
180 آببندان میتوانند با توسعه گردشگری کشاورزی و بومگردی، به فرصتی تازه برای ثروتآفرینی تبدیل شوند.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، ـ گفتوگو ـ طاهره بخشنده| توسعه گردشگری در مازندران همواره با تصویری آشنا همراه بوده است؛ استانی که طبیعت، جنگل، دریا، رودخانه و شالیزارهای آن هر سال میلیونها مسافر را به سوی خود میکشاند، اما سهم بسیاری از شهرها و شهرستانهای آن از این ظرفیت عظیم، همچنان متناسب با داشتههای طبیعی و اقتصادیشان نیست.
بابل یکی از همین شهرستانهاست؛ منطقهای با ظرفیتهای متنوع کشاورزی، طبیعی و اقتصادی که در کنار جمعیت قابلتوجه ثابت، در ایام تعطیلات و مناسبتهای خاص با جمعیت شناور میلیونی مواجه میشود. با وجود این، کمبود زیرساختهای اقامتی و گردشگری همچنان یکی از موانع جدی بهرهبرداری از این ظرفیتهاست؛ تا جایی که موضوع نبود هتل مناسب در دومین شهر پرجمعیت شمال کشور، پرسشی جدی درباره تناسب امکانات با جایگاه جمعیتی و اقتصادی این شهرستان ایجاد کرده است.
در این میان، بیش از 180 آببندان بابل ظرفیتی است که میتواند از کارکرد سنتی ذخیره و تأمین آب کشاورزی فراتر برود و با برنامهریزی اصولی، به بخشی از زنجیره گردشگری کشاورزی، بومگردی و اقتصاد محلی تبدیل شود. آببندانهایی که سالها در خدمت شالیزارها بودهاند، اکنون میتوانند با حفظ کارکرد اصلی و رعایت ملاحظات زیستمحیطی، زمینهساز شکلگیری فرصتهای تازه اقتصادی باشند.
اما پرسش اساسی این است که چرا چنین ظرفیتهایی تاکنون بهطور کامل وارد چرخه توسعه گردشگری نشدهاند؟ آیا مشکل تنها کمبود امکانات اقامتی است یا ضعف اعتبارات، نبود نگاه ملی به نیازهای شهرستان و استفادهنکردن از ظرفیت مدیران و متخصصان بابلی نیز در این عقبماندگی نقش دارد؟
آنچه در این مصاحبه میخوانید:
گنجینهای که هنوز به ثروت گردشگری تبدیل نشده است چرا بابل از ظرفیت گردشگری خود بهره نمیبرد؟ آببندانها چه زمانی گردشگرساز میشوند؟
ظرفیت طلایی گردشگری که سالها مغفول مانده است تناقض ظرفیت گردشگری و کمبود زیرساخت معمای توسعه بابل چیست؟ بابل در حسرت زیرساخت گردشگری شهر پرجمعیت شمال و خلأ امکانات گردشگری؛ بابل چه کم دارد؟
بابل زیر بار جمعیت شناور میلیونی؛ اعتبارات شهرستان کجا دیده میشود؟
برای بررسی ظرفیتهای گردشگری بابل، ضرورت جذب اعتبارات ملی، وضعیت زیرساختهای اقامتی و راهکارهای تبدیل منابع طبیعی به فرصتهای اقتصادی، با قربانیا، رئیس شورای شهرستان بابل، به گفتوگو نشستیم.
مشروح این گفتوگو از نظر مخاطبان میگذرد: بابل با برخورداری از بیش از 180 آببندان، رودخانه بابلرود، مناطق جنگلی و کوهستانی و ظرفیتهای گسترده کشاورزی، از توان قابلتوجهی برای توسعه گردشگری برخوردار است؛ با این حال، هنوز بسیاری از این ظرفیتها در اقتصاد شهرستان نقش تعیینکنندهای ندارند. به نظر شما مهمترین فرصت مغفولمانده بابل در حوزه گردشگری چیست؟
قربانیا: واقعیت این است که شهرستان بابل ظرفیتهای بسیار گستردهای دارد که بخشی از آنها تاکنون آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. یکی از مهمترین این ظرفیتها، وجود بیش از 180 آببندان در سطح شهرستان است؛ منابعی ارزشمند که سالها عمدتاً برای ذخیره آب و تأمین نیاز کشاورزی و شالیزارها مورد استفاده قرار گرفتهاند.
البته کارکرد کشاورزی آببندانها اهمیت اساسی دارد و نباید بهگونهای برنامهریزی شود که این وظیفه اصلی تحت تأثیر قرار گیرد، اما معتقدیم ظرفیت این منابع آبی بسیار فراتر از استفاده فعلی آنهاست. این آببندانها میتوانند با برنامهریزی مناسب، به کانونهایی برای گردشگری کشاورزی و بومگردی تبدیل شوند.
ما باید از تجربههای موفق در دنیا استفاده کنیم و ببینیم چگونه برخی مناطق توانستهاند منابع طبیعی و کشاورزی خود را به فرصتهای اقتصادی و گردشگری تبدیل کنند. اگر این نگاه در بابل نیز شکل بگیرد و زیرساختهای لازم فراهم شود، آببندانها میتوانند در کنار محصولات باکیفیت کشاورزی و عسل، به یکی از پایههای مهم درآمدزایی شهرستان تبدیل شوند.
مسئله این است که ما نباید صرفاً به ظرفیتهای موجود افتخار کنیم؛ باید برای استفاده از آنها برنامه داشته باشیم. داشتن آببندان، جنگل و رودخانه بهتنهایی به معنای توسعه گردشگری نیست.
باید امکانات، سرمایهگذاری، خدمات و زیرساختهای موردنیاز نیز فراهم شود تا این ظرفیتها بتوانند برای مردم منطقه درآمد و اشتغال ایجاد کنند.: با این توضیحات، به نظر میرسد بابل از نظر جاذبههای طبیعی با کمبود جدی مواجه نیست، اما در بخش امکانات و خدمات گردشگری عقبماندگیهایی دارد. یکی از انتقادهای مطرحشده نیز این است که بابل بهعنوان یکی از شهرهای پرجمعیت شمال کشور، همچنان از داشتن زیرساخت اقامتی مناسب محروم است.
این فاصله میان ظرفیتها و امکانات را چگونه ارزیابی میکنید؟
قربانیا: این موضوع یکی از چالشهای جدی شهرستان است. ما از یک طرف ظرفیتهای طبیعی، اقتصادی و گردشگری قابلتوجهی داریم و از طرف دیگر، زیرساختهای لازم برای بهرهبرداری از این ظرفیتها به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده است.
وقتی درباره گردشگری صحبت میکنیم، نباید فقط جاذبهها را در نظر بگیریم. گردشگر زمانی میتواند از ظرفیتهای یک منطقه استفاده کند که امکانات اقامتی، رفاهی و خدماتی مناسب نیز وجود داشته باشد.
اگر مسافر وارد شهرستان شود، اما امکان اقامت و استفاده از خدمات موردنیاز را نداشته باشد، طبیعتاً بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی گردشگری از دست میرود.
بابل باید متناسب با جایگاه جمعیتی و اقتصادی خود مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان شهرستانی با این حجم از جمعیت ثابت و شناور و این گستردگی جغرافیایی را صرفاً با نگاه محدود به امکانات موجود اداره کرد.
توسعه زیرساختهای گردشگری، بهویژه در حوزه اقامت، یک ضرورت است و باید در برنامههای توسعه شهرستان جایگاه مشخصی داشته باشد.: شما به جمعیت ثابت و شناور بابل اشاره کردید. این شهرستان در ایام خاص و تعطیلات با جمعیت میلیونی مواجه میشود.
این شرایط چه فشاری بر زیرساختهای شهری و خدمات عمومی وارد میکند و چرا معتقدید اعتبارات فعلی پاسخگوی نیازهای بابل نیست؟
قربانیا: بابل بر اساس آمارهای حوزه بهداشت و سرشماریهای میدانی، بیش از 630 هزار نفر جمعیت ثابت دارد؛ در حالی که در سرشماری رسمی سال 1395، جمعیت شهرستان حدود 535 هزار نفر اعلام شده بود. این تفاوت نشان میدهد که در برنامهریزیها باید به تغییرات جمعیتی و نیازهای جدید شهرستان توجه شود.
از طرف دیگر، در ایام تعطیلات و مناسبتهای خاص، جمعیت شناور شهرستان به حدود دو میلیون نفر میرسد. طبیعی است که چنین شرایطی نیازمند امکانات و اعتبارات متناسب باشد.
وقتی جمعیت یک شهرستان در مقاطع مختلف افزایش قابلتوجهی پیدا میکند، میزان نیاز آن به خدمات شهری، راه، حملونقل، امکانات رفاهی و زیرساختهای گردشگری نیز افزایش مییابد.
بابل دارای 6 بخش و 675 روستاست و از نظر جمعیت و حجم خدماترسانی، جایگاه بسیار مهمی در استان مازندران دارد. ما معتقدیم این شهرستان عملاً یکی از کانونهای اصلی اقتصادی مازندران است و باید در تخصیص اعتبارات نیز این جایگاه مورد توجه قرار گیرد.
مشکل اینجاست که حجم نیازها و خدماتی که باید ارائه شود، با اعتبارات موجود تناسب ندارد. بابل برای توسعه زیرساختها و پاسخگویی به نیازهای جمعیت ثابت و شناور خود، به اعتبارات ملی نیاز دارد و نمیتوان انتظار داشت همه این مسائل صرفاً با منابع استانی حلوفصل شود.
وقتی با جمعیت شناور میلیونی مواجه هستیم، اما امکانات اقامتی و رفاهی متناسب با آن وجود ندارد، این موضوع نشاندهنده فاصله میان ظرفیت واقعی شهرستان و میزان سرمایهگذاری در زیرساختهاست. بنابراین باید در محاسبات بودجهای کشور، جمعیت واقعی، گستره جغرافیایی و میزان خدماترسانی بابل بهصورت جدی لحاظ شود.: یکی از مسائل مهم در جذب اعتبارات، پیگیری مطالبات در سطح ملی است.
بابل مدیران و متخصصان متعددی در سطوح مختلف کشور دارد. چگونه میتوان از این ظرفیت برای ارتقای جایگاه شهرستان در تخصیص بودجه و اجرای پروژههای زیرساختی استفاده کرد؟
قربانیا: به اعتقاد من، یکی از مهمترین ظرفیتهای بابل، نیروی انسانی توانمند آن است. مدیران و متخصصان برجستهای از این شهرستان در سطوح کلیدی کشور حضور دارند و باید بتوانیم از این ظرفیت برای پیگیری مسائل و مطالبات بابل استفاده کنیم.
توسعه شهرستان نیازمند مطالبهگری مستمر و هدفمند است. نباید منتظر بمانیم تا اعتباری بهصورت خودکار به شهرستان اختصاص پیدا کند.
باید نیازها را بهدرستی شناسایی کنیم، طرحهای اولویتدار را مشخص کنیم و از ظرفیت مدیران، نمایندگان و مسئولان مرتبط در سطح ملی برای جذب منابع استفاده کنیم.
ما در این زمینه تجربه موفقی نیز داشتهایم. در پنج سال گذشته با استفاده از همین ظرفیتها و پیگیریهای انجامشده، 10 هزار تن قیر رایگان برای شهرستان جذب شد که ارزش امروز آن بالغ بر 800 میلیارد تومان است.
این اقدام در اجرای پروژههای بازآفرینی شهری و روستایی و احیای بخشی از طرحهای عمرانی نقش مؤثری داشت.
این تجربه نشان میدهد که اگر ظرفیتهای مدیریتی و تخصصی شهرستان بهدرستی به کار گرفته شود و پیگیریها بهصورت منسجم انجام گیرد، میتوان منابع قابلتوجهی را برای اجرای پروژهها جذب کرد.
اعتقاد ما این است که باید تعارف را کنار بگذاریم و با مطالبهگری هوشمندانه، جایگاه بابل را در معادلات بودجهای کشور ارتقا دهیم. البته این مطالبهگری باید مبتنی بر برنامه، اولویتبندی و ارائه نیازهای واقعی شهرستان باشد تا بتوانیم از ظرفیتهای ملی به شکل مؤثر استفاده کنیم.: اگر قرار باشد ظرفیت گردشگری بابل از مرحله معرفی و طرح ایده به مرحله اجرا برسد، چه اقداماتی باید در اولویت قرار گیرد؟
آیا باید ابتدا بر توسعه آببندانها متمرکز شد یا ایجاد زیرساختهای اقامتی و خدماتی در سطح شهرستان اولویت دارد؟
قربانیا: این موضوعات از یکدیگر جدا نیستند و باید در کنار هم دیده شوند. ما نمیتوانیم آببندانها را بهعنوان ظرفیت گردشگری معرفی کنیم، اما برای ایجاد امکانات و خدمات موردنیاز آنها برنامهای نداشته باشیم.
از طرف دیگر، توسعه زیرساختهای اقامتی نیز باید متناسب با ظرفیتهای واقعی شهرستان و برنامه گردشگری آن انجام شود.
در وهله نخست باید ظرفیتهای موجود بهدرستی شناسایی و معرفی شوند. سپس باید برای استفاده از آنها برنامهریزی صورت گیرد؛ بهگونهای که هم کارکرد اصلی منابع طبیعی و کشاورزی حفظ شود و هم زمینه حضور سرمایهگذاران و ایجاد فرصتهای اقتصادی فراهم شود.
آببندانها میتوانند بخشی از این برنامه باشند. رودخانه بابلرود، مناطق جنگلی و کوهستانی و دیگر جاذبههای طبیعی نیز ظرفیتهایی هستند که باید در یک طرح جامع گردشگری مورد توجه قرار گیرند.
از سوی دیگر، ایجاد امکانات اقامتی، خدمات رفاهی و زیرساختهای دسترسی اهمیت دارد. اگر این حلقهها تکمیل نشوند، معرفی جاذبهها بهتنهایی نمیتواند به افزایش ماندگاری گردشگران و رونق اقتصادی شهرستان منجر شود.: در کنار آببندانها، از رودخانه بابلرود نیز بهعنوان یکی از ظرفیتهای ویژه گردشگری شهرستان نام بردهاید.
حتی معتقدید این رودخانه قابلیت تبدیلشدن به یک قطب گردشگری در سطح جهانی را دارد. چه ویژگیهایی در بابلرود و مناطق پیرامونی آن وجود دارد که میتواند چنین ظرفیتی ایجاد کند؟
قربانیا: بابلرود یکی از ظرفیتهای مهم طبیعی شهرستان است و باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. این رودخانه با ویژگیهای خاص خود میتواند در برنامههای توسعه گردشگری بابل جایگاه ویژهای داشته باشد.
ما معتقدیم باید ظرفیتهای این منطقه را بهدرستی معرفی کنیم و از نگاه محدود به جاذبههای شناختهشده فاصله بگیریم. رودخانه بابلرود، مناطق جنگلی و کوهستانی سه بخش شهرستان و دیگر جاذبههای طبیعی، مجموعهای از ظرفیتها را تشکیل میدهند که در صورت برنامهریزی مناسب میتوانند به جذب گردشگر کمک کنند.
نکته مهم این است که معرفی بابل نباید تنها به داخل استان محدود شود. باید تلاش کنیم این شهرستان در سطح ملی شناخته شود و ظرفیتهای آن برای گردشگران و سرمایهگذاران معرفی شود.
رسانهها در این زمینه نقش بسیار مهمی دارند و میتوانند با پرداختن مستمر به این فرصتها، زمینه توجه بیشتر مسئولان و سرمایهگذاران را فراهم کنند.: به نقش رسانهها اشاره کردید. از نگاه شما، خبرنگاران و رسانههای محلی و ملی چه مسئولیتی در پیگیری مطالبات شهرستان و تبدیل ظرفیتهای مغفولمانده به اولویتهای اجرایی دارند؟
قربانیا: نقش رسانهها بسیار مهم و حیاتی است. خبرنگاران باید صدای مردم باشند و مسائل و مطالبات آنها را به گوش مسئولان برسانند.
رسانهها میتوانند با معرفی ظرفیتهای مغفولمانده و پیگیری مستمر مشکلات، مسئولان را نسبت به ضرورت توجه به این موضوعات حساس کنند.
ما از اصحاب رسانه انتظار داریم که ظرفیتهای بابل را بهصورت جدی معرفی کنند؛ از بیش از 180 آببندان گرفته تا رودخانه مارپیچی بابلرود، مناطق جنگلی و کوهستانی سه بخش شهرستان و سایر فرصتهای طبیعی و اقتصادی.
اگر این ظرفیتها بهدرستی معرفی شوند، بابل میتواند بهعنوان یک مقصد گردشگری ملی مورد توجه قرار گیرد. البته این معرفی باید در کنار مطالبهگری برای تأمین زیرساختها و اعتبارات لازم باشد.
رسانهها میتوانند این موضوع را پیگیری کنند که چرا شهرستانی با این میزان ظرفیت و جمعیت، از برخی امکانات و زیرساختهای ضروری محروم است و چه اقداماتی برای جبران این فاصله باید انجام شود.
از سوی دیگر، تخصیص اعتبارات نیز باید بر اساس واقعیتهای جمعیتی، جغرافیایی و اقتصادی شهرستان صورت گیرد، نه صرفاً بر مبنای آمارهای قدیمی. همراهی رسانهها در طرح این مطالبات میتواند به دیدهشدن نیازهای واقعی بابل کمک کند.: با توجه به گستردگی شهرستان و تعدد بخشها، شهرها و روستاها، تحقق این برنامهها به هماهنگی میان دستگاههای اجرایی و مدیریت شهری و روستایی نیاز دارد.
آیا در حال حاضر این انسجام مدیریتی وجود دارد و چه موانعی در مسیر همکاری مجموعههای مختلف قرار دارد؟
قربانیا: یکی از موضوعات مهم در مسیر توسعه بابل، ضرورت همدلی و هماهنگی میان مسئولان و مجموعههای مختلف مدیریتی است. ما با شهرستانی روبهرو هستیم که ساختار گستردهای دارد و اداره آن نیازمند همکاری همه بخشهاست.
بابل دارای 6 بخش، 7 شهرداری، 675 روستا و آبادی و حدود 400 دهیاری است. شهر بابل نیز حدود 47 درصد جمعیت شهرستان را در خود جای داده است.
این گستردگی نشان میدهد که توسعه شهرستان با تصمیمگیری یک مجموعه یا یک دستگاه به نتیجه نمیرسد.
شوراها، شهرداریها، دهیاریها، دستگاههای اجرایی و مدیران شهرستان باید در کنار یکدیگر قرار گیرند و برای حل مسائل و پیشبرد پروژهها هماهنگ عمل کنند. اگر هر مجموعه صرفاً به دنبال اهداف و برنامههای جداگانه خود باشد، بخشی از ظرفیتها هدر میرود و سرعت توسعه کاهش پیدا میکند.
ما معتقدیم باید نگاه فردمحور و «منگرایی» را کنار بگذاریم و به جای آن، منافع عمومی شهرستان را در اولویت قرار دهیم. توسعه بابل نیازمند وحدت کلمه و تلاش جمعی است و بدون این همافزایی نمیتوان انتظار داشت ظرفیتهای موجود به نتیجه مطلوب برسند.: در پایان، اگر بخواهید مهمترین مطالبه خود را از مسئولان ملی و استانی و همچنین مردم بابل مطرح کنید، چه موضوعی را در اولویت قرار میدهید؟
آیا میتوان امیدوار بود که ظرفیتهایی مانند آببندانها و بابلرود در آینده به فرصتهای واقعی اشتغال و درآمدزایی تبدیل شوند؟
قربانیا: پیام من به مردم بابل این است که ظرفیتهای شهرستان بسیار فراتر از شرایط فعلی است و نباید نسبت به این داشتهها بیتفاوت باشیم. ما منابع و توانمندیهای ارزشمندی در حوزه کشاورزی، گردشگری، منابع طبیعی و نیروی انسانی داریم و با همت جمعی میتوانیم از آنها برای پیشرفت شهرستان استفاده کنیم.
از مسئولان نیز انتظار داریم نگاههای فردی و جزیرهای را کنار بگذارند و با انسجام و همدلی برای توسعه بابل تلاش کنند. باید جایگاه واقعی شهرستان در برنامهریزیها و تخصیص اعتبارات دیده شود و برای رفع کمبودهای زیرساختی آن، پیگیری جدی صورت گیرد.
ما نیازمند استفاده از ظرفیت مدیران و متخصصان بابلی در سطح کشور، جذب اعتبارات ملی و توجه ویژه به زیرساختهای گردشگری و عمرانی هستیم. اگر این ظرفیتها بهدرستی به کار گرفته شوند، میتوانیم گامهای مؤثری برای ارتقای جایگاه بابل برداریم.امیدواریم با همراهی مردم، مسئولان و رسانهها و با کنار گذاشتن اختلافنظرهای غیرضروری، بتوانیم بابل را به جایگاهی که شایسته آن است برسانیم.