تنگه هرمز؛ اهرم قدرت ایران در برابر بلوف‌های رسانه‌ای دشمن

حاکمیت بر تنگه هرمز برای ایران درآمدزایی نیست، بلکه اهرم قدرتمندی برای خنثی‌سازی تحریم‌های غرب و نمایش اقتدار ملی در برابر ادعاهای بی‌پایه دشمنان است.

این روزها تب و تاب مباحث مربوط به تنگه هرمز بالا گرفته است و برخی با استناد به تحلیل‌های سطحی، درباره پیامدهای تشدید احتمالی حاکمیت ایران بر این آبراه استراتژیک سخن می‌گویند. اما بررسی دقیق‌تر این ادعاها، ضعف و سستی آن‌ها را روشن می‌سازد.

**شبهه اول: دور زدن تنگه هرمز از طریق مسیرهای جایگزین**

این استدلال که در صورت تشدید حاکمیت ایران، طرف مقابل این تنگه را دور زده و نفت خود را از مسیرهای خشکی صادر خواهد کرد، از سه جهت قابل نقد است:

* **محدودیت شدید ظرفیت، زمان و هزینه:** روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند، در حالی که حداکثر ظرفیت خطوط لوله جایگزین، تنها ۷ تا ۸ میلیون بشکه است. افزایش این ظرفیت، نیازمند حداقل ۵ سال زمان و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری است که هزینه‌های سنگینی را به طرف‌های مقابل تحمیل خواهد کرد.

* **آسیب‌پذیری مسیرهای جایگزین:** در صورت احساس تهدید از سوی ایران، این مسیرهای جایگزین به راحتی قابل ضربه زدن هستند. همانطور که کارشناسان نیز اشاره کرده‌اند، ایران از توانمندی فنی و نظامی لازم برای این اقدام برخوردار است و طرف مقابل به خوبی از این واقعیت مطلع است.

* **انتقال کالاهای غیرنفتی:** این استدلال نادیده می‌گیرد که تنگه هرمز تنها مسیر صادرات نفت نیست و حجم عظیمی از کالاهای اساسی و تجاری نیز از این آبراه عبور می‌کند که انتقال آن‌ها از طریق خطوط لوله نفتی امکان‌پذیر نیست.

**شبهه دوم: کاهش تردد و از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی**

این ادعا که سخت‌گیری بر تنگه هرمز باعث کاهش تردد و از دست رفتن درآمدزایی ایران می‌شود، نیز سه نکته کلیدی را نادیده می‌گیرد:

* **اصالتِ حاکمیت، نه درآمدزایی:** هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران از تسلط بر تنگه هرمز، کسب درآمد نیست. اگر مسئله صرفاً درآمدزایی بود، حتی آمریکایی‌ها نیز با باز بودن تنگه در ازای پرداخت پول موافق بودند. هدف اصلی «اعمال حاکمیت» است.

* **اهرم فشار در برابر تحریم‌ها:** ایران با اعمال حاکمیت بر این تنگه می‌تواند تهدیدات علیه خود را خنثی کند. این حاکمیت، یک اهرم فشار قدرتمند در اختیار ایران قرار می‌دهد تا در برابر تحریم‌های غرب ایستادگی کرده و آن‌ها را خنثی کند.

* **پیام اقتدار به جهان:** حتی در بدبینانه‌ترین حالت، اگر فرض کنیم تردد از تنگه هرمز به صفر برسد، پیام ژئوپلیتیک این اتفاق برای دنیا بسیار بزرگ است: «ایران در مقابل ابرقدرت زمانه ایستاد، حاکمیت تنگه هرمز را در دست گرفت و قدرت‌های غربی نتوانستند این حاکمیت را از چنگ ایران خارج کنند.» ناتوانی پنج‌ماهه طرف مقابل در خارج کردن کنترل تنگه از دست ایران، گواه همین مدعاست.

اهمیت این اعمال حاکمیت زمانی دوچندان مشخص می‌شود که به تحولات اخیر نگاه کنیم. در دوره ۳۰ روزه‌ای که طبق تفاهم‌نامه، عبور کشتی‌ها باید با نظر ایران انجام می‌شد، شاهد بودیم که طرف مقابل با چه دستپاچگی و تلاشی سعی داشت «کریدور جنوبی» (معروف به کریدور عمانی) را به هر قیمتی باز کند. این تقلا به روشنی نشان می‌دهد که غرب به خوبی اهمیت تنگه هرمز و تبعات سنگینِ اعمال حاکمیت ایران بر آن را درک کرده است.