حتی گزارشهای مطلوب شرکتها، نسبتهای ارزندگی یا چشمانداز سودآوری نیز نمیتوانند بهتنهایی جریان نقدینگی را به سمت بازار سهام هدایت کنند. از این رو، سرمایهگذار پیش از آنکه به سود شرکتها بیندیشد، به دنبال پاسخ این پرسش است که آیا میتواند آینده را با درجهای از اطمینان پیشبینی کند یا خیر.
البته نباید فراموش کرد که بازار سهام، پیش از این اصلاح، یکی از دورههای پررونق خود را پشت سر گذاشته بود. در پی رشد بیش از ۴۰ درصدی شاخص کل و بازدهی قابل توجه بسیاری از نمادها، طبیعی بود که بخشی از سرمایهگذاران به سمت شناسایی سود سوق داده شوند. بنابراین، اصلاح اخیر را نمیتوان تنها به تحولات سیاسی نسبت داد؛ بخشی از این روند، واکنش طبیعی بازار سهام و فعالان آن پس از یک صعود پرشتاب است.
از سوی دیگر، عملکرد شرکتهای بورسی همچنان یکی از نقاط اتکای بازار سرمایه محسوب میشود؛ چرا که گزارشهای ماهانه منتشرشده در سامانه کدال از رشد درآمد شرکتها حکایت دارد و انتظار میرود صورتهای مالی سهماهه نیز تصویر نسبتاً مطلوبی از سودآوری بنگاهها ارائه دهد. همچنین، هرچند باید میان رشد واقعی تولید و افزایش درآمد ناشی از تغییر نرخ ارز تفاوت قائل شد، اما در مجموع نمیتوان از نقش عوامل بنیادی در حمایت از ارزش سهام چشمپوشی کرد.
در نهایت، آنچه این روزها مسیر بورس را تعیین میکند، بیش از هر عامل دیگری به دو متغیر وابسته است: نخست، کاهش سطح نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی و دوم، تداوم انتشار گزارشهای مطلوب شرکتها. بنابراین، اگر این دو عامل همزمان تقویت شوند، میتوان انتظار داشت اعتماد سرمایهگذاران بهتدریج بازگردد و بخشی از نقدینگی دوباره راهی بازار سهام شود.
در مقابل، ادامه ابهام و ارسال سیگنالهای متناقض، سرمایهها را به سمت بازارهای موازی سوق خواهد داد؛ نه لزوماً به این دلیل که آن بازارها بازدهی بیشتری دارند، بلکه چون سرمایهگذاران در دورههای پرابهام، حفظ ارزش دارایی را بر پذیرش ریسک ترجیح میدهند.
در مجموع، بورس تهران بارها نشان داده است که از ریسک گریزان نیست؛ اما آنچه این بازار را متوقف میکند، نامشخص بودن آینده است. چرا که هر زمان افق تصمیمگیری شفافتر شود، حتی در شرایط پرریسک نیز سرمایهگذاران آمادگی پذیرش ریسک و بازگشت به بازار سهام را خواهند داشت. از همین رو، شاید بتوان گفت مهمترین سرمایه امروز بورس، نه نقدینگی، بلکه «اعتماد به قابلیت پیشبینی آینده» است.
منبع: تسنیم