یکی از مخاطبان خبرگزاری تسنیم در خارج از کشور، دلنوشتهای خواندنی در رثای امام شهید و تجلیل از مقام معظم رهبری ارسال کرده است.
من از آنانم که در بحبوحه این روزها و ماههای تاریخساز از خاک و دیار خویش دور ماندهام و تنها نظارهگری بیعمل در این سیل حوادث هستم. اما شاید از این دوردستها عظمت قلهها بهتر به چشم میآید. قلههایی که با هم و در کنار هم سلسله جبال سترگ آزادگی و شرافت را در دل خاک پاک ایران زمین برافراشتهاند.
بیشک اما در اوج این حماسه او ایستاده است، رهبر شهید. مردی که ۶۰ سال پیشاپیش خیل آزادگان سرافراز مجاهدت کرد و در کمال سادهزیستی همه هستی خویش را در راه معبود گذارد. مردی که نه خود و نه خانواده و نزدیکانش بهرهای از این مطاع زعامت نیاندوختند جز شهادت و جانبازی. حکیم بود و عابد، سیاستمدار بود و عالم، ادیب بود و استراتژیست، شجاع بود و اینک شهید.
و خدا خوب کارگردانی است. خوب بلد است به رغم دشمنان دیو سیرت دوستانش را از کشاکش پستی و بلندیهای روزگار عبور دهد و بر سریر عزت بنشاند. در یک پلان حسین (ع) را تنها و بیسر در بیابان غربت نشان میدهد در حالی که سپاه جور بر قتلش هلهله شادی سر میدهند، و در پلانی دیگر کرور کرور مردمی را نشان میدهد که در درازای قرنها پروانهوار به دور همین کشتی شکسته طوفان کربلا طواف میکنند و به پایش اشک میریزند و در راهش جان میدهند.
پایان این رهبر مجاهد را هم انصافاً زیبا رقم زد. پس از ۸۶ سال عمر با عزت پایانش را نه مرگ در بستر بلکه مرگی سرخ در سنگر نوشت. آنگاه که دیو پلید استکبار و سلطه عربدهکشان بر دروازههای میهنش میکوبید او نه گریخت و نه زانو زد. مردانه ایستاد و جنگید، تیغی شد در پای دیو و خاری شد در چشمانش. مرگ او را درست در قلب میهن یافت و در میانهی کارزار جنگ، نه فراری از وطن و لولیده در آغوش ننگ. و اینک یاران هزاران هزاران پیکرش را بر دوش میکشند و با اشک و عشق به خاک زادگاهش میسپارند.
سید علی خامنهای در یاد و در جان ایران جاودانه خواهد ماند و اسطورهاش الهامبخش نسلهای آینده آزادگان جهان خواهد بود.