
اروپا زادگاه صنعت باد فراساحلی است، اما شرایط سال 2024 نشان داد که این قاره ممکن است در این صنعت عقب بماند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، رضا احسانی __ اروپا زادگاه صنعت باد فراساحلی است. از اولین مزرعه بادی دریایی در دانمارک در سال 1991 تا امروز، این قاره همواره پیشگام فناوری، سیاستگذاری و توسعه بازار بوده است.
اما سال 2024 با رکود در نصب، شکست در مناقصات و انفجار هزینهها این صنعت در اروپا تصویری متفاوت نشان داد. یادداشت جاری به تحلیل عمیق این پارادوکس میپردازد که چگونه اروپا با بلندپروازانهترین اهداف جهان، در عمل با کندی بیسابقهای مواجه شده است.
بیشتر بخوانید ضرورت ورود به انرژی باد فراساحلی نگاه راهبردی جهان به انرژی باد فراساحلی بازار جهانی بادهای فراساحلی در 2025 دهه انفجار ظرفیت انرژی باد فراساحلی جهان تا 2035
بیشتر بخوانید
آمار 2024: کاهش نصب و شکاف تاریخی
بر اساس گزارش انجمن انرژی بادی اروپا، اروپا در سال 2024 در مجموع 16.4 گیگاوات ظرفیت بادی جدید نصب کرد که 23٪ کمتر از پیشبینی سناریوی مرکزی سال قبل بود. از این مقدار، 13.8 گیگاوات به باد خشکی و تنها 2.6 گیگاوات به باد فراساحلی اختصاص داشت (WindEurope 2024, p.
9). این نهاد در گزارش خود تصریح میکند: "اروپا 16.4 گیگاوات ظرفیت جدید باد در سال 2024 نصب کرد.
84٪ از ظرفیت جدید باد ساختهشده در اروپا در سال گذشته، خشکی بود. و 75٪ از نصبهای جدید تا سال 2030 همچنان خشکی خواهد بود". (WindEurope 2024, p.
7)
این کاهش، در حالی رخ داد که اروپا برای دستیابی به هدف 425 گیگاوات ظرفیت بادی تا سال 2030، باید سالانه بطور متوسط 36 گیگاوات نصب کند؛ ولی اتحادیه اروپا در سال 2024 تنها 12.9 گیگاوات نصب کرده است (WindEurope 2024, p. 9).
به عبارت دیگر، شکاف سالانه تا اندازه مطلوب، حدود 23 گیگاوات است. این انجمن در گزارش خود میگوید: "در سال 2024، اروپا تنها 2.6 گیگاوات ظرفیت باد فراساحلی نصب کرد و مجموع ظرفیت نصبشده خود را به 37 گیگاوات رساند.
این قاره همچنان بزرگترین بازار باد فراساحلی جهان پس از چین است، اما نرخ رشد آن بطور قابل توجهی کند شده است". (GWEC 2026, p. 64)
گلوگاههای ساختاری و سه مانع اصلی
چرا اروپا با وجود اهداف بلندپروازانه و تعهدات سیاسی قوی، نمیتواند با سرعت مورد انتظار پیش برود؟ تحلیلها سه گلوگاه اصلی را شناسایی میکنند:
1. شبکه برق: گلوگاه اصلی
محدودیت شبکه انتقال، به مهمترین مانع تبدیل شده است. بر اساس آمارهای رسمی "بیش از 500 گیگاوات ظرفیت بادی در کرواسی، فرانسه، آلمان، ایرلند، ایتالیا، نروژ، لهستان، رومانی، اسپانیا و بریتانیا در انتظار ارزیابی اتصال به شبکه هستند". (WindEurope 2024, p.
50)
این صفهای طولانی، نتیجه رویکرد «اولینآمده، اولینخدمتگرفته» است که در اکثر کشورها اعمال میشود. نهاد فوقالذکر تأکید میکند: "مقامات ملی، شرکتهای بهرهبردار شبکه انتقال و شرکتهای بهرهبردار شبکه توزیع باید فوراً از اصل «اولینآمده، اولینخدمتگرفته» در مدیریت درخواستهای اتصال به شبکه فاصله بگیرند.
آنها باید مدیریت هوشمند و پویا صفهای اتصال به شبکه را با معیارهای ورود کافی، فیلترینگ و اولویتبندی اعمال کنند". (همان)
پروژه "Borkum Riffgrund 3 " در آلمان، نمونهای از این مشکل است. شورای جهانی انرژی بادی (GWEC)اشاره میکند: "تأخیر در اتصال به شبکه و مسائل مربوط به زیرساخت، به تأخیر در بهرهبرداری پروژههای باد فراساحلی در آلمان منجر شده است". (GWEC 2026, p.
81)
2. زنجیره تأمین: کشتی، کابل و توربین
زنجیره تأمین باد فراساحلی اروپا با محدودیتهای جدی مواجه است. بر اساس گزارش انجمن انرژی بادی اروپا "در حال حاضر حدود 80 کشتی در ساخت و نصب مزارع بادی فراساحلی در اروپا فعال هستند.
با این حال، تنها پنج کشتی از این تعداد میتوانند توربینهای بزرگ 14-15 مگاواتی مورد استفاده در جدیدترین پروژهها را مدیریت کنند... بیشتر توربینهایی که در اواخر دهه نصب خواهند شد، از این اندازه یا بزرگتر خواهند بود.
تعداد محدودی کشتی نیز قادر به نصب زیرساختهای بزرگ، مانند پستها و پلتفرمهای مبدل، در مزارع بادی فراساحلی هستند". (WindEurope 2024, p. 42)
ظرفیت تولید ناسل (Nacelle) در اروپا نیز محدود است. "در حال حاضر، زنجیره تأمین اروپا برای ناسل باد فراساحلی حدود 10 گیگاوات در سال است — کافی برای پشتیبانی از رشد پیشبینیشده تا سال 2030. بدون سرمایهگذاری پیشدستانه، اما، گلوگاههای عرضه انتظار میرود در اوایل دهه 2030 ظهور کنند". (WindEurope 2024, p.
79)
3. مجوزدهی: زمانهای طولانی و بوروکراسی
زمانهای طولانی مجوزدهی، همچنان یک مانع کلیدی است. نهاد فوقالذکر اشاره میکند: "مجوزدهی همچنان یک گلوگاه اصلی در فرآیند استقرار انرژیهای تجدیدپذیر است، به ویژه برای پروژههای بادی، که اغلب زمانهای پیشروی 7-10 ساله دارند". (WindEurope 2024, p.
33)
تحلیل بازارهای کلیدی: چهار کشور متفاوت
انگلستان؛ رهبر بیچون و چرای اروپا
انگلستان همچنان بزرگترین بازار باد فراساحلی اروپاست. "بریتانیا در حال حاضر بیش از 10 گیگاوات ظرفیت باد فراساحلی در هفت پروژه، همراه با خط لولهای بیش از 90 گیگاوات پروژههای فونداسیون ثابت و شناور در مراحل مختلف توسعه در حال ساخت دارد". (GWEC 2026, p. 80)
شورای جهانی انرژی بادی پیشبینی میکند که "انتظار دارد بریتانیا، با مجموع ظرفیت نصبشده پیشبینیشده برای رسیدن به 33 گیگاوات تا سال 2030 و 56 گیگاوات تا سال 2035 موقعیت پیشرو خود در باد فراساحلی را حفظ کند" (همان). مناقصه AR7 که در ژانویه 2026 برگزار شد، با تخصیص 8.4 گیگاوات ظرفیت، بزرگترین مناقصه باد فراساحلی تاریخ بریتانیا لقب گرفت. "دولت بریتانیا سقف قیمت را از 102 پوند به ازای هر مگاواتساعت به 113 پوند برای فونداسیون ثابت و از 245 پوند به 271 پوند برای باد شناور افزایش داد تا قابلیت دوام پروژه را در میان هزینههای رو به افزایش بهبود بخشد". (همان)
آلمان: از رهبری به رکود
آلمان، دومین بازار بزرگ اروپا، با چالشهای جدی مواجه است. شورای جهانی انرژی بادی اشاره میکند: "آلمان دومین بازار بزرگ باد فراساحلی اروپا است، با اهداف قانونی الزامآور حداقل 30 گیگاوات تا سال 2030، 40 گیگاوات تا سال 2035 و 70 گیگاوات تا سال 2045.
تا پایان سال 2025، مجموع ظرفیت باد فراساحلی آلمان به حدود 9.5 گیگاوات رسیده بود". (GWEC 2026, p. 80-81)
این گزارش میافزاید: "آلمان در سالهای 2023 و 2024 پیشرو بازار اروپا در ظرفیت تخصیصیافته سالانه باد فراساحلی بود، با 8.8 گیگاوات و 8 گیگاوات. حرکت در سال گذشته متوقف شد: اگرچه 1 گیگاوات ظرفیت باد فراساحلی برای منطقه N-9.4 از طریق پیشنهاد قیمت منفی در ژوئن 2025 تخصیص یافت، هیچ پیشنهادی در دور مناقصه اوت 2025 ارائه نشد.
دلیل این شکست، افزایش هزینههای پروژه، تأخیر در اتصال به شبکه و نگرانیها درباره مدل مناقصه قیمت منفی آلمان بوده است (همان).
هلند: تعویق تاکتیکی و بازگشت یارانه
هلند در سال 2025 مناقصات IJmuiden Ver Gamma-A و Gamma-B را که قرار بود در سهماهه سوم برگزار شود، به دلیل بدتر شدن شرایط بازار و کاهش تقاضای برق به تعویق انداخته است. اشاره میکند: "در پاسخ، دولت هلند یک طرح اقدام انرژی باد فراساحلی را معرفی کرد که شامل اقدامات حمایتی مالی موقت برای کاهش ریسک سرمایهگذاری و تحریک تقاضای برق است.
دولت همچنین تأیید کرد که هلند قصد دارد از سال 2027 به مکانیزم CfD دوجهته برای پروژههای باد فراساحلی روی آورد". (GWEC 2026, p. 82)
لهستان: ستاره نوظهور بالتیک
برخلاف آلمان و هلند، لهستان به یکی از موفقترین کشورهای اروپا در این زمینه تبدیل شده است. "در حالی که لهستان تا پایان سال 2025 هیچ ظرفیت باد فراساحلی عملیاتی نداشت، اکنون حدود 4.5 گیگاوات در پنج پروژه در حال ساخت است". (GWEC 2026, p. 83)
گزارش شورای جهانی انرژی بادی میافزاید: "لهستان در اواخر سال 2025 اولین مناقصه 4 گیگاواتی باد فراساحلی خود را برگزار کرد و با موفقیت بیش از 3.4 گیگاوات ظرفیت را تحت یک طرح CfD 25 ساله در دسامبر 2025 تخصیص داد". (GWEC 2026, p. 83-84) این گزارش پیشبینی میکند: "با در نظر گرفتن این نتایج مناقصه و پیشرفت خط لوله فعلی، پیشبینی میشود که لهستان به 6 گیگاوات ظرفیت باد فراساحلی عملیاتی تا سال 2030 دست یابد و تا سال 2035 به 14 گیگاوات گسترش یابد تا موقعیت خود را به عنوان چهارمین بازار بزرگ باد فراساحلی اروپا تثبیت کند".(GWEC 2026, p.
84)
قانون صنعت صفر خالص (NZIA): پاسخ اروپا به چالش زنجیره تأمین
در پاسخ به این چالشها، اتحادیه اروپا قانون صنعت صفر خالص (NZIA) را در ژوئن 2024 به اجرا گذاشت. گزارش فوق خاطرنشان کرده "بسته انرژی باد، قانون صنعت صفر خالص، استراتژی بنادر اروپا و همکاری منطقهای تجدیدشده در دریای شمال و بالتیک، همه سیاستهایی هستند که در جهت درست اشاره میکنند ". (GWEC 2026, p.
64) همچنین "شرکت هلندی Sif، به عنوان یکی از اولین دو شرکت هلندی، وضعیت "پروژه استراتژیک" را از کمیسیون اروپا دریافت کرد. این وضعیت، به Sif اولویت در مجوزها و تأمین مالی برای تولید فونداسیونهای بادی فراساحلی میدهد.
ظرفیت این پروژه میتواند 3.6 تا 4.2 گیگاوات ظرفیت بادی فراساحلی را پشتیبانی کند". (GWEC 2026, p. 83)
جمعبندی: اروپا در نقطه عطف تاریخی
اروپا در دوراهی قرار دارد. از یک سو، اهداف 300 گیگاوات تا سال 2050 و تعهدات سیاسی قوی (مانند بیانیه هامبورگ) وجود دارد.
از سوی دیگر، کندی در نصب، شکست در مناقصات و گلوگاههای ساختاری، مسیر پیش رو را دشوار کرده است. سه اقدام فوری برای بازگشت اروپا به مسیر رشد ضروری است:
1. سرمایهگذاری پیشدستانه در شبکه: مطابق گزارش انجمن انرژی بادی اروپا، "بر اساس طرح اقدام شبکه اتحادیه اروپا، اروپا نیازمند سرمایهگذاری بیش از 584 میلیارد یورو در این دهه است.
بزرگترین سهم این سرمایهگذاری برای توسعه شبکه ملی خواهد بود. برای دستیابی به اهداف ملی، اپراتورهای سیستم باید سرمایهگذاریهای شبکه را با افق زمانی 10 تا 12 ساله پیشبینی کنند". (WindEurope 2024, p.
50)
2. حمایت هدفمند از زنجیره تأمین: روند فعلی قانون صنعت صفر خالص، یک گام در جهت درست است، اما باید با تأمین مالی مشخص برای بنادر، کشتیها و کارخانههای تولید توربین همراه شود. "توسعه بنادر معمولاً 6 تا 10 سال از مجوز تا بهرهبرداری طول میکشد.
این امر سرمایهگذاریها را در اسرع وقت ضروری میکند تا تأخیرهای احتمالی به حداقل برسد". (WindEurope 2024, p. 42)
3. تثبیت و سادهسازی سیاستها: شکست مناقصه آلمان و تعویق هلند نشان میدهد که عدم تطابق مدلهای حمایتی با واقعیتهای بازار، سرمایهگذاران را فراری میدهد.
حرکت به سمت CfDهای دوجهته با شاخصسازی تورمی و تضمین درآمد بلندمدت، ضروری است. بر اساس تحلیل IEA، "حدود 45٪ از کل افزودههای باد فراساحلی که با حمایت سیاستی در اروپا انجام میشود، از طریق CfDهای دوجهته قرارداد خواهد شد" (IEA 2025, p.
68)
اروپا همچنان گنجینه دانش فنی، زنجیره تأمین بالغ و بازارهای عمیق خود را در اختیار دارد. اما "اروپا باید برق خانگی را به عنوان یک اولویت استراتژیک در نظر بگیرد و نیت سیاسی را به تحویل تبدیل کند.
برای باد فراساحلی، این به معنای ایجاد چارچوب لازم برای تحویل پروژهها در مقیاس و سرعت مورد نیاز است". (GWEC 2026, p. 64)
منابع