اخبار فوری
بازگشت مقتدرانه آب شیرین کن جاسک به چرخه تولید پس از حمله ناجوانمردانه پرسپولیس در پی جذب ستاره فولاد؛ تارتار به دنبال جایگزین محمدی نخست‌وزیر عراق در راه تهران؛ تقویت روابط دوجانبه در دستور کار ادامه جنایات رژیم صهیونیستی؛ پهپادهای اشغالگر، اماکن مسکونی جنوب لبنان را هدف قرار دادند پیونگ یانگ؛ متحد استوار مسکو تا پیروزی نهایی اقتدار رزمندگان اسلام؛ پهپاد جاسوسی آمریکا در آسمان جنوب کشور به دام افتاد پروازهای عقبه در سایه موشک‌های ناشناس؛ آیا پایگاه‌های غربی در اردن هدف قرار گرفته‌اند؟ شکار پهپاد جاسوسی دشمن در آسمان جنوب کشور توسط رزمندگان شجاع تیپ 48 فتح نمایش اقتدار؛ آبشیرین‌کن بونجی کمتر از 48 ساعت پس از تجاوز دشمن به مدار بازگشت پایداری سوخت‌رسانی در دل جنگ؛ اقدام انقلابی در شرکت پالایش و پخش گامی نو در حمایت از تولید؛ بخشودگی جرائم مالیاتی و گمرکی، هدیه وزارت اقتصاد در بسته حمایتی پیاتزا: تسلیم شدن زودهنگام تیم ملی والیبال، معضلی نگران‌کننده است؛ به دنبال درک ریشه‌های این پدیده هستیم

ابتکار دلنشین رهبرشهید در مساجد مشهد؛ روایتی از حضور پیش از وقت در محراب

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خاطره‌ای جذاب، از رسم نوینی که در مساجد مشهد پایه‌گذاری نمودند، ناگفته‌هایی را بازگو می‌کنند.

زیست پربار و الهام‌بخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای(ره) سرشار از لحظه‌ها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازه‌ای درباره آن حکیم شهید، رهنمون می‌سازد. در این راستا، بازخوانی خاطره‌ها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است.

شهید خامنه‌ای (ره) در بخشی از خاطرات خود، روایت کمتر شنیده‌شده‌ای را درباره روزهایی که در مشهد مقدس به امر امامت جماعت مسجد اشتغال داشتند، نقل می‌کنند و از عادت جالبی سخن می‌گویند که در مساجد این شهر باب کردند. ایشان خاطره خود را این‌گونه روایت می‌کنند: «برای نماز جماعت همیشه سر وقت در مسجد حاضر بودم. شاید در طول مدت امامت جماعت من، مواردی که دیر به نماز رسیده‌ام را بتوانم بشمارم؛ دو الی سه بار مثلاً اتفاق افتاده است، و الّا همیشه قبل از وقت، قبل از اذان، قبل از غروب داخل مسجد بودم.»

رهبر شهید انقلاب اسلامی خاطره مزبور را این‌گونه تکمیل می‌کنند: «روی سجاده می‌نشستم رو به مردم. این هم از کارهایی بود که من در مشهد باب کردم. آقایان بعد اذان می‌آمدند، مردم به آنها سلام می‌کردند، روی سجاده‌شان می‌نشستند، نمازشان را می‌خواندند و می‌رفتند! یک چند نفر هم می‌آمدند مسئله می‌پرسیدند. بنده عکس این را باب کردم. وقتی وارد مسجد می‌شدم، گاهی هیچ‌کس در مسجد نبود. روی سجاده می‌نشستم رو به طرف مسجد پشت به محراب، بعد افراد می‌آمدند، می‌نشستند و حرف می‌زدیم، مسئله می‌پرسیدند، گاه حتی احوال‌پرسی می‌کردیم، گاهی یکی لطیفه می‌گفت، گاهی کسی شکایتی می‌کرد، این‌ها. بعد تازه وقت اذان می‌شد و اذان را می‌گفتند. بعد از نماز هم که غالباً صحبت می‌کردند.»

منبع: تسنیم