ضعف گفتمان و ایده مرکزی؛ عامل اصلی عدم تحول در دولتها
استاد حوزه علمیه و از پژوهشگران تاریخ معاصر، فقدان یا ضعف گفتمان مرکزی در دولتها را مانع اصلی برنامهریزی و تحقق تحول در ساحتهای حکمرانی دانست و بر ضرورت داشتن ایدههای مستقل و بومی تأکید کرد.
استاد حوزه علمیه و از پژوهشگران تاریخ معاصر، فقدان یا ضعف گفتمان مرکزی در دولتها را مانع اصلی برنامهریزی و تحقق تحول در ساحتهای حکمرانی دانست و بر ضرورت داشتن ایدههای مستقل و بومی تأکید کرد.
در بررسی ساختار دولتها در ایران پس از انقلاب اسلامی، هر یک از دولتها دارای یک ایده مرکزی و گفتمان مشخص بودهاند؛ اما در صورت فقدان این ایده و گفتمان در ساختار و ساحت حکمرانی یک دولت، جای خالی آن به مرور محسوس شده و به چالشی جدی برای دولت تبدیل میشود.
در اوایل دهه ۶۰، دولت وقت با اندیشههای سوسیالیستی در عرصه اقتصادی، به دنبال پیادهسازی همان ایدهها بود، هرچند برخی فرماندهان اذعان داشتند که این رویکرد با اولویت جنگ که امام خمینی (ره) آن را رأس امور میدانستند، همراهی خوبی نداشت. در اواخر دهه ۶۰، با فروپاشی شوروی و غلبه گفتمان تکقطبی و اقتصاد سرمایهداری بر جهان، دولت ایران با گفتمان توسعه و سازندگی (اقتصاد باز و بازار آزاد) روی کار آمد، بدون آنکه به همراستایی آن با گفتمان انقلاب اسلامی توجه کافی شود.
در اواخر دهه ۷۰، گفتمان توسعه سیاسی و فرهنگی (گفتگوی تمدنها) با نگاهی ویژه به فرهنگ و ارزشها حاکم شد. در دهه ۸۰، به تدریج گفتمان عدالت به جای توسعه، نهضت تولید علم، و گفتمان مردمگرایی و مردمسالاری دینی مطرح گردید. همچنین در دهه ۹۰، با توجه به قدرتگیری دموکراتها در آمریکا، ادعای اسلام میانهرو و ظهور داعش، دولتی با ایده صلح و سازش با غرب و مذاکره روی کار آمد و پس از آن نیز دولتی خدمتگزار و حامی محرومان در پایان دهه ۹۰ به قدرت رسید.
حجت الاسلام دکتر محسن مؤمنی، دبیر انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه، در تحلیل دولت کنونی تصریح کرد که این دولت نیز مانند دولتهای گذشته، یک گفتمان مرکزی و مشخصی ندارد که آن را از دیگران متمایز کند و به نوعی میتوان آن را ادامهی دولت روحانی دانست، هرچند نه به شدت آن.
وی با تأکید بر ضرورت داشتن گفتمان برای دولتها، افزود: اگر دولتی خودش ایده و گفتمان مستقل نداشته باشد، نمیتواند برنامه مشخصی داشته باشد و نه تنها خبری از تحول نخواهد بود، بلکه ناچار به تکرار برنامههای گذشته است. به عنوان مثال، در عرصه بنزین، دولت کنونی از میان تمام راهحلهای موجود، به گرانسازی رسیده است که پیش از این نیز انجام شده و خسارات آن مشاهده شده است؛ در حالی که اگر دولت در ساحتهای مختلف حکمرانی، ایده، طرح و برنامه مستقلی داشت، به چنین وضعیتی دچار نمیشد.
این استاد دانشگاه یادآور شد: البته این به معنای ناکارآمدی دولت نیست. ما با همین دولت دو سال است که در جنگ اقتصادی هستیم، اما وقتی به صورت کلان نگاه میکنیم، ضعف در ایده مرکزی و گفتمان و تبعات آن مشهود است.








