فقه “امتساز”؛ راهبردی نوین برای پیشران تمدن نوین اسلامی
فقه امتساز، فراتر از احکام فردی و عبادی، الگویی جامع از حکمرانی را ارائه میدهد که ظرفیت الهامبخشی و وحدتآفرینی برای جهان اسلام را داراست و نقشی کلیدی در پیریزی تمدن نوین اسلامی ایفا میکند.
فقه امتساز، فراتر از احکام فردی و عبادی، الگویی جامع از حکمرانی را ارائه میدهد که ظرفیت الهامبخشی و وحدتآفرینی برای جهان اسلام را داراست و نقشی کلیدی در پیریزی تمدن نوین اسلامی ایفا میکند.
تاریخ فقاهت شیعه، در دورانهای گوناگون، غالباً بر حفظ دین در ساحت فردی متمرکز بوده است. این رویکرد، اگرچه بقای تشیع را تضمین کرده، اما در مواجهه با اقتضائات نوین، با چالش عدم کفایت روبهروست. با استقرار نظام اسلامی و گذار از عصر انزوا به عصر حاکمیت، رسالت فقیه و فقاهت دگرگون شده است. آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، نه سستی در اجتهادات فقهی، بلکه چالشِ عدم کفایتِ رویکردهای فردگرا در ترسیم نظامات تمدنی است. اکنون در گام دوم انقلاب، فقه نه یک میراث ایستا، بلکه پیشرانِ «امتسازی» است که با عبور از حصار مسائل فردی و عبادی، به دنبال طراحی نظامات تمدنی است.
پیام امام شهید به مناسبت یکصدمین سالگرد بازتأسیس حوزه علمیه قم، نقطه عطفی در نگاه به وظیفه فقیه است: «امروز با حاکمیت و استقرار نظام اسلامی، وظیفهی فقیه و فقاهت سنگین است. امروز نمیتوان فقاهت را به تعبیر امام راحل، همچون ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی دانست. فقه امّتساز، محدود به حد و اندازهی احکام عبادی و وظایف فردی نیست.»
ساخت «امّت به عنوان مجموعهی انسانهایی که در یک جهت، به سوی یک هدف، با یک انگیزه دارند حرکت میکنند»، مأموریت اصلی فقه امتساز را ترسیم میکند. در مقابل، دشمنان اسلام با تکیه بر استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن»، همواره بر گسلهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی میان مسلمانان دمیدهاند تا مانع از شکلگیریِ «امت واحده» شوند؛ امت واحدهای که الگوی روابط میان خود را بر مقاصد الهی استوار ساخته و به دنبال عینیت بخشیدن به آرمانهای متعالی اسلام است.
متأسفانه امروز، دولتها و ملتهای مسلمان در شئون اجتماعیِ خود، با نظامات غیردینی اداره میشوند؛ شیوه حکمرانی، نظام قضائی و داوری در اختلافات، نظام اقتصادی و مالی، نظام اداری، نظام کسبوکار، نظام خانواده و… همه در شمار شئون اجتماعی کشورند. تجربه جنگ رمضان و تحولات اخیر نشان داد بخش قابلتوجهی از دولتهای اسلامی، به دلیل دلبستگی به وعدههای آمریکای جنایتکار و فراموشیِ اعتماد به قدرت لایزال الهی، در جبههای غیر از جبهه حق قرار گرفتهاند.
فقه امتساز در اینجا نقشی کلیدی دارد. این فقه، الگویی از حکمرانی را عرضه میکند که نه تنها در درون مرزهای نظام جمهوری اسلامی ایران کارآمد است، بلکه برای جهان اسلام نیز الهامبخش و وحدتآفرین باشد. فقه امتساز، برخلاف فقه اقلیت، برای طراحی ساختارهای حکمرانی، رویکردی ایجابی دارد. این فقه نه به دنبال دفعِ تهدیدات فردی، بلکه مأموریت اصلی آن، توسعه نفوذ اسلام در ساختارهای قدرت و پیریزی تمدن نوین اسلامی است.
فقاهت در عصر حاکمیت، دیگر در اتاقهای دربسته معنا نمیشود؛ بلکه در متنِ نظامسازیهای پیچیده سیاسی و اجتماعی تجلی مییابد. میراث سترگ فقه شیعه در برخی عرصهها به قدر کفایت، خود را با نظامات کلان تمدنی مواجه نکرده است. با این وجود، قواعد گسترده فقهی مستفاد از کتاب و سنت و نیز عناوین ثانویه، ظرفیت بسیار خوبی را برای طراحی نظامات گوناگون اداره جامعه پیش روی فقیه میگذارد. این مهم، بشارت بزرگی برای تولید فقه امتساز است.







