
آنچه پیش از هر چیز می توان از نتایج انتخابات اسرائیل برداشت کرد، گرایش به سوی افراطیگری است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، روزنامه زیمان یسرائیل در مقالهای که به مناسبت اعلام نتایج انتخابات کنست(پارلمان) منتشر شده تاکید کرد: نگاهی دقیق به نتایج انتخابات که اکنون روشن شده است، بهویژه به شیوهای که این نتایج تفسیر میشود، میتواند نهتنها درباره ماهیت گفتمان سیاسی یا تصویر جامعه اسرائیل، بلکه اساساً درباره آیندهای که برای خود اسرائیل و کل منطقه می توان متصور شد، رسید.
به اعتقاد نویسنده این مقاله: خوانشی ساده از نتایج انتخابات، از شکست آشکار ائتلاف حامی بنیامین نتانیاهو و پیروزی قاطع ائتلاف مخالفان او حکایت دارد؛ مخالفانی که خود را «ائتلاف تغییر» مینامند. بر اساس نتایج اولیه، 67 کرسی از مجموع 120 کرسی کنست به ائتلاف مخالف نتانیاهو تعلق دارد.
در ظاهر، تصمیم رایدهندگان روشن است: مخالفت با نتانیاهو و سیاستهایش، همراه با تمایل به تقویت دموکراسی لیبرال و حاکمیت قانون و رسیدگی به شکافهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که پس از چهار سال حاکمیت دولتی تفرقهانگیز و قطبیساز پدید آمدهاند.
اما در اسرائیل، همواره مرسوم بوده است که نتایج انتخابات از منظری قومیتگرایانه و گاه حتی صریحاً قومگرایانه تفسیر شود؛ رویکردی که معنای واقعی این نتایج را مخدوش میکند. این نوع تفسیر که آرای رایدهندگان عرب را هنگام تعیین ترکیب دولت به حساب نمیآورد، محدودیتهای دموکراسی (اوج نژادپرستی) اسرائیل و تصویر تحریفشده آن را آشکار میکند.
هنگامی که نتایج از منظری قومگرایانه خوانده میشوند، روشن میشود که ائتلاف حامیان نتانیاهو در میان جامعه یهودی واقعاً اکثریت را به دست آورده است و پیروزی عینی ائتلاف مخالفان او ــ که از حمایت احزاب عربی سرچشمه میگیرد ــ گویی هرگز وجود نداشته، محو میشود.
این گفتمان که بهعنوان اصلی اساسی در سیاست اسرائیل به آن نگریسته میشود، مورد توافق احزابی که مدعی تغیر بوده و بر خود نام ائتلاف تغییر نهاده اند هم هست.
این احزاب در سراسر کارزار انتخاباتی، صراحتاً مخالفت خود را با هرگونه امکان مشارکت سیاسی یهودی ـ عربی اعلام کردند.
از این امر روشن میشود که تغییری که مخالفان نتانیاهو پیشنهاد کردهاند، در حد جایگزین کردن هویت نخستوزیر است، نه تغییر هنجارهای سیاسی (و نژادپرستانه حاکم) در اسرائیل؛ که نمادا آن قطعا عرب های 1948 است.
از اینجا روشن میشود که اگر پیروزی ائتلاف حامی نتانیاهو در میان جامعه یهودی آشکار باشد ــ هرچند با اختلافی اندک ــ پیروزی سیاست راستگرایانه نیز غیرقابل انکار است. در میان احزاب «ائتلاف تغییر»، احزاب راست افراطیای وجود دارند که نهتنها با مشارکت یهودی ـ عربی و تثبیت برابری بهعنوان یک اصل قانون اساسی مخالفاند، بلکه راهحل دوکشوری را نیز بهشدت رد میکنند.
برخی از احزاب عمده ائتلاف تغییر صراحتاً تعهد خود را به ادامه پروژه شهرکسازی و تعمیق سلطه اسرائیل بر کرانه باختری اعلام کردهاند.
در اساس، نتایج انتخابات واقعیت جامعه(صهیونیست) را منعکس میکند. گفتمان سیاسی از جامعهای حکایت دارد که دیدگاهی قومگرایانه، نژادپرستانه و راست افراطی را پذیرفته است.
در برابر قدرت راستگرایان، نتایج انتخابات ضعف جنبش لیبرال در اسرائیل را آشکار میکند. اگر از ما خواسته شود تعداد مقامهای منتخب را که حمایت خود را از راهحل دوکشوری ابراز کرده و تعهد خود را به دموکراسی لیبرال مبتنی بر برابری اعلام کردهاند، بشماریم، بعید است بتوانیم دوازده نفر را پیدا کنیم.
بنابراین، نتایج انتخابات ــ و قطعاً شیوهای که این نتایج تفسیر شده است ــ نشان میدهند که امید به اینکه جامعه اسرائیل بتواند از درون، شخصیتی تازه مانند فردریک دکلرک پرورش دهد، تا چه اندازه ضعیف است و امکان تغییر در اسرائیل، تغییری که نویدبخش آیندهای مغایر با گرایش نژادپرستانه باشد، وجود ندارد یا تقریباً به صفر رسیده است.