یک طلبه و فعال فرهنگی و تربیتی با اشاره به سالها تجربه فعالیت در مدارس و ارتباط مستقیم با نوجوانان گفت: در حالی برای تدریس ریاضی و فیزیک از معلمان متخصص استفاده میشود که درس دینی گاه به معلمانی سپرده میشود که تخصصی در این حوزه ندارند؛ این در حالی است که نوجوان امروز با پرسشهای جدی اعتقادی، اخلاقی و درباره هدف زندگی مواجه است.
به گزارش خبرگزاری ۶۰ثانیه، جایگاه آموزش دینی در مدرسه، همواره یکی از موضوعات مهم در نظام تربیتی آموزشوپرورش بوده است؛ با این حال، به نظر میرسد میان اهمیتی که برای دروسی مانند ریاضی، فیزیک و علوم قائل میشویم و حساسیتی که در انتخاب معلم این دروس داریم، با درس دینی فاصلهای وجود دارد. آیا میتوان از «کممهری به دروس دینی» در مدارس سخن گفت؟
مهدی خسروان، فعال فرهنگی و تربیتی و دانشآموخته حوزه علمیه، بخشی از سالهای فعالیت خود را در ارتباط مستقیم با نوجوانان و در محیط مدرسه سپری کرده است. او تجربه فعالیت تربیتی در مسجد، کانون فرهنگی و مدرسه را دارد و سالهایی را نیز بهعنوان مربی پرورشی و معلم درس دینی در دبیرستان ماندگار البرز فعالیت کرده است.
خسروان در این گفتوگو از تجربه مواجهه با نوجوانانی میگوید که در برخی موارد از نظر علمی و درسی در سطح بالایی قرار داشتند، اما در زمینه اعتقادات، اخلاق، احکام و پرسشهای بنیادین زندگی، نیازمند پاسخهای جدی بودند. او معتقد است یکی از مسائل مهم آموزشوپرورش، توجه ناکافی به تخصص معلم دینی است؛ مسئلهای که به گفته او، میتواند باعث شود دانشآموز درس دینی را مانند یک واحد درسی برای کسب نمره ببیند، نه دانشی برای فهم زندگی.
او همچنین بر ضرورت ارتباط مؤثر حوزه علمیه با مدرسه تأکید دارد و معتقد است حضور یک طلبه در مدرسه، بهتنهایی مسئله را حل نمیکند؛ بلکه طلبه باید علاوه بر دانش دینی، توانایی ارتباط با نوجوان و شناخت اقتضائات نسل جدید را نیز داشته باشد. در ادامه، متن کامل این گفتوگو را میخوانید.
فارس: اگر بخواهیم از نقطه شروع مسیر مذهبی و تربیتی شما آغاز کنیم، این مسیر از کجا شکل گرفت؟ خسروان: من از سال اول دبیرستان، زمانی که وارد دوره دوم دبیرستان شدم، یک بغلدستی داشتم که خیلی بچه مذهبی و مسجدی بود.
یک روز سر کلاس، یک رساله «۱۴ مرجع» آورده بود و داشت آن را میخواند. چشمم به عکس روی کتاب افتاد و توجهم جلب شد.
به او گفتم: «حاجی جان، این چیست؟ این عکسها روی کتابت چیست؟» گفت: «این رساله است؛ تا حالا ندیدهای؟» گفتم: «نه، ۱۴ مرجع را تا حالا ندیده بودم.» تا آن زمان نماز میخواندم و روزه میگرفتم، اما خیلی دنبال مطالعات مذهبی و این مسائل نبودم.
به تعبیر خودم، یک آدم مذهبی معمولی بودم. همین اتفاق باعث شد با این دوستم خیلی رفیق شوم.
اولین کتابی که در زمینه مذهبی خواندم، اگر اشتباه نکنم، «کیمیای سعادت» درباره زندگی شیخ رجبعلی خیاط بود. این کتاب را خریدیم و با همین دوستم شروع کردیم به خواندن.
بعد از مدتی اتفاق دیگری افتاد که در شکلگیری مسیر مذهبی من بیتأثیر نبود. فارس: چه اتفاقی را میتوان شروع جدی گرایش شما به این مسیر دانست؟
خسروان: با چند نفر از دوستان، فکر کنم همان سال اول یا دوم دبیرستان، قرار گذاشتیم و سه، چهار نفر شدیم و رفتیم سر قبر شیخ رجبعلی خیاط. اصلاً نمیدانستیم آن روز سالروز وفات ایشان است.
وقتی رسیدیم، دیدیم کلی صندلی چیدهاند و خیلی شلوغ است. عکس شیخ رجبعلی را روی یک بنر زده بودند و مراسمی در حال برگزاری بود.
از یکی پرسیدیم و فهمیدیم آن روز دقیقاً سالروز وفات شیخ رجبعلی خیاط است؛ همان روزی که ما بدون اطلاع از این موضوع قرار گذاشته بودیم به آنجا برویم. برای ما اتفاق جالبی بود.
با خودمان گفتیم شاید این اتفاق باعث شده ما به اینجا کشیده شویم. از آن زمان به بعد بیشتر سمت مطالعات مذهبی رفتم.
شروع کردم به خرید کتاب. به نمایشگاه کتاب میرفتم و با کیسهکیسه کتاب برمیگشتم خانه.
مطالعات مذهبی را شروع کردم و همزمان در مسجد محل هم فعالتر شدم. اگر قبلاً با پدر و مادرم ماهی یک بار، دو ماه یک بار یا سالی یک بار به مسجد میرفتیم، حالا مسجد رفتنم تقریباً هر روز شده بود.
بعد هم در مدرسه و مسجد کار میکردم؛ چای میدادم، کمک میکردم و در برنامههای مختلف حضور داشتم. تردید بین مهندسی مکانیک و حوزه علمیه فارس: چه زمانی تصمیم برای ورود به حوزه علمیه جدی شد؟
خسروان: تقریباً مصادف با دوران کنکور بود. آن موقع خیلی دلم میخواست دانشگاه بروم و مهندسی مکانیک بخوانم.
از طرف دیگر، خیلی هم دوست داشتم بروم حوزه. بین حوزه و دانشگاه، آن زمان شاید ۷۰ درصد دانشگاه بودم و ۳۰ درصد حوزه.
وقتی با دیگران مشورت میکردم، میگفتند فعلاً دانشگاهت را بخوان و بعد برو حوزه. من هم از چند نفر پرسوجو کردم، اما قبل از اینکه تابستان سال کنکور برسد، دیگر نتوانستم صبر کنم.
رفتم سراغ روحانیای به نام حاجآقای غلامی. ایشان در معاونت پرورشی دبیرستان ما بودند.
پرسوجو کردم و دیدم ایشان هم همان سال میخواهد با بچههای کانون تربیتی خودش دروس حوزه را شروع کند. رفتم با ایشان صحبت کردم و گفتم: «من جزو بچههای شما نیستم، ولی خیلی علاقه دارم دروس حوزه را بخوانم.» ایشان هم گفت: «چه اشکالی دارد؟» خلاصه، همزمان با قبولیام در دانشگاه، در رشته مهندسی مکانیک سیالات، با حدود ۱۰، ۱۵ نفر از بچههای دبیرستان دکتر حسابی و دبیرستان خوارزمی شروع کردیم به خواندن دروس حوزه.
فارس: چه شد که از دانشگاه انصراف دادید؟ خسروان: چند ترم خواندم و تا ترم شش ادامه دادم، اما دیگر خیلی هوایی شده بودم.
دلم میخواست حوزه را شروع کنم. دلم دنبال فلسفه و عرفان و اینجور مسائل بود.
خیلی مطالعه داشتم. شاید چند هزار ساعت صوت تدریس دروس عرفان نظری و کلاس اخلاق گوش داده بودم و در جلسات مختلف شرکت میکردم.
ترم شش دیگر واقعاً نمیتوانستم محیط دانشگاه را تحمل کنم. دوست داشتم حوزه را شروع کنم.
با خانواده خیلی مشورت کردم. خانواده دیدند که من دیگر ماندنی دانشگاه نیستم.
فارس: یعنی کلاً از دانشگاه منصرف شده بودید؟ خسروان: بله.
احساس میکردم دانشگاه برایم بیفایده است و علاقهای به ادامه آن ندارم. با توجه به چیزهایی که در ذهنم بود، از دانشگاه در ترم شش انصراف دادم.
چون ترم شش بودم، مدرک معادل فوقدیپلم هم به من دادند. فارس: خانواده مخالف نبودند؟
خسروان: خانواده تصمیم را تقریباً به خودم سپرده بودند. یک مقدار مخالف بودند و میگفتند: «بگذار تمام شود؛ حداقل همین دو ترم را بخوان، بعد برو.» اما من میگفتم: «یک سال، یک سال از عمر من است.
همین یک سال برایم خیلی ارزشمند است. این یک سال چیزی نیست که برگردد.» در نهایت امتحان ورودی حوزه را دادم.
فارس: چطور وارد مدرسه شدید؟ خسروان: بعد از حوزه، میخواستم بهصورت رسمی وارد کار شوم.
کاری که در آن تخصص داشتم، همین کار تربیتی بود. چون چند سال در کار فرهنگی بودیم، مدیر و معاون و افراد مختلفی را میشناختم.
به چند نفر سپرده بودم که دنبال کار هستم، ولی خبری نشد. تا اینکه یکی از دوستانمان که در دبیرستان البرز کار میکرد، به من گفت: «آقا مهدی، بیا شما اینجا معاون پرورشی شو.» پرسوجو کردم و دیدم دبیرستان حدود دو هزار دانشآموز دارد.
گفتم: «نه، اصلاً اینجا به درد من نمیخورد.» اما چون جای دیگری جور نشده بود، در نهایت رفتم آنجا. همان روز اول من را بردند پیش معاون پرورشی مدرسه؛ حاجآقای دارابی.
ایشان آیتالله و مجتهد بودند و حدود ۳۰ سال هم در آموزشوپرورش خدمت کرده بودند. چند دقیقهای با ایشان صحبت کردم و ایشان گفتند برو پیش آقای معصومی در پایه دهم.
همان ابتدای کار، معاون پرورشی پایه دهم دبیرستان البرز شدم. فارس: سال اول فعالیتتان در البرز چگونه گذشت؟
خسروان: الحمدلله سال اول واقعاً سال پربرکتی بود. فکر کنم چهار یا پنج کلاس مستقیماً معاون پرورشیشان بودم و ۱۰ کلاس دیگر را هم بهصورت غیرمستقیم پوشش میدادم.
هر هفته برایشان برنامه داشتیم. علاوه بر اردوها و کارهای مختلف، نماز جماعت برگزار میکردیم و امام جماعتشان خودم بودم.
معلم درس دینیشان هم بودم و سر کلاس هر پنج کلاس میرفتم. هیئت هفتگی هم داشتیم.
آن سال انس و الفت بین معاون پرورشی و بچهها خیلی زیاد شد. هر کدام از بچهها که ارتباطم با آنها خوب میشد و به تعبیر کار تربیتیها جذب شده بودند، میآمدند و من تیک میزدم.
آنقدر تعدادشان زیاد شد که اواسط سال یک درصد گرفتم و دیدم حدود ۹۰ درصد ارتباط و جذب داشتیم. فارس: یعنی حدود ۹۰ درصد دانشآموزان با شما ارتباط گرفته بودند؟
خسروان: بله. خیلی از بچهها واقعاً میآمدند سراغ ما.
با هر رویکرد فکری، ارتباطمان خوب شده بود. البته اینطور نبود که به خاطر ارتباط خوب، از نظر درسی کوتاه بیاییم.
اتفاقاً آن سال چون هم معاون پرورشی بچهها بودیم و هم معلم دینی، یکی از همکاران پیشنهاد کرد سؤالهای امتحان را بهصورت هماهنگ بگیریم تا شبههای پیش نیاید که چون ما طلبه هستیم، سؤالها را خودمان طراحی کردهایم. رئیس دپارتمان دینی سؤالها را طراحی کرد و تصحیح برگهها هم دست ما نبود.
با این حال، آن سال بین کل معلمهای دینی، بالاترین نمره را گرفتم. مهمتر از آن، بچهها دینی را دوست داشتند و خیلی میخواندند.
درس دینی برایشان مهم شده بود. فارس: بچهها میدانستند شما طلبه هستید؟
خسروان: بله. فارس: بعضیها تصور میکنند به محض اینکه دانشآموز بفهمد معلمش طلبه است، فاصله میگیرد و دیگر راحت حرف نمیزند.
تجربه شما چه بود؟ خسروان: اوایل سال بچهها یک مقدار گارد داشتند.
وقتی فهمیدند طلبهام، کمی فاصله گرفتند؛ چون شاید ۹۰ درصدشان در عمرشان حتی از کنار یک آخوند هم رد نشده بودند. واکنششان بیشتر در لفظ بود.
مثلاً تکه میانداختند. فارس: خاطره خاصی از این برخوردهای اولیه دارید؟
خسروان: یک کلاس داشتیم که بچههای شر و شلوغی بودند. یک تکهای به من انداختند و فکر کرده بودند من از آن آدمهایی هستم که چیزی نمیگویم و سرم را پایین میاندازم؛ تصویری که از طلبهها در ذهنشان داشتند.
من هم همان لحظه جوابشان را با شوخی دادم. کلاس رفت روی هوا و آن دانشآموز تا آخر سال دیگر چیزی نگفت.
یک دانشآموز دیگر هم داشتم که تقریباً شرترین و شلوغترین بچه کلاس بود. آنقدر با او شوخی کرده بودم که آخر سال گفت: «آقا خسروان، ما غلط کردیم!
اگر بگویم دیگر شوخی نمیکنم، شما ما را ول میکنی؟» خیلی با هم رفیق شدیم. هنوز هم بسیاری از بچههای آن سال به من زنگ میزنند.
فارس: این رابطه نزدیک را چگونه مدیریت میکردید که هم جایگاه تربیتی شما حفظ شود و هم بچهها احساس فاصله نکنند؟ خسروان: ما با بچهها گروه داشتیم.
از اول سال برایشان جا انداخته بودم که پرورشی با بچههاست، نه با کادر مدرسه. بچهها با ما خیلی خودمانیتر بودند.
با کادر مدرسه آنقدر خودمانی نبودند، ولی با ما مثل رفیق یا برادر بزرگتر برخورد میکردند. در گروه بچهها بودم و راحت بودم.
گاهی تذکر میدادم که مثلاً اینطور با هم حرف نزنید. گاهی هم خودشان سؤال میپرسیدند.
ارتباطمان خیلی زیاد بود. آن زمان هم مجرد بودم و وقت زیادی داشتم که با بچهها بگذارم.
یک سال تقریباً با بچهها زندگی کردیم. فارس: روش شما در کلاس چه بود؟
صرفاً انتقال مستقیم مطالب یا روش دیگری هم داشتید؟ خسروان: آن سال خدا ما را با قرآن، تفسیر قرآن و تدبر در قرآن خیلی آشنا کرده بود.
من سر کلاس میرفتم و مثلاً جغرافیای عوالم را برای بچهها میکشیدم، اما یک قسمت آن را عمداً نمیگفتم. بچهها شاید دو ماه میآمدند و میگفتند: «آقا، آن تکهای که نگفتی را بگو.» من عمداً نمیگفتم تا کنجکاوی ایجاد شود.
یا مثلاً یک سؤال مطرح کرده بودم و گفته بودم: «در قرآن نوشته امام زمان کجاست؟» بچهها میرفتند و میآمدند و میگفتند: «این چیست؟ مگر میشود؟» وقتی آیه را برایشان میخواندم، تازه متوجه میشدند قرآن درباره موضوع چه گفته است.
بچهها از این شیوه خیلی استقبال میکردند. فارس: آیا فعالیتهای قرآنی خارج از برنامه رسمی مدرسه هم داشتید؟
خسروان: بله. کلاس قرآن برای بچهها گذاشته بودیم، خارج از ساعت درسی و در نمازخانه مدرسه.
کاملاً اختیاری بود. بچهها میتوانستند بروند خانه و هیچ اجباری برای شرکت وجود نداشت.
یادم هست حدود ۷۰ نفر آمده بودند. از حدود ۱۶۰ نفر، نزدیک ۷۰ دانشآموز داوطلبانه آمده بودند که در کلاس قرآن شرکت کنند.
فارس: یعنی کاملاً داوطلبانه؟ خسروان: بله، کاملاً دلبخواهی و خارج از ساعت مدرسه؛ تازه در مدرسهای که کنکور برایش خیلی مهم است.
فارس: با این حال، آیا دانشآموزانی هم بودند که در برابر مباحث دینی و معرفتی گارد جدی داشته باشند؟ خسروان: بله.
اگر مسائل خانوادگی، جامعه، محیط رفاقت و همه اینها را با هم جمع کنیم، یک جمعیت پنج، شش درصدی از بچهها سر کلاس گارد داشتند. یادم هست یک دانشآموز داشتم که ته کلاس مینشست.
خیلی تند و تیز بود و از اول سال موضع داشت و تمسخر میکرد. ما آنقدر با بقیه بچهها رفیق شده بودیم که گاهی خود بچهها به او تذکر میدادند.
او سؤال یا شبههای مطرح میکرد تا شاید ما نتوانیم جواب بدهیم، ولی چون در زمینههای مختلف فلسفه، قرآن و مسائل دیگر مطالعه کرده بودیم، پاسخ میدادیم. فارس: در مجموع، تجربه شما نشان میدهد دغدغه اصلی نوجوانان در این سن بیشتر چیست؟
احکام، مسائل دینی یا موضوعات دیگری؟ خسروان: دغدغههای بچهها بیشتر از احکام، مسائل اعتقادی، هدف زندگی و مسائل روانشناسی است.
ما نیاز خیلی مبرمی داریم به استادانی که خودشان از لحاظ اعتقادی به یک جایی رسیده باشند و بتوانند این مسائل را به بچهها منتقل کنند. سؤالهایی که در سن نوجوانی و بلوغ برایشان پیش میآید خیلی جدی است؛ اینکه اصلاً در دنیا چه کار میکند؟
هدف زندگی چیست؟ میخواهد چه کار کند؟
کجا برود؟ رابطهاش با خدا و اهلبیت چیست؟
اینها را باید بتواند بهصورت واضح جواب بدهد تا بداند برای چه زندگی میکند و برای چه درس میخواند. فارس: شما به مسئلهای اشاره کردید که مستقیماً به ساختار آموزشوپرورش مربوط میشود.
از نظر شما مهمترین ضعف موجود چیست؟ خسروان: چیزی که من همیشه به بچهها میگفتم این بود که مدرسه نباید برای دانشآموز شبیه زندان باشد؛ نباید زنگ آخر که میخورد، احساس کند در زندان باز شده است.
اما متأسفانه محیط مدرسه در بعضی موارد از لحاظ اعتقادی و تربیتی آن کیفیتی را که باید داشته باشد ندارد. یکی از مسائل مهم این است که معلم دینی متخصص نداریم یا به اندازه کافی از متخصصان استفاده نمیکنیم.
خیلی وقتها کسی که تخصصش علوم یا فیزیک یا شیمی یا هنر و علوم اجتماعی است، به دلیل کمبود ساعت، درس دینی هم به او داده میشود. خب، چرا برای فیزیک اینقدر دغدغه داریم که فرد استاد فیزیک باشد، ولی برای دینی که با اعتقادات و جهانبینی دانشآموز سروکار دارد، چنین حساسیتی نداریم؟
فارس: اگر بخواهیم این مسئله را مصداقیتر ببینیم، موردی داشتهاید که دانشآموز در ریاضی و فیزیک قوی باشد، اما از نظر دینی و اعتقادی ضعف جدی داشته باشد؟ خسروان: درصد بالایی از بچهها، خصوصاً آنهایی که تازه وارد پایه دهم شده بودند، در سالهای قبل به دلیل تمرکز خانوادهها بر درس و کنکور، کمتر فرصت پرداختن جدی به مباحث دینی داشتند.
بعضی از آنها نه احکام بلد بودند، نه مسائل دینی و نه مباحث اعتقادی را. انگار آمده بودند فقط درس بخوانند و برای کنکور آماده شوند.
یعنی ممکن بود دانشآموز در فیزیک و ریاضی متناسب با پایه دهم باشد، اما از نظر دینی، احکام، اخلاق و اعتقادات در حد چند سال پایینتر باشد. فارس: از نظر شما ریشه این مسئله کجاست؟
خسروان: به نظرم یکی از مسائل، آموزشوپرورش است که به اندازه کافی از معلمهای متخصص برای دروس علوم انسانی و بهخصوص دینی و قرآن استفاده نمیکند. یک بخش دیگر هم رسانهها هستند.
از طرف دیگر، آموزش عالی هم در این مسئله نقش دارد. بچهها از اول دبستان تا دوازدهم دبیرستان، مدرسه را به چشم آموزش زندگی نگاه نمیکنند؛ بیشتر آن را یک پله و سکوی پرش به دانشگاه میبینند.
به خاطر همین، درسها را برای نمره میخوانند، نه برای فهمیدن. کنکور و شیوه طرح سؤالهای آن هم در شکلگیری این نگاه مؤثر است.
وقتی دانشآموز احساس کند هدف اصلی، تستزدن و کسب رتبه است، طبیعی است که حتی ۱۲ سال درس دینی را بخواند، اما الزاماً از مذهب و معارف دینی فهم عمیقی پیدا نکند. فارس: چه تفاوتی میان تدریس یک متخصص دینی با فردی که صرفاً برای پر کردن ساعت به این کلاس آمده، وجود دارد؟
خسروان: بحث فقط انتقال چند حکم و چند مطلب کتاب درسی نیست. نوجوان سؤال دارد.
سؤال او درباره هدف زندگی است، درباره خداست، درباره رابطه انسان با جهان است، درباره اخلاق است، درباره آینده خودش است. اگر معلم دینی خودش مطالعه کافی نداشته باشد، نمیتواند وارد این مسائل شود.
نوجوان امروز با سؤالهای مختلف مواجه است و ممکن است پاسخ یک سؤالش را از دوستش، اینترنت، رسانه یا فضای مجازی بگیرد. بنابراین اگر مدرسه بخواهد در این زمینه نقش داشته باشد، باید فردی در مدرسه حضور داشته باشد که هم دانش کافی داشته باشد و هم بتواند با زبان نوجوان صحبت کند.
فارس: آیا موردی بوده که دانشآموز بعد از تجربه کلاس و ارتباط با شما، به حوزه یا مطالعات دینی فکر کند؟ خسروان: بله.
من هر سال دانشآموزانی داشتم که میآمدند و میگفتند: «آقا، ما چه کار کنیم؟ برویم حوزه؟» مشورت میخواستند.
عموم خانوادههایشان هم خیلی موافق نبودند که بچهها بروند حوزه. اما این بچهها ما را دیده بودند و با ما ارتباط خوبی گرفته بودند.
فارس: چه چیزی باعث شکلگیری این علاقه میشد؟ خسروان: بچهها وقتی یک طلبه موفق ببینند که از نظر علمی خوب کار کرده، علاقهمند میشوند.
خصوصاً اگر آن طلبه بتواند با اخلاق خوش، علم و رفتار مناسب، ابتدا اعتماد آنها را جلب کند و بعد وارد مباحث مذهبی شود. اگر یک طلبه بتواند اول با اخلاق، دانش و رفتار خودش نوجوان را جذب کند، بعد میتواند به رشد مذهبی او کمک کند.
فارس: اگر بخواهید مهمترین تجربه خودتان از سالها کار تربیتی با نوجوانان را در یک نکته خلاصه کنید، چه میگویید؟ خسروان: به نظرم مسئله اصلی این است که بچهها قبل از اینکه حرف دینی را از شما بپذیرند، باید خود شما را بپذیرند.
اگر طلبه بتواند ابتدا با اخلاق، رفتار، دانش و ارتباط انسانی اعتماد نوجوان را جلب کند، بعد میتواند وارد بحث رشد اعتقادی و مذهبی او شود. صرف حضور یک روحانی در مدرسه کافی نیست.
باید کسی باشد که هم علم داشته باشد، هم اخلاق و رفتار مناسب داشته باشد و هم نوجوان را بشناسد. این شاید مهمترین چیزی باشد که من در سالهای کار تربیتی یاد گرفتهام.
بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار » و « مایکت » دانلود و نصب کنید.
رئیس سازمان مدارس غیردولتی از پیگیری استخدام 9 معلم بازمانده شجره طیبه و بیمه و حقوق تماموقت آنها خبر داد.
شهردار سالون-دو-پرووانس فرانسه، پس از آتشسوزی یک دبیرستان پیشنهاد قطع موقت دسترسی نوجوانان به شبکههای اجتماعی در زمان ناآرامیها را مطرح کرد.
شاید اگر نبود مسئولیت پذیری آن 9 معلمی مدرسه شجره، تعداد شهدا میتوانست بیشتر از این باشد که هست.
معاون بهداشت وزارت بهداشت، برنامه شیر مدارس، تغذیه رایگان دانشآموزان و ارتقای سواد تغذیهای را از اولویتهای حوزه سلامت کودکان و نوجوانان دانست و بر اجرای مستمر و هدفمند این برنامهها تأکید کرد.
رسانه انگلیسی GBNews از بازداشت هزاران نفر، تعطیلی بیش از 500 مدرسه و حمله به دهها معلم در فرانسه خبر داد.
منابع فلسطینی بااشاره به سیاستهای ظالمانه اشغالگران علیه بخش آموزش از شهادت بیش از 800 معلم در غزه خبر دادند.
اعتراضات مدارس فرانسه وارد مرحله جدیدی شده است و معلمان سهشنبه اعتصاب سراسری میکنند.
در حیاط یک مدرسه، میان هیاهوی زنگ اول و رفتوآمد دانشآموزها، یک سؤال ساده سر زبانها افتاد؛ سؤالی که قرار بود پای حرفهای نوجوانها را به میان بکشد و نشان دهد وقتی از آینده، پیشرفت و مدرسه حرف میزنیم، خود بچهها چه روایتی برای گفتن دارند.
اعتراض دانشآموزان فرانسوی به کمبود معلم، کلاسهای شلوغ و نابرابری آموزشی، از حومه پاریس به بیش از هزار دبیرستان در سراسر این کشور کشیده شد.
در حالی که تحصیلاتش در مدرسه به پایان رسیده و مدتهاست که مدرک دیپلم خود را گرفته است اما تمام تابستان را در مدرسه گذراند.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفت: با بازگشایی مدارس بهصورت حضوری،معلمان و دانشآموزان از ادامه آموزش حضوری است.
از کنار بعضی مناسبتها روی تقویم نباید بهسادگی رد شد. مثلاً همین ۹ مهر. «روز همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی». یادآوری کودکانی که سهمشان از کودکی، بازی و مدرسه، زیر سایه جنگ گم شده است.
هوش مصنوعی هر روز بیشتر وارد زندگی نوجوانها میشود، اما در گوشهوکنار دنیا بعضی مدارس دارند برای استفاده از آن قانون وضع میکنند.
مترو یکی از مهمترین وسایل حملونقل عمومی در شهرهای بزرگ است که هر روز تعداد زیادی از شهروندان برای رفتوآمد به محل کار، مدرسه و دانشگاه از آن استفاده میکنند. گسترش استفاده از مترو میتواند به کاهش ترافیک و آلودگی هوا کمک کند.