
انتشار ویدیوهایی از اجراهای حاشیهساز در نمایشگاه فیتکس تهران، پرسشهایی درباره نحوه انتخاب برنامهها، شیوه جذب مخاطب و چگونگی نظارت بر این رویداد تخصصی ورزشی مطرح میکند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، ویدیوها یکی پس از دیگری پخش میشوند. صدای بلند موسیقی با صدای مجری که جمعیت را به تماشا دعوت میکند، درهم میآمیزد.
گروهی از تماشاگران دور زنی حلقه زدهاند که حرکات نامتعارفش توجه آنها را جلب کرده است. مردی هم با دوربینی در دست، مدام گرد زن میچرخد و از حرکات او فیلمبرداری میکند.
صحنه بیشتر به اجرای نمایش هنجارشکنانهای برای جلب توجه تماشاگران شباهت دارد تا آنچه از یک نمایشگاه تخصصی ورزشی انتظار میرود. تمام این تصاویر توصیفشده در نمایشگاه فیتکس تهران رخ داده است؛ رویدادی در حوزه تناسب اندام و بدنسازی که ویدیوهای منتشرشده از آن در فضای مجازی، با عنوان «پارتی دختر و پسرهای فیتنس» دستبهدست شده و ماجرا از همینجا آغاز میشود؛ از جایی که قرار است ورزش و تناسب اندام محور اصلی یک رویداد تخصصی باشند، اما آنچه از تصاویر منتشرشده بیشتر به چشم میآید، اجراهایی است که با شکستن مرزهای فرهنگی جامعه همراه شدهاند.
وقتی یک نمایشگاه ورزشی بهجای آنکه با تجهیزات، مهارتها و دستاوردهای این حوزه شناخته شود، با چنین ویدیوهایی در فضای مجازی مطرح میشود، باید پرسید چه چیزی در این میان به حاشیه رفته و برگزارکنندگان برای دیدهشدنشان چه مسیری را انتخاب کردهاند؟
ورزش؛ بهانهای برای هنجارشکنی؟
نمایشگاههای تخصصی مانند فیتکس میتوانند فرصتی برای معرفی محصولات، تجهیزات و خدمات حوزه بدنسازی و تناسب اندام باشند؛ فضایی که در آن فعالان این حرفه، تواناییها و دستاوردهای خود را همراه با قهرمانان بدنسازی عرضه کنند و مخاطبان نیز با ظرفیتهای این حوزه آشنا شوند. اما این هدف زمانی زیر سؤال میرود که برنامههای ناهنجار اجرا شده بیش از محتوای تخصصی نمایشگاه مورد توجه قرار بگیرند و بازتاب تصاویر مربوط به آنها به مهمترین رویداد فضای مجازی تبدیل شود.
بله در چنین نمایشگاههایی طبیعی است که برگزارکنندگان برای معرفی محصولات و برند خود به دنبال جذب مخاطب باشند، اما پرسش این است که این جذب مخاطب با چه معیاری انجام میشود؟ آیا قرار است توانمندیهای ورزشکاران و فعالان این حرفه در معرض دید قرار بگیرد، یا هر اجرایی، فارغ از ترویج برهنگی و بیحیایی به فرصتی برای تبلیغ تبدیل شود؟
وقتی پاسخ، گزینه دوم باشد، دیگر نمیتوان از کنار شیوه انتخاب برگزاری برنامهها بهسادگی گذشت؛ زیرا برگزارکنندگان فقط میزبان یک رویداد نیستند، بلکه در شکلگیری تصویری که از آن به مخاطب ارائه میشود نیز نقش مهمی دارند. هنگامی که برنامههای این نمایشگاه با هنجارهای فرهنگی جامعه و معیارهای حیا و عفت عمومی تعارض پیدا میکنند، مسئله ابعاد جدیتری مییابد چرا که نمایشگاه ورزشی قرار نیست برای جلب توجه، حیا و عفت عمومی را زیر سؤال ببرد؛ بهویژه آنکه برای معرفی تواناییهای این حوزه، ظرفیتهای تخصصی و ورزشی کم نیستند.
با این حال، واکنش برخی کاربران به تصاویر منتشرشده، بحث مهم دیگری را نیز مطرح کرده است، بحثی با این عنوان که آیا هر رفتاری را میتوان به نام آزادی توجیه کرد؟
این نه تنها آزادی نیست بلکه سراب آن هم نیست
در واکنش به ویدیوهای منتشر شده از نمایشگاه فیتکس، عدهای مخالف چنین صحنههایی بودند و حتی شرم از صحبت از این اتفاق را داشتند و عدهای چنین صحنههایی را نشانه آزادی دانستهاند؛ برداشتی که خود به پرسشی اساسیتر منجر میشود؛ آزادی دقیقاً به چه معناست؟ و آیا میتوان هر نوع رفتار ضد فرهنگی و هنجارشکنی را تحت عنوان آزادی پذیرفت؟
آن هم درست در زمانی که هر اعتراض به چنین رفتارهای مغایر فرهنگ و هنجار جامعه، مخالفت با آزادی تلقی میشود! اگر بخواهیم آزادی را در همان ویدیوهای منتشر شده از این نمایشگاه معنا کنیم، در چنین برداشتی، آزادی را به وسیلهای مبدل کردهایم که میتوان هر رفتاری را خارج از شأن انسانیت با آن توجیه کرد.
اما غلامحسین ابراهیمی دینانی، فیلسوف ایرانی، در همین راستا و در توضیح معنای درست از آزادی میگوید: «آزادی که الواطی و هرزهگرایی نیست، آزادی به آگاهی است! کسانی که از آزادی دم میزنند و معرفت ندارند، کشک میسایند!
یک حیوان آزاد است، اما آیا میتوانید به او بگویید آزادی را برایتان توضیح بدهد؟ خیر!
پس هر کاری را خواستن و انجام دادن، آزادی نیست؛ آزادی گاهی به انجام ندادن کار است. آزاد کسی است که گاهی کاری را انجام نمیدهد.
در واقع جایی که آگاهی نیست، میتوانیم بگوییم آزادی نیست و جایی که آگاهی هست، آزادی هم هست.»
این سخن بر تفاوت میان آزادی و بیقیدی تأکید دارد. آزادی را نمیتوان صرفاً به انجام هر کاری که فرد میخواهد انجام دهد تقلیل داد (درست همان کارهایی که برخی در این نمایشگاه به نام آزادی انجام دادند).
اما اگر مفهوم اصلی آزادی را چنین بیخردانه نادیده بگیریم، با چنین تعریفی، حتی رفتار غریزی حیوانات نیز میتواند نشانه آزادی تلقی شود؛ درحالیکه آزادی انسان با آگاهی و مسئولیت در انتخاب پیوند دارد. و این برداشت وهم آمیز از آزادی، بحث را به موضوعی دیگری نیز میرساند؛ موضوعی با این عنوان که (تنها راه پیشرفت کشور در برگزاری مراسمهای ورزشی این است که این نمایشگاهها با حرکات موزون و ترویج بدن نمایی همراه شود؛ درست همانطور که در غرب برگزار میشوند.) در باب روشن سازی چنین برداشت نادرستی نیز میتوان به مفهوم ازخودبیگانگی در اندیشه علی شریعتی بازگشت؛ مفهومی که به فاصلهگرفتن انسان از هویت و معیارهای خود در اثر پذیرش الگوهای بیرونی اشاره دارد.
از همین منظر است که شریعتی درباره جوامع غیراروپایی و امکان ازخودبیگانهشدن آنها سخن میگوید و تقلید از الگوهای غربی را لزوماً مسیری برای پیشرفت نمیداند؛ بلکه آن را در شرایطی عاملی برای عقبماندگی میبیند. این روند ممکن است ابتدا در ظاهر و پوشش نمود پیدا کند، اما به همانجا محدود نمیماند.
زمانی که معیارهای فکری و ارزشی افراد نیز تحت تأثیر الگوهای بیرونی قرار میگیرد، ممکن است رفتارهایی بدون شناخت زمینهها و پیامدهایشان، صرفاً به دلیل انتساب به جوامع غربی، نشانه آزادی و پیشرفت تلقی شوند. مسئله، مخالفت با هرگونه استفاده از تجربه دیگر جوامع نیست؛ مسئله، تقلید بیچونوچرا و پذیرفتن هر الگو به نام تجدد است.
در ماجرای نمایشگاه فیتکس نیز پرسش همین است: آیا صرف اینکه برخی کاربران این اجراها را آزادی و پله ای از پیشرفت مینامند، برای نادیدهگرفتن پیامدهای فرهنگی و شکستن مرزهای حیا کافی است؟ نامگذاری یک رفتار بهعنوان آزادی، نه تعارض آن با حیا و عفت عمومی را از میان میبرد و نه برگزارکنندگان را از پاسخگویی درباره انتخاب برنامههایشان بینیاز میکند.
زنان وسیلهای برای تبلیغات
یکی از نکات قابلتوجه در تصاویر منتشرشده از این نمایشگاه، شیوه استفاده از حضور زنان برای جلب توجه مخاطبان است. در این ویدیوها، آنچه دوربین بر آن متمرکز میشود، نه مهارت ورزشی یا دستاورد حرفهای یک ورزشکار، بلکه حرکاتی است که توجه جمعیت را جلب میکند.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا حضور زنان در این برنامهها با هدف معرفی تواناییهای ورزشی آنهاست؟ یا صرفا از بدن و حرکاتشان برای تبلیغ و دیدهشدن رویداد استفاده میشود؟
برای پاسخ به این پرسش، کافی است نگاهی به حضور دختران ایرانی در میدانهای ورزشی بیندازیم. دختران ایران در رشتههای مختلف، از جمله مسابقات ناگویا (مسابقات بازیهای آسیایی در ژاپن)، توانمندیهای خود را با حفظ حیا و حجاب به نمایش گذاشتند و موفقیتهایشان نشان میدهد که برای معرفی زنان در ورزش، نیازی به تکیه بر حاشیههای جنجالی و نمایش اندام آنها نیست؛ چراکه زنان میتوانند با مهارت، تلاش و دستاوردهای ورزشی خود دیده شوند نه با نمایش بدنشان!
بنابراین، مسئله اصل حضور زنان نیست، بلکه شیوهای است که در آن حضورشان به ابزاری برای جلب نگاهها و جذب مخاطب تبدیل میشود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. در یک رویداد تخصصی ورزشی، انتظار میرود توانایی و مهارت افراد در مرکز توجه قرار بگیرد، نه اینکه بدن و حرکات آنها به وسیلهای برای تبلیغات تبدیل شود.
وقتی چنین اتفاقی میافتد، نهتنها شأن و جایگاه زنان تحت تأثیر قرار میگیرد و متزلزل میشود، بلکه تصویری که از خود ورزش ارائه میشود نیز تغییر میکند؛ تصویری که بهجای تأکید بر تخصص و توانمندی، بر حاشیه و جلب توجه تکیه دارد. و نگرانی درباره این شیوه تبلیغاتی فقط به مسائل فرهنگی محدود نمیشود.
از نگاه ورزشکاران منتقد این نمایشگاه مذکور، چنین اجراهایی میتوانند اعتبار حرفه فیتنس و بدنسازی را نیز تحت تأثیر قرار داده و آن را از بین ببرد. ورزشکاران این حوزه برای رسیدن به جایگاه حرفهای، زمان و انرژی صرف میکنند و انتظار دارند تواناییها و دستاوردهایشان معرف رشتهای باشد که در آن فعالیت میکنند.
اما وقتی یک نمایشگاه با عنوان ورزش و بدنسازی بیشتر بهخاطر اجراهای خارج از عرف آن شناخته میشود، فعالیت تخصصی این افراد در سایه قرار میگیرد و تصویری نادرست و نامناسب از ماهیت این حرفه شکل میگیرد.
نظارت بر بینظارتی و سوالاتی که جوابش روشن نیست
آنچه در نمایشگاه فیتکس تهران رخ داد، پیش از آنکه بحرانی ورزشی باشد، نشانهای از یک مسئله مهم فرهنگی است که تا پیش از این نمایشگاه در دوی ماراتن کیش و مسابقات تنیس باشگاه انقلاب تهران و نظایر آن، تکرار شده بود. رویدادهایی که قرار بود میدان معرفی تخصص، توانمندی و دستاوردهای حوزه ورزشی باشند، به صحنهای برای جلب توجه از راههای حاشیهساز و به دور از حیا تبدیل شدند.
اما در این میان، سه پرسش همچنان بیپاسخ مانده است؛ نخست، مسئولیت انتخاب برنامهها بر عهده چه کسانی است؟ برگزارکنندگانی که به جای تکیه بر ظرفیتهای تخصصی، مسیر جذب مخاطب را در اجراهای هنجارشکنانه جستند، باید درباره معیارهای انتخاب خود پاسخ دهند.
دوم، نظارت بر محتوا چگونه اعمال شده است؟ مجوز برگزاری این رویداد از سوی کدام مرجع صادر شده و چه نهادی بر انطباق برنامهها با ضوابط فرهنگی و اجتماعی نظارت داشته است؟
بیپاسخ ماندن این پرسش، امکان تکرار چنین صحنههایی را در رویدادهای آینده همانند گذشته فراهم میکند و سوم، مرز آزادی و بیقیدی کجاست؟ آنچه برخی آن را «آزادی» نامیدند، در واقع نه آزادی، بلکه سرابی بود که به جای مسئولیتپذیری، هنجارشکنی را توجیه میکرد.
آزادی واقعی با آگاهی و مسئولیت پیوند دارد، نه با تقلید بیچونوچرا از الگوهایی که با هویت فرهنگی جامعه همخوانی ندارند. از طرفی نمایشگاه ورزشی باید فرصتی برای معرفی تخصص، توانایی و دستاوردهای این حوزه باشد؛ نه رویدادی که ظاهرا نام ورزش را یدک بکشد و تصاویر پربازتاب آن بیش از هر چیز، بحث هنجارشکنی، استفاده تبلیغاتی از زنان و خدشهدار شدن اعتبار ورزش را به میان بیاورد.